کتاب قانون

نویسنده : محمد رحمانیان ( بر اساس طرحی از مازیار میری ) / کارگردان : مازیار میری / مدیر فیلمبرداری : شاپور پور امین / تدوین : محمد رضا مویینی / طراح صحنه و لباس : شیوا رشیدیان / طراح چهره پردازی : سودابه خسروی – اجرا : سعید سدابی ، گلاره مرادی / موسیقی : محمد رضا علیقلی / بازیگران : پرویز پرستویی ، دارین حمسه ، داوود فتحعلی بیگی ، مهرداد ضیایی ، فریبا جدیکار ، نگار جواهریان ، نیره فراهانی ، روشنک عجمیان ....
همین اسم پرستویی کافی بود تا دو سال انتظار یکی دیگه از هنرنمایی هاش رو داشته باشم . دروغه اگه بگم ، خبر توقیف فیلم به اشتیاقم چیزی اضافه نکرده بود! اما کلا حضورش در فیلمی که اسم محمد رحمانیان روی نگارش فیلمنامه اش خورده به خودی خود می تونست جذاب باشه. محمد رحمانیانی که در تئاتر "عشقه" اش از خاطرم هرگز محو نخواهد شد و در تلویزیون مجموعه دوست داشتنی " نیمکت " اش. با کلی ذوق و شوق از اینکه بالاخره موفق شدیم ظهر جمعه یه سینمایی پیدا کنیم که باز باشه* ! به تماشای "کتاب قانون" مازیر میری نشستیم. پرستویی همانی بود که همیشه بود. شاید اینبار ماندگار نبود اما بد هم نبود. اما بازیهای دیگــــــــــــــــــــــر! اگه یه روز به عمرم مونده باشه و فریده سپاه منصور رو ببینم قطعا خفه اش می کنم بخاطر این بازی اعصاب خورد کنش. یجورایی دیگه داشت عصبیم می کرد..... اول از همه بگم ؛ موضوعی که تم داستان قرار می گرفت طبق شناختی که از رحمانیان و رابطه کاراش اش با سلیقه خودم دارم تامل برانگیز بود . یجورایی از اون موضوعاتی که پرداختن بهش جسارت می خواد و وقتی تماشاگرش از سالن می آد بیرون ، ( فارغ از اینکه فیلم خوب بوده یا بد ، خوش ساخت بوده یا بد ساخت ، بازیها روان بودند یا خیلی خیلی بد ! اصلا دوستش داشته یا به نظرش فیلم مضحکی بوده! ) یجورایی ( شده حتی موقتا ) متحول می شه و هیچی نباشه تا یکهفته تصمیم می گیره توی رفتارش تجدید نظر کنه و آدم مثبتی باشه، تصمیم می گیره اون رفتارهای بد و ساده و قابل اصلاحی که توی فیلم دیده و اذیتش کردند رو از خودش دور کنه.
شاید اکثر آدمهای به اصطلاح روشنفکر بگن، نه اینطور نبوده و فیلم شعاری بود ؛ اما من یکی اعتراف می کنم برای من شخصا این حس رو بدنیال داشت. علاوه بر اینکه یه جاهایی از فیلم به شدت حس بدی برام در پی داشت. انگار این جهان سومی بودن و عقب موندگی بسیار بسیار زیاد فرهنگیمون ( که من اندازه یه آسمون بهش معتقدم که ما ایرانیها ، انسانهای به تمام معنا بی فرهنگی هستیم ) محکم تو سرمون کوبیده می شد. و با مقیاس بزرگ جلوی چشممون نمایش داده می شد . دیروز فهمیدم این ضرب المثله " حقیقت تلخه" چقـــــــــــــــــــــــــــدر واقعیت داره. قاعدتا خیلی دردناکه که آدم رفتارهای بد مردم کشورش ، فرهنگ کشورش یا حتی خودش رو در قالب یک فیلم ببینه. اونم توی این روزهایی که روز به روز بیشتر (شخصا ) حالم از فرهنگی که درش متولد شدم و رفتار آدم های دور و بر ( یا حتی خودم ، به تاثیر از ژن ها و شاید تربیت یا بودن توی جایی که بهیچ عنوان قبولش ندارم ) بهم می خوره.
فیلم نا خوداگاه من رو به یاد مستندی که تازگیها دیدم "تهران انار ندارد " می انداخت. این یکی تلنگر محکم تری بود در قالب چیزی شبیه شاید طنز ( به واسطه بازیهاست که عنوان طنز به روش می گذارم ). جالب اینجاست که خودمون هم می دونیم رفتارمون اشتباهه، می دونیم زشته! اما انجام می دهیم. گاهی آدمها نمی دونند کاری که انجام می دن ، اشتباهه. اما به گواه همین فیلمهایی که می بینیم و داستانهایی که می خونیم ، هممون می دونیم که چقدر بی فرهنگ و بی تربیت هستیم. اما باز هم انجام می دیم. باز هم فحش می دیم. باز هم دروغ می گیم. باز هم غیبت می کنیم. باز هم .....
و اما فیلم...
راجع به داستان علاقمند شدن یک مرد مسلمان به دختری فرانسوی ساکن بیروت و به تبع این ازدواج ، مسلمان شدن دختر و مهاجرتش به ایران و رویایی وی با رفتار و کردار به ظاهر مسلمانان ایرانی ( از خانواده به شدت مذهبی همسر و یا خود همسرش گرفته تا فروشندگان بازار و خیابان ) و دیدن رفتارهای افرادی که سالیان سال است ادعای مسلمان بودن در کشوری اسلامی دارند از زاویه نگاه یک انسان تازه مسلمان شده!
شاید به نظر بعضی از رفتارها اغراق شده می اومد (خصوصا صحبتها و حرفهای عروس تازه وارد ) ولی عین به عینش درست بود. شاید اونهایی که عین من بواسطه شغلشون بیشتر با آدمها و داستانهای واقعی ارتباط دارند خیلی خوب این موضوع رو از این فیلم درک کنند و هیچکدوم رو اغراق تلقی نکنند.
یه چیزی توی این فیلم آزاردهنده بود. اینکه نمی فهمیدم چه چیزی داره اذیتم می کنه. موضوع یک موضوع کاملا جدی بود. حتی بازی پرستویی و بازیگر لبنانی به خوبی به این قضیه صحه می گذاشتند. اما نمی فهمیدم این بار کمدی قضیه از کجا وارد شد. شاید کارگردان می خواسته بعضی از حرفهاش رو در این قالب بزنه ، اما به شدت ناتوان بود. چون کار یه جا کمدی می شد ، یه جا کاملا فرمت جدی داشت و این یکدست نبودن حتی به بازیها هم رسیده بود. فکر کن بازی جدی و رئال بازیگر لبنانی در کنار قالب بازی لوس و طنز اعضای خانواده همسر بخصوص مادر و خاله شوهر نه تنها خنده دار نبود بلکه چندش آور هم بود.
و اما طراحی گریم: خیلی خوب و درخشان بود. اما متاسفانه اجرای (بقول خود گریمورا) تمیزی نداشت و تمام لبه کاریهای سبیل ها مشخص بود. ( البته ناگفته نماند در قسمتهایی چنین بود که طنز تلخی هم جریان داشت ) و این می تونه گاها تعمدی هم باشه که به نظرم اینجا چنین نبود. اصولا کارهای خانم سودابه خسروی طراحی های در حدو اندازه قابل قبولی هستند ، اما متاسفانه اجرا همیشه با مشکل مواجه بوده ، با توجه به شناختی که از ایشون دارم شاید بخاطر این باشه که توانایی وخلاقیتشون در طراحی شخصیت بر حتی اجراهای خودشون کاملا برتری داره. وقتی به کارهای ایشون فکر می کنم طراحی خوب شخصیتی که برای طاهره " به همین سادگی" انجام داده بوند به ذهنم میآد و متاسفانه به دنبالش چهره ناملموس و باور نپذیر ترانه علیدوستی در "کنعان".....
هر چند که ظاهرا قراره پایان تمام فیلمها و سریالهای ما هندی، ببخشید ایرانی وار تموم بشه. واقعا که دست فیلمهای هندی رو حسابی از پشت بستیم!
* پی نوشت : متاسفم از اینکه توی کشوری زندگی می کنم که مصلی شده محل فروش کتاب و دغدغه فرهنگ و دانشگاهمون شده محل نماز.... و بواسطه همین تمام فعل و انفعالان اطراف دانشگاه تهران تحت تاثیر همین سر جای خود قرار داشتن همه چیز در کشور قرار گرفته. جمعه صبح آزمون داشتیم و حد فاصل پایان آزمون تا ساعت 3 که باید می رفتیم سر کار کاملا بیکار بودیم و امکانش نبود که برگردم کرج . طبق برنامه ریزی قبلی قرار بود این 3 ساعت بین نهار و دیدن فیلم تقسیم بشه. غافل از اینکه تو این مملکت اگه توی این ساعت روز جمعه بیکار بشی باید و باید و باید و باید و باید حتما بری نماز جمعه. اونم باید ، نه از نوع should و نه Must ، بلکه دقیقا همون Have to. چون تمام سینماها از آزادی گرفته تا.... بعد از نماز باز می شن و تمام اماکن تفریحی تعطیلند تا مبادا کسی بره اونجا و دوستان رو تنها بذاره. اینم یکی از مسائل شیک ایران اسلامی. چقدر همه آدمها حق انتخاب دارند........
نقد فیلم "کتاب قانون" – محمد علی ابطحی
(+) فیلمشناسی سودابه خسروی (طراح گریم فیلم کتاب قانون )
آل (۱۳۸۸) / بيداري (۱۳۸۷) / چهره به چهره (۱۳۸۷) / شبانه روز (۱۳۸۷) / صبح روز هفتم (۱۳۸۷) / كتاب قانون (۱۳۸۷) / مديوم (۱۳۸۷) / نويسنده (۱۳۸۷) / آن مرد آمد (۱۳۸۶) / به همين سادگي (۱۳۸۶) / كنعان (۱۳۸۶) / پارك وي (۱۳۸۵) / تله روباه (۱۳۸۵) / ستايش (۱۳۸۵) / شبانه (۱۳۸۴) / رستگاري در 20/8 دقيقه (۱۳۸۳) / شوريده (۱۳۸۳) / هشت پا (۱۳۸۳) / يك شب (۱۳۸۳) / باج خور (۱۳۸۲) / جنايت (۱۳۸۲) / شكلات (۱۳۸۲) / ملاقات با طوطي (۱۳۸۲) / گاهي به آسمان نگاه كن (۱۳۸۱) / خواب سفيد (۱۳۸۰) / كاغذ بي خط (۱۳۸۰) در مقام طراح و در فیلمهایی چون آدم (۱۳۸۵) / همسر دلخواه من (۱۳۷۹) / پرتگاه (۱۳۷۲) در مقام مجری گریم.


/685-(EDV.blogfa.com).jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)



















.jpg)














