تبليغاتX
بوی بارون ... صدای بارون

سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر / ساعت 19 ( و ساعت 17 اجرای فوق العاده) / مدت : 75 دقیقه

"جن گیر"  نویسنده و کارگردان : کوروش نریمانی / طراح صحنه : منوچهر شجاع / طراح لباس : پانته آ حمید خانی / طراح گریم : سارااسکندری – مجریان گریم : مهدیه جواهری ، حمیدرضا قاسمی ، امیر خوشگو / طراح پوستر و بروشور :  استودیو پاکدل / انتخاب موسیقی : سیاوش پاگراه ، احسان کاظمی /  ساخت ماسک : افسانه قلی زاده ، امیر قادری / بازیگران : ژاله صامتی ، سیامک صفری ، هوتن شکیبا ، فروغ قجابگلی ، هومن خدا دوست ، بهرام افشاری ، سامان کرمی ، خسرو شهراز ، معصومه کاظمی   ( گروه تئاتر معاصر )

 " جن گیر" عکس از رضا موسوی

 (((( پیشنهاد مخصوص سرآشپز،  ویژه علاقمندان به دستپخت جناب نریمانی و گروه  تئاتر معاصر ))))

فقط اسم  سیامک صفری انگیزه خوبی بود که این یکی دو ماه منتظر شروع این اجرا بمونم و از اینکه کار همزمان ما باعث ندیدنش شده بود عصبانی باشم. حـــــــــــــــــالا کارگردانی و متن که برای خود نریمانی بود جای خود.... ازاونجاییکه اینجـــــــــــــــا ، همیشه ، قراردادم  با خودم این بوده که  درمورد کارهایی که انگیزه شخصی برای دیدن یا خوندنشون دارم   چیزی ننویسم ؛ چون تجربه ثابت کرده ، به شدت مطلبی غیر منطقی و جانبدارانه از آب در می آد  تا الان و امروز صبر کردم ، اما اینبار دلم نیومد.پــــــــــــــس....

 باز هم سیامک صفری  و پیش فرض یه نمایش خوب ) حتی اگه قرار باشه باز هم تیپی کلیشه ای ببینم  ). با یه عالمه حس خوب وارد سالن شدم. موسیقی ابتدایی کار که از همان ابتدای ورود تماشاگر تا شروع نمایش پخش می شد  ، به نوعی خاص بود و محرک خوبی برای حس کنجکاوی آغازین....    طراحی صحنه خیلی ساده بود. اما بخوبی تمام المان های لازم برای این نمایش رو داشت وبرای نشان دادن دوگانگی فضای توهم و واقعیت باورپذیر بود. شاید اگه خلاصه ای از این نمایش نخونده بودم ، برام خیلی جذاب تر بود. اما تــــــــــــــمام دانسته هام  ، با همدیگه هم نتونستند باعث بشن خنده ام نگیره و احساس رضایت از بودن در اون سالن رو نداشته باشم.  خلاصه داستان اینگونه بود که : آقای جنابی و همسرش پری در یک خیاط خانه در حال دوخت ودوز برای صاحبکار خود هستند که تصمیم دارد شوی پوشاک برپا کند. این زوج با آرزوی فروش لباس ها و مانکن های خود هستند که ناگهان با موقعیت عجیی روبرو می شوند. "جن" ها در خانه و کارگاه خیاطی اخلال ایجاد می کنند  دست به موقعیت های خنده آور می زنند ....   

یک لحظه فکر کنید!  موقعیت بامزه ایه.دستمایه قرار دادن چنین سوژه ای  می تونه دو حالت داشته باشه . یا ترس یا خنده.  که در اینجا ترس به کلی حذف و به موقعیت های کمیک افزوده شده بود. علی رغم عدم شخصیت پردازی لازم ، بازیها همه خوب بودند. ژاله صامتی مثل همیشه زندگی می کرد و نه بازی. بسیار بسیار باورپذیر و روان.  سیامک صفری هم که......  . فروغ قجابگلی  به همراه گریم خوبش نقشی ماندگار رو بازی کرده بود  و به عقیده من بهترین بازیگر این نمایش بود. که بازی هماهنگ وی با هوتن شکیبا  کاملا مشهود بود.  ضمن اینکه بقیه گروه هم یکدست و خوب بودند.       طراحی و اجرای گریم خیلی حساب شده و متناسب با فضا  در نظر گرفته شده بود و در کنار طراحی لباس نقش پررنگی به عهده گرفته بود.  که البته اجرای خوب مجریان گریم هم درش بی تاثیر نبود.    

شاید این نمایش جای کار بیشتری داشت ، شاید روی هم رفته متن آنچنانی و خاصی نداشت ، اما خلق موقعیت و نحوه شکل دادنش قابل توجه بود و بیادموندنی. خصوصا صحنه های پایانی که یجورایی آدم رو به فکر می برد که نکنه حتی بغل دستیت هم....   

 

 

فکر کنم تا 23 آذرماه این اجرا ادامه داشته باشه و اینطور که به نظر می آد با توجه به استقبال تماشاگر، روند دو اجرا بودنش ادامه پیدا کنه و هر روز علاوه  بر ساعت 19   ، ساعت 17 هم اجرا داشته باشه  خلاصه اینکه اگه توی این گیرودار زندگی جدی و شلوغ که فرصت خندیدن رو ازمون گرفته، دلتون هوای یه دنیای فانتزی با طعم خنده داشت ( حتی اگه قرار باشه این خنده ، خنده ای به تمام موقعیت های گفتاری و کلیشه ای نمایش باشه ) بد نیست اینروزها سری به تالار قشقایی بزنید و برای یکساعت زندگی با "جن" ها رو تجربه کنید....

 نقد نمایش "جن گیر" به نقل ازایران تئاتر

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 6 آذر1388 و ساعت 2:7 AM |

سالن شماره 1 تماشاخانه ایرانشهر / ساعت 19 / مدت : 160 دقیقه  ( تا اواخر آذرماه)

"اتللو"  دراماتورژ، برگردان به نظم و نثرفارسی و کارگردان : حمید مظفری /  طراح صحنه : فریبرز قربانزاده / طراح لباس : پروین محبی / آهنگساز : ابراهیم ثباتی / طراح گریم : فریبا حسینی -  طراح و ساخت ماسک و مجسمه : کامبیز مومن خانی - اجرای گریم : مرسده آکنده کوش ، تکتم مرشد لو ، حسام حیدری ، هادی فکری ، میثم فرشیانی / عکاس : عباس کیخاونی / بازیگران : مینا خسروانی ، سوده سعدایی ، سهیلا پور علی ، آوا علوی ، مانا ابطحی ، سمیه رفیعی ، کمال الدین شفیعی ، حمید مظفری ، علی بی غم ، وحید نفر ، فرزین نوبرانی ، کیوان خانبیگی ، روزبه معتمدی ، اصغر همت ، احد اژدری ، کوروش اسداللهی ، جعفر رجبی ، پویان گنجی ، مهدی خان ، مجتبی دانشی ، جواد اعرابی ، ناصر کرم پور ، محمد کرمانی نسب ، رها نورمحمدی ، بهاره خداوردیان دهکردی ، ملیکا رضی.

عکس از میلاد پیامی

و اما اتللللللللللللللللو به روایت جناب حمید خان مظفری!   انقدر سطحی با نمایشنامه برخورد کرده بود که آدم لجش در می اومد.  انگار متن رو دادند به یک آدم معمولی ، بهش گفتند هر چی رو فهمیدی تعریف کن ، با ذکر نام شخصیت ها...          و اون آدم هم بطور کاملا خطی و بدون پرداختن به پیچیدگی های شخصیتی و فراموش کردن لحظات دراماتیک  داستانی  صرفا روایی و در حد قرار گرفتن در اصل جریان بازگو کرده بود.   اما چرا؛   یه عالمه هم سعی کرده بود دیالوگ ها جینگیل مستون بشه و درحد خودکشی تلاش شده بود که به زور آب هم که شده قافیه ها طراز شوند.  تا جاییکه بعضی از  جملات واقعا آزار دهنده  از کار در آمده بود.....   واقعا لازم بود که به صرف مقفی بود و در نظم قرار گرفتن  اینچنین به شعور مخاطب توهین بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!  در تمام لحظات نمایش یکی از ضرب المثل های معروف توی ذهنم و جلوی چشمهای خواب آلودم رژه می رفت.

توی این گیر و دار  طراحی صحنه برام دوست داشتنی بود. کاربردی و فضا ساز.... در تمام پرده های نه چندان کم نمایش مانند عنصری چشمگیر خودنمایی می کرد.  همینطور  در گاهی مواقع طراحی لباس....   گریم اصلا برام جالب نبود.   شاید قصور از  مجریان محترم گریم بود که اینچنین ناهمگونی و نا مرتبی به چشم می خورد و نه طراحی....   خطوط اشتباه صورت ، مشخصا گونه بازیگر  "گراسیانو"  آنقدر مشهود و بدون اندیشه کشیده شده بود که از دید مخاطب حتی در بازی بازیگر هم تاثیر گذاشته بود. ( شاید باور کردنی نباشه اما در گریم ، جابجا کشیدن حتی یک میلیمتر از خطوط که ناشی از عدم آشنایی به عضلات صورت و تسلط به آناتومی می باشد باعث اشتباهات بسیار فاحشی می شود. تا حدی که اگه شانس یار باشه و در چهره ترکیبی حیوانی ایجاد نکنه ؛ قطعا بی برو برگرد شخصیت پردازی رو زیر سوال می بره و اساسا شخصیت دیگری ایجاد می کند )  .  اما ماسک و مجسمه های کار خیلی خوب بودند.

موسیقی اثر هم خوب بود.  بغیر از افکت های باز هم آزار دهنده!    کارگردان انقدر مخاطب را بی اندیشه فرض کرده که حتی فرصت درک شناسایی شخصیت ها رو هم ازش دریغ کرده. و وظیفه خودش دونسته که با افکت هایی متعدد و کاملا بارز و  اصطلاحا "رو"  ( و نه زیرکانه و به تعداد کم ) از حیوانات به این مخاطب بی شعور به زور بفهماند که شخصیت آدمهای داستان شبیه چه حیوانیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   « که البته این عمل وی رسما ضعف خویش رو ثابت می کند ، که یعنی من نتوانسته ام در متن بازنویسی شده ام  این پیچیدگی های شخصیتی را به شما منتقل کنم  و در مقام کارگردان  از بازیگرم کار بگیرم! بنابراین  به دفعات  از افکت استفاده می کنم تا شما خوب خوب متوجه شوید »

و اما بازیها.....با توجه به دیالوگهای خاص ، بد نبودند. کما اینکه شاید خوب هم نبودند.  در کل علت اینهمه اصرار کارگردان برای ترکیب نمایش ایرانی ( اعم از تعزیه ، نقالی و .... )  با این نمایشنامه کاملا کلاسیک  از شکسپیر رو درک نکردم. ضمن اینکه این وسط تکنولوژی و مدرنیته در قالب استفاده از لوازم الکترونیکی هم  کم ناخوشایند نبود.      حالا هم که بهش فکر می کنم هنوز برام مسخره است که با شیوه روایت یک نقال مثلا بشنوم ،   چو آمد دزدمونا از در ، ببرد هوش و قرار ایاگو از سر.....

تا قبل از این نمایشنامه اتللو  و موقعیت های دراماتیک و تمام جدال ذهنی و جذاب اتللو  و رسوخ تدریجی شک و تردیدش ،  برام خیلی شیرین بود  اما حالا تا می آم بهش فکر کنم اون تصاویر می آد جلوی ذهنم. که خالق این اتللو ؛ چطور با اینهمه اصرار بر مردنیته کردنش لحظات اوج داستان اتللوی کهن رو به نابودی کشونده بود. و از یک تراژدی پراز فکر و اندیشه ، یک طنز سطحی و بی اساس ساخته بود.

 

 - پی نوشت کاملا ضـــــــــــــروری  :   (((((((((    البــــــــــته ؛ اینها تماما  نظر شخصیه منه که به عنوان یک تماشاگر عام!  170 دقیقه به تماشای "اتللو"  در صندلی های راحت تماشاخانه ایرانشهر نشستم و همچنان به این فکر می کنم که اگر این نمایش بغیر از این سالن و صندلی های راحتش، در سالنی دیگر اجرا می شد ؛ چند نفر در آنتراکت 10 دقیقه ای نمایش  سالن رو ترک می کردند؟!!!!!!!!!   )))))))))))))

نقد نمایش "اتللو" ( رحیم عبدالرحیم زاده) به نقل از ایران تئاتر

آلبوم عکسهای نمایش "اتللو" (میلاد پیامی)

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 4 آذر1388 و ساعت 1:50 AM |

 عکس از خانم لیلی صدیق

اینروزهای قشنگ پاییزی انقدر شلوغ و پر از نوشتی هستند که گاهی مجبور می شی از شون فاکتور بگیری....  شاید در اصل این پست قرار بود ، چند تا پست باشه ؛ با چند عنوان و در دسته بندی های کاملا مختلف!!!  از آخرین اجرای "هاملت با سالاد فصل"  و دیدن استاد جون و تاسف به حالش گرفته تـــــــــــا  برنامه این هفتۀ "جمعه ها با تئاتر" رادیو ؛ خوندن " استخوانهای خوک و دستهای جذامی" ، "بارون درخت نشین " و "وانیل و شکلات" ؛ دیدن دوباره "عشق سالهای وبا"  ؛ اخرین روز نمایشگاه عکس بزرگداشت سعدی افشار و دیدن هنر نمایی  گروه  "حمید پور اذری"  و نمایش " بادبادکها برخاک" .....   فکر کن!   تازه ، دل نوشته های بارونی  اینروزهای پاییزی  ، حکایت خستگی و سکوت یه ادم پر از سکوت  ،  شمارش معکوس تا پایان این تجربه کاری پر از امواج منفی و خسته کننده ، و درختهای هزار رنگ ....  عنوان هایی بودند که رسما فاکتور گرفته شدند!!!!!!!!!!!!

 

-  به دلیل اینکه اجرای "هاملت با سالاد فصل"  تموم شد ، با توجه به چشمگیر نبودن این کار طولانی و خسته کننده   ترجیح می دم مطلب تاریخ گذشته و بی مصرف اینجا  نداشته باشیم.  ( با تمام این احوال نتونستم از موسیقی خوب و دوست داشتنی  "سعید ذهنی"  در این کار اسم نبرم )

- برنامه این هفته جمعه ها با تئاتر رادیو  اختصاص داشت به کدورت ها و جنجال های بوجود آمد در انجمن کارگردانان خانه تئاتر که اینروزها به هر سایت یا خبرگزاری نگاه می کنیم بیانیه و مصاحبه ای از هر یک از اعضا در له یا علیه دیگری می خوانیم.  که  اینبار آقای ایوب آقاخانی  بصورت تلفنی از یک سو و آقای مهدی شمسایی از سویی دیگر پاسخگوی این اتفاقات بودند  و قضاوت به عهده شنوندگان..... !   ( اگر قول مسئولین این برنامه مبنی بر ادامه این بحث در دو هفته آینده – یعنی این یکی هفته نه؛ هفته بعدش _    نبود ، این موضوع هم به نوعی تاریخ گذشته بود....)

- پست مربوط به کتابهای نام برده شده ، همچنان به قوت خودشون باقی هستند ؛ امّـــــــــــا در زمان مقتضی  که اگه خدا خواست ، از این پروژه لعنتی که از سر حماقت و رودربایستی درگیرش شدیم نجات پیدا و دوزار وقت خالی پیدا کنم....  ( اما مطمئنم قطعی ترین پست آینده خواهند بود)

 - " عشق سالهای وبا "  هم کم ، گفتنی نداشت.علی الخصوص که گریمش به شدت حرف داشت....   بار اول که دیدمش فرصت نشد اما  دلم می خواد حتما برای آرشیو  بخش فیلم  اینجا هم که شده، در آینده راجع بهش مطلب داشته باشم.

  - و اما حمید پور آذری وآخرین شب مراسم بسیار بسیار دوست داشتنی بزرگداشت "سعدی افشار" .  پرفورمنسی بسیار شاد که  کاملا متناسب با رویداد در نظر گرفته شده بود. تمام گروه تبدیل شده بودند به تعدادی زیادی سیاه با مزه  که با شیطنت و معرکه خودشون فضای مهیجی ساخته بودند. خیلی ساده و ملموس  مثل هم نمایشهای سیاه بازی قبل از اجرا، همونجا یه گوشه ، بین تماشاگران همدیگه رو سیاه می کردند. اجرا مثل یک اجرای خیابانی هر گوشه از محوطه باز روبروی نگارخانه شروع شد. بین اونهمه شلوغ پلوغی  جالب ترین بخش این ماجرا برای من ، حضور دوستانه و بی قید و بند  کارگردان در حین اجرای نمایش ، بین بازیگران بود و نگاه غرق و پر از اشتیاقش به گروه و  تذکر های گاه به گاه....      در ادامه این نمایش همه گروه به داخل  نمایشگاه عکس ( سعدی افشار ) وارد شدند و حضور پر تعداد یه عالم سیاه امروزی در کنار قابهایی از سیاه دیروزشهر ما  ، تصویر خیلی خیلی خاصی ایجاد کرده بود. نحوه چینش نمایشگاه به شکلی بود که بعضی از قاب عکسها  با ابعاد بزرگ روی زمین قرار گرفته بودند . که هر قاب با دو سه نفر از این سیاه ها دوره می شد...  . تا چشم کار می کرد سیاه بود و سیاه با سربند های قرمز همیشگی...   بالای دیوار ، روی ستون ، کنار قابهای دیوار ، روی زمین و حتی کنار دستت.... و حتی توی قاب!!!!  همشون با هم بزرگترین سیاه شهر رو  دوره کرده بودند و براش شعر می خوندند... می خوندند و پایکوبی می کردند تا بدونه حتی حالا هم که انقدر پیر شده ، دوستش دارند و به حرمت اینهمه سال تلاش و بزرگی جشن گرفتند. می خوندند تا اون چشمهای خسته و پیر بخنده و اینهمه کهولت و سختی از خاطرش بره..... می خوندند تا بدونه مهمه و بــــــــــــــاید بمونه....   سمبل این نمایشگاه قاب  عکسی  از سعدی افشار بود با سایزی بزرگتر که  طی روزهای  بازدید، ظاهرا با همین مراسم از افراد برجسته ای که در سالن حضور داشتند دعوت می شد که با همراهی دو سه تا سیاه شیطون برن و  روی اون تابلو رو امضا کنند که در آخر همین تابلو هم مشابه دیگر تابلوها ( اما قطعا کمی گرانتر بخاطر ارزش امضاهای ادمهای پر ارزش(!) و خاص روی آن و ارزش بالای یادبود آن )  با همت عالی فروش بره و تقدیم آقای افشار بشه.   همین مراسم به قول مجری ( امضا کنون )  خودش کلی نمایش بود برای خودش.... پر از شوووووووووووور و انرژی......   شب دوست داشتنی بود و خوشحالم که بالاخره موفق به دیدنش شدم  ، حتی شده روز آخــــــــــــــــــــــر!!!!

شاید جذابیت و انرژی این مراسم رو می شد از نگاه و زمزمه اکثر ادمهایی که از پله های باریک نگارخانه استاد انتظامی پایین می اومدند کاملا حس کرد.     "... هی واسه ما سیاه شدی ، رفیق بی ریا شدی... دنیا پر غصه شده ، سعدی بیا سیاه شو....  هی واسه ما سیاه شدی ، رفیق بی ریا شدی.... "

عکس از مانی لطفی زاده 

 

- فردا  نوشت :  همینه دیگه...! وقتی میزبان مهربان مجبور می شه  به حکم میزبانی دوربینشو بذاره زمین ، باید پست ارسالی یکروز بعد ادیت بشه.  بس که جناب موسوی بوی بارون رو بد عادت کردند با لطف همیشگی و عکس های به موقعشون.  ( البته ناگفته نماند که بــــــــــــــــاز هم ایشون بودند که  عکس درخواستی رو بهمون رسوندند. - همون عکس   ویژه بالای صفحه )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 25 آبان1388 و ساعت 0:49 AM |

 سالن اصلی تالار مولوی / ساعت 20:15 / مدت : 60 دقیقه

" شمردن ستاره های شب "   نویسنده و کارگردان : شهرام کرمی / طراح لباس و صحنه : سیروس همتی / آهنگساز : کیوان ادیب / عکاس : پیمان شیخی /  طراح پوستر و بروشور : مسعود نوروزی / حمید رضا نعیمی ، بهناز سلیمانی ، آیدا صادقی ، رضا امامی ، یعقوب صباحی ، مجید تفرشی

 

امروز یک دوست خیلی خیلی خیلی عزیز که همون آقای سروری نژاد باشند مهمونمون بودند و طبیعتا یه عالـــــــــــــمه هم انگیزه و انرژی از دیدنشون. دوباره  تمام اون لحظه های شاد و طلایی برامون درخشید و یاد اون روزها زنده شد. با اینکه مدت کمی از آخرین اجرا و آخرین دور هم بودنمون می گذره اما انگار روزهای زیادی گذشته....  به شوق همراهی با ایشون که قصد دیدن اجرای سالن اصلی رو داشتند ، ما هم موندیم و دیدیم. و مصرانه اعتقاد دارم راجع به برخی نمایش ها چیزی گفته نشه شاید خیلی بهتر از گفتن و گفتن و گفتن باشه. گذشت و اجرا تموم شد. اما هنـــــــــــــوز دارم به این فکر می کنم که بی خیال گریم که شده بودند هیچی!  آیا واقعا نمی شد در اپیزود دوم حداقل  فرنچ  ناخنهای خانم سلیمانی ( مادر شهیدی که برای برنگشتن پسرش اوضاع نا مساعدی داره )  پاک می شد که موقع بافتن انقدر  توی ذوق نزنه!!!!!!!؟؟   آخه انقدر همه چیز سرسری و بی توجه!

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 15 آبان1388 و ساعت 0:50 AM |

 سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر / ساعت 18:15 /  ( مدت : 90 دقیقه )

"عشق لرزه"  نویسنده : اریک امانوئل اشمیت / مترجم: شهلا حائری / کارگردان : سهراب سلیمی / طراح صحنه : محمد هراتی /  طراح لباس : نگار نعمتی / انتخاب موسیقی و عکس : نیما علیزاده / طراح نور : سهراب سلیمی / طراح چهره پردازی : سارا اسکندری / بازیگران : بهناز جعفری ، افسانه ماهیان ، نسیم ادبی ، ناهید مسلمی ، پیام دهکردی / ( گروه تئاتر صورتک www.Soorataktheatre.com )

 

بالاخره اجرای ما تموم شد و موفق به دیدن یکی دیگه از اجراهای همزمانمون ،یعنی عشق لرزه شدیم. طراحی صحنه نمایش خیلی خیلی متفاوت بود. تا اندازه ای که نمی دونستم  اصلا دوستش دارم یا نه. سعی می کردم دلایل این شکلی بودنش رو درک کنم اما با تمام توجیهاتش قابل قبولش بازم یجورایی بود.  طراحی لباس این نمایش رو خیلی دوست داشتم و به نظرم علی رغم موانع وممیزی ها خیلی خوب به شخصیت پردازی کمک کرده بود. ضمن اینکه طراحی گریم خوب خانم اسکندری نقش چشمگیری داشت.   معمولا برای اجرای نمایشنامه های این چنینی که مشکلات اجرایی برای نشان دادن شخصیتهای خاص دارند دست طراحان بسته است.  از گریم گرفته تا لباس و.....     و اما نور، گرچه به دفعات خیلی زیاد از نور موضعی استفاده شده بود  اما متناسب با صحنه بود و کاربردی.     متن نمایشنامه مثل بقیه کارهای این نویسنده برام تامل برانگیز بود. انگار دیگه عادت شده بعد از دیدن یا خوندن کارهایی از اشمیت ذهنم درگیر موقعیتها و دیالوگهای کار بشه.  هر چند که آنچنان هم خوب و جذاب نباشه. میزانسنها از لحاظ بصری خوب بودند.  و اما بازیـــــــــــــــــــها....  برای من که بازی بهناز جعفری رو همیشه دوست داشتم ، خوب اینبار هم خوب بود و موقعیتهای حسیش دیدنی بود ، خصوصا اینکه اینبار گریم خوبی هم همراه بازیش شده بود. افسانه ماهیان و نسیم ادبی هم مثل همیشه بودند  و تفاوتی در بازیشون نمی دیدم.  یه چیز  دیگه؛ با احترام به نظر و عقیده همه اهالی تئاتر  از اونجاییکه به هیچ عنوان جنس بازی پیام دهکردی برام خوشایند نیست و حتی گاهی هم آزار دهنده است ، ترجیح می دم هـــــــــــــــِچ اظهار نظری نکنم.  خلاصه شاید نمایش آنچنانی نبوده باشه ، اما دیدنش  خالی از لطف هم نیست....

 

- پی نوشت : اگه فکر کردید می تونید از این نمایش حتی یک عکس از بازیگران خانم ( البته ) با نورکامل و نه موضعی  پیدا کنید سخت در اشتباهید. جالب ترین چیزی که در راستای جستجو برای عکس از این نمایش بهش برخوردم این بود که برای اولین بار می دیدم که از یک نمایش فقط و فقط و فقط 5 عکس توی سایت ایران تئاتر موجوده و خدای نکرده فکر نکنید به خاطر وجود کلاه گیس ؛ این ممیزی احمقانه صورت گرفته بوده ها !!!!!!!!!!  نه بابا ، این فقط یک تصادف بوده.  درست مثل همه تصادف های اینروزها......      ( به دلایل فوق عکسی از این نمایش پیدا نکردم که اینجا بذارم . چون هیچ عکسی نبود که حداقل طراحی صحنه درش معلوم باشه ؛ حالا اگه ادم خیری پیدا شد که دلش به حال من و این وبلاگ سوخت با کمال میل از لطفشون استقبال می کنیم. و یک عالـــــــــــــــمه دعای خیر بدرقه فتوبلاگ دوست داشتنیشون می کنیم :-)    - اصلا هم معلوم نیست از اونجائیکه دیگه روم نمی شه  ،حالا دارم غیر مستقیم تقاضای یک عکس سفارشی از بعضی دوستان عزیز می کنم..... نه؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!-

 نقد نمایش "عشق لرزه" به قلم مهدی نصیری به نقل از سایت ایران تئاتر

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 8 آبان1388 و ساعت 9:50 PM |

همیشه اعتقاد داشتم عکس ، آنهم یک عکس خــــــــــوب  ؛ توانایی آن را دارد که به اندازه چندین و چند صفحه مطلب  حرف داشته باشد. آنقدر که گاهی حتی نیازی به سر هم کردن واژه ها نباشد و خود گویا....  شاهد این ادعا تصاویری هستند که  در لحظاتی ( نه چندان کم ) ضمیمه مطالب این وبلاگ بوده اند.  وچه بسا حتی مطالبم ضمیمه آنها !   بودند عکسهایی که از سر ناچاری و ترسیم فضا برای خوانندگان ، مهمان اینجا بودند .  بودند عکسهایی که به حکم خبر ،  پستها را رنگین می کردند. امـــــــــا در میان این بودن ها ؛ بودند تصاویر درخشانی که به حکم درخشندگی ، ظرافت ، ثبت هنرمندانه و دقیقشان و صد البته توانایی،  ذوق و خلاقیت عکاسانشان به پست ها اعتبار بخشیدند.  در این میان ، بوی باران به ضمیمه مطالب تئاتری اش اگــــــــــــــــــر اعتبارو جذابیتی دارد ، این رنگ و بو را مرهون کادرهای طلایی و راهنمایی های بجا و مفید یکی از دوستان عکاس اش  می داند. مدتها بود به این فکر می کردم که شاید به ظاهراین وبلاگ یک نویسنده داشت اما تعداد دفعاتی که از هنر آقای موسوی بهره برد هم کم نبود و شاید از شمار خارج. قطعا متن مصاحبه سایت عکاسی با ایشون برای تمام بازدیدکنندگان تئاتری اینجا جذاب خواهد بود...  باشد که همیشه همینطور پر قدرت و سربلند در کنار ما و تئاتر ما باشند....


مصاحبه: گیتا جاودانی
رضا موسوی: تیتر کارم؛ علاقمندی به تئاتر است

رضا موسوی خود را چنین معرفی می‌کند:
«کارشناس مرمت ابنیه تاریخی هستم و کار حرفه‌ای‌ام در میراث فرهنگی در بخش مرمت است. سال 70 وارد دانشگاه شدم و سال 74 فارغ التحصیل. در دوره دانشجویی، چند واحد درس عکاسی داشتیم که اکبر عالمی  تدریس می‌کرد و این آغاز کار من در عکاسی بود. علاقمندی‌ام به این کار آنقدر زیاد شد که در خانه، تاریکخانه عکاسی راه انداختم و خودم همه کار ظهور و چاپ عکس را انجام می‌دادم.» رضا موسوی هم اینک یک عکاس تئاتر است. او درباره ورودش به این عرصه می‌گوید:
«سال 74 به دعوت یکی از دوستانم که بازیگر تئاتر بود، به همکاری با محمد یعقوبی دعوت شدم که گروه تئاتر امروز را تشکیل داده و همه تقریبا تازه کار بودند. محل تمرین هم زیر زمین خانه آقای بهرام، پدر پانته‌آ بهرام بود. در آن زمان تنها لینک من به دنیای تئاتر همین گروه بود. هزینه عکاسی در آن دوره بالا بود. فیلم حساسیت 400 می‌خواست و برای ظهور و چاپ هزینه زیادی صرف می‌شد. به همین علت مدتی فعالیت در در این رشته را کنار گذاشتم تا سال 83 که دوباره به عکاسی تئاتر برگشتم و کم کم وارد موضوع شدم و ارتباطم قوی‌تر شد.»
گفت‌وگوی ما با رضا موسوی درباره تئاتر و حواشی آن است.

880804_2.jpg 

جذابیت عکاسی تئاتر برای شما چه بود؟
راستش اوایل به این موضوع فکر نمی‌کردم. ولی واقعیت این است که کل فضا در تئاتر جذاب است. شما در یک محیط آرام عکاسی می‌کنید و اگر راه و روش این کار را بدانید، آرامش این فضا و خودتان حفظ می‌شود. ولی در نهایت اگر به خود هنر تئاتر علاقمند نشوید، در این کار دوام نمی‌آورید. در مورد من این اتفاق رخ داده است. در حال حاضر گاهی کارها را می‌بینم  بدون اینکه از آنها عکاسی کنم، فقط برای اینکه آنها را دیده باشم. در واقع تیتر کارم علاقمندی به تئاتر است نه عکاسی تئاتر. البته این نوع عکاسی ویژگی‌هایی خاص خود را نیز دارد که به عنوان راحتی کار از آن یاد می‌شود. مثلا دردسر آن کمتر است و نهایتا یکی دو ساعته یک پروژه تمام می‌شود. برای افرادی مثل من هم که عکاسی پرتره و آتلیه‌ای را دوست دارم، تمام ویژگی‌های این نوع عکاسی را از جمله گریم و نورپردازی یکجا فراهم می‌کند.

عکاس تئاتر در تمرین‌ها هم حاضر می‌شود؟

معمولا حضور در تمرین لازم نیست. چرا که گروه به جز دو تمرین آخر، در یک فضای مجازی بدون دکور و لباس و نور تمرین می‌کنند و بیشتر کار آنها ذهنی است. بنابراین حضور در تمرین‌ها برای یک عکاس آزاد (که با گروه نمایشی کار نمی‌کند)، ضرورتی ندارد. اما درست این است که عکاس یک بار بدون دوربین کار را ببیند و بعد فکر کند در چه زاویه‌ای می‌تواند عکس خوب بگیرد. یعنی عکاسی بدون دوربین. معمولا یک عکاس حرفه‌ای تئاتر لحظه‌های ناب را در ذهنش دخیره می‌کند تا وقتی که با دوربین وارد شد، بداند چه کاری می‌خواهد بکند. اما عکاس گروه، به طور متوسط پنج تا هفت بار سر یک کار می‌رود که معمولا سه چهار جلسه از تمرین و دو سه جلسه از اجرای عمومی است.

880804_4.jpg
تئاتر هفت خوان رستم

گاهی در یک اجرا، با تعداد زیادی عکاس رو به رو می‌شویم که تمرکز تماشاگر را به هم می‌ریزند، رفت و آمد می‌کنند، سر و صدای شاتر دوربین شان به گوش می‌رسد، عکس‌هایشان را چک می‌کنند و گاهی شخصا شاهد بوده‌ام که فلاش می‌زنند.
کسی که در تئاتر با فلاش عکس بگیرد اصلا به نظر من عکاس نیست چرا که تئاتر نورپردازی شده و این کار تمام نورصحنه را از بین می‌برد و عکسی تخت به وجود می‌آورد. اما در مورد تغییر جا، باید بگویم هر کدام از سالن‌های تئاتر، استاندارد خاصی دارند. در تالار وحدت ردیف یک، جای مناسبی نیست و سر دوربین رو به آسمان می‌رود. غالبا عکاس‌ها ردیف چهارم می‌نشینند. بعضی‌ها دوست دارند از طبقه دوم عکاسی کنند که کف صحنه دیده شود. اما معمولا تغییر جا نمی‌دهند. همانطور که گفتم، بهترین کار این است که عکاس  قبل از اینکه کار با دوربینش را آغاز کند، جای مناسب خود را انتخاب کند. البته گاهی بالاجبار عکاس جا به جا می‌شود، اما در نمایشی که مخاطبش کم باشد و جای خالی وجود داشته باشد. در نمایش‌های پر مخاطب که سالن جا ندارد، چه بخواهی و چه نخواهی نمی‌توانی تکان بخوری. مساله ما در حال حاضر این است که عکاسانی که مجوز دارند، به طور رسمی جایی برای نشستن ندارند و اگر سالن پر باشد باید بروند گوشه‌ای بایستند که در اینگونه موقعیت‌ها، معمولا نمی‌توان عکسی گرفت که نگاه کارگردان در آن منعکس باشد.

عکس تئاتر چطور تعریف می‌شود؟ عکسی که نگاه کارگردان تئاتر را باز گو کند یا نگاه عکاس را؟
تئاتری‌ها می‌گویند عکس خوب، عکسی است که بیننده احساس کند عکس نمایش است و با فلسفه کار ارتباط دارد. اما شما، به عنوان عکاس، می‌توانید نگاه شخصی و ترکیب‌بندی خاصی داشته باشید که به امضای ویژه شما تبدیل شود. البته گرفتن چنین عکسی که هم مربوط به نمایش باشد و نگاه کارگردان و فلسفه موضوع را در بر داشته باشد و هم نگاه عکاس را، خیلی سخت است و صادقانه بگویم، در سه ماه گذشته، شخصا شاید سه عکس، با این تعاریف گرفته باشم. عکاسی تئاتر مجموعه‌ای است از عکاسی خبری، هنری و آتلیه‌ای. نور صحنه مدام عوض می‌شود و به همین جهت عکاسی خودکار در آن اصلا مفهوم ندارد و نورسنجی دوربین، بخشی از صحنه را از بین می‌برد. شما باید کاملا حرفه‌ای و مسلط عکاسی کنید و با شاتر و دیافراگم تنظیم‌ها را تغییر بدهید. نکته‌ای که عکاسی تئاتر را پیچیده کرده و آن را از عکاسی سینما متفاوت می‌کند این است که در سینما نگاه بسته است. کارگردان سینما کادری را می‌بندد که خودش می‌خواهد و شما به عنوان عکاس اگر بخواهید آن را ذره‌ای تغییر دهید، ابزار پشت صحنه مثلا بوم صدابرداری وسط کادر می‌آید. اما در تئاتر صحنه باز است. شما می‌توانید به هر گوشه‌اش سر بزنید و آن را تله یا واید کنید و اینها همه در اختیار عکاس است.

شرایط عکاسی تئاتر به گونه‌ای هست که بتوان در آن به صورت حرفه‌ای فعالیت کرد؟

نه – کار حرفه‌ای نمی‌توان کرد. کلا در تئاتر خیلی هزینه نمی‌شود که بخواهیم راجع به عکاسی‌اش صحبت کنیم. عکاسی حرفه‌ای تئاتر یک زندگی بخور و نمیر را فراهم می‌کند که توجیه اقتصادی ندارد. اگر خیلی هم معروف باشی، باز با این مشکل رو به رو هستی که بیشتر کارگردان‌های تئاتر برای عکس اهمیت قایل نیستند و چون نگاه درستی ندارند، هزینه نمی‌کنند. البته این اوضاع کمی در حال دگرگونی است. از این پس طبق آیین‌نامه جدید، تمام اعضای یک گروه نمایشی، از جمله عکاس، مستقیما با مرکز هنرهای نمایشی قرارداد می‌بندند و دستمزد خود را از مرکز می‌گیرند. تا پیش از این بودجه یک نمایش در اختیار کارگردان بود و بنابراین تا آنجا که می‌توانستند از کنارش می‌زدند. الان به هر هنرمند، کارتی به نام کارت تماشا داده‌اند و هر وقت کار کنند، مرکز دستمزدشان را به حسابشان واریز می‌کند. با این حال باز هم امکان کار حرفه‌ای در این حوزه وجود ندارد چون بر طبق اساسنامه فقط برای دو کار دستمزد واقعی پرداخت می‌شود و از کار سوم به بعد  کف دستمزد به فرد تعلق می‌گیرد. در مورد بازیگران هم همینطور است. این تمهیدی است تا فعالیت در این حوزه رانت کسی نشود و قابل توجیه است اما به هر حال امکان کار حرفه‌ای را برای یک عکاس تئاتر از بین می‌برد.

880804_5.jpg
تئاتر مرثیه‌ای برای یک سبک وزن


چه مشکلاتی شما را آزار می‌دهد؟
غیر از مساله اقتصادی که صادقانه باید گفت تمام ایده‌ها و انگیزه‌ها را از بین می‌برد، دو موضوع بسیار جدی دیگر وجود دارد.
اول اختلاف نظر و درگیری با مرکز هنرهای نمایشی و سالن‌ها و عوامل تئاتر است. جای استقرار عکاسان مشکل بزرگی است. آنها جایی مشخص برای نشستن در سالن تئاتر ندارند. تازه ما کارت گرفته‌ایم تا بتوانیم وارد سالن بشویم، قبلا که این هم نبود. نکته دیگر حضور عکاسان آماتور و غیر حرفه‌ای است که با رابطه عکاسی می‌کنند و هیچ کدام از اصول را رعایت نمی‌کنند. همانطور که شما هم تجربه کرده‌اید، متاسفانه می‌بینیم  حتی بیپ دوربین و مانیتورشان را خاموش نکرده‌اند، تئاتر را نمی‌شناسند و آنقدر عکس می‌گیرند تا بالاخره یکی از بین آنها در بیاید. گاهی اگر عکس‌هایشان را به هم بچسبانید، یک فیلم از آن در می‌آید...

پس شما هم با این مشکل رو به رو شده‌اید.

بله- چالش بزرگ ما در انجمن تئاتر این است که یک نمایش را چه کسانی باید عکاسی کنند. در تئاتر حرفه‌ای باید افرادی مشخصی اجازه عکاسی داشته باشند. اما الان متاسفانه روال مشخصی وجود ندارد و بعضی بر اساس روابط می‌توانند سر صحنه حاضر شوند. یک تجربه شخصی را برایتان می‌گویم که چند وقت پیش در یک نمایشی، یک خانم عکاس آمد و درست نشست وسط صحنه و شروع کرد به عکاسی. در تمام عکس‌های من سر این خانم هم هست. بعد از پایان کار ازش پرسیدم شما از کجا آمده‌اید؟ گفت من برای خودم عکس می‌گیرم و از جای خاصی نیامده‌ام. گفتم از کی اجازه گرفته‌اید که بیائید و وسط این کار حرفه‌ای و اینجور مزاحمت ایجاد کنید؟ بالاخره معلوم شد سفارشی آمده است. این موضوع ظرف چند ماه گذشته بیشتر هم شده. من با اضافه شدن افراد جدید مخالف نیستم اما به نظر من رویه‌ای دارد. باید افراد تازه کار از تئاترهای دانشجویی و خیابانی شروع کنند و پله پله بالا بیایند تا رسیدن به صحنه تئاتر شهر و تالار وحدت برایشان اهمیت و جذابیت داشته باشد و آخرین مرحله پیشرفت کارشان باشد.

انجمن عکاسان تئاتر برای ساماندهی این وضعیت کاری نکرده است؟

انجمن می‌گوید ما نهاد خصوصی هستیم و نمی‌توانیم به مرکز هنرهای نمایشی فشار بیاوریم یا افراد را ممیزی کنیم. این کار را باید خود مرکز انجام دهد. خواسته ما این است که ما را به رسمیت بشناسند. عکاسان باید ساماندهی داشته باشند.

چه گام‌هایی می‌توان برداشت تا این رشته پیشرفت کند؟

اولین چیزی که نیاز داریم تغییر در نگاه متولیان موضوع است. مثل مدیران تئاتر و کارگردانان که باید اهمیت عکاسی تئاتر را بفهمند. در واقع هیچ چیز جز یک عکس خوب از تئاتر باقی نمی‌ماند حتی اگر از آن اثر فیلم بگیرند. چون دوربین کاشته می‌شود و از یک زاویه، فیلمبرداری می‌شود، تنها به درد یادگاری می‌خورد. اما وقتی شما عکسی هنری و ماندگار می‌گیرید، سال‌ها بعد از پایان نمایش می‌ماند. در واقع یک عکس خوب می‌تواند یک تئاتر را مانا کند.

چرا کتاب عکس تئاتر چاپ نمی‌شود؟
برای کی؟ آنقدر مخاطبش کم است که عملا توجیه اقتصادی ندارد. فعلا در مملکت ما کتاب عکس طبیعت و معماری خوب فروش می‌رود.البته این بدان معنی نیست که نباید چاپ بشود و ما هم دنبالش هستیم. باید مرکز که متولی تئاتر است قدم در این راه بگذارد که نمی‌گذارد. جای خالی نمایشگاه عکس تئاتر هم وجود دارد. اما متاسفانه مرکز تنها به فکر اجرای نمایش است.

فعالیت‌های انجمن عکاسان تئاتر چقدر راهگشا بوده؟
هیات مدیره این انجمن آدم‌های بی‌مدعا و دلسوزی هستند و کلی وقت می‌گذارند اما دست و بالشان بسته است و بچه‌هایی که عضو انجمن‌اند، کمی بی‌انگیزه و غیرفعال‌اند. ما اغلب در جلسات‌مان ده پانزده تا غایب داریم. به دلیل همین مشکلات انجمن نتوانسته جایگاه خود را پیدا کند و هنوز ضعیف است. با این حال برنامه‌هایی داریم از جمله اینکه هر کدام از ما عکاسان عضو انجمن تعدادی عکس به تئاتر شهر بدهیم و درآمدش در صندوقی ذخیره شود و صرف کارهای فرهنگی مثلا برگزاری نمایشگاه شود. ما امیدواریم و احتمالا آینده بهتر از حال خواهد بود.

می‌دانید که قرار است انجمن عکاسان ایران تشکیل شود. آیا شما در انجمن عکاسان تئاتر درباره این موضوع بحث و تبادل نظر کرده‌اید؟
بله – چند ماه پیش آقای سیامک زمردی مطلق، دبیر انجمن، به جلسه‌ای با اعضای هیات موسس انجمن عکاسان ایران دعوت شده بودند. ایشان اطلاعاتی آورده و با ما صحبت کردند. متعاقب آن فراخوان آمد و فرم‌های عضویت برای ما ایمیل شد.

عضو انجمن می‌شوید؟

بله- به نظر من هر چیزی که به داشتن تشکیلات کمک کند، خوب است. ما بیشترین ضربه را از نداشتن فضای گفت و گو می‌خوریم. فکر می‌کنم مجموعه‌ای که دارد شکل می‌گیرد می‌تواند این جای خالی را پر کند و نتیجه‌اش برای همه مثبت خواهد بود.

چه انتظاری از این انجمن دارید؟

دو سه موضوع در جامعه عکاسی وجود دارد که خیلی اضطراری است. مثلا ارتقا سطح علمی فرهنگی عکاسان. شما عکس‌های بسیاری می‌بینید که فاقد محتوا است چرا که عکاسان خود را درگیر فلسفه کارشان نمی‌کنند و بی مطالعه‌اند. این یکی از کارهایی است که انجمن باید در دراز مدت به آن بپردازد. کار امروز و فردای انجمن به عقیده من بحث کپی رایت است. حقوق معنوی عکاس به راحتی از بین می‌رود و هیچ کس پاسخگو نیست. من امیدوارم که انجمن عکاسان ایران به قدرتی دست پیدا کند که اگر یک روز کارشان پیش نرفت، در زمینه عکاسی اعلام اعتصاب کنند. همین کاری که در انجمن‌های کوچکتر هم انجام می شود و معمولا نتیجه می‌دهد.

سایت شخصی رضا موسوی

فتوبلاگ رضا موسوی در سایت عکاسی


- پی نوشت : وقتی این مصاحبه رو می خوندم یاد روز اول آشناییم با ایشون افتادم  که بواسطه استفاده بدون نام و نشون از عکس هاشون ، دلگیر بودند. حق هم داشتند....   وچه مهربانانه بعد از آن عکسهاشون رو در اختیار بوی بارون قرار دادند... یاد روزهایی که از بابت پیدا کردن عکسهای خوب نگرانی نبود چون بخش (+) گالری عکسهای تئاتر وب سایتشون  پر از عکسهای خوب و آلبوم های بیادماندنی از نمایش ها بود که بیکباره از ادامه آن منصرف شدند.......   یاد روزهایی افتادم که نا امید از پیدا کردن عکسی خوب از اجرایی بیاد ماندنی ، پستی بدون عکس ارسال می کردم  و درست فردای آن روز پست ارسال شده با عکسی ناب ادیت می شد.... یاد روزهایی که به شدت قاب تصویر نمایشی مجذوبم می کرد و متوسل به ایشون می شدم که آقای موسوی عکس ازفلان نمایش... از فلان زاویه لطفا....  یاد نمایش هایی که گریم سنگین و کار شده ای داشتند، بالافاصله : آقای موسوی اگر امکان داره گریم آغا محمد خان قاجار ( تازه اونم از اتاق گریم ) و چــــــــــــــــــــه زود لطفشان شامل حال اینجا می شد... یاد تعداد دفعاتی که پیغام  "لطفا ایمیلتون رو چک کنید" به دستم رسیده بود. و همین پیغام کوتاه یعنی عکسی داغ که شاید هنوز کسی آن را ندیده برای بوی بارون ارسال شده....  دیدن سطر سطر مصاحبه تان باز هم بهانه ای شد برای قدردانی از این چند ماه حضور پررنگتان در این وبلاگ.  همواره ممنونم آقای موسوی برای اینهمه لطف بیکران و هنر بی دریغتان.....

.عکس از رضا موسوی

عکس از رضا موسوی

عکس بالا اولین عکس از عکسهای ایشون بود که دیدم. هنوز هم بیشتر از همه عکسها دوستش دارم....

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 5 آبان1388 و ساعت 1:54 AM |

 KING LEAR

قومش به او گفتند چه می سازی؟
گفت: کشتی
گفتند: چگونه؟
گفت : به کندی
گفتند: تو می دانی کشتی را چگونهمی سازند ؟
گفت : نه
گفتند : پس چگونه آن را می سازی ؟
گفت : یاد می گیرم
گفتند : تا کی؟
گفت : تا زمانی که آماده شود
گفتند : نوح اینجا بیابان است، گیریم که تو کشتی را هم بسازی ، دریا را که نمی توانی آماده سازی!
نوح گفت : وظیفه من ساختن کشتی است ، دریایش با دیگری .                              ( متن روی بروشور )

عکس از میلاد بهشتی

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر / ساعت 18 / ( مدت :130 دقیقه ) / تا 14 آبان 88
"شاه لیر"        نویسنده : حمیدرضا نعیمی ( اقتباس از اثر جاودانه ویلیام شکسپیر ) / کارگردان : آرش دادگر / طراح صحنه : آرش دادگر / طراح لباس : الهام شعبانی / طراح گریم و ساخت ماسک (؟) : افسانه قلی زاده / طراح نور : آرش دادگر / طراح پوستر و بروشور : امیر رجبی / موسیقی: انتخابی / عکس : محسن حسین قلی پور ، نرگس صفری / مدیریت وبلاگ : عرفان پهلوانی / بازیگران : سعیده آجرلی ، مهران امام بخش ، رضا بهبودی ، آرش دادگر ، خسرو شهراز، یعقوب صباحی ، سپیده صباغ ، امین طباطبایی ، بهروز کاظمی ، بهناز نازی ، حمید رضا نعیمی ، جواد نمکی

با ذهنیت خیلی خیلی خوبی تصمیم به تماشای این نمایش گرفتیم . چون هنوز هم که هنوزه قاب های درخشان نمایش "صبحانه ای برای ایکاروس" و شیوه اجرائی آن  جزئی از هیجان انگیزترین خاطرات تماشای تئاتربرای  ما محسوب می شود. با سابقه ای که از این کارگردان و این گروه دارم ، انتظار تجربه ای جدید و اجرایی پر شور و متفاوت  از دیگر تئاترهایی که دیده ام در ذهن داشتم که دقیقــــــــــــــــا همینطور هم بود.

 یکی از بهترین نمایش هایی که توی مدتهای اخیر دیدم و دوستش داشتم. همیشه اینجا گفتم که وقتی همه چیز سر جای خودش قرار بگیره ، اگر صد در صد عالی و بی نقص نباشه ، قطعا خوب خواهد بود. و اینبار این قاعده کاملا شامل حال  "شاه لیر"  به روایت گروه تئاتر "شایا"  شده بود.   بیشتر از همه چیز  نورپردازی فوق العاده دوست داشتنی این نمایش توجهم رو جلب کرد. خلاقیتی  که در استفاده از نورها ( چراغ قوه های مختلف )  برای فضا سازی صحنه  ای خاص  بکار گرفته شده بود  اگر نگوییم بی نظیر ، شاید کم نظیر بود.  « بطور مثال صحنه سقوط و نابودی شاه لیر  با استفاده از نورهای قرمز رنگ متزلزل  ؛ تواماً به بیان بصری کاملی دست یافته که بخوبی هر چه تمام تر با هم ترکیب شده بودند که گویی از پایه حضور یکی بدون دیگری نا ممکن بوده است »     جالب اینجاست که کارگردان که خود نیز طراح نور این کار است ، انگار تعمدانه خواسته است نمایش خود را بر پایه نورها پیش ببرد ، چون روند صعودی داستان درست همپای نورها حرکت می کند و  تاثیر گزارترین صحنه نمایش در فضایی تاریک ، بدون نور  و گاها نورهای خاص شکل می گیرد. چنانکه درجاهایی  گرچه تماشاگر هیچ تصویری نمی بیند و تاریکی مطلق یا نیمه مطلق است ، اما انقدر خوب تصویر سازی می شوند که اغلب پررنگ تر و روشن تر از تمام قسمتهای نمایش در ذهن حک می شوند.  و این به عقیده من یعنی موفقیت کارگردان و نورپرداز ( که در اینجا یک نفر است ) .

بازیها اکثرا یکدست و روان بودند و مشخص بود این هماهنگی کاملا حساب شده است **** ( بعد نوشت : بعد از نگارش این گزارش  سری به وبلاگ این نمایش زدم. انقدر مهیج و جذاب  برای هر روز از نمایش گزارشی از عملکرد و نوع تمرینات نوشته شده بود به انضمام عکسهای آن روز که ترغیب شدم و تمامی پست ها رو خوندم.  وقتی اونجا رو خوندم  متوجه شدم که آن یکدستی واقعا حساب شده و کار شده بود. ازنحوه شروع نمایش گرفته تا رورانس... «««« به عنوان نمونه مطلب یکی از پست های وبلاگ که مربوط به شروع نمایش می شود در انتهای این مطلب قرار دادم»»»»  )  در این بین بازی یکی دو نفر خیلی خیلی جلب توجه می کرد و دوست داشتنی بود . در این بین – لااقل برای من - سهم "جواد نمکی" از بقیه بیشتر بود.که با توانایی و مهارت خود بخوبی هر چه تمام تر پاساژهای نمایش رو خوش آهنگ کرده بود و به نوعی باعث شور بیشتر و فراموش کردن زمان طولانی نمایش می شد.

عکس از میلاد پیامی

در مورد طراحی لباس نظری ندارم. همینطور طراحی گریم و ساخت ماسک!!!!!!!!!! که ظاهرا فقط روی بروشور با گروه همکاری داشتند. چون در اجرا نه گریم دیدیم و نه ماسک!

طراحی صحنه با تمام سادگی خود دارای ریتم خوب و خصوصیت کاربردی درخشانی بود. آنچنان خوب  بوسیله صندلی هایی یک شکل که به تعداد بازیگران در نظر گرفته شده بود با تماشاگر قرارداد امضا می کرد که تمام موارد استفاده آن در تک تک صحنه ها باور پذیر و جالب بودند.

طراحی پوستر و بروشور هم یکی از دیگر خوب های این نمایش بود. که با زیرکی هر چه تمام ترهم نوا با شرایط سیاسی کنونی کشور پیش رفته بود. حتی متن روی بروشور نوشته شده توسط کارگردان و جملهء هوشمندانه زیر آن : ( نترس ، من یک کارگردان مولفم ! ) ،  که کاملا  با مضمون متن همخوانی داشت ؛ بروشور خاص و متفاوتی را شکل داده بود.         

عکس از رضا موسوی

 

متن مصاحبه با حمید رضا نعیمی نویسنده نمایش "شاه لیر" ( خبرگزاری ایسکا نیوز )

وبلاگ نمایش شاه لیر

آلبوم عکسهای نمایش "شاه لیر" ( میلاد بهشتی )

آلبوم عکسهای نمایش "شاه لیر" ( میلاد پیامی )

نقد نمایش "لیرشاه" به قلم رضا آشفته

 

- پی نوشت : به شدت توصیه می کنم بعد از دیدن نمایش  وبلاگ نمایش رو یه نگاهی بیاندازید که خالی از لطف نیست.....  متن زیر یکی از پست های خواندنی وبلاگ در باب نقطه شروع نمایش از دید گروه و کارگردان خلاق این نمایش  است.

- پی نوشت :  جلسه نقد و بررسی این نمایش ، امروز ۵ آبانماه بعداز اجرای نمایش در  همان مکان انجام می پذیرد. ورود برای عموم آزاد است. 

 


 چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۰۰۹
......3....2...1...... حرکت !
یک بازی فوتبال از چه لحظه ای شروع می شه؟ از نظر قانونی لحظه ای که داور سوت رو به صدا در می آره و تو پ از زیر پای یکی از بازیکن ها حرکت می کنه. به طور قطع این رو می شه شروع رویداد دونست. ولی همه می دونیم که بازی برای تماشاگرهای حاضر تو ورزشگاه از مدت ها پیش تر شروع شده. از لحظه ای که بازیکن ها برای گرم کردن خودشون داخل زمین شدند. و یا حتی قبل تر از اون، از وقتی که درهای ورزشگاه برای ورود تماشاچی ها باز شد. و اصلاً اغراق نیست که اگر بگیم حتی قبل تر از اون، از موقعی که تماشاچی ها با هیجان دیدن بازی و گرفتن بلیط تو صف ایستادند. همه ی این ها زنجیره وار باعث می شه تا تماشای یک بازی فوتبال از لحظه ی سوت شروع تا ثانیه آخر ، چیزی متفاوت از بازی باشه که مثلاً از تلویزیون نمایش داده می شه. تماشاچی با بازیکن ها ، وقتی در حال گرم کردن هستند، ارتباط می گیره و درگیر فضا می شه در عین حال که می دونه این فضا ، فضایی متفاوت با خود بازی فوتباله.
خوب ، دریافت و درک این شرایط برای تماشاگر از طرف سازندگان رویداد و بازی می تونه خیلی ارزشمند باشه. اجرای یک نمایش در حضور تماشاگر ها، بنا به عرف و شکل معمول از لحظه ای شروع می شه که نور سالن می ره و نور صحنه روشن می شه. در حالی که دقایقی پیش تماشاگرها وارد سالن شدند، به دنبال صندلی خودشون گشتند، و نگاهی به سالن و چیدمان صحنه انداختند. برخورد با شروعی متفاوت برای ورود تماشاگرها به سالن و همین طور برای ورود بازیگرها به نقششون، تبدیل به مقوله ای مورد انتظار برای طرفداران گروه شایا و به ویژه آثار دادگر شده. پس تو این اجرای متفاوت از نمایشنامه ی لیر شاه، منتظر یک خوش آمد گویی ویژه برای ورود به رویداد باشید!
ارسال شده توسط KING LEAR در 11:42 PM 0 نظرات


 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 4 آبان1388 و ساعت 2:50 PM |

وای خدا چقدر خندیدیم....!

اجرای ساعت ویژه امشبمون ، یک اجرای فوق العاده استثنایی بود. یادم نمی آد تا بحال هنگام اجرای هیچ نمایشی انقدر خندیده بودم، انقدر خندیده بودیــــــــــم.....  تمام حوادث غیر مترقبه ای که ممکن بود توی یک اجرای زنده تئاتر رخ بده ، امشب روی صحنه نمایش ما بود. و این هنرمندی جناب مهردادیان بود که  اجرایی که می تونست به عنوان خاطره ای پر تنش  ازش یاد بشه ،  بدل  به شیرین ترین و قشنگترین اجرا کردند. تا جاییکه که دیگه حتی تماشاچی هم با صدای بلند و از ته دل به این اتفاقات می خندید.....  جالب اینجا بود که حتی ما ، که امشب با توجه به دو اجرابودن  و رتوش تقریبا صد در صدی لحظه به لحظه در طول اجرا ، دستیار کارگران، عوامل صحنه ، آهنگساز ، مدیر صحنه ؛ دیگه بی خیال همه چیز،فقط اجرا رو می دیدیم و غش کرده بودیم.....

درست لحظه آخر این اجرا ، موقع اون رورانس شیرین و دوست داشتنی  بود که دیگه شک نداشتم اینهمه جذابیت و هیجان یک شب اجرای زنده رو حاضر نیستم با صدها ساعت کار تصویری عوض کنم....  صمیمیت  و اون خنده های پایانی بعد از اجرامون به دنیایی می ارزید..... همون یک لحظه ای که بعد از اجرا و میون صدای خنده هامون آقای مهردادیان و جناب سروری نژاد همدیگه رو بغل کردند یه دنیا حرف و حس ناب بود....خلاصه امشب سالن اصلی مولوی ، شب شاد و بینظیری رو تجربه کرد...

بقول طوفان : این اجرا رو از طرف تمام اعضای گروه تقدیم می کنیم به حوادث غیر مترقبه !

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 30 مهر1388 و ساعت 11:59 PM |

دیشب پریشب ها  بالاخره تصمیم گرفتیم محض رضای خدا هم که شده دلی از عزا در بیاریم و بریم یکی از اجراها رو ببینیم.   از اونجاییکه کار ما  حدود ساعت 6  تموم می شه  رسما " لیر شاه"  ساعت 6 کارگاه نمایش رو از دست دادیم.  کلی بدو بدو کردیم که حداقل به 6:15 "عشق لرزه " سالن چهارسو برسیم که ترافیک خوشکل سر وصال این امکان رو هم ازمون گرفت و دست از پا درازتر برگشتیم مولوی که حداقل کار سالن کوچیک ( گمشدگان ) رو ببینیم.   بقول جناب مهردادیان  هممون ردیف... مثــل گروه سرود ،  گروه سرود پیوتر اوهه رو تشکیل دادیم و وارد سالن کوچیک شدیم .   همین الان بگم ؛ اگه گذرتون اونطرفها افتاد و خواستید این نمایش رو ببینید بهـــــــــــــــیچ عنوان ردیف 2 یا 3 به بعد ننشینید.  اگه قرار بود بالاتر برید ، هوس دیدن این اجرا رو به یک روز دیگه موکول کنید که نه چیزی می بینید ، نه چیزی می شنوید.....   طراحی صحنه سفید و خلاصه شده نمایش یجورایی کنجکاویمو برانگیخته بود که ببینم قراره چی بشه. امـــــــــا از اونجاییکه میزانسن ها خیلی "قشنگ"  بودند و کارگردان محترم اصلا و ابدا  برای یکبار هم که شده از صندلی های بالاتر کار رو ندیدند ، بنده هیچ چیزی از دقیقه 10 به بعد کار ندیدم.  چون طبق میزانسن بازیگر ها خیلی به تماشاگر ردیف اول نزدیک  و روی زمین قرار گرفته بودند. با توجه به بیان بسیار "یواش"  بازیگر مرد نمایش  و تن صدای یکنواختشون بنده غیر از تماشای  سر مبارک جناب طیب طاهر چیز خاصی عایدم نشد.  موضوع نمایش به نظر جالب و هیچان انگیز بود اما من نتونستم با شیوه اجرایی  و دیالوگ های خاص آن ارتباط برقرار کنم.  یجورای شاید ما دو تا زیادی اُمُل ( نمی دونم دیکته اش درسته یا نه ! ) بودیم که برامون سخت بود در حضور دوستان و همکاران آقا  که قراره دو، سه هفته هر روز در خدمتشون باشیم    این نمایش رو ببینیم، ضمن اینکه بازیها هم یجورایی برام دوست داشتنی نبود......  خلاصه ، ترجیح دادیم برخلاف ادب و شعور یک تماشاگر محترم تئاتر ، بیایم بیرون و توی حیاط دوست داشتنی تالار مولوی به انتظار بقیه افراد گروه سرود بمونیم....

 

سالن کوچک  تالار مولوی /  ساعت ۱۹:۳۰     (مدت 60دقیقه )
"گمشدگان "  نویسنده و کارگردان : بهزاد آقا جمالی  / طراح صحنه و لباس : نیکتا عسگری / موسیقی : سام ضیایی /   بازیگران : مهدی کوشکی ، فاتح برومند ، آوا شریفی

(+) نگاهی به نمایش گمشدگان به قلم رضا آشفته

(+) آلبوم عکسهای نمایش "گمشدگان" – عکاس : مهدی حسنی

 

در راستای این عزم جزم ما برای بالا بردن دوباره تئاتر خونمون که این مدت حسابی پایین اومده بود ، موندیم تا "سه جلد"  رسول نقوی رو هم ببینیم.  شاید تماشای این کار یجورایی برای ما دو تا انگیزه شخصی هم بحساب می اومد. خــــــــلاصه..... طبق خلاصه نمایشی که فقط به زبان انگلیسی روی بروشور نوشته شده بود و ظاهرا یادشون رفته بود به فارسی ترجمه اش کنند!!!!!!!!!!!! موضوع از جذابیت ویژه ای برخوردار بود. یک خواهر و برادر( دور از هم ) بدون اینکه هویت همدیگه رو بشناسند واز موضوع ارتباط خونی خودشون باخبر باشند  به هم علاقه پیدا می کنند وخیلی اتفاقهای دیگه هم ظاهرا افتاده.... جالب نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه عالمه کنجکاو بودم ببینم آخرش چی می شه!  هرچند که بازیهای این یکی نمایش رو هم دوست نداشتم ، اما شیوه روایی متقاطعش  با مزه بود و میزانسن ها  با توجه به عریض بودن صحنه نمایش که به نظرم الزامی در این نحوه چینش نبود و حتی گاهی باعث ازار مخاطب می شد بد نبودند.  طراح صحنه با تمام تلاشی که کرده بود تا با استفاده از پرسپکتیو قوه خیال تماشاگر رو بکار بگیره اما کاملا نا موفق بود و هیچ حس زیبا شناختی در این دکور به چشم نمی خورد. موسیقی کار رو دوست داشتم. گریم ها که چه عرض کنم ، تنها گریم نمایش برام یه کوچولو تامل برانگیزبود و جای سوال داشت. در کل نمایش بدی نبود ، اما با توجه به این بروشور های خفن ،  بنر ، خبر و ..... که مدتهاست از این کار به گوشمون می خورد و مدام جلوی چشممون بود ، توقعم خیلی بالاتر از این حرفها بود.   خلاصـــــــه ، ما بالاخره اونشب موفق به تماشای یک اجرای کامل شدیم و توی اینهمه کمبو وقت و خستگی کار ،  این عزم جزممون جای بسی تقدیر داشت.

 

   سالن اصلی تالار مولوی /  ساعت 20:30   ( مدت 70 دقیقه )
"سه جلد” نویسنده و کارگردان : رسول نقوی / صحنه و لباس : وحید میریونسی / آهنگساز : محمد فرشته نژاد / گریم : حسانه فرقانی ، مریم یاسمین زاده / طراح پوستر و بروشور : کمال کچوییان / عکاس : عماد دولتی /  بازیگران :امید آهنگی،بهار کریم زاده، نوشین خانی، وحید میریونسی و مریم داننده.
خلاصه : داستان زن و شوهری را بازگو می‌‌کند که در جریان انقلاب متواری شده و دو فرزند خود را نزد دیگران به امانت می‌سپارند و پس از 28 سال این دو فرزند همدیگر را می‌یابند.....

(+) نگاهی به نمایش "سه جلد" به قلم مهدی نصیری

 (+) آلبوم عکسها ی نمایش " سه جلد" – عکاس : مهدی حسنی

 

 

- پی نوشت : شانس و می بینی! نمی دونم  چرا توی این دوتا کار انقدر حال همه به هم می خورد و تماشاگری که  مخاطب این دو اجرا بود مدام باید شاهد ببخشید!!!!!!! عق زدن های پیاپی بازیگران می بود.... مخصوصا توی کار اول که اصلا حساب حال تماشاگرایی مثل من رو نکرده بودند. رسما ، حال منم داشت خراب می شد.... به نظرم یجورایی خیلی چندش آوربود...   بابا یبار، دوبار... نه صد بار! بخدا تماشاگری که بخواد بفهمه ، می فهمه که طرف باردار بود .   نیازی به اینهمه هوار نیست. اگه انقدر دوزاریش کج باشه ، با صدبار دیگه اش هم نمی گرفت اوضاع از چه قراره....

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 16 مهر1388 و ساعت 3:52 AM |

اجراي نمايش «مهر هفتم» براي هنرمندان

به گزارش خبرگزاري فارس، فردا، 16 مهر ماه نمايش «مهر هفتم» دو اجرايي خواهد بود، اين نمايش ساعت 18 در تالار قشقایی براي هنرمندان اجرا مي‌شود و ساعت 20:30 نيز اجراي عموم خواهد داشت.بر اساس اين خبر، اين نمايش جمعه اجراي آخر خود را خواهد داشت.
نمايش «مهر هفتم» با اقتباس از اثر برگمان به نويسندگي و كارگرداني سعيد شاپوري و با بازي فرزين صابوني، شبنم مقدمي ، رويا مير علمي ،عليرضا محمدي ، بهنام تشكر، آذر خوارزمي، احمد لشيني والهام جعفر نژاد هر روز ساعت 30/20در تالار قشقايي تئاتر شهر به صحنه مي‌آيد. كتايون فيض مرندي طراح لباس اين نمايش است و سپهر گودرزي طراحي صحنه اجرا را به عهده دارد. آرش فصيح دستيار كارگردان اين نمايش است و احمد لشيني علاوه بر بازي دراين اجرا به عنوان مدير صحنه گروه را ياري مي دهد. مهرداد متجلي و كوروش كلهر نيزعكاسان نمايش هستند.

اين نمايش داستان شواليه‌اي را بازگو مي‌كند كه در بازگشت از جنگ‌هاي صليبي و در ابتداي ورودش به سرزمين مادري خود با مرگ مواجه مي‌شود، مرگ كه قصد جان او را كرده با او شطرنج بازي مي‌كند و پيشنهاد مي‌دهد در صورت پيروزي شواليه از جان او بگذرد ، شواليه با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كند و....

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 15 مهر1388 و ساعت 12:48 PM |

خانه نمایش اداره تئاتر / ساعت 18:30   ( مدت : 45 دقیقه )      تا 17 مهرماه

" آذر" نوشته : مهدی پور رضاییان / کارگردانی: حسین فرخی / طراح چهره پردازي: محمد قومي – اجرا:  پریا روشن / طراح صحنه و لباس: حسين فرخي / موسيقي: عنايت خادم البشيري / عكاس: ناصر عرفانيان / طراح پوستر و بروشور: آزاده فرخي / بازیگران : فريبا شاهسون، ناصر عرفانيان، حسن فرخي، فتانه صبوري بازي مي‌كنند.
خلاصه : قصه اين نمايش درباره پرستاري به نام آذر است كه در دوران جنگ در حين جابه‌جايي مجروحين بر اثر انفجار نارنجك اتفاقي برايش مي‌افتد. حالا او پس از چند ماه با صحنه‌اي مواجهه مي شود كه برايش غيرقابل باور است اما واقعيت دارد....

عکس مانی لطفی زاده  

یا من خیلی پر توقع شدم ، یا واقعا کارها دچار مشکل هستند.  یک نمایش به شدت کلیشه ای و پر از شعار ؛ اما با بازی نسبتا خوب فریبا شاهسون. طراحی صحنه و موسیقی در خدمت اجرا .  طراحی نور خیلی بد بود .  طراحی گریم در قسمتهای تصویری که توسط ویدئو پروجکشن پخش می شد خوب و بی نقص. در قسمت صحنه  تا حدودی خوب و معمولی. بازیها ، غیر از فریبا شاهسون   ناملموس و غیر طبیعی.  پخش پایانی اجرا  فورانی از جملات شعاری  که  حتی در لفافه هم قرار نگرفته بودند و تک تک کلمات علی الخصوص ( عزیز دل گفتن های بازیگر مرد )   دیگه از آزار مخاطب هم قدمی فراتر گذاشته بود و بخوام رک و صریح بگم مسخره بود.    در هر حال به عقیده من  حتی باید اینگونه نمایش ها را هم دید ، تا یاد بگیریم به چه کارهایی می گن شعاری و کلیشه ای. چون اگه یاد بگیریم دیگه به همه نمایش های در این تم و مایه  پسوند سفارشی بودن اضافه نمی کنیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!  این کجا و آن کجا........

(+) نقد نماش آذر به قلم رضا آشفته به نقل از سایت ایران تئاتر

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 10 مهر1388 و ساعت 4:34 PM |

خنکای ختم خاطره" نوشته حمیدرضا آذرنگ و به کارگردانی نیما دهقان روزهای پنج شنبه 9 و جمعه 10 مهرماه به صورت رایگان برای دانشجویان اجرا خواهد شد.

به گزارش سایت ایران تئاتر این نمایش در این دو روز ساعت 17 اجرای ویژه‌ای برای دانشجویان خواهد داشت و دانشجویان رشته تئاتر و رشته‌های هنری به صورت رایگان و دانشجویان سایر رشته‌ها با ارائه کارت دانشجویی به صورت نیم بها بلیت دریافت کنند.
این نمایش جدای از اجرای ساعت 17 ساعت 19 نیز اجرا خواهد داشت.
همچنین این نمایش برای هنرمندان شنبه 11 مهر ‌ساعت 19 اجرای ویژه‌ای خواهد داشت و از ‌سه‌شنبه 14 مهر تا روز 17 مهر یعنی روز پایانی اجرا، دو اجرا در ساعت‌های 17 و 19 خواهد داشت. "خنکای ختم خاطره" با بازی هنرمندانی چون هنگامه قاضیانی، علی سرابی، حمید رضا آذرنگ، الهام کردا و محمد رضا حسین زاده در سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 9 مهر1388 و ساعت 11:21 AM |

 

   و اما رومولوس کبیر .....

با توجه به این گروه نمایشی پر قدرت و قطعا حضور پررنگ سیامک صفری مدتهاست که بی صبرانه انتظار این نمایش رو می کشیدم . دکور این نمایش دیشب ساعت ۱۰ حاضر شده و این عکس سفارشی هم داغ ترین عکس از دکور این اجرای بی تماشاگر است ، البته  باز هم به لطف آقای موسوی. 

رومولوس کبیر ( عکس از رضا موسوی )

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر  / ساعت 19:45  ((( مدت : ۱۶۰دقیقه )))     ( از 8 مهر ماه )
"رومولوس کبیر" نویسنده : فردریش دورنمات / کارگردان : نادر برهانی مرند / مشاور: حمید سمندریان / بازیگران : امير جعفري، كاظم هژيرآزاد، پيام دهكردي، داريوش موفق، كوروش نريماني، مهدي سلطاني، سهراب سليمي، ريما رامين‌فر، سيامك صفري، محمود جعفري، مهرداد ضيايي، محسن علا، افسانه ماهيان، فرزين محدث، هادي عامل و سينا رازاني.
خلاصه : قصه امپراتوري به نام رومولوس است كه به نظر مي‌رسد با رفتارها و اتخاذ تصميم‌هاي عجيب و غريب زمينه سرنگوني خود را فراهم مي‌كند اما در نهايت مشخص مي‌شود كه رفتارها و تصميم‌هاي او روشنفكرانه و مبتني بر تفكر و تمهيداتي خاص بوده است.

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 6 مهر1388 و ساعت 12:23 PM |

 دیروز حمیدرضا آذرنگ میهمان برنامه "جمعه ها با تئاتر"  شبکه فرهنگ رادیو بود. نه بخاطر انگ هایی که در باب سفارشی بودن به نمایششون خورده بود ، بخاطر خیلی چیزها دلش خیلی پربود.از جنگ و روزهای جنگ  و امروزه ما گفت...   حرفهاش خیلی دلچسب و دوست داشتنی بود. انقدر که شاید حرفهاش ، حرف خیلی از ماها بود.   یجا گفت ، ما باید فکر کنیم ببینیم کجای کار رو اشتباه رفتیم؟ کجا زیاده روی کردیم ؟  چه بر سر احساس و اعتقاد این نسل آوردیم  که وقتی بعنوان مثال جانبازی که همه اعتقاد و جسم و روحش رو گذاشته و برای کشورش  با اعرابی جنگیده که هر چی می کشیم از اونها می کشیم؛ توی یک شبکه حرف می زنه ، قریب به اتفاق بیننده ها شبکه رو عوض می کنن. این خیلی فاجعه است که "جومونگ" بشه قهرمان یک ملت قهرمان پرور!   تا حدی که همه براش سر و دست بشکنن....................  واقعا ما چکار کردیم که اینطوری شدیم؟!!!

 

- پی نوشت : بدور از هر گونه اعتقاد خاصی ، حرفهاش به دلم نشست.خیلی سخته اما اعتراف می کنم چون شاید یکی از همون نسل سومی ها من بودم .از دیروز تا حالا دارم فکر می کنم چی شده که هیچوقت دوست نداشتم اینگونه  برنامه ها رو تماشا  کنم و تازه....  

خنکای ختم خاطره ( نیما دهقان )  عکس از رضا موسوی 

موقع تماشای نمایش دوست داشتم برای اینجا ، از این نما و زاویه عکس بذارم که طــــــــــــــــبق معمول پیدا نکردم و دوبــــــــــــــــــــــــاره طبق معمول ، جناب آقای موسوی بداد بوی باروووووون رسیدند و در نهایت بزرگواری این عکس خیلی خیلی خیلی خاص رو که حتی توی فتوبلاگ خودشون هم نگذاشته بودند بهمون دادند.

 

- پی  نوشت : ( لازم به توضیح می دونم  با توجه به اینکه  از این زاویه عکس انداختن از این نمایش فقط و فقط می تونه از عهده عکاس گروه برآید که زمانی غیر از زمان اجرای نمایش همراه گروه باشه ، و از اونجاییکه تنها عکاس این پروژه هم ایشون هستند ، احتمالا شبیه این عکس از این نمایش رو هیچ جا توسط هیچ عکاس دیگری نخواهیم دید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 4 مهر1388 و ساعت 5:10 PM |

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر/ ساعت 19/ مدت 75 دقیقه    (شهریور و مهر 88 )
"خنکای ختم خاطره " نویسنده : حمیدرضا آذرنگ / کارگردان : نیما دهقان / طراح صحنه : منوچهر شجاع / طراح لباس : پریدخت عابدین نژاد / آهنگساز : فرشاد فزونی / عکاس : رضا موسوی / طراح پوستر و بروشور / بازیگران : علی سرابی ، الهام کردا ، حمیدرضا آذرنگ ، مسعود میرطاهری ، پرهام دلدار ، جواد پولادی ، هنگامه قاضیانی ، محسن بابایی ، محمد رضا حسین زاده ، سعید چنگیزیان ، بنفشه نجاتی.


همیشه ترکیب ایده و نوع نگاه نیما دهقان وحمیدرضا آذرنگ برای شخص من جذاب و دوست داشتنی بوده ، ضمن اینکه گروهی که توسط این دو نفر بسته می شه یجور خاصی خوب و حرفه ای هستند. از طراحی لابیرنت گونه خیلی مناسب و کاربردی صحنه گرفته تــــــــــــــــــا موسیقی بجا و دلنشینش. گروه با هوشمندی تمام از امکانات حرفه ای سیستم نوری تماشاخانه ایرانشهر استفاده کرده بود و با همراهی طراحی صحنه هزارتو و جذاب از این المان برای فضا سازی نهایت استفاده رو برده بود. نمایش گریم نداشت و به نظرم با توجه به فضای کار اصلا نیازی هم نبود.

نمایش از چند اپیزود با محوریت موضوعی ثابت تشکیل شده بود که هر یک به تنهایی با هماهنگی هر چه تمام تر با موسیقی لحظات حسی فراوانی ایجاد می کرد. نمی دونم چرا هرچه تلاش کردم فلسفه سفارشی بودن این کار – که اینروزها دیگه مانند پسوندی به اسم این نمایش چسبیده است - رو درک نکردم. ظاهرا متاسفانه مُد شده که در نهایت تنگ نظری فکر کنیم که این نشانه شیک و با کلاس بودنه که اگه هر نوع کاری با محوریت مذهب ، جنگ ، شهید دیدیم ( حتی نوع خوب و تاثیر گزار آن ) بالای منبر برویم که فلان کار سفارشیست!!!! داستان این نمایش به بهانه پیدا شدن یک مفقودالاثر که توانایی معرفی خود را ندارد شکل می گیرد که بنیاد شهید تنها با استناد نام کوچکی که از این آدم در دست دارد برای شناسایی به چند خانواده که نام کوچک مفقودالاثر آنها هم "یوسف" است سر می زند و در این بین موقعیت های نمایشی خاص و تاثیرگزاری ایجاد می شود که در بعضی از این اپیزودها بواسطه بازیهای خوب و درخشان بازیگرانش لحظه های بکر و نابی دیده می شود.

از بین بازیها علی سرابی در اپیزود خانواده آذری ، هنگامه قاضیانی در نقش زن جنوبی و بازی حمیدرضاآذرنگ در هر دو اپیزودش رو دوست داشتم . موسیقی زنده فرشاد فزونی نقش بینظیری در این نمایش داشت. مثل همیشه خلاقانه و تحسین برانگیز پا به پای نمایش درست به اندازه یک بازیگر نقش مهم خودش رو اجرا می کرد.   طرح روی پوستر- بروشور مثل تمام کارهای استودیو پاکدل خوب و بیادموندنی بود اما واقعا نمی دونم چه اصراری بر دو کاره بودن بروشور دست تماشاگراست که موقع رجوع به اطلاعات در حین تماشای کار   بزرگی آن مزاحمت ایجاد کند . البته در قیاس با بروشور خشکسالی و دروغ ، صد رحمت به اینجا که لازم نبود 4 لای کاغذ سایز A3 رو باز کنیم.

این نگاه غیر کلیشه ای به مقوله جنگ و دفاع مقدس به شدت تفکربرانگیز بود .
در کل به عقیده من کار دوست داشتنی بود که من شخصا دوستش داشتم . مطمعنم تماشاگر بغل دستیم هم که در حین کار اشکهاشو پاک می کرد دوستش داشته.



-پی نوشت : حیف از این نمایش و اون دیوارهای لابی شیک تماشاخانه ایرانشهر که از نمایشگاه قاب های ماندگار عکاس اختصاصی این نمایش ( رضا موسوی ) خالی مونده بود. البته باز گلی به گوشه جمال برنامه دو قدم مانده به صبح که شانس دیدن عکسهای خوب این نمایش رو به دوستداران تصاویر خوب و با کیفیت داد و گرنه سایت ایران تئاتر که به سادگی هر چه تمام تر ( با گذاشتن عکسهایی از (+) آقای معطریان ) این شانس رو ازمون گرفت.... حالا بیچاره من که "دوقدم مانده به صبح" رو ندیدم.....
- پی نوشت: اصلا نمی فهمم چه معنی داره وقتی کار عکاس اختصاصی داره ، یه آدمه دیگه بیاد عکس بگیره و تازشم با پررویی هر چه تمام تر عکسهای خودشوبه خورده مردم بده!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 1:57 AM |

برنامه اجراهای مهر ماه ۸۸  تالارهای نمایشی

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر  / ساعت 19:45    (مدت :۱۶۰ دقیقه )    از ۵ مهر ماه
"رومولوس کبیر" نویسنده : فردریش دورنمات / کارگردان : نادر برهانی مرند / مشاور: حمید سمندریان / بازیگران : امير جعفري، كاظم هژيرآزاد، پيام دهكردي، داريوش موفق، كوروش نريماني، مهدي سلطاني، سهراب سليمي، ريما رامين‌فر، سيامك صفري، محمود جعفري، مهرداد ضيايي، محسن علا، افسانه ماهيان، فرزين محدث، هادي عامل و سينا رازاني.
خلاصه : قصه امپراتوري به نام رومولوس است كه به نظر مي‌رسد با رفتارها و اتخاذ تصميم‌هاي عجيب و غريب زمينه سرنگوني خود را فراهم مي‌كند اما در نهايت مشخص مي‌شود كه رفتارها و تصميم‌هاي او روشنفكرانه و مبتني بر تفكر و تمهيداتي خاص بوده است.

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر / سا
عت  18 /  (مدت : 90دقیقه)      از 5 مهر ماه
"شاه لیر" بر اساس متنی از ویلیام شکسپیر / طراحی و کارگردانی: آرش دادگر / بازخوانی : حمید رضا نعیمی / بازیگران : خسرو شهراز، مهران امام‌بخش، رضا بهبودي،حميدرضا نعيمي،يعقوب صباحي، جواد نمكي، امين طباطبايي، بهروز كاظمي، بهناز نازي، سعيده آجرلي، سپيده صباغ و آرش دادگر.
خلاصه : داستان اين نمايش بر اساس داستان «لير شاه» شكسپير است كه كشور تحت سلطه خود را ميان سه دخترش تقسيم مي كند و... است.

تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر /
ساعت ۱۸:۱۵/  (مدت ۹۰دقیقه)    از ۱۲ مهر 
(عشق لرزه)‌ نویسنده : اریک امانوئل اشمیت / کارگردان : سهراب سلیمی /  بازیگران : ژیام دهکردی ُ ناهید مسلمی ُ افسانه ماهیان ، نسیم ادبی ، بهناز جعفری / طراح صحنه : محمد هراتی ، آهنگساز : نیما علیزاده

تالا
ر سایه مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۱۹ /  (مدت ۷۰دقیقه)    از ۲۳ مهر ماه
(اسب های پشت پنجره ) نویسنده: امانوئل اشمیت / کارگردان : روح الله جعفری / بازیگران :
مرجان قمری، سیروس همتی، مجید رحمتی، مژگان خالقی، طوفان مهردادیان، الهام جعفرنژاد و فرزین صابونی / آهنگساز : محسن میرزایی / طراح صحنه : بابک کچه چیان / طراح لباس ک کتایون فیض مرندی /  طراح پوستر و بروشور : مرتضی اتابکی / عکاس : نادر بهرامی ُ رضا بهرامی / طراح چهره پردازی : فریبا ایزد شناس  ( کاری از گروه تئاتر گیتی )

 

سالن اصلی تالار مولوی /  ساعت ۱۷:۳۰  (مدت ۵۰ دقیقه )  از  ۱۲مهرماه
"شهادت پیتر اوهه" ” نویسنده: اسلاومیر مروژک / ترجمه : دکتر محمد رضا خاکی /  کارگردان : بهرام سروری نژاد  / طراح صحنه : لادن سید کنعانی / طراح گریم : یوحنا حکیمی - اجرا : سمیه فراهانی ُ عاطفه جعفری / آهنگساز : مهدی وجدانی / دستیار کارگردان: شهرام شریف نیا / بازیگران : طوفان مهرداديان، سياوش جامع، بهرام بهرامي، امير پورصفا، سيدبهرام سروري نژاد، محمود تيموري، آتوسا راستي، جواد ذوالقدر، سحر بحراني و آذر سماواتي .

خلاصه : اين نمايش روايت كننده ماجراي ورود يك ببر به شكل عجيب و باورنكردني و مبهم در حمام خانه‌اي است كه باعث پيدايش ماجراهايي مي‌شود.

سالن کوچک  تالار مولوی /  ساعت ۱۹:۳۰   (از ۴ مهرماه)
" گمشدگان "  نویسنده و کارگردان : بهزاد آقا جمالی  / طراح صحنهو لباس : نیکتا عسگری / موسیقی : سام ضیایی /   بازیگران : مهدی کوشکی ، فاتح برومند ، آوا شریفی

سالن اصلی تالار مولوی /  ساعت 20:30    (از 7 مهرماه)
سه جلد” نویسنده و کارگردان : رسول نقوی / صحنه و لباس : وحید میریونسی / آهنگساز : محمد فرشته نژاد / گریم : حسانه فرقانی ، مریم یاسمین زاده / طراح پوستر و بروشور : کمال کچوییان / عکاس : عماد دولتی /  بازیگران :امید آهنگی،بهار کریم زاده، نوشین خانی، وحید میریونسی و مریم داننده.
خلاصه : داستان زن و شوهری را بازگو می‌‌کند که در جریان انقلاب متواری شده و دو فرزند خود را نزد دیگران به امانت
می‌سپارند و پس از 28 سال این دو فرزند همدیگر را می‌یابند.

 

 خانه نمایش اداره تئاتر / ساعت 18:30      تا 17 مهرماه
"آذر" نوشته : مهدی پور رضاییان / کارگردانی: حسین فرخی / طراح چهره پردازي: محمد قومي،طراح صحنه و لباس: حسين فرخي / موسيقي: عنايت خادم البشيري / عكاس: ناصر عرفانيان / طراح پوستر و بروشور: آزاده فرخي / بازیگران : فريبا شاهسون، ناصر عرفانيان، حسن فرخي، فتانه صبوري بازي مي‌كنند.
خلاصه : قصه اين نمايش درباره پرستاري به نام آذر است كه در دوران جنگ در حين جابه‌جايي مجروحين بر اثر انفجار نارنجك اتفاقي برايش مي‌افتد. حالا او پس از چند ماه با صحنه‌اي مواجهه مي شود كه برايش غيرقابل باور است اما واقعيت دارد....

 


تالار سنگلج /  ساعت  19 / (مدت ۱۲۰دقیقه)     از 7 مهر
"هملت با سالاد فصل" نویسنده : اکبر رادی / کارگردان : هادی مرزبان / آهنگساز :سعید ذهنی  / طراح صحنه :اصغر خلیلی / طراح لباس :لادن سید کنعانی /  بازیگران : بهروز بقایی ، فردوس کاویانی ، فرزانه کابلی ، رضا فیاضی ، بهاره رهنما ، ایوب آقاخانی



سالن شماره ۱ تماشاخانه ایرانشهر / ساعت ۱۸:۳۰    
( پوکه های برنجی)    نویسنده : شهرام کرمی / کارگردان : زری اماد 

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر / ساعت 19     مدت : 75 دقیقه   (تا ۱۷ مهرماه)
( خنکای ختم خاطره )   نویسنده : حمیدرضا آذرنگ / کارگردان : نیما دهقان / طراح صحنه : منوچهر شجاع / طراح لباس : پریدخت عابدین نژاد / آهنگساز : فرشاد فزونی / عکاس : رضا موسوی / بازیگران : علی سرابی ، الهام کردا ، حمیدرضا آذرنگ ، مسعود میرطاهری ، پرهام دلدار ، جواد پولادی ، هنگامه قاضیانی ، محسن بابایی ، محمد رضا حسین زاده ، سعید چنگیزیان ، بنفشه نجاتی ،

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر / ساعت ۲۱   
( واوها و ویرگول ها)   کارگردان : صابر ابر / بازیگران : علی ابدالی ، مسعود انتظاری ، مرضیه بدرقه ، سارا بهرامی ، امر پاکدل ، ساناز پور دشتی ، الهه خادمی ، محسن خوئینی ها ، لیلی رهنما ، آرین ریس باف ، میثاق زارع ، علی صادقی ، هستی محمایی ، سارا مخاوات ، بهاره مصدقیان ، مریم مسچیان ، یاشار مومن زاده ، امین میری ، مهدی محید روش.

 

حوزه هنری /  در دو نوبت  ساعت ۱۸ و ۱۹      ( از1 تا 14 مهر )
"ما سه نفر" نوشته:سیروس همتی / کارگردانی : مسعود رحیم پور / طراحی صحنه : مرضيه پورتور / طراح نور و لباس : ليلا نوري/ بازیگران : علي يعقوب زاده، بهار كريم‌زاده مسعود رحیم پور

تالار هنر/ ساعت ۱۸   
( دختر نارنجون)   نویسنده : حسین زینالی / کارگردان : مرتضی سعیدیان ، زینالی / عروسک گردانان: ناصر احمدی فر ، هدیه حاج طاهری ، شراره طیار ، مرتضی سعیدیان

تالار هنر/ ساعت ۱۹  از سه شنبه ۷ مهر ماه
(
پیر بابا و شمع های سحر آمیز )   نویسنده : گیتا داوودی / کارگردان: ناصر آویژه / بازیگران :ناصر آویژه ، رامین کحال زاده ، محمد رضا معجونی ، محسن علی محمدی 

 

تالار محراب / ساعت ۱۹  
( قهقرا)   کارگردان : علی رضا خوش پیک 

 

 


- پی نوشت : برنامه ذکر شده در طول ماه همگام با اخبار و اطلاعیه های گروه های اجرایی مبنی بر تمدید یا اجراهای ویژه مدام تا پایان اجراهای این دوره ویرایش می گردد . ضمن اینکه هنوز کامل نیست.
- پی نوشت : به گزارش خبرگزاري فارس، نمايشگاه عکس كه شامل 10 قطعه عكس ازآثار كوروش كلهر و مهرداد متجلي است، صحنه‌هاي از تمرين و اجراي نمايش «مهر هفتم» به كارگرداني سعيد شاپوري را به تصوير كشيده و از روز دوشنبه 30 شهريور در راهروي تالار قشقايي برپا شده است. تمام عكس‌ها در قطع 50 در 70 هستند و تا پايان اجراي نمايش (نيمه مهرماه) در مكان مذكور به نمايش گذاشته مي‌شوند

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 1:21 AM |

 

 اولین جلسه حضور فرزاد حسنی در تمرینات خنکای خاطره  ( عکس : رضا موسوی )

 فرزاد حسنی به گروه بازیگران نمایش «خنكای ختم خاطره» به كارگردانی نیما دهقان پیوست...

 

 ــــــــ  بــــــــــاز هم تماشاخانه ایرانشهرو باز هم سر و صداهای دور و برش... انگار اصلا این تالار قرار نیست پذیرای نمایشی بدون حاشیه باشه.  توی این تعطیلات به شدت به موقع ، بین اینهمه خاموشی و سکوت اینروزهای تئاتر ( ایام سوگواری ) ، این خبر توجهم رو جلب کرد. شاید چون نیمای دهقان رو دوست دارم... شاید چون کارهای آذرنگ همیشه مورد توجهم بودند و شــــــــــــاید چون اصلا گروه ، گروه پرسوژه و حرفه ایست. از بازیگر سیمرغ گرفته اش بگیر تا فرزاد حسنی پر حاشیه تا خوده خود آذرنگ  و علی سرابی دوست داشتنی؛  منوچهر شجاع  و عکاس حرفه ای گروه ، رضا موسوی....    سالن که حرف نداره ، گروه هم که اگه براش حرف در نیارند حرف نداره.... پس همچنان منتظر می مانیم. ضمن اینکه همین الان فهمیدم  فرشاد فزونی یه عالمه دوست داشتنی هم آهنگساز این نمایشه. پـــــــــس دیگه.... بنابراین  با توجه به علائق من ، فقط یه سالن پر از تماشاگر رو کم داره... 

 
" به گزارش بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این بازیگر در كنار بازیگران دیگری همچون هنگامه قاضیانی، علی سرابی، سعید چنگیزیان، الهام كُردا، محسن بابایی، حمیدرضا آذرنگ و محمدرضا حسین‌زاده در تماشاخانه شماره 2 ایرانشهر به صحنه می‌رود.

نیما دهقان این نمایش را از 22 شهریورماه به مدت 30 شب رأس ساعت 19 و به مدت 80 دقیقه در تالار یادشده اجرا می‌كند.

این نمایشنامه كه به‌صورت كارگاهی توسط حمیدرضا آذرنگ نوشته شده است، داستان فرشته‌ای است كه به زمین می‌آید و با آمدنش ماجراهایی را برای یك رزمنده رقم می‌زند. نیما دهقان پیش از این نیز نمایش «دو متر در دو متر جنگ» را با رویكردی طنزآمیز در حوزه تئاتر جنگ اجرا كرد كه با استقبال تماشاگران روبه‌رو شد. نمایش جدید او هم رویكردی كمدی دارد، اما با پایانی تلخ همراه است. به گزارش ایسنا، این نمایش تولید انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس است كه مدیرتولید آن جواد رمضانی و مدیر روابط عمومی آن مهرداد ابوالقاسمی است. طراحی صحنه همچون آثار قبلی دهقان توسط منوچهر شجاع انجام می‌شود و طراحی لباس را پریدخت عابدین‌نژاد ، همچنین رضا موسوی عکاسی گروه را بر عهده دارد. 

به گزارش روابط عمومی این نمایش نیمی از بلیط‌های دو روز اول اجرا پیش‌فروش شده و پیش‌فروش بلیط‌ها همچنان ادامه دارد.

  تمشاخانه ایرانشهر : خیابان طالقانی – خیابان شهید موسوی – خانه هنرمندان ایران – تلفن : 88814115

 


- پی نوشت ۲۴/۶/۸۸ : بنا به گزارش سایت ایران تئاتر

 عدم حضور فرزاد حسنی در نخستین شب اجرای نمایش"خنکای ختم خاطره"، این اثر بدون حضور وی اجرا شد.

"نیما دهقان" کارگردان نمایش، در گفت‌وگو با سایت ایران تئاتر گفت:«علی رغم این که فرزاد حسنی اخیراً در تمرینات گروه حاضر شده بود، ولی در اوج ناباوری دیروز در اجرای اول نمایش حاضر نشد و پیگیری‌های ما نیز برای یافتن علت این اتفاق تا امروز بی‌نتیجه مانده و هنوز موفق نشده‌ایم با او صحبت کنیم.»   وی درباره جایگزینی فرد دیگری به جای حسنی افزود:«مسلماً به دلیل این که اجرا آغاز شده شخص دیگری جایگزین این بازیگر نمی‌شود بنابراین نقش او بین سایر بازیگران تقسیم خواهد شد‌.»
‌‌نمایش"خنکای ختم خاطره" نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی نیما دهقان، با حضور هنگامه قاضیانی، علی سرابی، سعید چنگیزیان، حمیدرضا آذرنگ، محسن بابایی، الهام کردا و... از روز گذشته در سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته است.  

 

من که گفتم این سالن و نمایش بی حاشیه!!!!!!!!!!!!!!!!! محاله........

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 20 شهریور1388 و ساعت 11:33 PM |

 دیروز حوصله هیچ کاری نداشتم ، حتی اینکه برم تا خونه..... بدون اینکه بدونم چرا ؛ از سر بیحوصلگی تنهایی توی حیاط خوش آب و هوای مولوی ؛ همون گوشه دنج و دوست داشتنیم موندم و رفتن بچه ها ، که هر کدومشون یه عالمه برنامه برای این چند روز تعطیلات در نظر داشتند رو تماشا کردم. زنگ شروع اجرای سالن کوچیک خورد.... افطار شد.... اجرای سالن کوچیک هم تموم شد... اما اجرای سالن اصلی رو دیدم. همیشه این روزهای آخر شهریور بدجور بهمم می ریزه... دیگه امسال که حتما نور علی نوره! بی تابم؛ بی تاب تو و پاییز...

 

عکس از میلاد پیامی

سالن اصلی مولوی / ساعت ۲۰:۳۰ (مدت 70 دقیقه) از ۴ شهریور
(پرواز از فراز تیر چراغ برق ) نویسنده و کارگردان : محمد رضا اجاقی / طراح صحنه و نور : فریبرز قربانزاده / آهنگساز : حمید رضا اجاقی / طراح لباس : سمیه یعقوبی/ سرپرست چهره پردازی : بهمن صنیعی – مجریان : بهمن صنیعی ، سعیده متانت / بازیگران : سمیه آباده ، فرامرز قلیچ خانی ، مدیا اکری ، مجید علم بیگی ، هومن نوروزی ، آرش میر احمدی ، مریم عسگری ، سید محمد بابا حیدری .


نمایش به ظاهر کمدی بود که نهایت تلاشش و کرده بود تا از تماشاگر خنده بگیره ؛ ظاهرا موفق هم بود. اما نمی دونم چرا من خنده ام نمی گرفت... یا من خیلی بداخلاق شدم یا نمایشش خنده دار نبود. بخاطر اینهمه افکار متضاد ترجیح می دم چیز خاصی راجع به این نمایش همسایه ننویسم.... بازیها رو دوست نداشتم. طراحی صحنه برام جالب و شادی بخش بود. طراحی لباس خوب بود و کاملا متناسب با فضای فانتزی نمایش. گریم خاصی هم که نداشتند. روال خطی داستان هم یه موضوع کاملا معمولی بود.در کل یجورایی الان که به نمایش فکر می کنم ، فقط تصویر چهره بشاش و خندان کارگردانش می آد توی ذهنم نه چیز دیگه ای. چـقدر بده ها! ظـــــــــــاهرا ما بی حوصله شدیم و سطح سلیقمون انقدر تلخ که حتی چنین نمایش هایی هم خنده امون نمی اندازه.


(+) نقد نمایش از رضا آشفته به نقل از سایت ایران تئاتر

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 17 شهریور1388 و ساعت 4:36 PM |

 

عکس از رضا موسوی

سالن سایه مجموعه تئاتر شهر ساعت ۲۰:۱۵    ( مدت 45 دقیقه )    تا 10 مهر ماه
"مرثیه ای برای یک سبک وزن" نویسنده و کارگردان : ایوب آقاخانی / طراح صحنه و لباس : لادن سید کنعانی / آهنگسا : محسن میرزایی / طراح پوستر و بروشور : ارسلان آقاخانی / عکاس : شکوفه هاشمیان / بازیگران : هدایت هاشمی ، نگار عابدی ، افشین هاشمی ، خسرو احمدی ( گروه تئاتر پوشه
www.pooshehtheatre.com )


وقتی بازی یک بازیگر انقدر برات دوست داشتنیه که توی هر کاری بازی کنه با کله می ری تا بازیشو ببینی ، قطعا انقدرها مهم نیست که کار ضعیف بوده یا قوی. بنابراین سعی می کنم به بخشهایی از نقد آقای مهدی نصیری به نقل از سایت ایران تئاتر اکتفا کنم و زیاده گویی جانبدارانه نکنم.



" تماشاگر نمایش آقاخانی اما ضمن درک و دریافت موقعیت کنایی، بیشترین لذت را از کمدی گفتار و زبان کنایه‌آمیز و طنز این اثر می‌برد. اجازه بدهید یادآوری کنیم که از میان انواع کمدی یکی از متداول‌ترین‌ها و محبوب‌ترین انواع، طنز است که آقاخانی همین شیوه را برای پرداخت اثرش انتخاب کرده است. "مرثیه‌ای برای یک سبک وزن" با توجه به آن چه که گفته شد با موقعیت داستانی کنایه‌آمیز و زبان طنزی که ریشه در خواست‌های تماشاگر یا همراهی با زمانه مخاطب دارد، رگ خواب دریافت‌گرش را خوب پیدا کرده است. نمایش در طول مدت اجرا ترفندهای گوناگونی را برای ارتباط گرفتن با مخاطب و انتقال مضامین و همچنین به خنده واداشتن آن‌ها به کار می‌برد و به همین دلیل نیز موفق می‌شود تا به هدفش دست پیدا کند.................. نمایش همواره با کدها و کنایه‌های به روزش می‌تواند به عنوان یک کمدی تاثیرگذار باشد. شاید به کنایه بتوان گفت که این نمایش تنها برای مخاطب امروز یک کمدی موفق است و شاید یک سال دیگر این تاثیرات را روی تماشاگر نگذارد و موفق هم نباشد................. لباس هم شکل بازیگران و همچنین زیرکی آقاخانی در استفاده از اسم‌های واقعی آن‌ها در دنیای نمایش هم ضمن قرار دادن برخی از جزئیات در کنار اشاره‌های طنزآمیز ، به موضوع و موقعیت ویژه نمایش کلیت بخشیده و ذهن مخاطب را در تعمیم بخشی کنایه‌های نمایش آزاد گذاشته است. "

ضمن اینکه بد نیست اضافه کنم شاید همه جا عنوان شده که این کار با تمام کارهای قبلی کارگردان تفاوت داره ، درست... استثنائا برای نگارش این نمایش جناب آقای آقاخانی ساختار ارسطویی رو جلوی روشون نگذاشتند و طبق تمامی اصول نمایشنامه نویسی اقدام به نگارش نکردند ؛ اما این دلیل بر ان نیست که حتما کار خیلی متفاوت و آنچنانیست. بنابه نظر شخصیه من ، اگر کنایه های اینروزها مد شده ی متناسب با اوضاع سیاسی کشور را ( که انگار واقعا به طرز آزار دهنده و بیمار گونه ای تمام فضای مغز نویسندگان و کارگردانان کشورمون رو اشغال کرده ) که در این اجرا تماشاگر را مدام به واکنش وا می دارد را از جریان اصلی نمایش خارج کنیم واقعا نمایش چیزی برای گفتن نداشت. طراحی صحنه به شدت لخت نمایش ، یجورایی دلزدگی ایجاد می کرد ، موسیقی خیلی خوب و تاثیر گزار بود. بازیها هم که...... خلاصه احساس می کنم واقعا بد نباشه به خوندن (+) نقد کامل جناب نصیری  بسنده کنیم ، باشد که حداقـــــــــــــــل بخاطر اوضاع خاص این آب و خاک تئاتر این مرز و بوم حالش خوب باشد و سالن ها پر و بلیط ها نایاب. این احوال خوش تئاتر سالهاست که آرزوست.....!

 

 

- پی نوشت :  نمايش «مرثيه اي براي يك سبك وزن» در روزهاي 25، 26 و 27 شهريور برخلاف روزهاي عادي،‌ دو اجرا در هر روز خواهد داشت.به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر، ايوب آقاخاني‌ ‌نويسنده و كارگردان اين نمايش گفت: با توجه به زمان 45 دقيقه‌اي اين اثر‌،‌ خوشبختانه امكان اجراي مضاعف آن براي علاقه‌مندان در ساعت هاي 15/20 و30/21 طي روزهاي چهارشنبه تا جمعه، ‌يعني 25 تا 27 شهريور وجود دارد.


 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 16 شهریور1388 و ساعت 0:50 AM |

 

گاهی وقتها یک لحظه ، یک تصویر هر چـــــند کوتاه  برات یه جور دیگه است. حسی رو برات زنده می کنه که  شاید برای هیچکس ، هیچ جا ، هیچ وقت دیگه این حس تداعی نشه.  دوست داری برای همیشه ثبتش کنی. شاید وقتی یه آدم دیگه اون قاب رو ببینه  هـــــــــــیچ حسی نداشته باشه و بسادگی از کنارش بگذره. اما برای تو ، اون تصویر یک قاب ساده نیست.

اولین بار که نمایش بوبوک رو دیدم ، حدود یکسال پیش، این کادر از این نمایش ته دلم رو خالی کرد.دلم لرزید و یک حس خیلی خیلی خیلی خاص داشتم. شاید بخاطر خیلی چیزها و خیلی ....  تــــــــــــا دیروز.  آقای رضا موسوی زحمت این کادر درخشان رو کشیدند. شاید قسمت این بود که باز هم سپاسگذار ایشون باشم برای حضور مهربانانه  و لطفهای بی دریغ همیشگی، خصوصا این لطف فراموش نشدنی.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 14 شهریور1388 و ساعت 8:36 PM |

از هنر و شادی خود پاسداری کنیم ، از نمایش رو حوضی نیز! زیرا به قول "نیچه" در دوره های بحران روحی و اجتماعی تنها دو چیز یاری دهنده ی راستین انسان است: طنز و هنر! طرفه آن که این هر دو در نمایش رو حوضی به نحوی کامل و زیبا وجود دارد .

(بخشی ازمتن روی بروشور: قطب الدین صادقی )



تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۲۰:۱۵ (مدت ۱۵۰دقيقه)
"باغ شکر پاره" نویسنده وکارگردان : قطب الدین صادقی / طراح صحنه : فریبرزقربانزاده / طراح لباس : الهام شعبانی / طراح چهره پردازی : افسانه قلی زاده – مجریان چهره پردازی : فرناز مرتضوی ، شهریار تیمورپور ، کامبیز معماری ، امیر قادری ، امیر خوشگو ، علی اصغر گودینی / طراح نور : مجید ناخدا / آهنگساز: سعید تهرانی / عکاسان : اختر تاجیک ، مهدی فلاخویی ، فرشته عدلی / بازیگران : سامان دارابی ، کرامت رودساز ، محمد پورحسن ، سید صالح موسوی ، اسماعیل بختیاری ، کاظم هژیر آزاد، علی فرجام فر ، پیام علوی ، عباد نظری ، مهدی زمین پرداز ، محمد آقا محمدی ، رهام مخدومی ، ناصر عاشوری ، ژاکلین آواره ، نوشین سلیمانی ، علیرضا دلیر ، محسن دین محمد ، سید رضا علوی ، داریوش حقدوست ، امیر مشتاق رودساز ، حسین توکلی ، کامران ساعد ، مصطفی عبدالهی ، حامد مرادی

باغ شکرپاره (عکس :رضا معطریان)

انصاف حکم می کنه قبل از هر نوشتاری راجع به "باغ شکرپاره " حتما عرض کنم که متاسفانه من اصولا با کارهای سنتی ایرانی مشکل دارم، با سیاه بازی و تخت حوضی و... و شاید نوشته هام ( غیر از مبحث گریم ) تحت تاثیر این عامل قرار گرفته باشه که حتما هم اینگونه است.

به نظرم مشکل اصلی این نمایش تقریبا دیالوگ محور ،  صدا بود. که قطعا کیفیت سالن بی تاثیر نبود. چون در لحظات نه چندان کوتاه به دفعات متوجه دیالوگ ها نمی شدم. خصوصا زمانهایی که موسیقی زنده هم همراه دیالوگها بود. قبلا هم گفته ام موسیقی زنده در کنار هر نمایشی به شدت توجهم رو جلب می کنه ودوستش دارم اما در اینجا این عامل دوست داشتنی اذیتم می کرد. چون متاسفانه نوازندگان مدام در حال صحبت با همدیگه بودند و باعث گرفتن تمرکز و کشیدن نگاه به سمت خودشون می شدند. در مورد بازیها چیزی نگم بهتره چون قاعدتا با کمتر دیدن این سبک نمایشها تخصصی هم در زمینه ندارم. اما با توجه به کارهای قبلی که از "سامان دارابی" دیده بودم ، بازیشون در این نمایش ،  چشمگیر بود و روان.همینطور "کرامت رودساز" که در نقش دوم که در پرده های پایانی نمایش داشت ناخوداگاه من رو بیاد نمایش "چاه" می انداخت که کار برداشتی از رمان (جای خالی سلوچ ) با اونهمه کاراکتر بود که با دو پرسوناژ اجرا می رفت و ایشون مجبور بودند چندین نقش رو بازی کنند و به خوبی هر چه تمامتر از عهده اینکار بر می اومدند. چیزی که اینروزها بیشتر از همه جلب توجه می کنه؛ دیالوگهای کمی تا قسمتی "خس و خاشاکی" نمایش بود که دیگه مد شده و ترفندی برای جلب توجه . اما باور کنید دیگه تکراری شده............. و یجورایی آزاردهنده. موقع شنیدنشون حس یه آدم دارای نقص عضو رو داریم که هر لحظه به هر شکلی این نقص عضو توی سرش کوبیده می شه اما کاری از دستش بر نمی آد...........

و اما گریم! از اول تا آخر نمایش با خودم در جدال بودم که شاید ما اشتباه می کنم و عرف معمول کار همین مدلیه! و حساسیت های ما بی دلیل و شاید خنده دار. با دیدن گریم هر لحظه از این نمایش بیشتر یاد روزهای جشنواره تئاتر فجر می افتادم و یاد شبهای بی خوابی. از هر نظر که نگاه می کنم می بینم تخصص ، مهارت و از همه مهمتر تجربه اساتید گریم تئاتر شهر صدها برابر بالاتر از ماست و قطعا خودشون متوجه هستند. پس لابد ما داریم اشتباه می کنیم... حتما در گریم تئاتر مهم نیست که رنگ ریش با موی سر بازیگر هزار تون رنگی متفاوت باشه و حتی در یک تونالیته هم قرار نگیره! حتما چیزی به نام تمیز کار کردن مفهومی نداره! و انگار لزومی نداره که اگه قطعه ای به گوش بازیگر اضافه می شه لبه هاش انقدر فید بشه که با خود گوش یکی باشه و طبیعی جلوه پیدا کنه. حتما لازم نیست دیگه.....! احتمالا چیزهایی که ما توی دانشگاه خوندیم با آنچه که قراره حاصل سالهای سال تجربه این اساتید بهمون یادبده کمی ، فقط کمی متفاوت باشه.شاید هم این چهره پردازی لازمه این سبک نمایشه که من اطلاع کمی ازش دارم. در هر حال 2 ساعت و نیم حضور در سالن اصلی تئاتر شهر زمان خوبیست برای ادای احترام به هنر دکتر صادقی.


 

- پی نوشت : بعد از اون روز کذایی که برق تالار مولوی رفت و ما موندیم و یک دنیا شرمندگی برای میهمانان به شدددددددددت جدی مون که یه عالمه باهاشون خجالت و این حرفها داشتم.... با توجه به اینکه از کرج تشریف اورده بودند باید برنامه ای دیگه جایگزین می شد و از اونجاییکه بلیط هیچکدام از سالن های تئاتر شهر پیدا نمی شد غیر ازسالن اصلی ، ناچارا روانه این تالار کذایی شدیم ( از این نظر می گم کذایی که شخصا مدتهاست شاهد کار خوب و چشم گیری در این تالار نبودم و شرطی شدم که کارهای این تالار رو حتما دوست ندارم). البته خدا رو شکر میهمانان محترممون ظـــــــــــــــــــــــاهرا از کار بدشون نیامد و بیشتر از این شرمنده اوقات تلف شده اشون نشدیم .ظاهرا  باید از اداره برق ممنون باشیم وگرنه قطعا سعادت دیدن اینکار نصیبم نمی شد.


- پی نوشت : در جشنواره تئاتر فجر همین سالی که گذشت بازیگر ما روز دوم جشنواره اجرا داشت و مجبور بود ریش و سبیلش کاملا از ته تراشیده بشه و قاعدتا برای اجرای ما که دو روز بعد بود و بهــــــــــــــیچ عنوان امکان این نبود که بدون ریش و سبیل باشند باید ریش و سبیل تهیه می کردیم. اونهایی که دست در این کار دارند می دونند که بافتن ریش یا سبیل زمان زیادی میبره و به شدت سخت و آزار دهنده است. شاید به جرات بگم دو شب تمام قبل از اجرا نخوابیدم تا رنگ ریش و سبیل ها دقیقا همرنگ باشه با موی سربازیگر. چون ریش و سبیلی که ما موجود داشتیم با دو سه درجه اختلاف رنگ بود. برای تعریف از گروه خودمون و به رخ کشیدن دقت نیست که می گم چون توی درسهایی که ما خوندیم ، این پیش پا افتاده ترین ( وظیفه ) یک گریموره و اصلا ( نمی تونه ) و ( حق نداره ) به عنوان یه کار مهم بهش افتخار کنه اما با این حسابی که اینروزها می بینم الان دیگه نه تنها احساس افتخار و متعهد بودن نمی کنم بلکه دقیقا احساس حماقت می کنم.

 - پی نوشت : نتیجه اخلاقی تماشای این نمایش :  تــــــــــــــــازه فهمیدم تئاتر ، بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم سلیقه ایه.چون به هیچ عنوان " باغ شکرپاره" برام نمایشی جذاب و دوست داشتنی نبود. نه زمان طولانی نمایش رو درک می کردم و نه گریم های به نظرم "سرسری" اونهارو ، نه شوخی های نمایش های تخت حوضی و نه بازیهای قر و قمیش دار این مدل نمایش ها... قطعا مشکل از تفاوت سلیقه است و گر نه حتما دکتر صادقی کارشون رو بخوبی بلدند.

 

-پی نوشت ۱۸/ ۶/۸۸ : جناب آقای صالح موسوی بد نیست  غیر از بازی ادب و اخلاق رو هم یاد بگیرید و کمی نقد پذیر باشید. و بهتره  شهامت گذاشتن کامنت با نام واقعی خودتون رو هم داشته باشید آقای محترم . من به حکم اخلاق و فضای اینجا کامنت شما  با نام ( سروش)  رو  پابلیش  نمی کنم.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 14 شهریور1388 و ساعت 2:24 PM |

 



خانه نمایش اداره تئاتر     ساعت 18:30   (مدت 40 دقیقه )
"منتشا" نویسنده : مهران رنجبر / کارگردان : مجید رحمتی / طراح صحنه و لباس : سارا پژمان فر / موسیقی : علیرضا مدنی ، مجید رحمتی / طراح پوستر و عکاس : مرتضی اتابکی / بازیگر : مهران رنجبر


خلاصه : در این نمایش مهران رنجبر ماجرای یک روز از زندگی یک چوب نقالی را بازی می کند. این چوب در جریان نقالی از دست مرشد رها شده و به سر یک بچه هفت ساله برخورد کرده است. مرشد از آن پس منتشا را از پنجره به بیرون پرتاب کرده و تصمیم دارد دیگر نقالی نکند.



بعد از تماشای آخرین دسته گل دکتر صادقی ، به حکم مشغله زیاد اینروزها علی رغم ذوق و شوق بسیار برای تماشای نمایش استاد جون "مرثیه ای برای یک سبک وزن " و دیدن دوباره "خشکسالی و دروغ" و حتی "منتشا"ی مجید رحمتی که به شدت بی تاب دیدن طراحی صحنه اش بودیم فرصتی دست نداده بود... تا اینکه امروز آنقدر از بازی خوب مهران رنجبر دلخوش شدیم که حسرت های ناشی از کمبو وقت این چند وقته حسابی یادمون رفت. گرچه نمایش تک پرسوناژ بود اما هوشمندی کارگردان و بازی خلاقانه تنها بازیگر نمایش اسباب خسته نشدن تماشاگر رو فراهم می کرد. فارغ از هر گونه جانبداری ، طراحی صحنه نمایش خیلی خوب و مرتب بود. اصولا کارهای سارا پژمانفر شسته رفته و گویاست.صحنه به سه بخش تقسیم شده که هر یک از این سه بخش زمان و مکانی خاص را در بر می گرفت. و شاهکار این سه بخش ، همان پرده انتهایی سالن بود که در نهایت ظرافت قاب تصویر های زیبایی ایجاد می کرد. متن نسبتا خوبی بود که رنجبر در مقام بازیگر بخوبی از پس اجرای نقشی که خود خلق کرده بود، برآمده بود. اصولا در نقالی و نمایش های اینچنینی موسیقی زنده می تواند نقشی بسیار موثر داشته باشد. که در اینجا هم موسیقی کاملا در خدمت اجرا بود. میزانسها همگی خوب بودند. ضمن اینکه از کنار هوش و ذکاوت مجید رحمتی هم بسادگی نمی توان گذشت. در پایان شاید لازم باشه به شدت روی بازی خوب مهران رنجبر تاکید کنم که با تسلط بینظیری که روی بازی بویژه صدای خود داشت تماشاگر را راضی از سالن بدرقه می کرد.

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 12 شهریور1388 و ساعت 1:53 AM |

امروز برق تالار مولوی رفت....  آنهم نه یک ساعت ، دو ساعت ؛ بلکه بیش از 3 ساعت. پاسخ کاملا مسئولانه و دلسوزانه مسئولین تالار به گروه : برق رفته! ما چکار کنیم ؟  گریم سنگین کار در نور نامناسب راهروی ورودی تالار کوچک هرچند به سختی اما به امید وصل مجدد برق حداقل تا ساعت  6 ( زمان شروع نمایش ) انجام شد. آنقدر برق نیامد تا اجرای اول این تالار علی رغم آمادگی کامل کنسل شد. ( هنوز خبر از اجراهای دیگر ندارم ) تماشاگران سرگردان و امیدوار به شروع اجرا  کلافه و سردرگم در گوشه گوشه حیاط تالار نشسته بودند. گروه مبهوت... عوامل سالن قبل از اعلام به کارگردان، فصل الخطاب را اعلام فرمودند و به تماشاگران اطلاع دادند  اجرا کنسل شده است!  مدیرروابط عمومی تالار ( جناب آقای حجت سیدعلیخانی ) در کمال همدردی و وظیفه شناسی در اتاق خود را قفل کرده و از سالن خارج شدند....  بازیگران در اتاق گریم در زیر نورموبایلهای خود گریم سنگین خود را پاک کردند.کارگردان همچنان مبهوت از اینهمه نظم و هماهنگی... تلفن جناب مکاری ( مدیر سالن ) در دسترس نیست.... اداره برق پاسخگو نیست.... دست آخر ؛ بنا به گفته یکی  از مسئولین تالار این موضوع (قطعی برق ) ازجانب اداره برق قبلا به جهاد دانشگاهی اخطار داده شده بوده که تا 12 شب خاموشی همچنان ادامه خواهد داشت ؛ اما ظاهرا آنها لازم ندونستند که مسئولین تالار و گروهها هم در جریان باشند.... میهمانان ، تماشاگران یک به یک حیاط مولوی را ترک کردند، انگار نه انگار که برای حضور تک تک این افراد هزینه و انرژی تبلیغات صرف شده است ، انگار نه انگار که این تماشاگران ،  وقت و هزینه ای برای این حضور از دست داده اند......... گروه همچنان در کنار دکتر خاکی ( میهمان ویژه امروز ) ایستاده اند......

 

خوب اینجا ایران است... کشوری که همیشه به وقت ، شعور ، شخصیت افراد احترام گذاشته می شود. کشوری با مسئولین  پاسخگو که وظیفه شناسی ، مهربانی ، همدردی  اصل اول آن است. .باید هم همه چیزمان به همه چیزمان بیاید دیگر .....  اینجا ایران است!

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 11 شهریور1388 و ساعت 1:44 AM |

اهورامزدا! اين كشور را از خشكسالي، دشمن و دروغ نجات بده


تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۲۰:۳۰ (مدت ۹۰دقیقه)
(خشکسالی و دروغ )‌ نویسنده و کارگردان : محمد یعقوبی /طراح لباس : پریدخت عابدین نژاد / طراح چهره پردازی : عاطفه ابیضی / طراح صحنه : منوچهرشجاع / آهنگساز : بهرنگ بقایی /عکاس: بهنام صدیقی/ طراح پوستر و بروشور : امیر اسمی / بازیگران : مهدی پاکدل ، علی سرابی ، رویا دعوتی ، آیدا کیخایی (گروه تئاتراین روزها )


چقدر خوبه که گهگاه نمایشهای اینچنینی به روی صحنه باشند تا شــــــاید اندکی از دلزدگی آنهم در مدیوم نوع تئاتری آن برطرف شود. تا در وصف تک تک عوامل اجرایی آن حرفی برای گفتن داشته باشیم. از طراحی صحنه گرفته تا حتی پوستر و بروشور این نمایش!

محمد یعقوبی شاید بواسطه تحصیلات خود در رشته حقوق است که اینچنین آشنا با مسائل خانواده و زوج ها درامی را خلق کرده که لحظه به لحظه آن را می شود فهمید و بخوبی درک کرد. قصه ای در بستر خانواده که بسیار واقعی و باورپذیر با مضمون تفاوتهای روانشناختی زن و مرد از دیدگاه شخص سومی ناظر به نام تماشاگر. انقدر سادگی و کاربرد درخشان طراحی صحنه در این نمایش جلوه گری داشت که لازم می دونم قبل از هر چیز راجع به اون حرف بزنم. منوچهر شجاع با استفاده از چند مبلمان ساده مکعب شکل و طراحی تعدادی در و پنجره و یک ستون هر آنچه کارایی که یک دکور سنگین می توانست ایجاد کند را دارا بود.  با طراح ۳ اتاق با تماشاگر قرار دادی تصویری می بست که هر کدام ازاین اتاقها مربوط به کدام زمان و مکان خاص نمایشنامه است. با جابجا کردن مبلمان ها و چینش آنها به شکل تختخواب اتاق خواب خانه (امید و میترا )‌ را نشان می داد - با چینش معکب ها بصورت میز و صندلی آتاق (آرش) - و جابجا کردن ستون و تغییراتی دیگر محل کار ( آرش و امید و آلا )‌را به نمایش می گذاشت. اینکار انقدر خوب و دقیق انجام می شد که بعد از نمایش ، تصویری ذهنی از تماشای تله تئاتر را در ذهن مخاطب تداعی می کرد. طراحی لباس هم با توجه به تعدد دفعات تعویض آنها ُ خوب صورت گرفته بود. ضمن اینکه این مسئله ( تعدد دفعات )‌ اصـــــلا نامطلوب جلوه نمی کرد ولی در تئاتر ما غریبه بود. برام سوال پیش آمد که خوب چرا؟؟؟؟؟!!! این خیلی خوب بود که چند بار مهدی پاکدل حتــــــــــــی کفشش هم تعویض شود تا با لباسها ست باشد و با تکیه به این المان شخصیت خوش تیپ و خوشگذران این پسر مجرد بخوبی نشان داده شود. اما در هر حال جالب توجه بود. میزانسنها برام دوست داشتنی بودند.کاملا خوب و حساب شده. خصوصا صحنه های مربوط به اتاق خواب میترا و امید. زیرکی محمد یعقوبی در استفاده از اکسسوار (روزنامه و...) ، جملات این نمایشنامه و حتی طرح روی بروشور و اشاره سال اجرای این نمایش در زیر قسمت خاصی از عنوان نمایش به شدت برای شخص من ستودنی بود و نشانه احترام و آگاهی این کارگردان به مسائل روز.... ای کاش نام طراح پوستر وبروشور بر روی پوستر-بروشور هم ذکر شده بود. بازیها به تناسب خوب بودند. بطوریکه می شه گفت شاید آیدا کیخایی خصوصا در یکی از صحنه ها (‌شب تولد امید ) از بقیه سبقت گرفته بود. مهدی پاکدل خودش بود... خوده خوده خودش.... علی سرابی مثل همیشه خوب بود و رویا دعوتی علی رغم مشکلی که برای پای چپش پیش اومده بود و ظاهرا دردی که در طول اجرا متحمل می شد ‌خوب بود. موسیقی و نریشن های نمایش با صدای خود بازیگران کمک خیلی پررنگی در فضا سازی نمایش داشت. متن هم به نظرم متن خیلی خوبی بود که بسیار استادانه پرداخته شده بود و همواره نکته بینی و ظرافت نویسنده را گوشتزد می کرد  و با ساختار نسبتا مدوری که داشت تماشاگر را به آسانی بدنبال خودش می کشوند.

 

(+) نکته اينجاست که يعقوبي در «خشکسالي و دروغ» به چنان توانايي و کمالي در ساده نويسي مي رسد که گويي هرآنچه بر صحنه نقش مي بندد، نقشي از واقعيت است؛ گويي مي توان براي هر آنچه که بر صحنه به تصوير درمي آيد، مصداقي در جهان خارج جست؛ و خلق چنين کيفيت و اعجازي در صحنه به راستي که شگفت انگيز و قابل ستايش است..... ( اشکان غفار عدلی - نقدی بر خشکسالی و دروغ )

(+) یعقوبی تماشاگر را به يکباره با تصاويري آشنا و ملموس با زندگي خودش مواجه مي کند- آن هم تماشاگري که در يکي دو سال گذشته حتي با قوي ترين دوربين هاي شکاري هم نتوانسته اثري از خود و دغدغه هايش در نمايش هاي روي صحنه رفته در ايران بيابد- و در ادامه از طريق ديالوگ هاي کنشمندي که هر کدام به سادگي و به تنهايي موقعيت نمايشي خلاقانه يي را مي آفريند، همراه مي شود. (‌امین عظیمی- نقدی بر خشکسالی و دروغ )

(+) وب سایت رسمی محمد یعقوبی

 

 

- پی نوشت : به نظر من از اون دست کارهایی بود که واقعا حیفه اگه فرصت دیدنش از دست بره...

- پی نوشت: طبق معمول با شاهکارهای سایت ایران تئاتر و عکسهای مضحکش عکس خوبی پیدا نکردم و از اونجاییکه قرارشده فقط عکس خوب اینجا گذاشته بشه حتی به قیمت بارگذاری مطالب نمایش بدون عکس ؛ تا اطلاع ثانوی و ادیت مجدد این پست همین شکلی می مونه.

- پی نوشت: بنا به گزارش خبر گزاری کتاب ایران ، بعد از اتمام اجرای این نمایش  متن نمایشنامه این کتاب به چاپ خواهد رسید.


 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت 5:0 PM |
 

  (+ بدون شرح!!!!!!!!!)  ( حامد بهداد: دیگر پایم را در تئاتر نمی گذارم )


- پی نوشت: بعضی اوقات خوندن بعضی خبرها و بعضی مصاحبه ها انقدر شگفت انگيزه که اگه شاخ روی سر بعضی های دیگه در نياد و تاسف بحال خودشون نخورند که کجا و در کنار چه آدمهای دارند زندگی می کنند  واقعا به کار دیگه ای جز اينکه پی ببرند معنای دقیق واژه آدم شنگول یعنی چی نمـــــــــــــــــی تونند فکر کنند.

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت 2:47 PM |

برنامه اجراهای تالارهای نمایشی شهریور ۸۸

 

تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر  / ساعت ۲۰:۱۵  (مدت۱۵۰دقيقه)
(باغ شکر پاره) نویسنده وکارگردان : قطب الدین صادقی / طراح صحنه : فریبرزقربانزاده / طراح لباس : الهام شعبانی / طراح چهره پردازی : افسانه قلی زاده – مجریان چهره پردازی : فرناز مرتضوی ، شهریار تیمورپور ، کامبیز معماری ، امیر قادری ، امیر خوشگو ، علی اصغر گودینی / طراح نور : مجید ناخدا / آهنگساز: سعید تهرانی / عکاسان : اختر تاجیک ، مهدی فلاخویی ، فرشته عدلی / بازیگران : سامان دارابی ، کرامت رودساز ، محمد پورحسن ، سید صالح موسوی ، اسماعیل بختیاری ، کاظم هژیر آزاد، علی فرجام فر ، پیام علوی ، عباد نظری ، مهدی زمین پرداز ، محمد آقا محمدی ، رهام مخدومی ، ناصر عاشوری ، ژاکلین آواره ، نوشین سلیمانی ، علیرضا دلیر ، محسن دین محمد ، سید رضا علوی ، داریوش حقدوست ، امیر مشتاق رودساز ، حسین توکلی ، کامران ساعد ، مصطفی عبدالهی ، حامد مرادی

تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر  / ساعت ۲۰:۳۰ (مدت ۹۰دقیقه)
(خشکسالی و دروغ )‌ نویسنده و کارگردان : محمد یعقوبی / بازیگران : مهدی پاکدل ، علی سرابی ، رویا دعوتی ، آیدا کیخایی / طراح صحنه : منوچهرشجاع / طراح لباس : پریدخت عابدین نژاد / آهنگساز : بهرنگ بقایی / طراح چهره پردازی : عاطفه ابیضی

تالار سایه مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۲۰:۱۵ (مدت ۶۰دقیقه)   تا ۱۰ مهرماه
(مرثیه ای برای یک سبک وزن ) نویسنده و کارگردان : ایوب آقاخانی / طراح صحنه و لباس : لادن سید کنعانی / آهنگسا : محسن میرزایی / طراح پوستر و بروشور : ارسلان آقاخانی / عکاس : شکوفه هاشمیان / بازیگران : هدایت هاشمی ، نگار عابدی ، افشین هاشمی ، خسرو احمدی ( گروه تئاتر پوشه www.pooshehtheatre.com )

تالار قشقایی ساعت 20:30 (مدت؟)   از 10 شهریور
(
مهر هفتم)‌ نویسنده و کارگردان: سعید شاپوری / طراح لباس : کتایون فیض مرندی / طراحی صحنه : سپهر گودرزی / بازیگران : فرزین صابونی، شبنم مقدمی‌، رویا میر‌علمی‌، علیرضا محمدی‌، بهنام تشکر، آذر خوارزمی، احمد لشینی والهام. www. mohre7ththeatre.blogfa.com

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۲۰:۴۵ (مدت۴۵دقیقه)
(مجلس برادر کشی )‌ نویسنده : سیروس همتی ، تقی همتی نیا / کارگردان : سیروس همتی / طراح صحنه و لباس : شهرام کرمی ، لیلا نوری / طراحی و تنظیم موسیقی : سیروس همتی ، مجید رحمتی / طراحی و ساخت صورتک : اسدالله قنبری / بازیگران : شیرین امامی ، محمد بخشی زاده ، فاطمه حیدری فر ، مجید رحمتی ، مرجان صادقی ، ساقی عقیلی، محسن میرزا علی ، سیروس همتی و...

 

سالن اصلی مولوی /  ساعت ۱۸ (مدت ۶۰دقیقه )  از ۴ شهریور
( بوبوک) نویسنده و کارگردان : بنفشه اعرابی / طراح صحنه : سارا پژمانفر / طراح گریم : سمیه فراهانی ، عاطفه جعفری / آهنگساز : مهدی وجدانی / بازیگران : بهرام سروری‌نژاد، محمد طیب‌طاهر، پریسا محمدی، طوفان مهردادیان، فرزین نوبرانی، امیر محرابی، علی برجی و اکبر فتاح‌زاده vachik.blogfa.com

سالن اصلی مولوی /  ساعت ۲۰:۳۰ (مدت ۹۰ دقیقه ) از ۴ شهریور
(پرواز از فراز تیر چراغ برق ) نویسنده و کارگردان : محمد رضا اجاقی / طراح صحنه و نور : فریبرز قربانزاده / آهنگساز : حمید رضا اجاقی / طراح لباس : سمیه یعقوبی/ سرپرست چهره پردازی : بهمن صنیعی – مجریان : بهمن صنیعی ، سعیده متانت / بازیگران : سمیه آباده ، فرامرز قلیچ خانی ، مدیا اکری ، مجید علم بیگی ، هومن نوروزی ، آرش میر احمدی ، مریم عسگری ، سید محمد بابا حیدری .

سالن کوچک مولوی / ساعت ۱۹:۱۵ ( مدت ۷۰دقیقه )  از ۴ شهریور
(در این شهر فرشته ای وجود ندارد ) نویسنده : شهرام احمد زاده / کارگردان : بی تا خارستانی 



‌سالن شماره ۲تماشاخانه ایرانشهر  / ساعت ۲۰:۳۰ ( مدت ۷۰دقیقه)
(سگ سکوت) نویسنده و کارگردان : آروند دشت آرای / بازیگران : پانته آ بهرام ، بابک حمیدیان ، باران کوثری ، جواد نمکی و....

‌سالن شماره ۱تماشاخانه ایرانشهر / ساعت ۲۰:۳۰ (مدت؟ )
(زال و رودابه )‌ نویسنده :عزت الله مهرآوران / کارگردان : ‌نادر رجب پور





خانه نمایش اداره تئاتر / ساعت ۱۸:۳۰ ( مدت ۴۰دقیقه)
(منتشا) نویسنده : مهران رنجبر / کارگردان : مجید رحمتی / طراح صحنه : سارا پژمانفر / بازیگر: مهران رنجبر


تالار محراب / ساعت ؟ (مدت؟) تا ۱۸ شهریور
(ماه در مرداب ) نويسنده: فارس باقري/ كارگردان: محمد كوروش‌نيا / بازيگران: پوريا رحيمي سام، مژگان خالقي، رضا رباط‌جزي، باقر سروش، فاطمه عسگري، نويد محمدزاده، طراح صحنه: علي نرگس‌نژاد


تالار سنگلج  / ساعت ۱۹ (مدت۱۰۰دقیقه)
(قولنج )  نویسنده: داوود فتحعلی بیگی / کارگردان : حسین بابایی


تالار هنر /  ساعت ۱۸:۳۰ ( مدت ۶۰دقیقه)
(زندگی بسیار کوتاه است ) نویسنده و کارگردان : مهدی مهدی آبادی

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت 2:22 PM |

نمایش"بوبوک" به نویسندگی و کارگردانی بنفشه اعرابی ‌شهریور ماه  ساعت 18:30 در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه می‌رود.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی ‌نمایش، "بوبوک" که پیش از این در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر و جشنواره تئاتر ماه روی صحنه رفته‌، برنده 5 جایزه بهترین کارگردانی، نویسندگی، طراحی صحنه، بازیگری مرد و بازیگری زن از جشنواره تئاتر ماه شده است.
در این نمایش بهرام سروری‌نژاد، محمد طیب‌طاهر، پریسا محمدی، طوفان مهردادیان، رضا بهرامی، امیر محرابی، علی برجی و اکبر فتاح‌زاده ایفای نقش می‌کنند، همچنین سارا پژما‌ن‌فر طراح صحنه و مهدی وجدانی آهنگسازی این نمایش را بر عهده دارند. دیگر عوامل این نمایش که کاری از گروه تئاتر "واچیک" است عبارت است از: هلیا جعفری و فرزین نوبرانی دستیار کارگردان، عاطفه جعفری - سمیه فراهانی طراح گریم .علی علمی‌نیا طراح پوستر و بروشور. همچنین هومن حاجی‌عبداللهی نریشن ‌نمایش را گفته است.  "بوبوک" که براساس داستانی از داستایوفسکی نوشته شده، به زندگی آدم‌ها پس از مرگ می‌پردازد.

وبلاگ رسمی گروه تئاتر واچیک

 

ساعت اجراهای تالار مولوی در ماه رمضان تغییر نمی‌کند

مهدی مکاری در این باره به خبرنگار مهر گفت: برنامه‌ریزی‌های اجرایی تالار مولوی مشخص شده و قرار است در ماه مبارک رمضان نیز تالار میزبان سه اثر نمایشی باشد. اگر قرار باشد ساعت اجرای نمایش‌ها به بعد از مراسم افطار موکول شود، تنها یک اثر نمایشی می‌تواند در تالار اجرا شود.

وی ادامه داد: به احتمال زیاد دو اثر پیش از مراسم افطار و یک اثر نیز بعد از مراسم افطار به صحنه می‌روند. پیش‌بینی شده که پذیرایی مختصری نیز در سالن در زمان افطار برای مخاطبان و گروههای نمایشی حاضر در تالار مولوی انجام شود.

نمایش‌های "بوبوک" بنفشه اعرابی و "بر فراز تیر چراغ برق" محمدرضا اجاقی به ترتیب ساعت 18:30 و 20:30 در سالن اصلی مولوی اجرا خواهند شد. "در این شهر فرشته‌ای وجود ندارد" بیتا خارستانی هم ساعت 19:15 در تالار کوچک به صحنه می‌رود.

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 28 مرداد1388 و ساعت 0:10 AM |

نمایش های رادیویی....

برج آسمان  ( ساعت 21:30  شنبه تا جمعه در برنامه رمان تا نمایش رادیو فرهنگ )   سردبیر : نادر برهانی‌مرند / تهیه کننده : محمد مهاجر / کارگردان : صدرالدین شجره  / نویسنده : پیروز صدرایی /  صدا بردار : رضا طاهری


سپیده‌دم (ساعت 23:30 شنبه تا چهارشنبه از برنامه"قصه شب" رادیو ایران)   سردبیر: مهدی شرفی/ تهیه کننده :محمد مهاجر / کارگردان : صدرالدین شجره / نویسنده : بهرام صادقی مزیدی / صدابردار :رضا طاهری .

کافه؛ همه چیز روی یک میز  (ساعت 23 شنبه تا پنج‌شنبه از شبکه رادیویی تهران)  سردبیر : ندا هنگامی / تهیه کننده : شهلا نیساری / کارگردان : ایوب آقاخانی/  نویسنده : علی جولایی‌زاده / افکتور : محمدرضا قبادی‌فر /  صدا بردار : رضا طاهری /  گوینده : مهرداد عشقیان / بازیگران : هادی کمالی‌مقدم، مینو جبارزاده، رویا فلاحی، نوشین حسن‌زاده، علی تاجمیر.
"کافه" درباره روابط پیچیده و بغرنج نسل جوان با یکدیگر مخصوصاً در مواجه با مقوله عشق و ازدواج و زندگی مشترک است. این مسئله زمانی بغرنج‌تر می‌شود که پای آموخته، فلسفه و روانشناسی طبق مد روز به میان می‌آید.

قلتشن دیوان؛ وقتی که حق متهم است!    ( ساعت 23:30 شنبه تا سه‌شنبه در"نمایش جوان" )  سردبیر: فاطمه دلیری / تهیه کننده :شهلا نیساری / کارگردان : ژاله علو / نویسنده : مهام میقانی / افکتور : فرشاد آذرنیا / صدابردار :علی حاجی‌نوروزی..
میرزا(علی‌اصغر دریایی) تاجری آبرودار است که به همه کمک می‌کند. اما دارالحکومه علیه اوست. آن‌ها به همراه تاجری دیگری که با حکومت سازش کرده، سعی در تخریب او دارند و...

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت 12:58 PM |

جدول نمایش های صحنه ای  چهاردهمین جشنواره بن المللی نمایش های آیینی – سنتی

پنج شنبه (15/5/88)

 نمایش ( کارما ) کره جنوبی

تالار اصلی تئاتر شهر/ ساعت 20:45 ( مدت 130دقیقه) =  نمایش " باغ شکر پاره"  نویسنده و کارگردان : قطب الدین صادقی ( تهران )

تالا چهارسو تئاتر شهر/ ساعت 18:30 – 21  (مدت 45 دقیقه) =  نمایش " مجلس برادر کشی "  نویسنده: همتی نیا ، همتی /  کارگردان : سیروس همتی   (تهران )

تالار قشقایی تئاتر شهر / ساعت 17- 19 ( مدت 80 دقیقه ) = نمایش " شهر شطرنجی"  نویسنده: فرهاد نقدعلی / کارگردان : رضا حامدی خواه ( تهران )

کارگاه نمایش تئاتر شهر / ساعت 16 – 18 ( مدت 60 دقیقه ) = نمایش " سیاه روی  سپید بخت "  نویسنده: اکبر حسنی / کارگردان : الهام جعفری (تهران )

 

تماشاخانه سنگلج / ساعت 19  ( مدت 200 دقیقه ) = نمایش "بیژن و منیژه"    نویسنده: شهناز روستایی /  کارگردان : داوود فتحعلی بیگی ( تهران ) 

 

تالار شماره 1 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 19  ( مدت 54 دقیقه ) = نمایش " سایه چین " بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : وانگ فای ( هنگ کنگ )

تالار شماره 2 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 20  ( مدت 45 دقیقه ) = نمایش " چو بنگالی"  بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : سانجای کومار ماهاتو  ( هند)

  

مجموعه تئاتر شهر : خیابان انقلاب – چهارراه ولی عصر -  تلفن: 66460594

تماشاخانه سنگلج : ضلع جنوب شرقی پارک شهر – خیابان بهشت – تلفن : 55625444

تمشاخانه ایرانشهر : خیابان طالقانی – خیابان شهید موسوی – خانه هنرمندان ایران – تلفن : 88814115  

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 15 مرداد1388 و ساعت 0:26 AM |

 

  تالار مولوی  ساعت 20:30      مدت 70 دقیقه ( بدون احتساب تاخیر اولیه)     مرداد و شهریور 88

"ملانصرالدین"   دراماتورژ: نسیم احمدپور / کارگردان : علی اصغر دشتی /  طراح صحنه : علی اصغر دشتی / آهنگساز : فرشاد فزونی / طراح لباس : مژگان عیوضی / بازیگران : نگار عابدی ، آرش بزرگ زاده ، هدایت هاشمی ، علی شمس / فریبا کامران ، رامونا شاه ، مینا درودیان ، فاطمه نقوی ، ستاره پسیانی ، شهاب انوشا ، فربد فرهنگ ، شیما مهدوی ، عباس حبیبی ، آرش فلاحت پیشه ، رامین سیار دشتی ، الهام جلالی ، مریم بیدختی ، بنفشه نجاتی ، وحید آقاپور ، آرش والی نژاد

تو ی این روزهای شــــــــــــلوغ که حتی فرصت نوشتنشان را پیدا نمی کنم ، یکی از نمایشهایی که دیدم "ملانصرالدین" بود. هر گزارشی که اینجا بنویسم باعث می شه جذابیت و تمام حس غافلگیری نمایش برای تماشاگران احتمالی آینده از بین بره....     کار ندارم داستان چطور بود یا ضعف و قوتش در کدام قسمت بود ؛ فقط اینکه توصیه می کنم بخاطر شیوه اجرایی نسبتا خلاق آن ، تجربه تماشای این نمایش رو از دست ندید  که دقیقا حس رفتن به شهربازی و روبرو شدن با اتفاقات و حوادث هر گوشه اون رو داره. ضمن اینکه بازی بعضی ها از جمله ( هدایت هاشمی ) خیلی جلب توجه می کرد ؛ هنر نمایی فرشاد فزونی مثل همیشــــــــــــــــــــه فضا سازی بینظیری داشت ؛ تجربه خیلی با مزه ای بود. حس خوب زاویه دید  تماشای نمایش در نیمه پایانی آن را فراموش نمی کنم. پیدا کردن بازی هر بازیگر  و تماشای هر نقطه آن ، هیجان بسیار بسیار زیادی داشت.  

هدایت هاشمی

رفتن به سمت جهان شناخته شده در تئاتر پیش آموخته های ما را می طلبد، و حرکت به سم جهان ناشناخته ها ، دانسته های ما را! نادانسته هایی که با حرکت در مسیر جهان ناشناخته ذره ذره به شناخت تبدیل می شود  ، این شناخت هرگز شناخت کاملی نیست. شناختی ست که گاهی با نقض خود به شناخت تازه تری منتهای می شود . فرایند تولید و مصرف چنین تئاتری قرار گرفتن دراماتورژ،  کارگردان ، طراحان ، بازیگران و حتی تماشاگران در مسیر پر پیچ و خم ناشناخته هاست. گروه تئاتر (دُن کیشوت)  برای گریز از احساس ناخوشایند "مصرف کننده" بودن  در جهان متظاهر به شناخته شده ها ، همواره در جهان تاریک ناشناخته ها در جستجوست ، تا احساس خوشایند "تولید کننده " بودن ، تازه شدن ، نترسیدن از نشدن ها و رسیدن به این باور که ما هم مثل شما  ( تماشاگران ) بسیار "نمی دانیم" را تجربه کند! 

فرایند تولید "ملانصرالدین" دائم به ما تولید کنندگان  این مهم را گوشزد می کرد  که چه بسیار نمی دانیم . آنچه تا پیش از این مفتخر به دانستن اش بودیم  ، حال خود به مانعی بزرگ در فرایند تولید تبدیل شده بود  و گریز از جهان کلیشه وار شناخته ها  و تاختن به سرزمین تاریک ناشناخته ها ، تردید های بسیاری را در پیش رویمان قرار می داد ، برای گروه تئاتر دن کیشوت  پدیده تئاتر تا آنجا جذاب است که در جایی ناشناخته باقی می ماند.  ادعا و احساس بسیار دانستن مرگ خلاقیت در تئاتر را به همراه دارد. اگر احساس کنیم علمی را در تئاتر کسب کرده ایم  که تا پایان عمر می توانیم  با آن علم تولید تئاتر کنیم  ، بی شک به جای گروه تئاتر ( تولیدی تئاتر ) دایر کرده ایم و در آن تولیدی یک الگوی ثابت تولید تئاتر را به تولید انبوه خواهیم رساند . ما به تک تولید می اندیشیم، به فرایند تولید و ادامه جریان تولیدات...

"ملانصرالدین"  آنگونه که فرایند تولیدش فرمان می داد ، تولید شد ؛ نه آنگونه که آموخته بودیم ؛ چه بهتر که شما هم ملانصرالدین را آنگونه که از شما می خواهد به تماشایش بنشینید ؛ نه آنگونه که پیش از این آموخته اید!        ( شرح روی بروشور از گروه تئاتر دن کیشوت )

 

 وبلاگ گروه دن کیشوت 

آلبوم عکسهای این نمایش /مهدی قاسمی ( ایسنا ) 

 آلبوم عکسهای این نمایش / بهمن صادقی ( سیمرغ )

 

 * پی نوشت: با توجه به اینکه این نمایش در هر روز میزبان فقط ۶۰ نفر تماشاگراست ؛  و تهیه بلیط آنچنان هم ساده نیست . ساعت ۵ برای خرید بلیط اقدام کنید. 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 14 مرداد1388 و ساعت 1:1 PM |

جدول نمایش های صحنه ای  چهاردهمین جشنواره بین المللی نمایش های آیینی – سنتی

چهارشنبه (14/5/88)

 

تالار اصلی تئاتر شهر/ ساعت 20:45 ( مدت 60دقیقه) =  نمایش " آسید کاظم"  نویسنده: محمود استاد محمد / کارگردان : علیرضا استادی ( شهرری)

تالا چهارسو تئاتر شهر/ ساعت 18:30 – 21  (مدت 90 دقیقه) =  نمایش " بهرام و گل اندام "  نویسنده و کارگردان : حسن عظیمی  (تهران )

تالار قشقایی تئاتر شهر / ساعت 17- 19 ( مدت 80 دقیقه ) = نمایش " چل بیتو"  نویسنده: اسماعیل بایگی / کارگردان : محمد حسن زاده ( تهران )

تالار سایه تئاتر شهر / ساعت 17:30 – 20   ( مدت 75 دقیقه ) = نمایش " روزی ، محله ای ، روزگاری "   نویسنده : خیرالله تقیانی / کارگردان : تقیانی پور، نوری ( کرج )

کارگاه نمایش تئاتر شهر / ساعت 16 – 18 ( مدت 60 دقیقه ) = نمایش " سیاه روی  سپید بخت "  نویسنده: اکبر حسنی / کارگردان : الهام جعفری (تهران )

 

تماشاخانه سنگلج / ساعت 19  ( مدت 120 دقیقه ) = نمایش "عفریته ماچین"    نویسنده: داوود فتحعلی بیگی /  کارگردان : علی یداللهی ( تهران ) 

 

تالار شماره 1 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 19  ( مدت 54 دقیقه ) = نمایش " سایه چین " بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : وانگ فای ( هنگ کنگ )

تالار شماره 2 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 20  ( مدت 45 دقیقه ) = نمایش " چو بنگالی"  بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : سانجای کومار ماهاتو  ( هند)

 

مجموعه تئاتر شهر : خیابان انقلاب – چهارراه ولی عصر -  تلفن: 66460594

تماشاخانه سنگلج : ضلع جنوب شرقی پارک شهر – خیابان بهشت – تلفن : 55625444

تمشاخانه ایرانشهر : خیابان طالقانی – خیابان شهید موسوی – خانه هنرمندان ایران – تلفن : 88814115  

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 14 مرداد1388 و ساعت 12:26 PM |

جدول نمایش های صحنه ای  چهاردهمین جشنواره بن المللی نمایش های آیینی – سنتی

دوشنبه  ۱۲/ 5/ 88

 نمایش تاتوره خاردار ( عکس از رضا موسوی )

تالار اصلی تئاتر شهر/ ساعت 20:45 ( مدت 100دقیقه) =  نمایش "کارما"  نویسنده: جائه هیون-وو، ایون جئونگ کئون / کارگردان : جائه هیون-وو ( کره جنوبی)

تالا چهارسو تئاتر شهر/ ساعت 18:30 – 21  (مدت 100 دقیقه) =  نمایش "جوحی و قاضی"  نویسنده و کارگردان : جواد انصافی  (تهران )

 

تالار قشقایی تئاتر شهر / ساعت 17- 19 ( مدت 50 دقیقه ) = نمایش " کیارش"  نویسنده: هادی حوری / کارگردان : تینو صالحی ( تهران )

تالار سایه تئاتر شهر / ساعت 17:30 – 20   ( مدت 100 دقیقه ) = نمایش " قصه باغ زالزالک "   نویسنده : داوود فتحعلی بیگی / کارگردان : خدایار کاشانه ( شهر ری )

کارگاه نمایش تئاتر شهر / ساعت 16 – 18 ( مدت 40 دقیقه ) = نمایش "منتشا "  نویسنده: مهران رنجبر / کارگردان : مجید رحمتی

 

تماشاخانه سنگلج / ساعت 19  ( مدت 50 دقیقه ) = نمایش " هی تو!"    نویسنده: سرجیو دیوتی ، استفانو گیونچی ، لوکارونگا /  کارگردان : استفانو گیونچی ( ایتالیا )     {اجرای دوم ساعت 21}

 

تالار شماره 1 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 19  ( مدت 65 دقیقه ) = نمایش " تاتوره خاردار " نویسنده : گئورگی کاراسلاوف / کارگردان : نوندا میتوا ، نادیا آسنووا  ( بلغارستان )    - عکس بالا مربوط به این نمایش است -

تالار شماره 2 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 20  ( مدت 45 دقیقه ) = نمایش " چو بنگالی"  بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : سانجای کومار ماهاتو  ( هند)

 

 

مجموعه تئاتر شهر : خیابان انقلاب – چهارراه ولی عصر -  تلفن: 66460594

تماشاخانه سنگلج : ضلع جنوب شرقی پارک شهر – خیابان بهشت – تلفن : 55625444

تمشاخانه ایرانشهر : خیابان طالقانی – خیابان شهید موسوی – خانه هنرمندان ایران – تلفن : 88814115  

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 11 مرداد1388 و ساعت 2:31 PM |

جدول نمایش های صحنه ای  چهاردهمین جشنواره بین المللی نمایش های آیینی – سنتی

یکشنبه  11/ 5/ 88

 نمایش حقه های مبارک ( عکس از رضا موسوی )

تالار اصلی تئاتر شهر/ ساعت 20:45 ( مدت 65دقیقه) =  نمایش " تا توره خاردار"  نویسنده: گئورگی کاراسلاوف / کارگردان : نوندا میتوا ، نادیا آسنووا  ( بلغارستان)

تالا چهارسو تئاتر شهر/ ساعت 18:30 – 21  (مدت 70 دقیقه) =  نمایش " ما کجا ، اینجا کجا "  نویسنده : فخر الدین خاک زند / کارگردان : خاک زند ، یوسفی (تهران )

تالار قشقایی تئاتر شهر / ساعت 17- 19 ( مدت 50 دقیقه ) = نمایش " کیارش"  نویسنده: هادی حوری / کارگردان : تینو صالحی ( تهران )

تالار سایه تئاتر شهر / ساعت 17:30 – 20   ( مدت 100 دقیقه ) = نمایش " قصه باغ زالزالک "   نویسنده : داوود فتحعلی بیگی / کارگردان : خدایار کاشانه ( شهر ری )

کارگاه نمایش تئاتر شهر / ساعت 16 – 18 ( مدت 80 دقیقه ) = نمایش "حقه های مبارک "  نویسنده و کارگردان : رهام مخدومی  ( تهران )     - عکس بالا مربوط بهاین نمایش است -

 

تماشاخانه سنگلج / ساعت 19  ( مدت 100 دقیقه ) = نمایش " قولنج"    نویسنده: داوود فتحعلی بیگی /  کارگردان : حسین بابایی  (تهران )

 

تالار شماره 1 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 19  ( مدت 54 دقیقه ) = نمایش " نمایش عروسکی چین "   بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : وانگ فای (هنگ کنگ )

تالار شماره 2 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 20  ( مدت 45 دقیقه ) = نمایش " چو بنگالی"  بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : سانجای کومار ماهاتو  ( هند)

 

 

مجموعه تئاتر شهر : خیابان انقلاب – چهارراه ولی عصر -  تلفن: 66460594

تماشاخانه سنگلج : ضلع جنوب شرقی پارک شهر – خیابان بهشت – تلفن : 55625444

تمشاخانه ایرانشهر : خیابان طالقانی – خیابان شهید موسوی – خانه هنرمندان ایران – تلفن : 88814115  

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 10 مرداد1388 و ساعت 7:38 PM |

 

سالن اصلی تالار مولوی   ساعت ۱۸:۳۰  (مدت 60 دقیقه)    از30 تیرماه تا 25 مرداد


" پرسه های پاییزی"  نویسنده: سیاوش پاکراه / کارگردان: سیدجواد طاهری / بازیگران: آفاق میرقاسمی، کیمیا مکاری و سیدجواد طاهری.

خلاصه: داستان این نمایش درباره دختر بچه‌ای دست‌فروش است که با یک کارگردان فیلم مستند و همچنین یک نقاش و نوازنده دوره‌گرد خیابانی آشنا می‌شودو کلا نگاهی دراماتیک به پدیده کودکان کار  دارد.

 

در بدو ورود برگهای زرد و خشکی که به عنوان یکی از ابزارهای صحنه روی زمین پخش شده ، توی این هوای داغ!  حس خوب پاییز رو زنده می کنه. حس خوبی که با سردی هوای داخل سالن به شدت همخونی داره.  طراحی صحنه  ، نه خیلی خاص! اما خوب و کاربردی بود و با همراهی طراحی نور  ، دو فضای کاملا مجزا بنا بر لزوم نمایشنامه، ایجاد می کردند. موسیقی هم متناسب با حس وحال نمایش بود. بازیها نسبتا خوب بودند ، غیر از کیمیا مکاری که با لحاظ کردن سن کمش ؛ عالی بود. انقدر از بازیش شگفت زده بودم که گاهی واقعا سن و سالش از خاطرم می رفت. ناخوادگاه بیاد افرا می افتادم و هنر نمایی  "محمدرضا زاد سرور"....  دیدن این بازیهای خوب ، یجور حس دوست داشتنی رو در آدم ایجاد می کنه. انگار دیدن هر چه بیشتر  این کوچولوهای دوست داشتنی  خیـــــال آدم رو ازبابت آینده های نه چندان دور تئاتر راحت می کنه....

 لحظاتی از نمایش شاهد استفاده از ویدئو پروجکشن و تصاویر دردناک آن بودیم. تصاویری که نشات گرفته از تم وطرح نمایش حرفهای بسیاری داشت که بسادگی و بدون درگیر کردن ذهن تماشاگر نمی شد از کنار آنها گذشت. تصاویر زنده ای که شاید روزانه به دفعات براحتی و بدون اینکه حتی لحظه ای درگیر بشیم از کنارشون می گذریم. شاید واقعا لازم بود که هوای سرد سالن اصلی تالار مولوی  بدون شعار و در قالب نمایشی کوتاه  ما رو به خودمون بیاره و یادمون بیفته دور و برمون چی می گذره.....

و خلاصه اینکه دیالوگهای شاید نسبتا طنز بازیگران این نمایش، گزندگی تلخی داشت که حتی اگر این نمایش خصوصیت ویژه ای از باب یک تئاتر خوب هم نداشته باشد باز هم کافیست . چرا که به محض پایان نمایش ، تازه پرونده ای سیال در ذهن تماشاگرباز می شود....

 

- پی نوشت:  این پست ارسال نمی شد ، مگر به لطف و مهربانی دوست و منتقد همیشگی مطالب این وبلاگ . که همیشه با درایت ، نکته سنجی و توجه خاص خودشون باعث پیشرفت فضای اینجا بودند و هستند و یه امید خدا خواهند بود...     متن این پست از هفته گذشته تایپ شده و آماده ارسال بود . اما نبودن حتی یک عکس از این نمایش ( خصوصا کیمیا مکاری )  باعث پست موقت آن شده بود. چون بعقیده من بخش زیادی از فضا سازی  و ایجاد حس خاص پایانی کار مرهون بازی خوب این کوچولوی دوست داشتنی بود .

 - پی نوشت : اون بخش از نوشته ها ، راجع به سردی هوای سالن مولوی رو جدی بگیرید.....

- پی نوشت : با توجه به اینکه روز دوم اجرای این نمایش موفق به تماشای آن شدیم و هنـــــــــوز بروشور کار حاضر نبود، اطلاعاتی راجع به اسامی دیگر عوامل کار ندارم. اما چه خوب می شد که روابط عمومی کار انقدر ضعیف عمل نمی کرد و تعویض عنوان نمایش ( آن شب که برف می بارید ) را جدی می گرفتند و خبررسانی مطلوب تری می کردند.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 9 مرداد1388 و ساعت 8:8 PM |

تالار سایه مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19   مدت : 70 دقیقه    تا اواخر مرداد ماه ( بغیر از 7 تا 17 مرداد )

"پیچ تند"   نویسنده : آرش عباسی / کارگردان : کتایون فیض مرندی / طراح صحنه و لباس : کتایون فیض مرندی / طراح گریم : ماریا حاجیها – اجرای گریم : حمید رضا قاسمی ، ماریا حاجیها / طراح پوستر وبروشور : علی هنرور / بازیگران: الهام کردا ، ناهید مسلمی ، رویا بختیاری ، علی سرابی.

خلاصه: این داستان روایتگر زندگی خانواده‌ای ارمنی در آخرین روزهای تابستان سال 1367 است که در انتظار پسرشان هستند که  به جنگ رفته است و در این میان اختلاف و مجادله  دخترخانواده با همسرش بستر ساز شکل گیری این موقعیت نمایشی است.

 

نمی دونم چرا اینروزها نمایشها به دل نمی نشینند. یا اشکال از نگاه منه ، یا واقعا اینهمه بد سلیقگی بر فضای تئاتر کشور حکمفرماست. این نمایش هم مثل دیگر آثار  آرش عباسی ؛ درباره جنگ و فضای حاکم در اون دوران بود. طراحی صحنه و لباس کاملا معمولی بود. بازیها بغیراز علی سرابی  (که مانند همیشه خوب بود) هیچکدام چشمگیر نبودند.  ( آتن- مسکو )  کار قبلی این کارگردان به مراتب جذابتر بود و حداقل تماشاگر را با رضایت از سالن خارج می کرد.  و اما..... طراحی گریم که اینروزها دیگه داره به شکل سوژه ای آزاردهنده  برای مخاطب حرفه ای و ثابت اجراهای تئاتر شهر تبدیل می شود. نمی فهمم و درک نمی کنم که چراباید همه بازیگران خانم تمـــــــام اجراهای فعلی تئاتر شهر  ( اهل قبور: رویا میرعلمی ) ( شهر شطرنجی : آشا محرابی ، سهیلا صالحی ) ( پیچ تند : ناهید مسلمی ، رویا بختیاری ) یعنی هر 3 سالن آن ( خدا را شکر اوسنه گمشده نمایشی عروسکیست و مرغ مینا نمایشی تاریخی! و گر نه حتما شاهد چنین کلیشههای تکراری آنجا هم می بودیم!)  موهایی چتری داشته باشند. پیر ، جوان ، دختری به ظاهر عشایر ، خانمی از فرنگ برگشته و استاد تئاتر ، پیر زنی مسیحی ، دختری جوان ، چه  در دوران جنگ تحمیلی ، چه در ناکجا آبادی دور از شهر ، چه در تئاتر پارس و .....  آیا واقعا تنها المان برای شخصیت پردازی خانمها  در گریم تئاتر همین چتری های یک جنس و یک مدل که از هزار کیلومتری مصنوعی بودن جنس موها کاملا واضح است هستند؟ اما از حق هم نباید گذشت... گریم آلبرت ( علی سرابی ) خیلی خوب طراحی شده بود و کاراکتر مردی ارمنی بخوبی درآمده بود. خصوصا که شیوه بیان خود این بازیگر  و کنترلی که روی صدا و نوع گویشش داشت کمک بسیار بسیار شایانی درباور پذیری شخصیت کرده بود.  

اما درکل پیچ تند منهای علی سرابی ؛ نمایشی نبود که خود قصه ، شیوه روایت و یا حتی پایان بندی آن ،خاطره ای بیادماندنی ازاین اجرا در ذهن تماشاگر باقی بگذارد.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 9 مرداد1388 و ساعت 6:59 PM |

جدول نمایش های صحنه ای ( چهاردهمین جشنواره بین المللی نمایش های آیینی – سنتی ) 

 شنبه 10/5/88

 

تالار اصلی تئاتر شهر/ ساعت 20:45 ( مدت 65دقیقه)  = نمایش" تا توره خاردار"  نویسنده: گئورگی کاراسلاوف / کارگردان : نوندا میتوا ، نادیا آسنووا  ( بلغارستان)

تالا چهارسو تئاتر شهر/ ساعت 18:30 – 21  (مدت 60 دقیقه) =  نمایش " بدل"  نویسنده : هدایت هاشمی / کارگردان :هادی عامل (تهران )

تالار قشقایی تئاتر شهر / ساعت 17- 19 ( مدت 50 دقیقه ) = نمایش " دادنامه شغاد"  نویسنده وکارگردان : جمال فوادیان ( شاهرود )

تالار سایه تئاتر شهر / ساع 17:30 – 20   ( مدت 70 دقیقه ) = نمایش " اگر شبی از شبهای تهران مسافری "   نویسنده : علی شمس / کارگردان : شمس ، جنیدی ( تهران )

****

تماشاخانه سنگلج / ساعت 19  ( مدت 100 دقیقه ) = نمایش " قولنج"    نویسنده: داوود فتحعلی بیگی /  کارگردان : حسین بابایی  (تهران )

****

تالار شماره 1 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 19  ( مدت 54 دقیقه ) = نمایش " نمایش عروسکی چین "   بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : وانگ فای (هنگ کنگ )

تالار شماره 2 تماشاخانه ایران شهر / ساعت 20  ( مدت 45 دقیقه ) = نمایش " چو بنگالی"  بر اساس یک متن سنتی / کارگردان : سانجای کومار ماهاتو  ( هند)

 

 

مجموعه تئاتر شهر : خیابان انقلاب – چهارراه ولی عصر -  تلفن: 66460594

تماشاخانه سنگلج : ضلع جنوب شرقی پارک شهر – خیابان بهشت – تلفن : 55625444

تمشاخانه ایرانشهر : خیابان طالقانی – خیابان شهید موسوی – خانه هنرمندان ایران – تلفن : 88814115  

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 9 مرداد1388 و ساعت 4:27 PM |

اینجا همه شریفند به جز ما ...  بیایم به خودمون گیر بدیم ؛  تئاتری جماعت رو دست بندازیم... به در بگیم که دیوار بشنوه به دیوار نگیم که در ، در به در بشه.   ( بخشی از دیالوگهای نمایش)

تالار قشقایی    ساعت 20    ( مدت85  دقیقه )   تا پایان مرداد ماه ( موقتا تا 7 مرداد )


"شهر شطرنجی" نوشته فرهاد نقدعلی /کارگردان: رضا حامدی‌خواه / طراح صحنه: فریبرز قربان زاده / طراح لباس: پریدخت عابدین نژاد / موسیقی: سعید تهرانی / طراح چهره پردازی: افسانه قلی زاده /  بازیگران : مهرخ افضلی ، مهرداد ضیایی ، نورالدین جوادیان ، آشا محرابی ، جواد پورزند ، محسن نقیبیان ، سهیلا صالحی ، علی هاشمی

خلاصه نمایش ( به نقل از وبلاگ شهر شطرنجی ) :  شهر شطرنجی قصه یک عده تئاتری ، مثل من ، مثل تو ... ؛ به قول قدیمی ها آخر و عقبت این گروه ، یک گروه تئاتر لاله زاری  که دورشون سر اومده ، شبیه ورق های تاریخ این مملكت می شند! اما انگار خودشون هنوز باور نکردند، اونا همیشه منتظر یک قهرمانند یک نجات دهنده که بیاد و اوضاع رو تغییر بده.یکی نویسنده است ، یکی سیاه ، اون یکی شه پوشه و دیگری رفته تلوزیون دوتا سکانس بازی کرده  ، فکر میکنه ستاره است ، یکی دیگه هم هنوز شال کشه ؟و یکی مادر خورشید که یک قاب عکس زنده است و هست با اینکه نیست. روزگار می گذره و هر کدوم به نوعی برای خودشون درگیری هایی دارن ؛ یکی هم خوانده است هم خواهان ، اون یکی یه بچه کر و لال داره ، این یکی باباش یک زندگی نباتی داره ، یکی سرپرست ، اما سرپرست کدوم گروه خدا می دونه؟! و اون یکی به جای نویسندگی تبدیل شده به روزمره گی نویس و مادر خورشید که مهر سکوت زده به لب ها و دلش . اما چرا؟! (همه شما خوب می دونید)     تا اینکه یک روز اون قهرمان پیدا می شه ! از سرزمین های خیلی دور یا خیلی نزديك ، یک قهرمان مثل تموم قهرمانان قصه که برای نجات دادن میاد. همه جمع میشن تا دوباره تئاتر تمرین کنند ، تا جهانی بشن ، از پارس بپرن پاریس ؛ البته شايد این وسط یک مواجبی هم گیرشون بیاد ، کسی چه می دونه؟!  قهرمان گویی از دنیای دیگری اومده ؛ تئاتر کار می کند! تحلیل شخصیت ، تمرین بدن ، فن بیان ، تربیت حس ، تصویر سازی ذهنی  ... با ضبط صوت و دوربین هندی کم و فیلم برداری و می گه این یعنی تکنولوژی در خدمت تئاتر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟    قهرمان این قصه یه عمو داره که همیشه بالا نشسته با صورتی که تنها نیمه اون در نور دیده می شه؟ و یک نیمه پنهان و تاریک داره ! سیگار دود می کنه ، پا روی پا می اندازه و خط می ده ! یه رابط برای رسیدن به آرزوها ؛ برای رسیدن و ماندگار شدن ! برای اینکه فید نشیم ! .....

هر بار با خودم قرارداد می کنم  روزهای اول هیچ اجرایی رو نبینم، اما انگار نمی شه. اینروزها تالار قشقایی تئاتر شهر میزبان نمایش شهر شطرنجیست. بازیها یکدست نبودند. یکی خیلی خوب و یکی خیلی بد بود. بطوریکه دو سه نفر آنقدر می درخشیدند که دیگری را فید می کردند.  نگاه انتقادی نمایش و حرفهایی که داشت ، خیلی خوب بود. اما نمی دونم چرا با این اوصاف کششی ایجاد نمی کرد. شاید چون این خوب بودن پشت میزانسنهای آواره و دیالوگهای کشدار گم می شد. به جرات می تونم بگم 15 دقیقه پایانی نمایش تا حدودی برام جذاب بود. به دلم نچسبید ، بدون اینکه بدونم چرا.....  جدا حــــــــــــــــیف اونهمه حرفی که داشت ، حیف از اونهمه نشانه گذاری و کد و انتقادهای تند و تیز....

وبلاگ نمایش شهر شطرنجی 

 

- پی نوشت (۹/۵/۸۸ ) : با یک دنیا سپاس از آقای موسوی و هنر ثبت لحظشون که دقیقا همان عکسها با کیفیت خاص و کادربندی بینظیرشان  که مد نظرم بود رو در اختیار بوی بارون قرار دادند. ( به نظرم خــــــــــــیلی هم بد نیست اگه گهگاه عکس خوبی از نمایشهایی که لازم داریم پیدا نکنیم...  حداقلش کوچکترین فایده اش اینه که دوستان از اینکه پست ارسالی حاوی عکس نیست ، دلشون می سوزه و بوی بارون رو مثل همیشه مفتخر به استفاده از عکسهای خوب خودشون می کنند.)  باز هم سپاس جناب موسوی....

- پی نوشت: کاش مجوز عکاسی یه بنده خدایی از ریشه باطل می شد ، تا موقع دیدن عکسهاش که همه از یک سمت ، یک شکل ، یک نوع کادربندی و بدون هیچ خلاقیت و ذوق هنری هستند انقدر از هر چی عکس تئاتره منزجز نشویم.  (ترجیح می دهم  منتظر بمونم تا جایی غیراز ایران تئاتر عکسهای این نمایش رو بار گذاری کنه ، تا اینکه چنین عکسهای مزخرفی رو اینجا ببینیم! )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 6 مرداد1388 و ساعت 1:2 PM |


به گزارش سایت خبری مجموعه تئاتر شهر از 10 تا 16 مرداد ماه تالارهای اصلی ، چهار سو ، قشقایی ،سایه و کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر تهران پذیرای آثار بخش صحنه ای شرکت کننده در چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتر سنتی و آیینی است . همچنین تالارهای شماره یک و شماره دو مجموعه تئاتر ایرانشهر واقع در پارک ایرانشهر و  تالار سنگلج تهران دیگر اماکنی هستند که تئاتر های جشنواره سنتی و آیینی امسال در آنجا به صحنه می روند.  ( بنا بر همین گزارش اجراهای  تالارهای نامبرده  موقتا متوقف می شود )

 

برنامه اجراهای مرداد 88

 

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19:30 ( مدت  120دقیقه)  تا 7 مرداد 

"مرغ مینا"  نویسنده : محمد ابراهیمیان / کارگردان : تاجبخش فناییان / آهنگساز :عماد توحيدی  / طراح و لباس : دكتر خسرو خورشيدی / طراح چهره پردازی : ماریا حاجیها – مجریان گریم : علی اصغر گودینی ، کامبیز معماری ، امیر حسین غفاری ، سپهر گودرزی ، ساناز زعیمی ، لیلا سرنی ، بهاراسدی / بازیگران:  رضا رويگری، جليل فرجاد، احمد علامه دهر، كاظم بلوچی، رحيم نوروزی و سی نفر از بازيگران تشكيل شده‌ است.

* اين نمايش، مربوط به تاريخ دوره امير‌نصر‌ سامانی است كه زندگی رودكی و وقايع مذهبی آن دوران را در قالب جريانات سياسی، اجتماعی و اقتصادی نشان می‌دهد. اين نمايش، به شيوه مينياتور ايرانی اجرا می‌شود و به طور كلی موسيقی متن، طراحی لباس و حركت بازيگران از اين شيوه پيروی می‌كنند.

 (با این توضیح که  ا ز  ۲۱ مردادماه  نمایش "باغ شکرپاره" قطب الدین صادقی  ساعت ۲۰:۱۵ در این سالن اجرا میرود)

 

تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر    ساعت ۱۹:۳۰   ( مدت ۱۳۰ دقیقه)  تا 7 مرداد

"اهل قبور"  نویسنده و کارگردان : حسین کیانی / طراحی صحنه : منوچهر شجاع / طراحی لباس: پریدخت عابدین‌نژاد / موسیقی : انتخابی / طراح چهره پردازی :  ماریا حاجیها /  پوستر و بروشور : استودیو پاکدل / بازیگران : فریده سپاه منصور، الهام پاوه نژاد، سیامک صفری، شهرام حقیقت دوست، مهدی پاکدل، امیررضا دلاوری، حمیدرضا آذرنگ، رؤیا میرعلمی و علیرضا محمدی .

 (با این توضیح که  از ۱۸ مرداد ماه نمایش "خشکسالی و دروغ" محمد یعقوبی ساعت ۲۰:۳۰ در این سالن اجرا میرود)

 

تالار سایه مجموعه تئاتر شهر      ساعت 19      (مدت80 دقیقه ) موقتا تا 7 مرداد   
"پیچ تند" نوشته آرش عباسی / کارگردان: کتایون فیض‌مرندی/ طراح گریم : ماریا حاجیها / طراح صحنه و لباس : کتایون فیض مرندی /  بازیگران: الهام کردا، ناهید مسلمی، رویا بختیاری و علی سرابی و  صدای بهنام تشکر

*  درباره ی خانواده ای ارمنی است که همزمان با پایان جنگ ایران و عراق و امضای قطع نامه 598 درگیر ماجراهایی می شوند. پسر این خانواده در جنگ است و آنها مدتی است که از او خبری ندارند. از سوی دیگر دختر خانواده که با همسرش درگیری دارد، در خانه مادر به سر می برد و تنش های زندگی مشترکش را منتقل می کند...

 

تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر     ساعت 20    ( مدت85  دقیقه )  موقتا تا 7 مرداد
"شهر شطرنجی" نوشته فرهاد نقدعلی /کارگردان: رضا حامدی‌خواه / طراح صحنه: فریبرز قربان زاده / طراح لباس: پریدخت عابدین نژاد / موسیقی: سعید تهرانی / طراح چهره پردازی: افسانه قلی زاده /  بازیگران : مهرخ افضلی ، مهرداد ضیایی ، نورالدین جوادیان ، آشا محرابی ، جواد پورزند ، محسن نقیبیان ، سهیلا صالحی ، علی هاشمی

* این نمایش کمدی که درباره تئاتر پارس و مشکلات آن است، پیش از این در بخش چشم‌انداز جشنواره فجر روی صحنه آمده بود.

 

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر     ساعت 18   (مدت 70 دقیقه)  موقتا تا 7 مرداد   (بعد از جشنواره ادامه دارد )
"اوسنه گمشده" نویسنده: طلا معتضدی / کارگردان : مریم معینی / بازیگران: وحید آقاپور ، پگاه خوورطلب، ملیحه رضاخان، محمد ریوندی، مرضیه سرمشقی، مونا کیانفر، غزاله مرادیان و مجتبی معاف.
*این نمایش عروسکی تلفیقی از دنیای معاصر و دنیای افسانه‌ای ارائه داده است

 *****

سالن اصلی تالار مولوی     ساعت ۱۸:۳۰    (مدت55 دقیقه)    از 30تیرماه تا اواخر مرداد
"آن شب که برف می‌بارید" نویسنده: سیاوش پاکراه /کارگردان: سیدجواد طاهری / بازیگران: آفاق میرقاسمی، کیمیا مکاری و سیدجواد طاهری

*داستان این نمایش درباره دختر بچه‌ای دست‌فروش است که با یک کارگردان فیلم مستند و همچنین یک نقاش و نوازنده دوره‌گرد خیابانی آشنا می‌شود

 
تالار کوچک مولوی  ساعت19:30   (مدت:60دقیقه)  از 22 تیرتا 7مرداد

  "آدم، آدم است" نوشته برتولت برشت / کارگردان: ندا شاهرخی /طراح صحنه : عادله چراغي  / طراح لباس: نعيم بذركار / بازیگران: عليرضا گودرزي ، حامد پشتيبان ، مهرداد مصطفوي ، فائزه اشكانيان ، فاتح خردمند، مر تضي يونسي زاده ، شريفي و سپيده عيدي

*داستان اين نمايش در مورد سه سرباز انگليسي از يك جوخه مسلسل ارتش بريتانياست كه در جريان دزدي از يك معبد يك نفر از ميان اعضاي خود را از دست مي‌دهند و در تلاش هستند «گالي گي» دلال شهر كيل‌كوا را تبديل به يكي از اعضاي خويش بكنند و جريان مسخ آدمي اتفاق مي‌افتد.  

("ویولن‌هایتان را کوک کنید" نوشته ویکتورهاییم به کارگردانی شیما صادقی بعد از این اجرا روی صحنه می‌رود. این نمایش داستان دو مرد و یک زن را بازگو می‌کند که برای خدمت به یک موجود ناشناخته استخدام شده‌اند و هر روز ساعت 15/19 به روی صحنه می‌رود.)

 

سالن اصلی تالار مولوی   ساعت20:30  (مدت60دقیقه)    از30تیرماه تا اواخر مرداد

"ملانصرالدین" نویسنده وکارگردان: علی‌اصغر دشتی /طراح صحنه: علی‌اصغر دشتی/ آهنگساز: فرشاد فزونی /  طراح لباس: مژگان عیوضی/ بازیگران : فاطمه نقوی، فریبا کامران، هدایت هاشمی، نگار عابدی، ستاره پسیانی، رامین سیار دشتی - آرش فلاحت پیشه، وحید آقاپور، آرش بزرگ‌زاده،‌عباس حبیبی ، مریم بیدختی، بنفشه نجاتی، رامونا شاه، مینا درودیان،‌ شیما مهدوی، علی شمس، شهاب انوشا،‌فرید فرهنگ،‌الهام جلالی و آرش والی‌نژاد

*(این نمایش در هر اجرا پذیرای 60 تماشاگر خواهد بود)

 *****

خانه کوچک نماش ( اداره تئاتر )     ساعت 18    (مدت : 60دقیقه)      از 22 تیر تا 5 مردادماه

" ماه در قاب "   نوشته سیدعلی موسویان /  کارگردان: محمد بی‌ریا / بازیگر : امیر کربلایی زاده / صدا پیشگان : محمد بی ریا ،  سيد علي موسويان، احسان عليخاني، تکتم پسنديده و سميه انصاري

* داستان اين نمايش درباره عشق و راويتگر جوان معلول ذهني است که دل به پرستار خود مي بندد اما اين عشق زميني او را راهي زيارت امام رضا(ع) مي کند و در نهايت به عشق الهي مي رساند.

( با این توضیح که از چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه نمایش "منتشا" به کارگردانی مجید رحمتی / نویسندگی و بازی : مهران رنجبر/ طراحی صحنه : سارا پژمان فر   در ساعت ۱۸:۳۰ به روی صحنه می رود و تا ۱۶ شهریور به روی صحنه خواهد بود)

 *****


سالن شماره 1 ایرانشهر   ساعت 19    ( مدت؟)  موقتا تا 7 مرداد ماه  ( ادامه اجرا از ۱۸ مرداد تا اول شهریور )
"عدالتخانه" نوشته و کارگردانی :حمیدرضا آذرنگ / بازیگران: آذر خوارزمی، افشین زارعی، شبنم خزلی و سلمان خطی

*عدالتخانه" داستان دو برادر است که در انتهای دوره‌ی قاجار و آغاز دوره‌ی پهلوی زندگی می‌کنند. این دو با وجود زندگی 25 ساله در خانه پدری میان خانه‌ی یکدیگر دیوار کشیده و 25 سال همدیگر را ندیده‌اند. این نمایش در فضایی طنز به نقد فضای سیاسی اجتماعی آن دوره می‌پردازد.

سالن شماره 2  ایرانشهر   ساعت20:30     (مدت70دقیقه)  موقتا تا 7 مرداد ماه  ( ادامه اجرا از ۱۸ مرداد تا اول شهریور )
"سگ ـ سکوت" نوشته طلا معتضدی / کارگردان: آروند دشت‌آرای / بازیگران : پانته‌آ بهرام، حامد بهداد، سارا ريحاني، حميدرضا فلاحي، داريوش فائزي و باران كوثري وجواد نمکی (در این نمایش از ۱۸ مرداد به مدت ۱۵ اجرا  "بابک حمیدیان" جایگزین "حامد بهداد " خواهد بود )

 *****

تالار هنر        ساعت 19      (مدت 60 دقیقه)     تا 21 مرداد ماه

"شکار بزرگ شنبه" نویسنده و کارگردان : شهرام کرمی /  بازیگران : آرش نوذری، رسول نقوی، رضا امامی، آیدا صادقی، مهناز ذبیحی و مجید تفرشی/ طراح صحنه و لباس : سیروس همتی /  آهنگساز: محمد فرشته‌نژاد

* داستان پسربچه‌ای به نام شنبه را بازگو می‌کند که باید بزرگ‌ترین شکار دنیا را به خانه بیاورد.



تالار وحدت   ساعت 18:30  (مدت ؟)   تاتاریخ؟
"هفت خوان رستم" نوشته و کارگردانی: پری صابری / بازیگران: بازیگرانی چون محمد احدی، پرویز بزرگی، ایده ابوطالبی

*در این نمایش با تلفیق تکنیک‌های مدرنی چون ویدئو آرت با نمایش‌های سنتی همچون نقالی و آئین‌های زورخانه‌ای سعی شده فضای حماسی"هفت خوان رستم" به مخاطب منتقل شود.

 


تماشاخانه سنگلج    ساعت 19   (مدت:؟)     موقتا تا 7 مرداد ماه    

"قولنج" نوشته :داود فتحعلی‌بیگی / کارگردان: حسین بابایی         *  این نمایش که با تکنیک‌های نمایش روحوضی استفاده شده،


حوزه هنری(تماشاخانه مهر)   ساعت 18:30     (مدت ؟)
"داستان عامه‌پسند"  نویسنده وکارگردان : آرش عباسی

 

تالار محراب       ساعت 19     (مدت:؟)    
" من یک ساعت بیشتر از تو عاشقم"  نوشته امیر حسین شفیعی / کارگردانی : فردین نظری

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 2 مرداد1388 و ساعت 11:53 PM |

 

هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم . آنقدر که در من هراس گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست .....

 

تالار هنر        ساعت 19      مدت 60 دقیقه     تا 21 مرداد ماه 

"شکار بزرگ شنبه" نویسنده و کارگردان : شهرام کرمی /  بازیگران : آرش نوذری، رسول نقوی، رضا امامی، آیدا صادقی، مهناز ذبیحی و مجید تفرشی/ طراح صحنه و لباس : سیروس همتی /  آهنگساز: محمد فرشته‌نژاد

خلاصه: "شکار بزرگ شنبه" داستان پسربچه‌ای به نام شنبه را بازگو می‌کند که باید بزرگ‌ترین شکار دنیا را به خانه بیاورد.

 

حس خوبیست که حتی برای یکساعت هم که شده توی دنیای بچگی ها غرق باشی و از سادگی دنیاشون لذت ببری.  "شکار بزرگ شنبه" و امثال آن  غنیمتی نسبتا بزرگ  در این وانفسای پسرفتهای فرهنگی و  کتاب خوانیست. در روزگاری که وقتی بحث اجتماع و مقولات فرهنگی به میان می آید ، با تمام وجود تلخی این عقب ماندگی که عامل اساسی تمام مشکلات جامعه ماست حس می شود    و با جمله ای ساده سعی در به فراموشی سپردن این عامل تیره روزیمان می شویم  که : "ای بابا ، مگر می شود ناگهان فرهنگ یک جامعه را عوض کرد ؟  ما دیگه این مدلی بزرگ شدیم............."     درست! اما حــــــــــداقل فرصت این را داریم که ایران 30 یا 40 سال دیگه ، مثل امروز ما  چوب بی فرهنگی ملتش را نخورد. چوب بی دانشی و نا آگاهی کودکان دیروزش را...   چوب کوته فکری و جهل و تعصبات ناشی از تربیت نادرست و عدم اشاعه فرهنگ  کودکان دیروزش را.....!  وقتی امروز هیچ کاری از دستمون بر نمی آد ؛ دست کم می شود 4 تا کودک رو درست پرورش داد و از همان دوران بچگی  با فرهنگ و کتاب و دانش  آشنا کرد. شاید روزی بود و ما هم دیدیم که بچه های ما هم مثل  بچه های سرزمینهای دیگر شده اند.....

( توجه داشته باشید که این مطالبی که می نویسم از دید اون گروه سنی نیست که نمایش صرفا برای اونها به نمایش در  اومده  و قطـــــــــــــعا  نمی تونه نظر اونها باشه و طبیعتا به شدت نامنصفانه است ) نمایش نسبتا خوبی بود . اما نتونست من رو که عاشقانه نمایشهای این تالار رو دوست دارم راضی کنه. طراحی صحنه اش آزارم می داد. وقتی خودم رو می گذارم جای بچه های به اون سنی ، احساس می کنم رنگ بعد ازموسیقی یکی از عوامل به شدت تاثیر گذار در اندازه حوصله و جذب طاقت کوتاه آنهاست.  رنگها شارپ و زنده نبودند. درختی توی صحنه بود که بیشتر آدم رو یاده علائم توی نمایش های تعزیه می انداخت و هیچ زیبایی بصری نداشت. لباس ها هم آنقدر که می باید شاد نبودند ( بطور مثال  لباس فردی که مثلا "ستاره" بود. بیشتر شبیه لوله کش ها بود تا لطافت ستاره بودن ). چهره بازیگر ها از گریم کاملا بی بهره بود. در صورتیکه کمی رنگ ، حتی فقط در لبها و گونه های بازیگران به حدی که چهره آنها را از این حالت بی روحی در آورد به شــــــــــددددددت لازم بود.  ( باور کنید تاثیر بینظیری می تونه داشته باشه )  گریم های شخصیت "کلون"  یا "میم" یا اصلا فقط کمی رنگ  می تونه فضای خیلی خوبی در نمایش ایجاد کنه. بچه کوچک ، نمی تونه قراردادهای تئاتری ما رو بپذیره!   نمی تونه مثل یک انسان بالغ فکر کنه و قبول کنه که این آدم بزرگی که من روی صحنه می بینم ، الان یه بچه کوچیکه که داره می ره شکار.....  لازمه که توی این تصویرسازی بهش کمی کمک کنیم و با کمی رنگ و لعاب قوه تخیلش رو تقویت و شخصیت سازی رو بهش یاد بدیم. حتی به عقیده من این نمایش در بخش هایی هم به ماسکهای کامل و نیمه نیاز داشت . بخش روباه  و ماهی ها نیاز مبرمی به وسیله ای داشت تا این جابجایی بازیگرها در نقش رو جابندازه.  چرا توقع داریم ، یک کودک ماهی بودن بازیگری رو قبول کنه که با نقش جوجه از صحنه خارج شده؟؟؟؟؟

بازیها خوب بودند. انرژی خاصی که این اجراها می طلبه رو بکار بسته بودند.  شاید دربعضی جاها موسیقی در جهت مخالف نمایش پیش می رفت ، اما تم شاد آن کاربردی برای این سالن و مخاطبان اصلی آن بود. یک اشکال اساسی در تمام نمایشهای کودک به چشم می خوره. در یک کار بیشتر و در یک کار کمتر!  نویسنده از کلماتی استفاده می کنه که هضمش برای بچه ها سنگینه ( مثال کلمه هویت ) و حتی با پرسیدنش از بزرگترهاشون هم باز متوجه نمی شوند. البته باز صد رحمت به اینجا...   یادم نمی ره قبلا کاری دیده بودم که  از کلمه "پرطمطراق"  برای دیالوگها استفاده شده بود. این کوچولوی کنجکاو بغل دستی  من تا آخر نمایش مامانشو کچل کرد تا معنی کلمه ای که حتی نمی تونست تلفظ کنه رو بفهمه! در این کار خیلی از آموزشها  بصورت بازی و در غالب دیالوگ به بچه ها داده میشد  که شاید از نظر من به این سن و سال شعاری بود و لحظه به لحظه فکر می کردم بازیگر اصلی در حال شعار دادنه. احساس می کنم  لحظه های تصویری روی مخاطب این گروه سنی تاثیر گذارتر از لحظات شنیداریست. کودک این سن و سال به قدر کافی توی خونه شنونده نصیحت است  و بهیچ عنوان حوصله شنیدن حرف ندارد و ترجیح می دهد در قالب بازی و شیطنت ببننده باشد. که اینکار تا حدودی دربعضی از قسمتها  موفق عمل کرده بود. قطعا لذت بخش ترین صداهایی که توی سالن به گوش می خورد صدای چالش ها و سوال های بچه ها بود ، بی قیدی در باید ها و نبایدها....و گاهی خنده. آنهم خنده از ته دل.... 

در هر حال معتقدم بودن این نمایشها همواره بهتر ازنبودنشان است و چه خوب که بچه های ما عادت کنند 1 ساعت روی صندلی بنشینند و فکر کنند و آنچه می بینند را برای خود تحلیل.  ندانسته هایشان را بپرسند تا یاد بگیرند.........تالار هنر بخاطر کاربری خاص آن که صرف اینگونه نمایشهاست ، می تونه محل مناسبی برای ساختن بخش کوچکی از فرهنگ جامعه مون باشه.

آدرس تالار هنر : ميدان هفت تير ، ورزشگاه شيرودی ، خيابان شهيد مفتح ، خيابان ورزنده. هر روز غیر از شنبه

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 25 تیر1388 و ساعت 12:21 PM |

جمعه ۲۶/۴/۸۸ ساعت 9:30 تا 11:30  برنامه جمعه ها با تئاتر  شبکه رادیویی فرهنگ

106.7  FM

558 AM

نقد نمایش  "سگ سکوت"  به نویسندگی "طلا معتضدی" و کارگردانی  " آروند دشت آرای " که اینروزها  ساعت ۲۰:۳۰ به مدت یکساعت  در سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر با بازی پانته‌آ بهرام، حامد بهداد، سارا ريحاني، حميدرضا فلاحي، داريوش فائزي و باران كوثري وجواد نمکی به روی صحنه است

نمایش "سگ سکوت"  عکس ازرضا موسوی

*پی نوشت:  این عکس از این نمایش ، که هیچ کجا شبیه آن نیست را بینـــــــــهایت  دوست دارم ؛ به هزار و یک دلیل...

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 24 تیر1388 و ساعت 11:1 AM |

اثر برگزيده، بهترين بازيگري، بهترين طراحي صحنه و يهترين نويسندگي در جشنواره رضوی سال گذشته

اسم عکاس ذکر نشده بود

خانه کوچک نماش ( اداره تئاتر )     ساعت 18     مدت : 60دقیقه     از 22 تیر تا 5 مردادماه

" ماه در قاب "   نوشته سیدعلی موسویان /  کارگردان: محمد بی‌ریا / بازیگر : امیر کربلایی زاده / صدا پیشگان : محمد بی ریا ،  سيد علي موسويان، احسان عليخاني، تکتم پسنديده و سميه انصاري

خلاصه : داستان اين نمايش درباره عشق و راويتگر جوان معلول ذهني است که دل به پرستار خود مي بندد اما اين عشق زميني او را راهي زيارت امام رضا(ع) مي کند و در نهايت به عشق الهي مي رساند.

باز هم امیرکربلایی زاده و خلاقیتش..... نمایشی تک پرسوناژ که بار تمام نمایش بر دوش همان تنها بازیگر بود. هرچند که من احساس کردم ضمن ارائه بازی خوب  اما در اواسط اجرا یجورایی بازی تغییر کرد و یک نوع تیک خاصی ارائه می دادند. که شاید اگر چنین بوده طبیعتا  برمی گشته به  اجرای اول و هماهنگ نشدن.... فضای خاصی بهش حاکم بود.  متن به نظر شخصی من روان و قابل فهم بود ، فقط یجاهایی بخاطر تعدد شخصیتها ، رشته داستان از دستم خارج می شد. میزانسنهای این نمایش هم خوب بود.  طراحی صحنه هم به نحوی بود که تا حد خیلی زیادی نمای یک پشت بام که محل وقوع نمایش بود را  برای مخاطب بسازه و باورش کنه. موسیقی گرچه جاهایی انتخابی بود ، اما بجا و کاربردی استفاده شده بود. گریم خاصی هم که نداشت. اما نورپردازی نمایش ( صرفا منظورم چراغ قوه پر نور دست بازیگر) علی رقم زیبایی بصری که دربعضی قسمتها ایجاد می کرد  ، یه جاهای دیگه باعث آزار دید مخاطب نزدیک به منبع نور در سالن خیلی کوچک خانه نمایش هم می شد که جا داره با تامل و تمرکز بیشتر و نحوه دست گرفتن چراغ قوه ؛ این نقیصه هم برطرف بشه. ضمن اینکه چون ما روز اول اجرا رفته بودیم ، بروشور حاضر نبود و اطلاعات دقیق تری ازاسامی ندارم که اینجا بنویسم.   راستی نمی دونم این نظر شخصیه من بود یا بقیه هم اینطور فکر میکنند؟!   احساس می کنم امیر کربلایی زاده به شدت دست به کلیشه وتکرار خود زده....  که امیدوارم چنین نباشه . چون  واقعا حیف از بازی ایشونه.....      

* پی نوشت : اینطور که من متوجه شدم  قرار است از هفته آینده این اجرا ساعت  18:30  به روی صحنه بره که این هفته به علت تداخل با نمایش  "عروسی در سایه" که روزهای پایانیش رو می گذروند ساعت 18 اجرا شروع می شه.  اما به دلیل برنامه ریزی های خوشکل کشور ما ، بد نیست هفته دیگه هم قبل  از ساعت 18 اداره تئاتر باشید. خدا رو چه دیدید شاید دلشون نخواست ساعتش رو تغییر بدهند.

** پی نوشت : با نگاه به خلاصه داستان که در بالا ذکر شد ُ اصلا فکر نکنید با اثری شعار زده و مذهبی روبرو خواهید شد. نمایش به نوعی دارای فضاییست که صدای خنده های تماشاگر به وفور شنیده می شود که  ناشی از دیالوگها و نحوه بازیست.

 آلبوم عکسهای نمایش"ماه درقاب"

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 22 تیر1388 و ساعت 1:52 PM |

 سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19:30 ( مدت  120دقیقه)    از 5تیرتا 5 مرداد ماه

"مرغ مینا"  نویسنده : محمد ابراهیمیان / کارگردان : تاجبخش فناییان / آهنگساز :عماد توحيدی  / طراح و لباس : دكتر خسرو خورشيدی / طراح چهره پردازی : ماریا حاجیها – مجریان گریم : علی اصغر گودینی ، کامبیز معماری ، امیر حسین غفاری ، سپهر گودرزی ، ساناز زعیمی ، لیلا سرنی ، بهاراسدی / بازیگران:  رضا رويگری، جليل فرجاد، احمد علامه دهر، كاظم بلوچی، رحيم نوروزی و سی نفر از بازيگران تشكيل شده‌ است.

خلاصه : اين نمايش، مربوط به تاريخ دوره امير‌نصر‌ سامانی است كه زندگی رودكی و وقايع مذهبی آن دوران را در قالب جريانات سياسی، اجتماعی و اقتصادی نشان می‌دهد. اين نمايش، به شيوه مينياتور ايرانی اجرا می‌شود و به طور كلی موسيقی متن، طراحی لباس و حركت بازيگران از اين شيوه پيروی می‌كنند.

متاسفم ازاینکه یواش یواش دیگه تمام اونهایی که ادعای سواد تئاتریشون می شه هم دارند به تاریخ تئوریسینهای تئاتر می پیوندند.  جناب تاجبخش فناییان خوب حرف می زنند  ، خوب هم از کارهای دیگر انتقاد می کنند ، در مجموع خوب و مسلط هم تئوری ارائه می دهند....  چه خوب می شد که در مقامی غیراز مقام کارگردان  نقدی بر نمایش "مرغ مینا"  ( سالن اصلی تئاتر شهر ) می نوشتند.           خیلی خنده داره!  می گن چرا تئاتر نمی فروشه....؟  یعنی انقدر پاسخ این سوال که دیگه توضیح واضحاته  سخته که چندین و چند باره  می پرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  فقط کافیه تماشاگری عام!  برای یکبار هم که شده تصمیم بگیره تئاتر ببینه! و از بد حادثه و برحسب اتفاق راهی معروفترین سالن اینروزهای تئاتر کشور هم بشه....  انصافا فکر می کنید بیشتر از 15 دقیقه می تونه هنری به اسم تئاتر، اما در قالب نمایش "مرغ مینا"  رو تحمل کنه؟!!!!!!!    در باور دوستان سرشار از اعتماد به نفس : باید بتونه....   قبلا هم گفتم ؛ خوب همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید دیگر....   وقتی 4 واژه  کلمه "باید"  درسایه سنگین زور و قدرت  ملموس ترین واژه اینروزهای ماست.

گذشته از دیالوگهای سرشار از تناقض ( حتی در زمان و نوع بیان ؛  بارزترین ارجاع : لحظه ای که ما بین آنهمه دیالوگ های ادبی با زبان فاخر همان سالها ، دیالوگ پاسخ بازیگری این است:"غلط می کنه"!!!!!!!!!!!!!) ، گذشته از بازیهای بد ، گذشته از گریم به شدت به شدت به شدت غیر همسان (  بزرگترین عامل ضربه به طراحی خوب و حتی اجراهای خوب و اغراق آمیز جلوه دادن آنها ) ، گذشته از میزانسنهای اشتباه وبی دلیل و  مداوما ماسکه ، گذشته از طراحی مثلا حرکات تکراری و بی جهت  ( که باعث از بین بردن فضا سازی درست می شد :  مثلا در صحنه ای که قرار بود شلاق و چاقو به دست جلاد سپرده شود هم مثل تمام لحظات مثلا عرفانی نمایش  باز از حرکت های دوارو رقص گونه استفاده می شد که جای سوال داشت ) ، گذشته از استفاده غیر یکسان از play back برای آواز ( به طور مثال : درست در یک صحنه دیالوگ گونه  صدای رویگری  زنده بود و صدای بازیگر زن روبرو play back!   خوب اگرنا سلامتی ما می دانیم در کشور قشنگمان نمی توان از صدای بازیگر زن بصورت آواز استفاده شود  ، خوب از صدای بازیگرروبرو هم به همان شکل استفاده کنیم. چرا انقدر تناقض؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ) ، طراحی نور خیلی بد........ ( درست در یکی از صحنه ها برای مدت زمان زیادی  بهناز سلیمانی که به نوعی بازیگر اصلی هم محسوب می شد در گوشه ای از سن ، پشت گروه  کروگرافی  ایستاده . بدون حتی نوری موضعی ! ) که از این دست اتفاقات در این نمایش بیشماربود. طراحی صحنه نسبتا معمولی نمایش که از شدت تکرار میزانسن ها و چرخش بی دلیلشان حتی آنهم بد به نظر می آمد فقط و ففط می ماند طراحی لباس......... که بی غرض ورزی فقط آن خوب بود!

 گزارش تصویری نمایش مرغ مینا ( ایسنا)

گزارش تصویری نمایش مرغ مینا (وب سایت سیمرغ)

 

 

* پی نوشت: پر تناقض ترین نمایشی که تا بحال دیده بودم. از تضاد فاحش گریم گرفته تا تک تک دیالوگها..............

** ضمن اینکه نمایشگاه عکس نمایش "مرغ مینا"  شامل 13 قطعه عکس در قطع 50 در 70 که توسط "بهنام صدیقی" عکاسی شده است در سالن انتظار تالار اصلی برپاست.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 17 تیر1388 و ساعت 2:53 AM |

تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر    ساعت ۱۹:۳۰   ( مدت ۱۳۰ دقیقه)   از ۷ تیر ماه تا ۷ مرداد

"اهل قبور"  نویسنده و کارگردان : حسین کیانی / طراحی صحنه : منوچهر شجاع / طراحی لباس: پریدخت عابدین‌نژاد / موسیقی : انتخابی / طراح چهره پردازی :  ماریا حاجیها /  پوستر و بروشور : استودیو پاکدل / بازیگران : فریده سپاه منصور، الهام پاوه نژاد، سیامک صفری، شهرام حقیقت دوست، مهدی پاکدل، امیررضا دلاوری، حمیدرضا آذرنگ، رؤیا میرعلمی و علیرضا محمدی .

عکس از ناصر عرفانیان

چقدر حس بدی داره ، وقتی با یه عالـــــــــــــــمه پیش فرض خوب و ذهنیت مثبت وارد سالن تئاتر می شی و دلزده بیرون می آی...... فکر کن که چقدر توی ذوقت می خورده وقتی از مدتها پیش که خبر این اجرا به گوشت خورده  کلــــــــــــی انتظار کشیدی تا علاوه بر حضور بازیگر مورد علاقه ات و پیش فرض کارهای قبلی این کارگردان ، وارد سالنی بشی که قراره حضور این گروه و همین کارگردان یه عالمـــــــــــــــــه نوستالژی درخشان رو برات زنده کنه.

نمی گم اجرای بدی بود ، اما اصلا در حد توقع من یکی نبود..... 130 دقیقه منتظر موندیم تا شاید حتی لحظه پایانیش امیدوارمون کنه اما..... مثل همیشه ندرخشید. سیامک ، سیامک همیشه نبود! این ازاین. که خودش به تنهایی بسه برای اینهمه مقدمه چینی ها. گذشته از این حتی الهام پاوه نژاد هم راضیم نکرد. حس نمی کردم با نقشش عجین شده باشه...  رویا میر علمی خوب بود ، اما نه آنچنان که باید. مهدی پاکدل هم  مثل همیشه برام دوست داشتنی نبود.  در این بین شاید حمیدرضا آذرنگ و فریده سپاه منصور بار نمایش پنج شنبه شب رو بدوش کشیدند. ( تاکید دارم روی زمانی که اجرا رو دیدم ؛ بخاطر اینکه به شدت معتقدم که تئاتر به لحاظ زنده بودن و ارتباط مستقیمش با آدمها ، هر شب می تونه متفاوت تراز گذشته باشه. ممکنه شبی که من اجرا رو دیدم  الهام پاوه نژاد این مدلی بود و فردا و فرداهایش عالی و بینظیر شاید هم برعکس )

طراحی لباس جالب توجه بود و طراحی صحنه مثل اکثر کارهای منوچهر شجاع  بی نقص و دلنشین بود. چقدردوست داشتنی حتی زنگ زدگی کنار کابینت،  تماشاگر رو با فضای داستان یکی می کرد.  فقط بین اینهمه المانهای کهنه زندگی اینچنینی ، فلسفه اون آفتابه آبی رنگ و نو رو درک نکردم!!!!!! و برام جای سوال باقی گذاشت. 

 طراحی گریم در همون نگاه اول اساسا چهره پردازی به معنای واقعی کلمه بود. طرحی که برای موی تک تک بازیگرا و همچنین ریش بازیگران مرد رقم خورده بود کاملا بجا و هوشمندانه بود. هر بازیگر بنا به شخصیتی که داشت آرایش پیدا کرده بود. علی الخصوص "آیت" . و چقدر خوب گریم روی صورت "ولیشاه"  خوابیده بود و عجین با شخصیت و لهجه ای که حمیدرضا آذرنگ گرفته بود. رنگ فون ها اما برام جای سوال داشت . هرچند که شاید بخاطر اطلاعات کم من بود که متوجه نشدم موقعیت زمانی و مکانی نمایش به چه شکله و بر  چه اساسی از فونهای تیره رنگ استفاده شده. اگر آفتاب سوختگی بود که رنگ فون سمرقند  به نظر مخاطب اشتباه و به شدت به تیرگی (قهوه ای – سیاه ) می زد ولی فون "طوطی"  خوب و دقیق بود. و بقیه هم درست همینطور.  فقط یه چیز......   توی بروشور خورده : (طراح چهره پردازی ، ساخت ماسک ، تکه سازی ، کلاه گیس : ماریا حاجیها )   اما متاسفانه من هر چی فکر می کنم ماسکی به خاطرم نمی آد ، یا تکه گذاری ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!    کلاه گیس استفاده شده بود اما اون دوتای دیگه؟!      شاید هم من اشتباه می کنم و بوده!

در مورد کارگردانی و متن هم چیز خاصی توجهم رو جلب نکرد. میزانسنها خوب بودند. ای کاش زمان نمایش هم به همان میزان خوب بود....  به نظر من ، کم پیش می آد تماشاگر اینروزهای تئاتر ، ظرفیت 130 دقیقه نمایش رو  داشته باشه و  و زود کسل نشه. علی الخصوص که نمایش فراز و فرود آنچنانی هم نداشته باشه.

ضمنا در راستای اینکه انگار همه چیز نباید خوب می بود ، بروشور کار هم به همین منوال بود.  بطوریکه اگه حین اجرا ، مخاطب نیاز به اطلاعاتی از بروشور داشت ، مجبور شود یک صفحه A3  را روزنامه وار باز کند که طبیعتا خوشایند نیست.  به نظر من این خودش یک اشکال اساسیه و نقطه تاریکی در کارنامه درخشان بروشور ها و پوسترهای استودیو پاکدل.

 

 

 * پی نوشت ( ۲۴/۴/۸۸) : ضمن تشکر از دوست عزیز   (( میرزا بنویس ))  که علی رغم اختلاف سلیقه اساسی راجع به این نمایش  زحمت کشیدند و  لینک عکسهای کار رو برام گذاشتند.    (( آلبوم عکسهای نمایش اهل قبور )) باشگاه خبرنگاران

* پی نوشت (۳۱/۴/۸۸) : انصافا اینبار که نمایش رو دیدم خیلی بهتر از قبل بود. انگار دیگه باید عادت کنیم چند روز اول هر اجرا بهیچ عنوان به تماشای اون ننشینیم.   بازیها و ریتم بهتر شده بود   اما اینبار به جرات می گم . پایان شعاری و هندی نمایش  رو نه تنها دوست نداشتم بلکه به گواه تمام دوستانی که نمایش رو دیدند   خیلی خیلی خیلی بد بود.خیلی بد.

** پی نوشت :  شاید برای اطلاع رسانی دیر شده باشه ، اما فردا جمعه ساعت 9:30 تا 11:30 برنامه "جمعه ها با تئاتر"  شبکه رادیویی فرهنگ با حضور  کارگردان ( آرش عباسی ) و تنها بازیگر کار ( احمد مهرانفر ) به نقد نمایش  "همه چیز درباره آقای ف" می پردازد.  که با توجه به اینکه  این اجرا رو قبلا در جشنواره دیدم و دوباره نمی بینمش و قرار نیست راجع به این نمایش گزارشی  اختصاص بدم  بد نیست شنونده این برنامه هم باشید.

همه چیز درباره آقای (ف) "  نویسنده و کارگردان : آرش عباسی  / بازیگر : احمد مهرانفر

عکس از ناصر عرفانیان

ضمن اینکه جلسه نقد و بررسی این نمایش ، روز یکشنبه 14 تیر پس از اجرا و در محل کارگاه نمایش مجموعه تئاترشهر برگزار خواهد شد و ورود نیز برای عموم علاقمندان آزاد است

نقد نمایش " همه چیز درباره آقای ف " به نقل از سایت ایران تئاتر

آلبوم عکس های نمایش " همه چیز درباره آقای ف" ( ناصر عرفانیان )

مصاحبه با آرش عباشی کارگردان نمایش ( ایران تئاتر)

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 12 تیر1388 و ساعت 2:4 AM |

 عکس از رضا موسوی

 تماشاخانه ایرانشهر   ساعت 19:30     (مدت 60 دقیقه)      تا 15 تیرماه

" تمام صبح های زمین "   نویسنده: ایوب آقاخانی / کارگردان: حسین مسافر آستانه / آهنگساز : محسن میرزایی /  طراحي حركات:  نادر رجب پور / آهنگساز : محسن میرزایی /  طراح پوستر و بروشور : داود منطق /  طراحی ماسک : حسام حیدری /  طراحي صحنه و لباس لادن سيد كنعاني / بازیگر: آشا محرابی و صدا پیشگی : ایوب آقاخانی

خلاصه : اين نمايش درباره وقايع غزه و تاريخ تشكيل و پيدايش صهيونيست ها است. نمايش تمام صبح هاي زمين دو قصه موازي را پيش مي برد كه يكي در رابطه با مرگ پروفسور فرهت  مبارز فلسطيني و بازگشت تنها بازمانده اش از فرانسه به فلسطين است و ديگري در رابطه با اسناد و مدارك پيدايش صهيونيست ها است.

 

قبل از هر چیز توصیه می کنم بخاطر گل روی تماشاخانه ایرانشهر هم که شده تماشای این اجرا رو تجربه کنید تا برای یکبار هم که شده برای تئاتر شخصیت و ارزش قائل شده باشیم و تونسته باشیم اجرایی رو دریک سالن مدرن با کیفیت صدای عالی ببینیم. دوستانی که این اجرا رو قبلا در جشنواره امید و عدالت در سالن اصلی تئاتر شهر دیده اند قطعا به تفاوتها پی می برند علی الخصوص صدا....  تاکید روی صدا دارم چون به عقیده من بخاطر فرمت اجرایی این اجرای خاص  به نوعی صدا نقش عمده ای در باورپذیری این نمایش ایفا می کنه.  دراینجا بازی ایوب آقاخانی رو در قالب صدا حس می کنیم و درست با همون نوستالژی نمایشهایی رادیویی .  آقای آقاخانی در این نمایش فقط حرف نمی زند بلکه کاملا بازی می کند.  اینتونیشن های صداشون  آنقدر گاهی به موقع و بجاست که واقعا حضورشون رو همون روی سن حس می کنی...  آشا محرابی دوست داشتنی ، مثل همیشه خوب و درخشان...  

طبق معمول اکثر کارهای آقای مسافرآستانه  شاهد حرکات فرمیک هم هستیم که طبیعتا باعث زیبایی بصری نمایش هستند. طراحی صحنه ولباس نه چندان خاص ولی خوب نمایش در کنار موسیقی نسبتا حماسی با شکوه جلوه می کنه. فارغ از حسی که من نسبت به ویدئو پروجکشن دارم ، در اینجا بسیار بسیار کاربردیست....   ضمن اینکه توی اینروزهای خاص  ، این نمایش و دیالوگهاش بدجور تمام احساس آدمو به بازی می گیره.

 

 

پی نوشت : راستی ظاهرا از 15 تیرماه  ساعت 7:30  تا 8:30  نمایش "سگ، سکوت"  به نویسندگی (طلا معتضدی ) و کارگردانی ( آروند دشت آرا )  توی سالن شماره 2 ( black box ) همین تماشاخانۀ محترم!  ایرانشهر قراره اجرا بره که پانته‌آ بهرام، حامد بهداد، سارا ريحاني، حميدرضا فلاحي، داريوش فائزي و باران كوثري وجواد نمکی بازیگرانش هستند. دیروز که حدود 2 ساعت در روابط عمومیشون بودم ، بلیط های 16 و 17 تیرماه ( یعنی اجرای دوم و سومشون )  کاملا پیش فروش شد ( با توجه به بهای بلیطشون  یعنی 10000 تومان کمی شگفت انگیزبود ) .  راستی 15 تیرماه اجرای هنرمندان وخبرنگاران این نمایش است. این اطلاعات یواشکی رو گفتم که گفته باشم ، یه موقع اگه دوست دارید اجرا رو ببینید  جا نمونید......

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 9 تیر1388 و ساعت 10:41 PM |

 ما دنیا رو چپه نمی کنیم ، حتی عوضشم نمی کنیم... ما فقط روبروش وایسادیم و باهاش زندگی می کنیم. 

عکس از مانی لطفی زاده

تالار اصلی مولوی   ساعت 18:30    مدت ( 60دقیقه )    از ۲۴ خردادتا 17 تیرماه

" آسمان روزهای برفی"    بازنویسی محمد چرمشیر از فیلمنامه «بانی و کلاید» / کارگردان : محمد عاقبتی / دراماتورژ: رضا سرور / طراح صحنه و لباس : حسن معجونی ، محمد عاقبتی / طرح صدا و انتخاب موسیقی : مارتین شمعون پور /  بازیگران : نگار عابدی و حسن معجونی

خلاصه : : اين نمايش داستان " باني" و " کلايه" است که در رستوراني با هم آشنا مي‌شوند و تصميم مي‌گيرند براي بهر‌ه‌برداري از سهم خود از دنيا دست به اقدام مشترک بزنند و آنها با دزدي از مغازه‌ و بانکها شروع مي‌کنند تا اينکه در جريان يکي از اين دزدي‌ها کلايه پيرزني را با هفت تير مي‌کشد و آنها....

 

کاش ما آدمها سعی نمی کردیم بخاطر کمی منفعت بیشتر در مرحله حل صورت مسئله ، کلا صورت سوال و اصل جریان رو بی هویت کنیم و صدمه جدی بهش بزنیم. بی تعارف بگم : به نظرم "آسمان روزهای برفی"  اگر لطمه ای خورده باشه و منتقدین و تماشاگران ناراضی از سالن بیرون رفته باشند ، بخش زیاد  آن  تقصیر به گردن  منفعت طلبی گروه بوده.  طراحی صحنه کاملا ساده و یجورایی آزار دهنده بود که شاید به نوعی کار رو  به دو بخش مجزا تبدیل کرده بود که بین این دو بخش گودالی عظیم نهفته بود. تنها نکته مثبتش ساخت دکور بود که کارکرد تختخواب رو متحول می کرد. همینطور طراحی لباس !   برام جالب بود که این تنها نظر من نبود و دوستان هم چنین عقیده ای داشتند که لباسها کاملا نا مناسب  حتی کاملا نا همسو با اصل زیبایی شناختی بودند.  بقول دوستی " این لباس تمام آناتومی بدن این بازیگران رو نشون می داد "     اینجاست که با نگاه کوتاهی به اسامی طراحان لباس و صحنه به همون بحث منفعت طلبی می رسیم................   ما ایرانیها عادت داریم  در حیطه ای که مشخصا حوزه تخصصیمون نیست فعالیت کنیم!   طراح صحنه و لباس ، رسما کارگردان و بازیگر این نمایش بودند. یعنی اطلاعات تخصصی و حرفه ای کشک...........       علاوه براینکه ترجیح داده بودند قبل از شخص طراح لباس و صحنه  اولین عاملی که حذف می کنند، اساسا گریم و  طراح اون باشد.   خلاصه اینکه گاهی حذف مورد ( حــــــــــالا... می گیریم کوچک ) می توانند ضربه ای بزرگ به کار باشد.

بازیها هر دو خوب بودند ، غیر از اینکه معجونی ، همان محمد حسن معجونی دوست داشتنی همیشگی بود و مثل همیشه خوب. ضمن اینکه بازیهای سکوت معجونی به شدت خوب و بجا بود. انتخاب موسیقی به نحو چشمگیری متناسب با فضای کار بود. فقط متوجه نشدم که چرا بین پرده های کار و سیاهی محض سالن، انقدر  از سکوت استفاده شد و موسیقی خوبش مورد استفاده قرار نگرفته بود. شاید اگر بود در اون لحظات اینچنین رشته کار از دست تماشاگر خارج نمی شد و المان کوچکی برای نگه داشتن خطوط ارتباطی باقی می موند.

ضمن اینکه اگر یکی از این عصرهای دلگیر دلتون گرفت و خواستید کمی از حال وهوای سنگین اینروزها خارج بشید ، تالار مولوی با 3 نمایش پیاپی " آسمان روزهای برفی " ساعت 18:30  ، "مبارزه 2قهرمان در راستای هدف متعالی در یک کمیسیون اجتناب ناپذیر " ساعت 19:30  و در آخر "ترمینال"  ساعت 20:30  می تونه کاملا بهتون کمک کنه.

آلبوم عکسهای نمایش

نقد آسمان روزهای برفی ( ایران تئاتر )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 9 تیر1388 و ساعت 11:41 AM |

 عصر دلگیر جمعه از سر تردید و دودلی و پر کشیدن دلم برای یک سالن ، پر از نفسهای گرم آدمهای زنده ، آدمهای زنده ای که می تونند بانقش بازی کردن خودشون سرنوشت یک قصه ای رو عوض کنند ؛ برای اینکه تو اینروزهای خاکستری و تحجر یادم نره که از آوازه این خاک ، فقط! داریم اسم کشوری با تمدن و فرهنگ هزاران ساله رو یدک می کشیم. رفتیم سراغ همون ساختمان استوانه ای دوست داشتنی....   حس سردی داشت . نمی دونم بخاطر این بود که تا بوده  جمعه ها خون جای بارون می چکه یا شایدم بخاطر خوشبختی اینروزهایمان.....

لابی سالن چهارسو انقدر خالی بود که توی بدترین روزهایش هم عصرجمعه ای اینچنین بخود ندیده بود...  اینجا درست شده همون شکلی که دوستان می خواهند بشود. خالی و خالی و خالی.....  یک عمرتلاش کردند تا هنر و تئاتر و سینمایمان را خالی وخالی و خالی کنند  که حالا خودمان با دست خودمان کردیم.... یک عمر تلاش کردند  با گودبرداری ، با مترو و با هزار ترفند دیگر  دلمان را از این (نسبتا تنها!) ساختمان هنر این مملکت ببرند که حالابریدند..... یک عمر تلاش کردند  جوانهایمان دیگر حوصله هنر و فرهنگ و شادی و شادمانی را نداشته باشند و سیاه بپوشند ، حالا خود با دستهای خود می پوشند و اینجا را خالی می گذارند..... یک عمر تلاش کردند نخندیم، حالا خودمان دیگر نمی خندیم......

حواسمون هست؟!!!!!!!!!!! 

 

تالار سایه مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19   ( مدت  70 دقیقه)    از 18 خرداد تا ۲۵تیر

عروسی در سایه"   نويسنده و كارگردان: علي عابدي /طراح صحنه : جلال تهرانی / آهگساز : مجید وطنیان / طراح چهره پردازی : فرناز مرتضوی / طراح لباس : زری کریمی / طراح نور : مجید ناخدا / عکاس: اختر تاجیک / طراح بروشور : نازنین خزائی /   بازيگران : امير كربلايي زاده، سارا فرزاد فرد، وحيدآقاپور، نوشين تبريزي و پرستو كرمي

خلاصه: ناكجا آبادي را نشان مي دهد كه مردهايش در جنگ كشته شده اند و تعداد بي شماري از جمعيت كنوني اش را زنان تشكيل مي دهند. عروس، خوشبخت ترين زني است كه توانسته براي خود مردي را پيدا كند. او براي آغاز يك زندگي مشترك با سرباز دابو قرار مي گذارد، اما...

 

در بدو ورود به سالن ، در اولین نگاه ، با طراحی صحنه کاملا ساده ای روبرو هستیم.... که در اپیزود سوم کارآیی خودش رو بخوبی نشون می ده. با چهره "امیر کرلایی زاده "  با تیپ سربازی   روبرو می شویم و در یک لحظه تمام حس نمایش "پشت کلانتری کوچه دوم زیر چراغ برق "  برای من تداعی می شه.  وتوی همون یک لحظه هم یادم می آد که چطور همین یک بازیگر یک تنه اون نمایش رو با خلاقیت خودش جذاب جلوه داد.    پیش فرض خوبی برام شکل می گیره ، چون اینبار با شناختی که دارم ، بازی پارتنرش رو هم دوست خواهم داشت. وقتی نمایش پیش میره طراحی صحنه اش حسابی توجهم رو جلب می کنه. بازیها همشون خوب هستند. سارا فرزادفر، نوشین تبریزی ، امیرکربلایی زاده ، وحيدآقاپور....  مضمون نمایش به شدت جنگ رو زیر سوال می بره اما نه با خشونت ، نه با خون دادن ، نه با داغون کردن خودش.....  بلکه با مسخره کردنش و به استهزا گرفتنش!

جایی نظر "امیر کربلایی زاده"  رو راجع به این نمایش خوندم وچقدر برام جالب بود و واقعی :  دنياي امروز به ما اجازه مي‌دهد كه ما انتقادهايمان را با نگاهي فانتزي و كاريكاتورگونه بيان كنيم. بعضي خاطرات كه براي انسانها تلخ و دردآورند اگر با زبان تلخي نيز بيان شوند فايده ندارند در حاليكه تزريق عنصر كمدي و طنز در آنها باعث مي‌شود ارتباط عميق‌تر باشد. مي‌خندند ولي پس از آن به فكر فرو مي‌روند، خنده‌اي فرياد‌گونه و شعري است كه مي‌گويد، خنده من از گريه‌ام تلخ‌تر است و در اصل خنده‌ها به پوچ بودن جنگ است.

طبق معمول همیشه با ویدئو پروجکشن مشکل داشتم و با اینکه اینجا حضورش آنچنان هم بی مورد نبود. اما باز هم دوستش نداشتم. اصلا هرجور فکر می کنم،  فلسفه حضورش  رو در نمایشی زنده درک نمی کنم.....  ضمن اینکه نورپردازی نمایش رو هم دوست  نداشتم. و برام جای سوال داشت  چطور این دو عامل در کنار اینهمه نقاط قوت به چشمم اومد. طراحی لباس فوق العاده بود. موسیقی هرچند کوتاه اما به موقع آن که فقط در بین اپیزودها و تقریبا در انتهای نمایش شنیده می شد ، تاثیر گزار و منطبق با فضای داستان بود. گریمش خوب بود ، اما به نظرم خیلی خیلی بهتر هم می تونست باشه. شخصیت پردازی صورت گرفته بود ، بخصوص در شخصیت عروس. در مورد پدر  هم به نظرم می آد که نباید آشفتگی و پس لرزه های جنگ انقدر منظم در موهاش و چهره اش نمودار باشه. ایده موها خیلی ایده خوبی بود. اما چرا نقدر منظم و ستاره وار؟  کمی بی نظمی  کلی شخصیتش رو متزلزل تر هم ارائه می داد. ضمن اینکه نباید از  خلاقیت وحید آقا پور هم گذشت  که نشان از آگاهی و همدردیش با شرایط اینروزها هم داشت و به نوبه خود با خلاقیتیش ، به تماشاگر یادآوری می کرد ما هم عضوی از این جامعه هستیم. تا جاییکه در وسط نمایش مورد نشویق تمام، تمام حضار هم قرار می گرفت. بروشور کار هم بسیاربسیار خلاقانه  و منطبق با فضای داستان طراحی شده بود . 

هم  فضای کار دوست داشتنی بود و هم متن. به نظرم تمام جملات کاملا آگاهانه نوشته شده بود و با اکسنت ها و بیان خوب بازیگران هم تاثیرگزار تر بود. (سرباز جُما ) در نمایش حضور نداشت  . اما آنچنان حضورش پررنگ بود که من به وضوح می تونستم تجسم و گاهی حتی حسش کنم. اون لحظهای که از بالا نگاه می کردند و با دست سرباز جما رو نشون می دادند ، انگار واقعا اون صحنه رو شاهدبودیم..... ضمن اینکه کاربرد طراحی صحنه در اپیزود پایانی بسیار بسیار دلنشین و باورپذیر بود و نقش بسزایی در این باورپذیری داشت.

بعضی جمله ها و کلمات کلیدی که آگاهانه در این پیس قرار گرفته بود به نظرم فوق العاده ترین بخش قابل ذکر این نمایش بود. که ( بسته پیشنهادی 1- 15 ) محکم ترین اونها بود. یا حتی خود موقعیت شکل گیری  اپیزود دوم. یعنی همان قورت دادن نارنجکی که نخ ضامنش از دهان بیرون بود....  شاید دیالوگی که عروس بهش اشاره کرد: "اون عصبانی شد ، منو پرت کرد پایین به جرم اینکه آزادی سربازم رو ازش خواستم.... "  پررنگ ترین دیالوگ منطبق با اینروزهای ما هم بود.....

عکس از مانی لطفی زاده

 آلبوم عکس نمایش ( عکسها از مانی لطفی زاده )

آلبوم عکسهای نمایش ( سایت سیمرغ )

نقد نمایش (سایت ایران تئاتر ) 

*پی نوشت : تماشای این نمایش  رو به شدت توصیه می کنم ، تو اینروزها ما به انرژی و اندیشه  بیشتراز هر چیز دیگری نیاز داریم. نباید بذاریم مغزهامون انقدر خاک بخورند و بشیم همونی که دوستان! می خواهند... 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 6 تیر1388 و ساعت 1:59 PM |

 

تولید رادیویی مجموعه معروف"فرار از زندان" به کارگردانی ایوب آقاخانی تمام شد.

برنامه  (از رمان تانمایش ) ساعت ۲۱:۳۰ ، شبکه فرهنگ  - روی موج ۵۵۸  AM و  ۱۰۶.۷ FM

به گزارش سایت ایران تئاتر، در این نمایش رادیویی که از شنبه ۱۳ تیرماه در برنامه"از رمان تا نمایش" شبکه رادیویی فرهنگ به مدت 20 شب پخش می‌شود، نزدیک به 70 هنرمند از مرکز نمایش رادیو همچون بهزاد فراهانی، مهین هنری، گلچهره دامغان، علی تاجمیر، بهرام سروری‌نژاد، مهدی طهماسبی، مجید حمزه، بیوک میرزایی، رضا عمرانی، احمد گنجی و... ایفای نقش کردند و محمد مهاجر تهیه کننده، علی حاجی‌نوروزی صدابردار و محمدرضا قبادی‌فر افکتور این اثر بوده‌اند. همچنین ایوب آقاخانی خود نقش شخصیت اصلی این سریال را بازی کرده است.

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 6 تیر1388 و ساعت 11:8 AM |

برنامه اجراهای تالارهای نمایشی ( تیر ماه )

 

تالار اصلی مولوی   ساعت 18:30    مدت ( ۶۰ دقیقه)    از ۲۴ خرداد تا ۱۷ تیرماه

" آسمان روزهای برفی"    بازنویسی محمد چرمشیر از فیلمنامه «بانی و کلاید» / کارگردان : محمد عاقبتی / دراماتورژ: رضا سرور / بازیگران : نگار عابدی و حسن معجونی

خلاصه : : اين نمايش داستان " باني" و " کلايه" است که در رستوراني با هم آشنا مي‌شوند و تصميم مي‌گيرند براي بهر‌ه‌برداري از سهم خود از دنيا دست به اقدام مشترک بزنند و آنها با دزدي از مغازه‌ و بانکها شروع مي‌کنند تا اينکه در جريان يکي از اين دزدي‌ها کلايه پيرزني را با هفت تير مي‌کشد و آنها....

این نمایش پیش از این در بیست و هفتمین جشنوارۀ بین المللی تئاتر فجر (در بخش خارج از مسابقه) اجرا شده بود که استقبال تماشاگران از این نمایش بیش از ظرفیت سالن نمایش بود.

 

 تالار کوچک مولوی   ساعت ۱۹:30    مدت ( ۶۰ دقیقه)    تا اواخر تیرماه

"مبارزه ۲قهرمان در راستای هدف متعالی در یک کمیسیون اجتناب ناپذیر"  نویسنده : آرش میر طالبی / کارگردان : بهنام نعیمی / انتخاب موسیقی: محمد حسین جعفری / طراح صحنه ُ لباس ُ نور: بهاره نصرتی / ساخت عروسک : محبوبه ارمیانی / بازیگران : آرش میر طالبی - ابوذر ساعدی - سیاوش دیهیمی - پارسا محبوبی

 

تالار اصلی مولوی   ساعت 20:30    مدت ( 60دقیقه )    از ۲۴ خرداد تا ۱۷ تیر

"ترمینال"   نویسنده و کارگردان : سیامک احصایی/  طراحی صحنه و لباس : سیامک احصایی/ آهنگساز:  آنکیدو دارش / بازیگران : فاطمه معتمدآریا، پانته‌آ پناهی‌ها و شبنم مقدمی

خلاصه: داستان زندگی سه زن را روایت می کند که به بازگویی بخشی از زندگی خود می‌پردازند.

این نمایش در بخش مسابقه بین‌الملل بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به صحنه رفت و در دو بخش طراحی صحنه و بازیگری زن نامزد دریافت جایزه شد.

********

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19:30    مدت (۶5دقیقه)   از 17 خرداد تا 19 تیر

"همه چیز درباره آقای (ف) "  نویسنده و کارگردان : آرش عباسی / آهنگساز : مهدی وجدانی / بازیگر : احمد مهرانفر

خلاصه : داستان زندگی جوانی که حرفه اش نوازگی وخوانندگی برای مجالس و مهمانی هاست ....

 

تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر    ساعت ۱۹:۳۰   ( مدت ۱۳۰ دقیقه)   از ۷ تیر ماه تا ۷ مرداد

"اهل قبور"  نویسنده و کارگردان : حسین کیانی / طراحی صحنه : منوچهر شجاع / طراحی لباس: پریدخت عابدین‌نژاد / بازیگران : فریده سپاه منصور، الهام پاوه نژاد، سیامک صفری، شهرام حقیقت دوست، مهدی پاکدل، امیررضا دلاوری، حمیدرضا آذرنگ، رؤیا میرعلمی و علیرضا محمدی .

( قابل ذکر است این نمایش روزهای شنبه نیز به روی صحنه می رود )

 

تالار سایه مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19   ( مدت  70 دقیقه)   از 18 خرداد تا 19تیر ( تمدید تا ۲۵تیر)

"عروسی در سایه"   نويسنده و كارگردان: علي عابدي / بازيگران : امير كربلايي زاده، سارا فرزاد فرد، وحيدآقاپور، نوشين تبريزي و پرستو كرمي

خلاصه: ناكجا آبادي را نشان مي دهد كه مردهايش در جنگ كشته شده اند و تعداد بي شماري از جمعيت كنوني اش را زنان تشكيل مي دهند. عروس، خوشبخت ترين زني است كه توانسته براي خود مردي را پيدا كند. او براي آغاز يك زندگي مشترك با سرباز دابو قرار مي گذارد، اما...

 (شنبه ۲۰ تیرماه اجرای ویژه)

 

تالارقشقایی مجموعه تئاتر شهر    ساعت 20:30  ( مدت ۹5دقیقه)    از 21 خرداد ماه تا ۲۵تیرماه

"خانه"    نویسنده :نغمه ثمینی / کارگردان : کیومرث مرادی / طراحی صحنه : پیام فروتن /  طراحی لباس :  نرمین نظمی/ موسیقی : آنکیدو دارش / بازیگران : پیام دهکردی، هدایت هاشمی، نگار عابدی ، مهدی سلطانی ، نازگل نادریان و محسن رستگاری.

خلاصه : و داستان خانواده‌ای را بازگو می‌کند که پسر بزرگشان را در خانه گم کرده‌اند. آن‌ها فکر می‌کنند آخرین بار او را کجا دیده‌اند و چرا گمش کرده‌اند

 

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر    ساعت 19:30 ( مدت 90دقیقه)    از 5تیرتا 5 مرداد ماه

"مرغ مینا"  نویسنده : محمد ابراهیمیان / کارگردان : تاجبخش فناییان / آهنگساز :عماد توحيدی  / طراح لباس : دكتر خسرو خورشيدی / بازیگران:  رضا رويگری، خليل فرجاد، احمد علامه دهر، كاظم بلوچی، رحيم نوروزی و سی نفر از بازيگران تشكيل شده‌ است.

خلاصه : اين نمايش، مربوط به تاريخ دوره امير‌نصر‌ سامانی است كه زندگی رودكی و وقايع مذهبی آن دوران را در قالب جريانات سياسی، اجتماعی و اقتصادی نشان می‌دهد. اين نمايش، به شيوه مينياتور ايرانی اجرا می‌شود و به طور كلی موسيقی متن، طراحی لباس و حركت بازيگران از اين شيوه پيروی می‌كنند.

********

خانه نمایش اداره تئاتر      ساعت 18:30     مدت (؟)    از 17 خرداد ماه تا  تاریخ ۲۰تیر ماه

" قصيده شب نمناك"   نویسنده و کارگردان : علی ثقفی / طراح صحنه : سعید حسن لو /  بازیگران : گيتي قاسمي، پوريا سيار، شبنم خزري، محمد حسيني و يعقوب صباحي

خلاصه: داستان مادر و پسري است كه به دليل فوت پدر خانواده هزينه‌هاي خانه را تأمين مي‌كنند. اين در حالي است كه دختر و پسر كوچكتر خانواده نيازهايي دارند كه با شرايط اقتصادي خانواده همخواني ندارد.

قصيده شب نمناك» برنده جايزه بزرگ ادبيات نمايشي خانه تئاتر در سال 87، مسابقه نمايشنامه‌نويسي اكبر رادي در سال 86، مسابقه نمايشنامه‌نويسي استان تهران در سال 86 بوده است.خانه نمایش اداره تئاتر      ساعت ۱۸     مدت۶۰ دقیقه    از۲۲ تیرماه تا۵ مردادماه

 

********

تماشاخانه سنگلج    ساعت 19:30    مدت : 120 دقیقه    از 17 خرداد ماه تا ( ۲۰ تیر)

" تو چهارسو خبری نیست "   نویسنده : حسن باستانی / کارگردان : حسن باستانی ،  كرامت رودساز / آهنگساز: سعید اردیانی / طراح نور : مجتبی گیویان  /بازیگران : حسین توكی،  زری اماد،  صادق سور علیشاهی،  محمد رجب‌پور، شعیب، حسام‌الدین توكلی،  میثم یوسفی، كوروش خزائی ، اتابك نادری ، سام حریری ،  مسعود منصوری ،  فریبا خادمی ،  بهارك توسلی ،  سیروس همتی ، میر مشتاق روانه‌ساز ، هاشم روحانی، محمد آقا محمدی، نوشین تبریزی، نوشین غریبی، ملیكا رضی، شهلا اخشیك، پژمان بازرگان، محمد ریوندی .

خلاصه : داستان مردم تهران قدیم زیر گذر چهارسو آن شهر و حکایاتشان است...

 ********

 تماشاخانه ایرانشهر   ساعت 19     مدت 60 دقیقه      تا 15 تیرماه

" تمام صبح های زمین "   نویسنده: ایوب آقاخانی / کارگردان: حسین مسافر آستانه / آهنگساز : محسن میرزایی /  طراحي حركات:  نادر رجب پور / طراحي صحنه و لباس لادن سيد كنعاني / بازیگر: آشا محرابی و صدا پیشگی : ایوب آقاخانی

خلاصه : اين نمايش درباره وقايع غزه و تاريخ تشكيل و پيدايش صهيونيست ها است. نمايش تمام صبح هاي زمين دو قصه موازي را پيش مي برد كه يكي در رابطه با مرگ پروفسور فرهه مبارز فلسطيني و بازگشت تنها بازمانده اش از فرانسه به فلسطين است و ديگري در رابطه با اسناد و مدارك پيدايش صهيونيست ها است .


 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 6 تیر1388 و ساعت 0:5 AM |

 

link (( خدا را شکر آنقدر همه چیز در امنیت کامل است که فقط دغدغه فرهنگ و هنر باقیست ))

عکس از رضا موسوی  و دنیایی تشکر از عظمت و شکوه هنرشان وثبت این اعتراض با شکوه

گاهی سکوت هم یعنی اعتراض

و چه تاریخیست اعتراض تماشاگران حرفه ای و  اهالی همیشگی تئاتر ، در روزهایی که دیگر دغدغه هایشان تراژدی غمگینیست که در خیابانهای شهر جریان دارد....

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 28 خرداد1388 و ساعت 1:40 AM |

«ايوب آقاخاني» از حضور در هيأت داوران جشنواره ABU كه مربوط به آثار راديويي آسيا – اقيانوسيه است، خبر داد.

«ايوب آقاخاني» نويسنده و كارگردان تئاتر و راديو با اعلام اين خبر گفت: جشنواره ABU يكي از قديمي‌ترين و معتبرترين جشنواره‌هاي راديويي است كه تركيب داوران آن از مليت‌هاي مختلف شكل گرفته است. وي در ادامه افزود: هيأت داوران اين جشنواره معمولا شامل افراد شاخص برنامه‌ساز با مديران راديوها مي‌شود. من از ايران به عنوان نويسنده، كارگردان، بازيگر، مدرس دانشگاه و برنامه‌ساز انتخاب شدم تا در اين تركيب حضور داشته باشم و فعلا نيز در مرحله انتخاب مقدماتي آثار از مجموعه آثار رسيده هستيم.  اين آثار توسط نهاد برگزاركننده براي ما ارسال مي‌شود و پس از انتخاب مقدماتي، وارد مرحله اصلي داوري مي‌شويم.       پيش از اين معاونت صدا يا مديريت راديو در اين هيأت داوران حضور داشتند و اين براي نخستين‌بار است كه از كارشناسان تئاتر ايران در اين هيأت داوري حضور دارند.

اين نويسنده و كارگردان تئاتر و راديو در پايان گفت: جشنواره ABU جشنواره بسيار معتبري است و شخصا به اين اتفاق هم تفاخر مي‌كنم و خوشحالم كه بار ديگر در اين جشنواره كه جشنواره‌اي مهم تلقي شده و به عنوان يكي از قطب‌هاي برنامه‌سازي راديويي محسوب مي‌شود، شركت دارم.

گفته مي‌شود: جشنواره ABU از جمله جشنواره‌هاي قديمي و معتبر راديويي است كه مربوط به آثار راديويي آسيا و اقيانوسيه مي‌شود.

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 22 خرداد1388 و ساعت 2:55 AM |