تبليغاتX
بوی بارون ... صدای بارون

وای خدا چقدر خندیدیم....!

اجرای ساعت ویژه امشبمون ، یک اجرای فوق العاده استثنایی بود. یادم نمی آد تا بحال هنگام اجرای هیچ نمایشی انقدر خندیده بودم، انقدر خندیده بودیــــــــــم.....  تمام حوادث غیر مترقبه ای که ممکن بود توی یک اجرای زنده تئاتر رخ بده ، امشب روی صحنه نمایش ما بود. و این هنرمندی جناب مهردادیان بود که  اجرایی که می تونست به عنوان خاطره ای پر تنش  ازش یاد بشه ،  بدل  به شیرین ترین و قشنگترین اجرا کردند. تا جاییکه که دیگه حتی تماشاچی هم با صدای بلند و از ته دل به این اتفاقات می خندید.....  جالب اینجا بود که حتی ما ، که امشب با توجه به دو اجرابودن  و رتوش تقریبا صد در صدی لحظه به لحظه در طول اجرا ، دستیار کارگران، عوامل صحنه ، آهنگساز ، مدیر صحنه ؛ دیگه بی خیال همه چیز،فقط اجرا رو می دیدیم و غش کرده بودیم.....

درست لحظه آخر این اجرا ، موقع اون رورانس شیرین و دوست داشتنی  بود که دیگه شک نداشتم اینهمه جذابیت و هیجان یک شب اجرای زنده رو حاضر نیستم با صدها ساعت کار تصویری عوض کنم....  صمیمیت  و اون خنده های پایانی بعد از اجرامون به دنیایی می ارزید..... همون یک لحظه ای که بعد از اجرا و میون صدای خنده هامون آقای مهردادیان و جناب سروری نژاد همدیگه رو بغل کردند یه دنیا حرف و حس ناب بود....خلاصه امشب سالن اصلی مولوی ، شب شاد و بینظیری رو تجربه کرد...

بقول طوفان : این اجرا رو از طرف تمام اعضای گروه تقدیم می کنیم به حوادث غیر مترقبه !

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 30 مهر1388 و ساعت 11:59 PM |

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۲۰:۱۵ (مدت: ۱۵۰ دقیقه )‌ تا ۲۴ آبانماه ۸۸

رومولوس کبیر" نویسنده : فردریش دورنمات / کارگردان : نادر برهانی مرند / مشاور: حمید سمندریان / طراح صحنه : رضاشاپور زاده / طراح لباس: پریندخت عابدین نژاد / طراح چهره پردازی : سارا اسکندری - اجرا : کامبیز معماری ، حمیدرضا قاسمی ، امیر قادری ، امیر خوشگو ، حسام حیدری ، علی گودینی ، سارا اسکندری ، لیلا سرنی /  آهنگساز : امیر حسین ندایی / مدیر روابط عمومی : وحید لک / عکاس : مرتضی اتابکی ، علی زرنگار / طراح نور : مجید ناخدا / بازیگران : امير جعفري، كاظم هژيرآزاد، پيام دهكردي، داريوش موفق، كوروش نريماني، مهدي سلطاني، سهراب سليمي، ريما رامين‌فر، سيامك صفري، محمود جعفري، مهرداد ضيايي، محسن علا، افسانه ماهيان، فرزين محدث، هادي عامل و سينا رازاني.
خلاصه : قصه امپراتوري به نام رومولوس است كه به نظر مي‌رسد با رفتارها و اتخاذ تصميم‌هاي عجيب و غريب زمينه سرنگوني خود را فراهم مي‌كند اما در نهايت مشخص مي‌شود كه رفتارها و تصميم‌هاي او روشنفكرانه و مبتني بر تفكر و تمهيداتي خاص بوده است.

عکس از رضا موسوی

و اما رومولوس کبیر...

اینروزها اسمها انگیزه خوبی برا ی اولویت در انتخاب هستند. حداقل برای من که اینطور بوده..... اما خوب همیشه هم انگیزه ها راهنمای مطلقا خوبی نیستند.   شنبه ای که گذشت  ، روز اجرای هنرمندان نمایش رومولوس کبیر   فرصت خوبی برای سوء استفاده از یکساعت و ربع زودتر شروع شدن اجرا به نسبت شبهای عادی بود. هر چند با توجه به استقبال پر شور هنرمندان و اهالی مطبوعات نیم ساعت کلاه سرمون رفت اما باور کنید از ساعت 9:30 شب به بعد خیابان انقلاب  همون چهل و پنج دقیقه هم خودش کلی.......

از همون ابتدای ورود به سالن تا زمان جایگزینی تماشاگران که زمان نسبتا خیلی زیادی هم بود دکور و صحنه با عظمت نمایش حســـــــــــــــابی جلب توجه می کرد. و یجورایی همون عظمت و شکوه ستونهای رومی القا می شد . که درطول نمایش با نورپردازی درست و بجا این تداعی با قدرت هر چه تمام تر خودش رو به رخ می کشید.   برخلاف نظر اکثر منتقدان که متفق القول عقیده داشتند (چون اکثر میزانسنهای نمایش دو یا سه نفره هستند و صحنه در بیشتر پرده ها خالیست ، اجرای نمایش در چنین سالنی الزامی نیست و می شد درسالن های کوچکتر هم اجرا شود)  من اعتقاد داشتم که همین خالی بودن فضا و امکان استفاده از دکور با ارتفاع زیاد  به شدت همخوان با نام و فضای زمینه نمایش بود. که عظمت کاخ پادشاهی رومولوس رو به تصویر می کشید. ضمن اینکه بسادگی هم نمی توان  از مجسمه های ساخته شده " رضا شوپرزاده"  گذشت که خیلی خوب  به فضا سازی تک تک المانهای صحنه کمک کرده بود.   طراحیهای لباس هم خوب و فکر شده صورت گرفته بود.  اما در کنار این متن خوب و جذاب ، نور و صحنه ، لباس ؛ گریم تمیز و کار شده این نمایش هم جلب توجه می کرد.  برای من که
( نمی گم اصلا ) اما کم پیش اومده بود گریم خوب و غیر سرسری در مجموعه تئاتر شهر ببینم. گریم این اجرا خیلی دلنشین بود. همه چیز شسته رفته  و مرتب بود. از طرح خانم "سارا اسکندری" گرفته تا اجرا..... اما  در این گیر و دار شسته رفتگی ، موهای آقای جعفری یا همون " سنو"  نمایش به شدت جلب توجه می کرد . چون موهایی که بعنوان ریش براش در نظر گرفته بودند سفیده سفید بود. حتی خط ریش یا همون پت صورتش  هم کاملا سفید بود  اما ظاهرا یادشون رفته بود موهای زیر تاجش رو سفید کنند. شاید به نظرشون اومده دیده نمیشه  یا شایدم هم بقول عاطفه حکمتی در کار بوده!!!!!!!!! چون مگه می شه همه چیز انقدر خوب و مرتب بوده باشه  اما به اشکال به این بزرگی توجه نشه؟؟؟؟؟؟؟؟

و ما بازیـهـــــــــــــــــــا..... سیامک صفری اولین عاملی بود که باعث شد منتظر اجرای این نمایش باشم و از اینکه بخاطر مشکل ساعت  نمی تونم مثل بقیه کارهایی که درش بازی کرده  چند بار ببینم ناراحت. اما اینبار دوستش نداشتم. احساس می کردم مونده توی آغا محمد خان قاجار......   .و این موضوع اذیتم می کرد. همیشه عقیده داشتم که حتی اسم سیامک هم می تونه تضمین کننده گیشه باشه ، اینبار هم همینطوری بود. امامطمئنم اگه آقای صفری همینجور ادامه بده ، این روند مدت زیادی ادامه پیدا نخواهد کرد....   از بین بازیها بازی سهراب سلیمی یا همون " آشیلس" نمایش برام جذاب تر از بقیه بود.  این وسط نمی فهمیدم "افسانه ماهیان " چرا انقدر داد می زنه؟؟؟؟؟؟!!!!   فکر کن!   با بغل دستیش هم که حرف می زد داد می زد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  بقیه هم به نظر من معمولی بودند. 

اصولا کارهای برهانی مرند رو دوست داشتم و به نظرم کارشو بلد بود. اما اینبار بعضی صحنه ها رو درک نمی کردم. به نظر من صحنه رویارویی  فرمانده ژرمن ها با رومولوس ، مهم ترین پرده نمایش بود که تکلیف خیلی چیزها و اصلا کل جریان نمایش رو روشن می کرد. اما در این اجرا انقدر کند و خسته کننده شده بود که رشته نمایش از دست من یکی در رفت. و اینجاست که هنر کارگردان میتونه خیلی کارها ازش بر بیاد......

 (+) نقد نمایش "رومولوس کبیر" به قلم مهدی یاور منش به نقل از روزنامه جام جم

 

 

- پی نوشت :  نمایش "اسب های پشت پنجره"  سالن سایه رو هم دیدم. اونهم چه شبی!!!!!! شب اول اجرا. از اونجاییکه دلم نمی اد راجع به شبهای اول اجرا چیزی بنویسم و به نظرم این بی انصافی محضه ، یکبار دیگه می بینمش و ازش می نویسم. (( فقط اینکه عکسهایی که از این نمایش روی سایت ایران تئاتر قرار گرفته ، مربوط به همون اجراهای نخستینه که هنوز حتی گریم نمایش هم تثبیت نشده بود چه برسه به..... ))

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 29 مهر1388 و ساعت 12:42 PM |

اصولا عادت ندارم پستی جداگانه برای پاسخ به کامنت های ارسال شده اختصاص بدم. اما لازم دونستم برای اولین و آخرین بار این کامنت و پاسخش عمومی باشه .  ( البته شاید  دوستان براشون جالب باشه که همون نیم خط نوشته این دوست عزیز اینهمه پاسخ در پی داره ، اما با توجه به شناخت من از ایشون و نوع تفکرشون این پاسخها ارائه شده )

 

دوشنبه 27 مهر1388 ساعت: 0:28 توسط:رنگین کمون

((توی این روزهایی که روز به روز بیشتر (شخصا ) حالم از فرهنگی که درش متولد شدم و رفتار آدم های دور و بر ( یا حتی خودم ، به تاثیر از ژن ها و شاید تربیت یا بودن توی جایی که بهیچ عنوان قبولش ندارم ) بهم می خوره. ))

دیگه کلا هیچی نگم و ننویسم سنگین تره ....

 

میخک سفید: دوست عزیز که طبق عادت دیرینه اتون  ، عادت کردید که از کاه  کوه بسازید و  از کل متن 77 سطری  درست دست روی سه خطی بگذارید که کاملا درارتباط با موضوعات نوشته شده در سطور بالا هستند و چه بسا برجسته کردن و نقل قول این سه خط  بدون ذکر موضوع بحث و ادامه مسائل ذکر شده کامــــــــــــلا عنوان کردن قضیه به شکل وارونه آن است.  آقای محترم ،من اگه گفتم شخصا حالم از خیلی چیزها بهم می خوره ( منظورم این بود که خودم رو هم جزئی از این جامعه می دونم که رفتارهای ناهنجار بسیاری داریم)  اگر گفتم به واسطه ژن و تربیت و ... ( منظورم  خانواده و اصول تربیتی شخص من نبوده ، بلکه ژن های غالب در نژاد و تاثیرات محیطی و تربیتی و فرهنگی جامعه و حتی خانواده ها بوده )  و اگر گفتم از آدمهای دور و برم ( قطعا منظورم خانواده و اطرافیانم نبوده ، منظور کلی از رفتار نژاد دروغگو و به ظاهر مسلمان آدمهایی بوده که همه جا وجود داره و این امر انکار ناپذیره )
 اصلا قصدتوهین ندارم ، اما اگه کمی ... فقط کمی هوشیاری به خرج میدادید در مواجهه با پست ارسال شده بجای جبهه گیری بی مورد حداقل لحظه ای پیش وجدان خودتون  کمی روی رفتار و خصوصیت کرداری شخص خودتون تامل می گردید...  شاید من و شماهم اشتباهات رفتاری داریم که ناخواسته شکل گرفته ، چرا بهش فکر نکنیم ؟ چرا باهاش موجه نشیم و از بین نبریمش؟؟؟؟؟؟؟؟   فرق من و شما بانسل پیشینمون در اینه که به واسطه پیشرفت علوم و مطالعات و ارتباطات اجتماعی خیلی بیشتر از پدر مادرهامون ،  می تونیم اگه بخواهیم نسل بهتری تربیت کنیم. و این میسر نمی شه مگر اینکه اول با این حقیقت تلخ روبرو بشیم و قطعا دلگیر و افسرده از این نداشته ها....  اما به تدریج این عادات غلط پذیرفته خواهند شد. با کمی تامل بیشتر و صبوری می شه راهکاری اندیشید که کجای کار اشتباه بوده ، کجا باید چه می کردیم که نکردیم ؟  و حالا با قدرت کافی همه اونها رو اصلاح کنیم و نذاریم بچه هامون تکرار کنند.....  (( تا وقتی که من و شمای نوعی  اینطوری به اطراف نگاه کنیم و خودمون رو گول بزنیم که همه چیز خوبه ، هیچ چیز اصلاح نخواهد شد و همچنان در بربریت و نادانی مطلق دست و پا خواهیم زد))  اشکال باید دیده شود تا بتوان آن را برطرف کرد. تو رو خدا از این افکار پوسیده دست بکشید.
اگه با حرفهای من مخالف هستید . پس خوش بحال شما که انقدر خوب و پاک سرشتید . اما بد بحالتون ، چون توی قرن پیشرفت  اینهمه کثیفی و بی فرهنگی و پسرفت رو نمی بینید..... یا شاید ...

 

- پی نوشت : جسارتا دیدن کامنت شما و دیدن  نوع نگاه شما به این پست کاملا غیر ارادی ؛ من رو بیاد ممیزی های صورت گرفته در ارشاد انداخت.  که تمام کتاب یا فیلمنامه 10000 صفحه ای رو می خونند ، از کنار  تمام حرف داستان که چه بساز انسان ساز باشه بسادگی ندیدنشون می گذرند ، و بخاطر دو کلمه غیر اخلاقی و یا یک پاراگراف جمله های سیاسی که خوشایندشون نیست ( و این امکان رو می دهند که یک نفر با خوندن این کتاب بفهمه تو مملکت چه خبره و چه خرابکاری هایی داره صورت می گیره )  مجوز نشر یا ساختش رو توقیف می کنند.  ........ البته نه پست من ، پست آنچنانی و مهم و خواندنی و انسان سازی بود و نه شما یکی از افراد صدور پروانه ....

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 27 مهر1388 و ساعت 10:31 PM |
 

نمايش «اسب‌هاي پشت پنجره» یکشنبه  26 مهرماه 1388  ساعت ۱۹ در ( تالار سایه )  اجراي ويژه‌اي براي عكاسان خواهد داشت.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 10:54 AM |

کتاب قانون

نویسنده : محمد رحمانیان ( بر اساس طرحی از مازیار میری ) / کارگردان : مازیار میری / مدیر فیلمبرداری : شاپور پور امین / تدوین : محمد رضا مویینی / طراح صحنه و لباس : شیوا رشیدیان / طراح چهره پردازی : سودابه خسروی – اجرا : سعید سدابی ، گلاره مرادی / موسیقی : محمد رضا علیقلی / بازیگران : پرویز پرستویی ، دارین حمسه ، داوود فتحعلی بیگی ، مهرداد ضیایی ، فریبا جدیکار ، نگار جواهریان ، نیره فراهانی ، روشنک عجمیان ....

همین اسم پرستویی کافی بود تا دو سال انتظار یکی دیگه از هنرنمایی هاش رو داشته باشم . دروغه اگه بگم ، خبر توقیف فیلم به اشتیاقم چیزی اضافه نکرده بود! اما کلا حضورش در فیلمی که اسم محمد رحمانیان روی نگارش فیلمنامه اش خورده به خودی خود می تونست جذاب باشه. محمد رحمانیانی که در تئاتر "عشقه" اش از خاطرم هرگز محو نخواهد شد و در تلویزیون مجموعه دوست داشتنی " نیمکت " اش. با کلی ذوق و شوق از اینکه بالاخره موفق شدیم ظهر جمعه یه سینمایی پیدا کنیم که باز باشه* ! به تماشای "کتاب قانون" مازیر میری نشستیم. پرستویی همانی بود که همیشه بود. شاید اینبار ماندگار نبود اما بد هم نبود. اما بازیهای دیگــــــــــــــــــــــر! اگه یه روز به عمرم مونده باشه و فریده سپاه منصور رو ببینم قطعا خفه اش می کنم بخاطر این بازی اعصاب خورد کنش. یجورایی دیگه داشت عصبیم می کرد..... اول از همه بگم ؛ موضوعی که تم داستان قرار می گرفت طبق شناختی که از رحمانیان و رابطه کاراش اش با سلیقه خودم دارم تامل برانگیز بود . یجورایی از اون موضوعاتی که پرداختن بهش جسارت می خواد و وقتی تماشاگرش از سالن می آد بیرون ، ( فارغ از اینکه فیلم خوب بوده یا بد ، خوش ساخت بوده یا بد ساخت ، بازیها روان بودند یا خیلی خیلی بد ! اصلا دوستش داشته یا به نظرش فیلم مضحکی بوده! ) یجورایی ( شده حتی موقتا ) متحول می شه و هیچی نباشه تا یکهفته تصمیم می گیره توی رفتارش تجدید نظر کنه و آدم مثبتی باشه، تصمیم می گیره اون رفتارهای بد و ساده و قابل اصلاحی که توی فیلم دیده و اذیتش کردند رو از خودش دور کنه.

شاید اکثر آدمهای به اصطلاح روشنفکر بگن، نه اینطور نبوده و فیلم شعاری بود ؛ اما من یکی اعتراف می کنم برای من شخصا این حس رو بدنیال داشت. علاوه بر اینکه یه جاهایی از فیلم به شدت حس بدی برام در پی داشت. انگار این جهان سومی بودن و عقب موندگی بسیار بسیار زیاد فرهنگیمون ( که من اندازه یه آسمون بهش معتقدم که ما ایرانیها ، انسانهای به تمام معنا بی فرهنگی هستیم ) محکم تو سرمون کوبیده می شد. و با مقیاس بزرگ جلوی چشممون نمایش داده می شد . دیروز فهمیدم این ضرب المثله " حقیقت تلخه" چقـــــــــــــــــــــــــــدر واقعیت داره. قاعدتا خیلی دردناکه که آدم رفتارهای بد مردم کشورش ، فرهنگ کشورش یا حتی خودش رو در قالب یک فیلم ببینه. اونم توی این روزهایی که روز به روز بیشتر (شخصا ) حالم از فرهنگی که درش متولد شدم و رفتار آدم های دور و بر ( یا حتی خودم ، به تاثیر از ژن ها و شاید تربیت یا بودن توی جایی که بهیچ عنوان قبولش ندارم ) بهم می خوره.
فیلم نا خوداگاه من رو به یاد مستندی که تازگیها دیدم "تهران انار ندارد " می انداخت. این یکی تلنگر محکم تری بود در قالب چیزی شبیه شاید طنز ( به واسطه بازیهاست که عنوان طنز به روش می گذارم ). جالب اینجاست که خودمون هم می دونیم رفتارمون اشتباهه، می دونیم زشته! اما انجام می دهیم. گاهی آدمها نمی دونند کاری که انجام می دن ، اشتباهه. اما به گواه همین فیلمهایی که می بینیم و داستانهایی که می خونیم ، هممون می دونیم که چقدر بی فرهنگ و بی تربیت هستیم. اما باز هم انجام می دیم. باز هم فحش می دیم. باز هم دروغ می گیم. باز هم غیبت می کنیم. باز هم .....

و اما فیلم...
راجع به داستان علاقمند شدن یک مرد مسلمان به دختری فرانسوی ساکن بیروت و به تبع این ازدواج ، مسلمان شدن دختر و مهاجرتش به ایران و رویایی وی با رفتار و کردار به ظاهر مسلمانان ایرانی ( از خانواده به شدت مذهبی همسر و یا خود همسرش گرفته تا فروشندگان بازار و خیابان ) و دیدن رفتارهای افرادی که سالیان سال است ادعای مسلمان بودن در کشوری اسلامی دارند از زاویه نگاه یک انسان تازه مسلمان شده!

شاید به نظر بعضی از رفتارها اغراق شده می اومد (خصوصا صحبتها و حرفهای عروس تازه وارد ) ولی عین به عینش درست بود. شاید اونهایی که عین من بواسطه شغلشون بیشتر با آدمها و داستانهای واقعی ارتباط دارند خیلی خوب این موضوع رو از این فیلم درک کنند و هیچکدوم رو اغراق تلقی نکنند.

یه چیزی توی این فیلم آزاردهنده بود. اینکه نمی فهمیدم چه چیزی داره اذیتم می کنه. موضوع یک موضوع کاملا جدی بود. حتی بازی پرستویی و بازیگر لبنانی به خوبی به این قضیه صحه می گذاشتند. اما نمی فهمیدم این بار کمدی قضیه از کجا وارد شد. شاید کارگردان می خواسته بعضی از حرفهاش رو در این قالب بزنه ، اما به شدت ناتوان بود. چون کار یه جا کمدی می شد ، یه جا کاملا فرمت جدی داشت و این یکدست نبودن حتی به بازیها هم رسیده بود. فکر کن بازی جدی و رئال بازیگر لبنانی در کنار قالب بازی لوس و طنز اعضای خانواده همسر بخصوص مادر و خاله شوهر نه تنها خنده دار نبود بلکه چندش آور هم بود.

و اما طراحی گریم: خیلی خوب و درخشان بود. اما متاسفانه اجرای (بقول خود گریمورا) تمیزی نداشت و تمام لبه کاریهای سبیل ها مشخص بود. ( البته ناگفته نماند در قسمتهایی چنین بود که طنز تلخی هم جریان داشت ) و این می تونه گاها تعمدی هم باشه که به نظرم اینجا چنین نبود. اصولا کارهای خانم سودابه خسروی طراحی های در حدو اندازه قابل قبولی هستند ، اما متاسفانه اجرا همیشه با مشکل مواجه بوده ، با توجه به شناختی که از ایشون دارم شاید بخاطر این باشه که توانایی وخلاقیتشون در طراحی شخصیت بر حتی اجراهای خودشون کاملا برتری داره. وقتی به کارهای ایشون فکر می کنم طراحی خوب شخصیتی که برای طاهره " به همین سادگی" انجام داده بوند به ذهنم میآد و متاسفانه به دنبالش چهره ناملموس و باور نپذیر ترانه علیدوستی در "کنعان".....

هر چند که ظاهرا قراره پایان تمام فیلمها و سریالهای ما هندی، ببخشید ایرانی وار تموم بشه. واقعا که دست فیلمهای هندی رو حسابی از پشت بستیم!

 

* پی نوشت : متاسفم از اینکه توی کشوری زندگی می کنم که مصلی شده محل فروش کتاب و دغدغه فرهنگ و دانشگاهمون شده محل نماز.... و بواسطه همین تمام فعل و انفعالان اطراف دانشگاه تهران تحت تاثیر همین سر جای خود قرار داشتن همه چیز در کشور قرار گرفته. جمعه صبح آزمون داشتیم و حد فاصل پایان آزمون تا ساعت 3 که باید می رفتیم سر کار کاملا بیکار بودیم و امکانش نبود که برگردم کرج . طبق برنامه ریزی قبلی قرار بود این 3 ساعت بین نهار و دیدن فیلم تقسیم بشه. غافل از اینکه تو این مملکت اگه توی این ساعت روز جمعه بیکار بشی باید و باید و باید و باید و باید حتما بری نماز جمعه. اونم باید ، نه از نوع should و نه Must ، بلکه دقیقا همون Have to. چون تمام سینماها از آزادی گرفته تا.... بعد از نماز باز می شن و تمام اماکن تفریحی تعطیلند تا مبادا کسی بره اونجا و دوستان رو تنها بذاره. اینم یکی از مسائل شیک ایران اسلامی. چقدر همه آدمها حق انتخاب دارند........

 

نقد فیلم "کتاب قانون" – محمد علی ابطحی

(+) فیلمشناسی سودابه خسروی (طراح گریم فیلم کتاب قانون )

آل (۱۳۸۸) / بيداري (۱۳۸۷) / چهره به چهره (۱۳۸۷) / شبانه روز (۱۳۸۷) / صبح روز هفتم (۱۳۸۷) / كتاب قانون (۱۳۸۷) / مديوم (۱۳۸۷) / نويسنده (۱۳۸۷) / آن مرد آمد (۱۳۸۶) / به همين سادگي (۱۳۸۶) / كنعان (۱۳۸۶) / پارك وي (۱۳۸۵) / تله روباه (۱۳۸۵) / ستايش (۱۳۸۵) / شبانه (۱۳۸۴) / رستگاري در 20/8 دقيقه (۱۳۸۳) / شوريده (۱۳۸۳) / هشت پا (۱۳۸۳) / يك شب (۱۳۸۳) / باج خور (۱۳۸۲) / جنايت (۱۳۸۲) / شكلات (۱۳۸۲) / ملاقات با طوطي (۱۳۸۲) / گاهي به آسمان نگاه كن (۱۳۸۱) / خواب سفيد (۱۳۸۰) / كاغذ بي خط (۱۳۸۰) در مقام طراح و در فیلمهایی چون آدم (۱۳۸۵) / همسر دلخواه من (۱۳۷۹) / پرتگاه (۱۳۷۲) در مقام مجری گریم.


 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 26 مهر1388 و ساعت 0:16 AM |

نمايش «رومولوس كبير» به كارگرداني نادر برهاني‌مرند، نوشته فريدريش دورنمات، شنبه 25 مهر ساعت 19 ويژه اصحاب رسانه، در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر اجرا مي‌شود

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي تئاتر «معاصر»، مدير روابط عمومي نمايش «رومولوس كبير» با اعلام اين خبر گفت: اين اجرا، ويژه تمامي خبرنگاران و گزارشگران رسانه‌هاي مكتوب، شنيداري، ديداري و مجازي، در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر به صحنه مي‌رود. تمامي ‌علاقه‌مندان، مي‌توانند با مراجعه به روابط عمومي تئاتر‌شهر براي تهيه بليط رايگان اين اجرا، اقدام كنند.
‌روابط عمومي نمايش‌ «رومولوس كبير» براي دانشجويان رشته هنر نيز تسهيلات ويژه‌اي را فراهم كرده است. دانشجويان رشته‌هاي هنري مي‌توانند با مراجعه به دفاتر و گروه‌هاي هنري در دانشگاه‌ها و مكاتبه با مجموعه تئاتر شهر، بليط اين نمايش را تهيه كنند.
‌نمايش«رومولوس كبير« با مشاوره حميد سمندريان، كوروش نريماني و بازي رحيم نوروزي، پيام دهكردي، سيامك صفري، ‌علا محسني، محمود جعفري، سينا رازاني، ريما رامين‌فر، افسانه ماهيان و‌... تا 20 آبان سال جاري در تالار اصلي مجموعه تئاتر‌شهر روي صحنه است.

 

- پی نوشت : با توجه به اینکه اجرای روتین این نمایش ساعت ۲۰:۱۵ است و مدت نمایش ۱۲۰ دقیقه.... پیشنهاد می کنم روی این گزینه کمی فکر کنید.  


 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 23 مهر1388 و ساعت 8:36 AM |

 

من و حالا نوازش کن
که این فرصت نره از دست
شاید آخرین باره که این احساس زیبا هست
من و حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم....
                    اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم....
                  

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 21 مهر1388 و ساعت 8:35 PM |
 خبر جدید اینکه دست راستم به شدت درد می کنه و نمی تونم فعلا مطلبی تایپ کنم.... اینم مرض جدید اینروزها..... این مدلی شو دیگه ندیده بودم!

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 19 مهر1388 و ساعت 7:40 PM |

 

نمایش"اسب‌های پشت پنجره" نوشته ماتئی ویسنی‌یک به کارگردانی روح‌الله جعفری از 23 مهرماه ساعت 19 در تالار سایه تئاترشهر روی صحنه می‌رود.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی نمایش"اسب‌های پشت پنجره"، داستان نمایش در برگیرنده تاکید حضور زنان در جامعه جهانی به عنوان قشری که بیشترین آسیب را از پدیده خانمان برانداز جنگ در هر برهه‌ای از تاریخ متحمل شده‌اند‌ روایت می‌کنند.
عوامل نمایش عبارتند از نویسنده: ماتئی ویسنی‌یک، کارگردان: روح‌الله جعفری، بازیگران: مرجان قمری، سیروس همتی، مجید رحمتی، مژگان خالقی، طوفان مهردادیان، الهام جعفرنژاد و فرزین صابونی، مشاور کارگردان: دکتر محمد جعفری سیاوشانی، دستیاران کارگردان: رضا بهرامی، مجید رحمتی، آهنگساز: محسن میرزایی، طراحی صحنه: بابک کچه‌چیان، مدیر صحنه: روناک جلالی، منشی صحنه: فهیمه حکمت‌اندیش، طراح لباس: کتایون فیض‌مرندی، دستیاران صحنه: دنیا نصر، قاسم روشنایی، سعید نفیسی، طراح پوستر و بروشور: مرتضی اتابکی، عکاس: نادر بهرامی، رضا بهرامی، فهیمه حکمت‌اندیش، طراح چهره‌پردازی: فریبا ایزدشناس و مدیر روابط عمومی: محمد بهرامی.
نمایش"اسب‌های پشت پنجره" توسط گروه تئاتر"گیتی" تولید شده که سرپرستی آن بر عهده روح‌الله جعفری است. این نمایش هر روز به جز شنبه‌ها ساعت 19 به مدت 70 دقیقه در تالار سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود.

 

- پی نوشت : پست مربوط به ( برنامه تالارهای نمایشی مهر ۸۸ ) با هر خبر جدید ادیت می شود و لینک دائم آن ، در بخش پیوندهای روزانه موجود است.   

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 19 مهر1388 و ساعت 7:0 AM |

شهادت پیوتر اوهه ( عکس از مانی لطفی زاده )

و اما شهادت پیوتر اوهه و کلی احساس قشنگ....

از تک تک روزهاش لذت می برم ، شاید نوستالژی بوبوک رو برام نداره. اما آرامشش ، مهربانی و اخلاق حرفه ای تک تک اعضای گروه  و صمیمیت لحظات شاد قبل از اجرا به ما دو تا حســــــابی انرژی می ده. اونم توی این روزهای من....    ...    دیروز بعد از یکهفته استرس کار بطور جدی برامون شروع شد. توی این دو سالی که بطور جدی داریم کار می کنیم و بین اونهمه روز و اونهمه کار، دیروز یک روز خاص بود و ما دوتا هیچـــــــــــــوقت 16/7/88 رو فراموش نمی کنیم. هیچوقت کارگردان دوست داشتنی این کار رو فراموش نمی کنیم که اگر اخلاق  و متانت ایشون نبود ، شاید هــرگز قرار نبود که ما الان با این گروه باشیم و از دنیا دنیا تجربه آقای اوهه استفاده کنیم.... آقای مهردادیان ، آقای سروری نژاد سپاس برای اینهـــــمه آرامش و حس خوب و شیرین.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 17 مهر1388 و ساعت 8:11 AM |

دیشب پریشب ها  بالاخره تصمیم گرفتیم محض رضای خدا هم که شده دلی از عزا در بیاریم و بریم یکی از اجراها رو ببینیم.   از اونجاییکه کار ما  حدود ساعت 6  تموم می شه  رسما " لیر شاه"  ساعت 6 کارگاه نمایش رو از دست دادیم.  کلی بدو بدو کردیم که حداقل به 6:15 "عشق لرزه " سالن چهارسو برسیم که ترافیک خوشکل سر وصال این امکان رو هم ازمون گرفت و دست از پا درازتر برگشتیم مولوی که حداقل کار سالن کوچیک ( گمشدگان ) رو ببینیم.   بقول جناب مهردادیان  هممون ردیف... مثــل گروه سرود ،  گروه سرود پیوتر اوهه رو تشکیل دادیم و وارد سالن کوچیک شدیم .   همین الان بگم ؛ اگه گذرتون اونطرفها افتاد و خواستید این نمایش رو ببینید بهـــــــــــــــیچ عنوان ردیف 2 یا 3 به بعد ننشینید.  اگه قرار بود بالاتر برید ، هوس دیدن این اجرا رو به یک روز دیگه موکول کنید که نه چیزی می بینید ، نه چیزی می شنوید.....   طراحی صحنه سفید و خلاصه شده نمایش یجورایی کنجکاویمو برانگیخته بود که ببینم قراره چی بشه. امـــــــــا از اونجاییکه میزانسن ها خیلی "قشنگ"  بودند و کارگردان محترم اصلا و ابدا  برای یکبار هم که شده از صندلی های بالاتر کار رو ندیدند ، بنده هیچ چیزی از دقیقه 10 به بعد کار ندیدم.  چون طبق میزانسن بازیگر ها خیلی به تماشاگر ردیف اول نزدیک  و روی زمین قرار گرفته بودند. با توجه به بیان بسیار "یواش"  بازیگر مرد نمایش  و تن صدای یکنواختشون بنده غیر از تماشای  سر مبارک جناب طیب طاهر چیز خاصی عایدم نشد.  موضوع نمایش به نظر جالب و هیچان انگیز بود اما من نتونستم با شیوه اجرایی  و دیالوگ های خاص آن ارتباط برقرار کنم.  یجورای شاید ما دو تا زیادی اُمُل ( نمی دونم دیکته اش درسته یا نه ! ) بودیم که برامون سخت بود در حضور دوستان و همکاران آقا  که قراره دو، سه هفته هر روز در خدمتشون باشیم    این نمایش رو ببینیم، ضمن اینکه بازیها هم یجورایی برام دوست داشتنی نبود......  خلاصه ، ترجیح دادیم برخلاف ادب و شعور یک تماشاگر محترم تئاتر ، بیایم بیرون و توی حیاط دوست داشتنی تالار مولوی به انتظار بقیه افراد گروه سرود بمونیم....

 

سالن کوچک  تالار مولوی /  ساعت ۱۹:۳۰     (مدت 60دقیقه )
"گمشدگان "  نویسنده و کارگردان : بهزاد آقا جمالی  / طراح صحنه و لباس : نیکتا عسگری / موسیقی : سام ضیایی /   بازیگران : مهدی کوشکی ، فاتح برومند ، آوا شریفی

(+) نگاهی به نمایش گمشدگان به قلم رضا آشفته

(+) آلبوم عکسهای نمایش "گمشدگان" – عکاس : مهدی حسنی

 

در راستای این عزم جزم ما برای بالا بردن دوباره تئاتر خونمون که این مدت حسابی پایین اومده بود ، موندیم تا "سه جلد"  رسول نقوی رو هم ببینیم.  شاید تماشای این کار یجورایی برای ما دو تا انگیزه شخصی هم بحساب می اومد. خــــــــلاصه..... طبق خلاصه نمایشی که فقط به زبان انگلیسی روی بروشور نوشته شده بود و ظاهرا یادشون رفته بود به فارسی ترجمه اش کنند!!!!!!!!!!!! موضوع از جذابیت ویژه ای برخوردار بود. یک خواهر و برادر( دور از هم ) بدون اینکه هویت همدیگه رو بشناسند واز موضوع ارتباط خونی خودشون باخبر باشند  به هم علاقه پیدا می کنند وخیلی اتفاقهای دیگه هم ظاهرا افتاده.... جالب نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه عالمه کنجکاو بودم ببینم آخرش چی می شه!  هرچند که بازیهای این یکی نمایش رو هم دوست نداشتم ، اما شیوه روایی متقاطعش  با مزه بود و میزانسن ها  با توجه به عریض بودن صحنه نمایش که به نظرم الزامی در این نحوه چینش نبود و حتی گاهی باعث ازار مخاطب می شد بد نبودند.  طراح صحنه با تمام تلاشی که کرده بود تا با استفاده از پرسپکتیو قوه خیال تماشاگر رو بکار بگیره اما کاملا نا موفق بود و هیچ حس زیبا شناختی در این دکور به چشم نمی خورد. موسیقی کار رو دوست داشتم. گریم ها که چه عرض کنم ، تنها گریم نمایش برام یه کوچولو تامل برانگیزبود و جای سوال داشت. در کل نمایش بدی نبود ، اما با توجه به این بروشور های خفن ،  بنر ، خبر و ..... که مدتهاست از این کار به گوشمون می خورد و مدام جلوی چشممون بود ، توقعم خیلی بالاتر از این حرفها بود.   خلاصـــــــه ، ما بالاخره اونشب موفق به تماشای یک اجرای کامل شدیم و توی اینهمه کمبو وقت و خستگی کار ،  این عزم جزممون جای بسی تقدیر داشت.

 

   سالن اصلی تالار مولوی /  ساعت 20:30   ( مدت 70 دقیقه )
"سه جلد” نویسنده و کارگردان : رسول نقوی / صحنه و لباس : وحید میریونسی / آهنگساز : محمد فرشته نژاد / گریم : حسانه فرقانی ، مریم یاسمین زاده / طراح پوستر و بروشور : کمال کچوییان / عکاس : عماد دولتی /  بازیگران :امید آهنگی،بهار کریم زاده، نوشین خانی، وحید میریونسی و مریم داننده.
خلاصه : داستان زن و شوهری را بازگو می‌‌کند که در جریان انقلاب متواری شده و دو فرزند خود را نزد دیگران به امانت می‌سپارند و پس از 28 سال این دو فرزند همدیگر را می‌یابند.....

(+) نگاهی به نمایش "سه جلد" به قلم مهدی نصیری

 (+) آلبوم عکسها ی نمایش " سه جلد" – عکاس : مهدی حسنی

 

 

- پی نوشت : شانس و می بینی! نمی دونم  چرا توی این دوتا کار انقدر حال همه به هم می خورد و تماشاگری که  مخاطب این دو اجرا بود مدام باید شاهد ببخشید!!!!!!! عق زدن های پیاپی بازیگران می بود.... مخصوصا توی کار اول که اصلا حساب حال تماشاگرایی مثل من رو نکرده بودند. رسما ، حال منم داشت خراب می شد.... به نظرم یجورایی خیلی چندش آوربود...   بابا یبار، دوبار... نه صد بار! بخدا تماشاگری که بخواد بفهمه ، می فهمه که طرف باردار بود .   نیازی به اینهمه هوار نیست. اگه انقدر دوزاریش کج باشه ، با صدبار دیگه اش هم نمی گرفت اوضاع از چه قراره....

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 16 مهر1388 و ساعت 3:52 AM |

اجراي نمايش «مهر هفتم» براي هنرمندان

به گزارش خبرگزاري فارس، فردا، 16 مهر ماه نمايش «مهر هفتم» دو اجرايي خواهد بود، اين نمايش ساعت 18 در تالار قشقایی براي هنرمندان اجرا مي‌شود و ساعت 20:30 نيز اجراي عموم خواهد داشت.بر اساس اين خبر، اين نمايش جمعه اجراي آخر خود را خواهد داشت.
نمايش «مهر هفتم» با اقتباس از اثر برگمان به نويسندگي و كارگرداني سعيد شاپوري و با بازي فرزين صابوني، شبنم مقدمي ، رويا مير علمي ،عليرضا محمدي ، بهنام تشكر، آذر خوارزمي، احمد لشيني والهام جعفر نژاد هر روز ساعت 30/20در تالار قشقايي تئاتر شهر به صحنه مي‌آيد. كتايون فيض مرندي طراح لباس اين نمايش است و سپهر گودرزي طراحي صحنه اجرا را به عهده دارد. آرش فصيح دستيار كارگردان اين نمايش است و احمد لشيني علاوه بر بازي دراين اجرا به عنوان مدير صحنه گروه را ياري مي دهد. مهرداد متجلي و كوروش كلهر نيزعكاسان نمايش هستند.

اين نمايش داستان شواليه‌اي را بازگو مي‌كند كه در بازگشت از جنگ‌هاي صليبي و در ابتداي ورودش به سرزمين مادري خود با مرگ مواجه مي‌شود، مرگ كه قصد جان او را كرده با او شطرنج بازي مي‌كند و پيشنهاد مي‌دهد در صورت پيروزي شواليه از جان او بگذرد ، شواليه با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كند و....

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 15 مهر1388 و ساعت 12:48 PM |

امشب از همان راهی که آمدم
تا مهمان مهربانی هایت باشم
به سمت دورترین سواحل گریه برمی گردم
چراغ راهم
چشم های روشن توست
راه توشه ام
عطر ترانه های آفتابی ات
و امید
امید به اینکه در پی ام بیایی
اما صدایم نکنی
بیایی و نشانی خانه بارانی ام را
که در خم و پیچ بغض سالها
با بوی پیراهن تو بنا کرده ام بیابی
و برایم نامه ای بفرستی
که تا همیشه
واژه های مهربانی ات
همراه گریه های شبانه ام باشد
همین !

"شراره شهابی"


فقط 66 روز... این دو تا 6 نهایت مقاومتم بود. تو به چی فکر می کنی امشب؟! به همین دو تا 6؟ به همون ماه گرد و نقره ای امشب آسمون که تازگیها بوی dunhil می ده؟ به همه اون چیزهایی که یادم رفت و یادت رفت بگی....؟ نتونستم و نتونستی بگی !؟ یا به اونهمه روز که گذشت و روزهایی که قراره بگذره....



+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 11 مهر1388 و ساعت 11:34 PM |

کجای این جنگل شب پنهون می شی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پرمی کشی چکاوکم
چرا به من شک می کنی ؟ من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

دست کدوم غزل بدم ، نبض دل عاشقمو ...
پشت کدوم بهانه هام پنهون کنم هق هق مو
گریه نمی کنم نــــرو ... آه نمی کشم بشین ... حرف نمی زنم بمون... بغض نمی کنم ببین...

سفر مکن خورشیدکم
ترک نکن ، منو نرو
نبودنت مرگ منه، راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو ، اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه

گریه نمی کنم نــــرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون
بغض نمی کنم ببین

نوازشم کن و ببین ، عشق می ریزه از صدام
صدام کن و ببین که بــــــــاز غنچه می دن ترانه هام
اگر چه من به چشم تو ، کمم ، قدیمیم ، گـُمم... آتشفشان عشقم و ، دریای پر تلاطمم....





- پی نوشت : نمی دونم چرا دیشب که توی ایستگاه منتظر ماشین بودم ، هر بار که چشمم به ماه می افتاد بوی dunhil می اومد.... بوی همیشگی و پر از خاطره . عجیب نیست که هنوزم بوی تو ، فکر تو ، یاد تو... خود تو ؛ همه جا جریان داره؟
- پی نوشت : چه خواب تلخی! سفر مکن خورشیدکم... نذار که عشق من و تو ، اینجا به آخر برسه.....

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 11 مهر1388 و ساعت 2:23 AM |

خانه نمایش اداره تئاتر / ساعت 18:30   ( مدت : 45 دقیقه )      تا 17 مهرماه

" آذر" نوشته : مهدی پور رضاییان / کارگردانی: حسین فرخی / طراح چهره پردازي: محمد قومي – اجرا:  پریا روشن / طراح صحنه و لباس: حسين فرخي / موسيقي: عنايت خادم البشيري / عكاس: ناصر عرفانيان / طراح پوستر و بروشور: آزاده فرخي / بازیگران : فريبا شاهسون، ناصر عرفانيان، حسن فرخي، فتانه صبوري بازي مي‌كنند.
خلاصه : قصه اين نمايش درباره پرستاري به نام آذر است كه در دوران جنگ در حين جابه‌جايي مجروحين بر اثر انفجار نارنجك اتفاقي برايش مي‌افتد. حالا او پس از چند ماه با صحنه‌اي مواجهه مي شود كه برايش غيرقابل باور است اما واقعيت دارد....

عکس مانی لطفی زاده  

یا من خیلی پر توقع شدم ، یا واقعا کارها دچار مشکل هستند.  یک نمایش به شدت کلیشه ای و پر از شعار ؛ اما با بازی نسبتا خوب فریبا شاهسون. طراحی صحنه و موسیقی در خدمت اجرا .  طراحی نور خیلی بد بود .  طراحی گریم در قسمتهای تصویری که توسط ویدئو پروجکشن پخش می شد خوب و بی نقص. در قسمت صحنه  تا حدودی خوب و معمولی. بازیها ، غیر از فریبا شاهسون   ناملموس و غیر طبیعی.  پخش پایانی اجرا  فورانی از جملات شعاری  که  حتی در لفافه هم قرار نگرفته بودند و تک تک کلمات علی الخصوص ( عزیز دل گفتن های بازیگر مرد )   دیگه از آزار مخاطب هم قدمی فراتر گذاشته بود و بخوام رک و صریح بگم مسخره بود.    در هر حال به عقیده من  حتی باید اینگونه نمایش ها را هم دید ، تا یاد بگیریم به چه کارهایی می گن شعاری و کلیشه ای. چون اگه یاد بگیریم دیگه به همه نمایش های در این تم و مایه  پسوند سفارشی بودن اضافه نمی کنیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!  این کجا و آن کجا........

(+) نقد نماش آذر به قلم رضا آشفته به نقل از سایت ایران تئاتر

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 10 مهر1388 و ساعت 4:34 PM |

 تردید

کارگردان: واروژ کريم مسيحي / عکاس: محسن مينايي - حسام خلوصي/ تهيه کننده: سعيد سعدي/ مديرفيلمبرداري: بهرام بدخشاني/  طراح صحنه و لباس: امير اثباتي/ طراح چهره پرداز: محمدرضا قومي، مجريان چهره‌پردازي: هادي لطفي - عطيه مهرپيوند/ صدابردار: نادر رضايي  /  بازيگران: بهرام رادان ، ترانه عليدوستي، حامد كميلي، مهتاب كرامتي، داود رشيدي، جمشيد مشايخي، كاوه كاويان، رزا آرايش و انوشيروان ارجمند.

فيلمبرداري «ترديد»،‌ اواخر مرداد سال 86 در سينماركس لاله زار آغاز شده بود كه پس از بستري شدن و عمل جراحي «واروژ كريم‌مسيحي» و تغيير تهيه‌كننده، وارد پيش توليد مجدد شد و از 15 مرداد با عوامل جديد، بارديگر كليد خورد.
خلاصه داستان: پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيب‌تري مي‌شنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه مي‌شود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رسانده‌اند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمي‌اش گارو مي‌رود و...

سیمرغ بلورین بهترین فیلم به "سعید سعدی" برای فیلم "تردید" اعطا شد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی به "واروژ کریم مسیحی" برای فیلم "تردید"اعطا شد

فیلم سینمایی تردید  یا بقولی فیلم برگزیده جشنواره گذشته رو دیدم. نه تنها دوستش نداشتم ، بلکه جزء یکی از بدترین فیلمهایی که دیده بودم هم قرار گرفت.  نه ترانه علیدوستی تردید رو دوست داشتم و نه بهرام رادان....   حامد کمیلی هم که حسابش از قبل معلوم بود....  قصه و داستان هم که.....

از اونجاییکه اصــــــــــــــلا دلم نمی خواد پیش فرضی منفی داده باشم ، ترجیحم بر اینه که بیشتر از این چیزی نگم. ظاهرا اوضاع  سلیقه ای بودن کارها خیلی پیچیده تر از این حرفهاست ؛ چون دو سه تا نقد مبنی بر شاهکار بودن این فیلم خوندم که برام جالب بود . انصاف حکم می کنه بعد از خوندن سطرهای بالا و دیدگاه من بعنوان یک رای منفی  حتما لینک کارشناسانه پایین به نقل از وبلاگ جناب آقای امیر رضا تجویدی رو هم در قالب یک رای مثبت مطالعه کنید....

 

- پی نوشت :  یادداشتی بر فیلم تردید به قلم امیر رضا تجویدی

-  پی نوشت : حتی اگه به شدت سلیقه ای هم به این موضوع نگاه کنم ، باز هم بهم برمی خوره حتی اسم  "درباره الی"  در قیاس با این فیلم  قرار بگیره!!!!!!!!!!!!! 

-  پی نوشت : عجب جشنواره گل  بلبلی بوده این جشنواره فیلم فجر سال 1387  !!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 9 مهر1388 و ساعت 10:26 PM |

خنکای ختم خاطره" نوشته حمیدرضا آذرنگ و به کارگردانی نیما دهقان روزهای پنج شنبه 9 و جمعه 10 مهرماه به صورت رایگان برای دانشجویان اجرا خواهد شد.

به گزارش سایت ایران تئاتر این نمایش در این دو روز ساعت 17 اجرای ویژه‌ای برای دانشجویان خواهد داشت و دانشجویان رشته تئاتر و رشته‌های هنری به صورت رایگان و دانشجویان سایر رشته‌ها با ارائه کارت دانشجویی به صورت نیم بها بلیت دریافت کنند.
این نمایش جدای از اجرای ساعت 17 ساعت 19 نیز اجرا خواهد داشت.
همچنین این نمایش برای هنرمندان شنبه 11 مهر ‌ساعت 19 اجرای ویژه‌ای خواهد داشت و از ‌سه‌شنبه 14 مهر تا روز 17 مهر یعنی روز پایانی اجرا، دو اجرا در ساعت‌های 17 و 19 خواهد داشت. "خنکای ختم خاطره" با بازی هنرمندانی چون هنگامه قاضیانی، علی سرابی، حمید رضا آذرنگ، الهام کردا و محمد رضا حسین زاده در سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 9 مهر1388 و ساعت 11:21 AM |

 

   و اما رومولوس کبیر .....

با توجه به این گروه نمایشی پر قدرت و قطعا حضور پررنگ سیامک صفری مدتهاست که بی صبرانه انتظار این نمایش رو می کشیدم . دکور این نمایش دیشب ساعت ۱۰ حاضر شده و این عکس سفارشی هم داغ ترین عکس از دکور این اجرای بی تماشاگر است ، البته  باز هم به لطف آقای موسوی. 

رومولوس کبیر ( عکس از رضا موسوی )

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر  / ساعت 19:45  ((( مدت : ۱۶۰دقیقه )))     ( از 8 مهر ماه )
"رومولوس کبیر" نویسنده : فردریش دورنمات / کارگردان : نادر برهانی مرند / مشاور: حمید سمندریان / بازیگران : امير جعفري، كاظم هژيرآزاد، پيام دهكردي، داريوش موفق، كوروش نريماني، مهدي سلطاني، سهراب سليمي، ريما رامين‌فر، سيامك صفري، محمود جعفري، مهرداد ضيايي، محسن علا، افسانه ماهيان، فرزين محدث، هادي عامل و سينا رازاني.
خلاصه : قصه امپراتوري به نام رومولوس است كه به نظر مي‌رسد با رفتارها و اتخاذ تصميم‌هاي عجيب و غريب زمينه سرنگوني خود را فراهم مي‌كند اما در نهايت مشخص مي‌شود كه رفتارها و تصميم‌هاي او روشنفكرانه و مبتني بر تفكر و تمهيداتي خاص بوده است.

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 6 مهر1388 و ساعت 12:23 PM |

 دیروز حمیدرضا آذرنگ میهمان برنامه "جمعه ها با تئاتر"  شبکه فرهنگ رادیو بود. نه بخاطر انگ هایی که در باب سفارشی بودن به نمایششون خورده بود ، بخاطر خیلی چیزها دلش خیلی پربود.از جنگ و روزهای جنگ  و امروزه ما گفت...   حرفهاش خیلی دلچسب و دوست داشتنی بود. انقدر که شاید حرفهاش ، حرف خیلی از ماها بود.   یجا گفت ، ما باید فکر کنیم ببینیم کجای کار رو اشتباه رفتیم؟ کجا زیاده روی کردیم ؟  چه بر سر احساس و اعتقاد این نسل آوردیم  که وقتی بعنوان مثال جانبازی که همه اعتقاد و جسم و روحش رو گذاشته و برای کشورش  با اعرابی جنگیده که هر چی می کشیم از اونها می کشیم؛ توی یک شبکه حرف می زنه ، قریب به اتفاق بیننده ها شبکه رو عوض می کنن. این خیلی فاجعه است که "جومونگ" بشه قهرمان یک ملت قهرمان پرور!   تا حدی که همه براش سر و دست بشکنن....................  واقعا ما چکار کردیم که اینطوری شدیم؟!!!

 

- پی نوشت : بدور از هر گونه اعتقاد خاصی ، حرفهاش به دلم نشست.خیلی سخته اما اعتراف می کنم چون شاید یکی از همون نسل سومی ها من بودم .از دیروز تا حالا دارم فکر می کنم چی شده که هیچوقت دوست نداشتم اینگونه  برنامه ها رو تماشا  کنم و تازه....  

خنکای ختم خاطره ( نیما دهقان )  عکس از رضا موسوی 

موقع تماشای نمایش دوست داشتم برای اینجا ، از این نما و زاویه عکس بذارم که طــــــــــــــــبق معمول پیدا نکردم و دوبــــــــــــــــــــــــاره طبق معمول ، جناب آقای موسوی بداد بوی باروووووون رسیدند و در نهایت بزرگواری این عکس خیلی خیلی خیلی خاص رو که حتی توی فتوبلاگ خودشون هم نگذاشته بودند بهمون دادند.

 

- پی  نوشت : ( لازم به توضیح می دونم  با توجه به اینکه  از این زاویه عکس انداختن از این نمایش فقط و فقط می تونه از عهده عکاس گروه برآید که زمانی غیر از زمان اجرای نمایش همراه گروه باشه ، و از اونجاییکه تنها عکاس این پروژه هم ایشون هستند ، احتمالا شبیه این عکس از این نمایش رو هیچ جا توسط هیچ عکاس دیگری نخواهیم دید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 4 مهر1388 و ساعت 5:10 PM |

بوبوک ...............................................................................................................

............................................................................................. خاطره ..............................

................................... خاطره ..................................................................................

...............   خاطره  ...................................................................

................................................................... یه عالمه خاطره ............................

.................................................................................................................... کات !

 

 

- پی نوشت : دیروز برای ما  یه روز خیلی خیلی خیلی خاص بود.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 4 مهر1388 و ساعت 12:49 PM |

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر/ ساعت 19/ مدت 75 دقیقه    (شهریور و مهر 88 )
"خنکای ختم خاطره " نویسنده : حمیدرضا آذرنگ / کارگردان : نیما دهقان / طراح صحنه : منوچهر شجاع / طراح لباس : پریدخت عابدین نژاد / آهنگساز : فرشاد فزونی / عکاس : رضا موسوی / طراح پوستر و بروشور / بازیگران : علی سرابی ، الهام کردا ، حمیدرضا آذرنگ ، مسعود میرطاهری ، پرهام دلدار ، جواد پولادی ، هنگامه قاضیانی ، محسن بابایی ، محمد رضا حسین زاده ، سعید چنگیزیان ، بنفشه نجاتی.


همیشه ترکیب ایده و نوع نگاه نیما دهقان وحمیدرضا آذرنگ برای شخص من جذاب و دوست داشتنی بوده ، ضمن اینکه گروهی که توسط این دو نفر بسته می شه یجور خاصی خوب و حرفه ای هستند. از طراحی لابیرنت گونه خیلی مناسب و کاربردی صحنه گرفته تــــــــــــــــــا موسیقی بجا و دلنشینش. گروه با هوشمندی تمام از امکانات حرفه ای سیستم نوری تماشاخانه ایرانشهر استفاده کرده بود و با همراهی طراحی صحنه هزارتو و جذاب از این المان برای فضا سازی نهایت استفاده رو برده بود. نمایش گریم نداشت و به نظرم با توجه به فضای کار اصلا نیازی هم نبود.

نمایش از چند اپیزود با محوریت موضوعی ثابت تشکیل شده بود که هر یک به تنهایی با هماهنگی هر چه تمام تر با موسیقی لحظات حسی فراوانی ایجاد می کرد. نمی دونم چرا هرچه تلاش کردم فلسفه سفارشی بودن این کار – که اینروزها دیگه مانند پسوندی به اسم این نمایش چسبیده است - رو درک نکردم. ظاهرا متاسفانه مُد شده که در نهایت تنگ نظری فکر کنیم که این نشانه شیک و با کلاس بودنه که اگه هر نوع کاری با محوریت مذهب ، جنگ ، شهید دیدیم ( حتی نوع خوب و تاثیر گزار آن ) بالای منبر برویم که فلان کار سفارشیست!!!! داستان این نمایش به بهانه پیدا شدن یک مفقودالاثر که توانایی معرفی خود را ندارد شکل می گیرد که بنیاد شهید تنها با استناد نام کوچکی که از این آدم در دست دارد برای شناسایی به چند خانواده که نام کوچک مفقودالاثر آنها هم "یوسف" است سر می زند و در این بین موقعیت های نمایشی خاص و تاثیرگزاری ایجاد می شود که در بعضی از این اپیزودها بواسطه بازیهای خوب و درخشان بازیگرانش لحظه های بکر و نابی دیده می شود.

از بین بازیها علی سرابی در اپیزود خانواده آذری ، هنگامه قاضیانی در نقش زن جنوبی و بازی حمیدرضاآذرنگ در هر دو اپیزودش رو دوست داشتم . موسیقی زنده فرشاد فزونی نقش بینظیری در این نمایش داشت. مثل همیشه خلاقانه و تحسین برانگیز پا به پای نمایش درست به اندازه یک بازیگر نقش مهم خودش رو اجرا می کرد.   طرح روی پوستر- بروشور مثل تمام کارهای استودیو پاکدل خوب و بیادموندنی بود اما واقعا نمی دونم چه اصراری بر دو کاره بودن بروشور دست تماشاگراست که موقع رجوع به اطلاعات در حین تماشای کار   بزرگی آن مزاحمت ایجاد کند . البته در قیاس با بروشور خشکسالی و دروغ ، صد رحمت به اینجا که لازم نبود 4 لای کاغذ سایز A3 رو باز کنیم.

این نگاه غیر کلیشه ای به مقوله جنگ و دفاع مقدس به شدت تفکربرانگیز بود .
در کل به عقیده من کار دوست داشتنی بود که من شخصا دوستش داشتم . مطمعنم تماشاگر بغل دستیم هم که در حین کار اشکهاشو پاک می کرد دوستش داشته.



-پی نوشت : حیف از این نمایش و اون دیوارهای لابی شیک تماشاخانه ایرانشهر که از نمایشگاه قاب های ماندگار عکاس اختصاصی این نمایش ( رضا موسوی ) خالی مونده بود. البته باز گلی به گوشه جمال برنامه دو قدم مانده به صبح که شانس دیدن عکسهای خوب این نمایش رو به دوستداران تصاویر خوب و با کیفیت داد و گرنه سایت ایران تئاتر که به سادگی هر چه تمام تر ( با گذاشتن عکسهایی از (+) آقای معطریان ) این شانس رو ازمون گرفت.... حالا بیچاره من که "دوقدم مانده به صبح" رو ندیدم.....
- پی نوشت: اصلا نمی فهمم چه معنی داره وقتی کار عکاس اختصاصی داره ، یه آدمه دیگه بیاد عکس بگیره و تازشم با پررویی هر چه تمام تر عکسهای خودشوبه خورده مردم بده!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 1:57 AM |

برنامه اجراهای مهر ماه ۸۸  تالارهای نمایشی

سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر  / ساعت 19:45    (مدت :۱۶۰ دقیقه )    از ۵ مهر ماه
"رومولوس کبیر" نویسنده : فردریش دورنمات / کارگردان : نادر برهانی مرند / مشاور: حمید سمندریان / بازیگران : امير جعفري، كاظم هژيرآزاد، پيام دهكردي، داريوش موفق، كوروش نريماني، مهدي سلطاني، سهراب سليمي، ريما رامين‌فر، سيامك صفري، محمود جعفري، مهرداد ضيايي، محسن علا، افسانه ماهيان، فرزين محدث، هادي عامل و سينا رازاني.
خلاصه : قصه امپراتوري به نام رومولوس است كه به نظر مي‌رسد با رفتارها و اتخاذ تصميم‌هاي عجيب و غريب زمينه سرنگوني خود را فراهم مي‌كند اما در نهايت مشخص مي‌شود كه رفتارها و تصميم‌هاي او روشنفكرانه و مبتني بر تفكر و تمهيداتي خاص بوده است.

کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر / سا
عت  18 /  (مدت : 90دقیقه)      از 5 مهر ماه
"شاه لیر" بر اساس متنی از ویلیام شکسپیر / طراحی و کارگردانی: آرش دادگر / بازخوانی : حمید رضا نعیمی / بازیگران : خسرو شهراز، مهران امام‌بخش، رضا بهبودي،حميدرضا نعيمي،يعقوب صباحي، جواد نمكي، امين طباطبايي، بهروز كاظمي، بهناز نازي، سعيده آجرلي، سپيده صباغ و آرش دادگر.
خلاصه : داستان اين نمايش بر اساس داستان «لير شاه» شكسپير است كه كشور تحت سلطه خود را ميان سه دخترش تقسيم مي كند و... است.

تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر /
ساعت ۱۸:۱۵/  (مدت ۹۰دقیقه)    از ۱۲ مهر 
(عشق لرزه)‌ نویسنده : اریک امانوئل اشمیت / کارگردان : سهراب سلیمی /  بازیگران : ژیام دهکردی ُ ناهید مسلمی ُ افسانه ماهیان ، نسیم ادبی ، بهناز جعفری / طراح صحنه : محمد هراتی ، آهنگساز : نیما علیزاده

تالا
ر سایه مجموعه تئاتر شهر / ساعت ۱۹ /  (مدت ۷۰دقیقه)    از ۲۳ مهر ماه
(اسب های پشت پنجره ) نویسنده: امانوئل اشمیت / کارگردان : روح الله جعفری / بازیگران :
مرجان قمری، سیروس همتی، مجید رحمتی، مژگان خالقی، طوفان مهردادیان، الهام جعفرنژاد و فرزین صابونی / آهنگساز : محسن میرزایی / طراح صحنه : بابک کچه چیان / طراح لباس ک کتایون فیض مرندی /  طراح پوستر و بروشور : مرتضی اتابکی / عکاس : نادر بهرامی ُ رضا بهرامی / طراح چهره پردازی : فریبا ایزد شناس  ( کاری از گروه تئاتر گیتی )

 

سالن اصلی تالار مولوی /  ساعت ۱۷:۳۰  (مدت ۵۰ دقیقه )  از  ۱۲مهرماه
"شهادت پیتر اوهه" ” نویسنده: اسلاومیر مروژک / ترجمه : دکتر محمد رضا خاکی /  کارگردان : بهرام سروری نژاد  / طراح صحنه : لادن سید کنعانی / طراح گریم : یوحنا حکیمی - اجرا : سمیه فراهانی ُ عاطفه جعفری / آهنگساز : مهدی وجدانی / دستیار کارگردان: شهرام شریف نیا / بازیگران : طوفان مهرداديان، سياوش جامع، بهرام بهرامي، امير پورصفا، سيدبهرام سروري نژاد، محمود تيموري، آتوسا راستي، جواد ذوالقدر، سحر بحراني و آذر سماواتي .

خلاصه : اين نمايش روايت كننده ماجراي ورود يك ببر به شكل عجيب و باورنكردني و مبهم در حمام خانه‌اي است كه باعث پيدايش ماجراهايي مي‌شود.

سالن کوچک  تالار مولوی /  ساعت ۱۹:۳۰   (از ۴ مهرماه)
" گمشدگان "  نویسنده و کارگردان : بهزاد آقا جمالی  / طراح صحنهو لباس : نیکتا عسگری / موسیقی : سام ضیایی /   بازیگران : مهدی کوشکی ، فاتح برومند ، آوا شریفی

سالن اصلی تالار مولوی /  ساعت 20:30    (از 7 مهرماه)
سه جلد” نویسنده و کارگردان : رسول نقوی / صحنه و لباس : وحید میریونسی / آهنگساز : محمد فرشته نژاد / گریم : حسانه فرقانی ، مریم یاسمین زاده / طراح پوستر و بروشور : کمال کچوییان / عکاس : عماد دولتی /  بازیگران :امید آهنگی،بهار کریم زاده، نوشین خانی، وحید میریونسی و مریم داننده.
خلاصه : داستان زن و شوهری را بازگو می‌‌کند که در جریان انقلاب متواری شده و دو فرزند خود را نزد دیگران به امانت
می‌سپارند و پس از 28 سال این دو فرزند همدیگر را می‌یابند.

 

 خانه نمایش اداره تئاتر / ساعت 18:30      تا 17 مهرماه
"آذر" نوشته : مهدی پور رضاییان / کارگردانی: حسین فرخی / طراح چهره پردازي: محمد قومي،طراح صحنه و لباس: حسين فرخي / موسيقي: عنايت خادم البشيري / عكاس: ناصر عرفانيان / طراح پوستر و بروشور: آزاده فرخي / بازیگران : فريبا شاهسون، ناصر عرفانيان، حسن فرخي، فتانه صبوري بازي مي‌كنند.
خلاصه : قصه اين نمايش درباره پرستاري به نام آذر است كه در دوران جنگ در حين جابه‌جايي مجروحين بر اثر انفجار نارنجك اتفاقي برايش مي‌افتد. حالا او پس از چند ماه با صحنه‌اي مواجهه مي شود كه برايش غيرقابل باور است اما واقعيت دارد....

 


تالار سنگلج /  ساعت  19 / (مدت ۱۲۰دقیقه)     از 7 مهر
"هملت با سالاد فصل" نویسنده : اکبر رادی / کارگردان : هادی مرزبان / آهنگساز :سعید ذهنی  / طراح صحنه :اصغر خلیلی / طراح لباس :لادن سید کنعانی /  بازیگران : بهروز بقایی ، فردوس کاویانی ، فرزانه کابلی ، رضا فیاضی ، بهاره رهنما ، ایوب آقاخانی



سالن شماره ۱ تماشاخانه ایرانشهر / ساعت ۱۸:۳۰    
( پوکه های برنجی)    نویسنده : شهرام کرمی / کارگردان : زری اماد 

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر / ساعت 19     مدت : 75 دقیقه   (تا ۱۷ مهرماه)
( خنکای ختم خاطره )   نویسنده : حمیدرضا آذرنگ / کارگردان : نیما دهقان / طراح صحنه : منوچهر شجاع / طراح لباس : پریدخت عابدین نژاد / آهنگساز : فرشاد فزونی / عکاس : رضا موسوی / بازیگران : علی سرابی ، الهام کردا ، حمیدرضا آذرنگ ، مسعود میرطاهری ، پرهام دلدار ، جواد پولادی ، هنگامه قاضیانی ، محسن بابایی ، محمد رضا حسین زاده ، سعید چنگیزیان ، بنفشه نجاتی ،

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر / ساعت ۲۱   
( واوها و ویرگول ها)   کارگردان : صابر ابر / بازیگران : علی ابدالی ، مسعود انتظاری ، مرضیه بدرقه ، سارا بهرامی ، امر پاکدل ، ساناز پور دشتی ، الهه خادمی ، محسن خوئینی ها ، لیلی رهنما ، آرین ریس باف ، میثاق زارع ، علی صادقی ، هستی محمایی ، سارا مخاوات ، بهاره مصدقیان ، مریم مسچیان ، یاشار مومن زاده ، امین میری ، مهدی محید روش.

 

حوزه هنری /  در دو نوبت  ساعت ۱۸ و ۱۹      ( از1 تا 14 مهر )
"ما سه نفر" نوشته:سیروس همتی / کارگردانی : مسعود رحیم پور / طراحی صحنه : مرضيه پورتور / طراح نور و لباس : ليلا نوري/ بازیگران : علي يعقوب زاده، بهار كريم‌زاده مسعود رحیم پور

تالار هنر/ ساعت ۱۸   
( دختر نارنجون)   نویسنده : حسین زینالی / کارگردان : مرتضی سعیدیان ، زینالی / عروسک گردانان: ناصر احمدی فر ، هدیه حاج طاهری ، شراره طیار ، مرتضی سعیدیان

تالار هنر/ ساعت ۱۹  از سه شنبه ۷ مهر ماه
(
پیر بابا و شمع های سحر آمیز )   نویسنده : گیتا داوودی / کارگردان: ناصر آویژه / بازیگران :ناصر آویژه ، رامین کحال زاده ، محمد رضا معجونی ، محسن علی محمدی 

 

تالار محراب / ساعت ۱۹  
( قهقرا)   کارگردان : علی رضا خوش پیک 

 

 


- پی نوشت : برنامه ذکر شده در طول ماه همگام با اخبار و اطلاعیه های گروه های اجرایی مبنی بر تمدید یا اجراهای ویژه مدام تا پایان اجراهای این دوره ویرایش می گردد . ضمن اینکه هنوز کامل نیست.
- پی نوشت : به گزارش خبرگزاري فارس، نمايشگاه عکس كه شامل 10 قطعه عكس ازآثار كوروش كلهر و مهرداد متجلي است، صحنه‌هاي از تمرين و اجراي نمايش «مهر هفتم» به كارگرداني سعيد شاپوري را به تصوير كشيده و از روز دوشنبه 30 شهريور در راهروي تالار قشقايي برپا شده است. تمام عكس‌ها در قطع 50 در 70 هستند و تا پايان اجراي نمايش (نيمه مهرماه) در مكان مذكور به نمايش گذاشته مي‌شوند

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 3 مهر1388 و ساعت 1:21 AM |