تبليغاتX
بوی بارون ... صدای بارون

 وقتی می گوییم چیزی منهای چیزی ، یعنی چی ؟ به فرض یک چیزهایی این جاست، یک چیزهای دیگری هم آن جا. ما که نمی توانیم چیزهایی را که آن جا هستند از چیزهایی که اینجا هستند کم کنیم! مگر آنکه اول همه را یکجایی جمع کنیم ، که خودش می شود یک چیزهای دیگری. بعد آنهایی را که می خواهیم کم شود، کم کنیم. که تازه می شود همان چیزهای قبلی. خُب این چه کاری است؟    "پس اگر چیزهایی یک جا نباشند ، ممکن نیست بشود آن ها را از هم کم کرد. پس فقط یک راه می ماند ، مجبوریم جمع شان کنیم. "          

بخشی از متن کتاب

 ( ها کردن )   مجموعه داستان به هم پیوسته  پیمان هوشمند زاده / چاپ ششم / نشر چشمه / 80 صفحه / 1500 تومان

مجموعه داستانی شامل 4 داستان کوتاه با نامهای هاي «يک بار هم شده سوسن گوش بده»، «مثلاً بازي»، «سوراخ لحاف» و «ها کردن» که یجورایی با هم در ارتباطند. ماجراها ملموسند و بینهایت به جزئیات یک زندگی پرداخته شده. ماجراهای از قبیل خلا، بحران رابطه، بيگانگي و اختلافات و دعواهاي زن و شوهري. که انگار چشم سوم ناظری هستی در آنجا  و واقف بر این دعواهای به ظاهر احقانه. داستان چهارمش جالب بود و باهاش درگیر می شدی ، و به نظرت خیلی آشنا می اومد. انقدر آشنا که حس می کردی جایی ، در تنهایی خودت  این گفتگوها رو از خودت شنیدی.... چیزی که تا حدودی شاید در مورد داستان اول هم صدق می کرد.  رویهم رفته داستان بدی نبود. اما مورد علاقه من هم نبود....      راستی لازم می دونم به طرح رو و پشت جلدش هم اشاره کنم که به شدت منطبق با فضای داستان بود و یکی از آثار خوب آقای اردشیر رستمی  طراح و گرافیست مطرح اینروزهای کتابهای کتابفروشی هاست.

 جایی در مورد این داستان خوندم که این داستان شاید درست مثل همان جمله «چخوف» باشد که در آغاز «ها کردن» آمده: «از من پرسيده يي زندگي چيست. مثل اينکه بپرسي هويج چيست؟ خب هويج، هويج است و همين است که هست.» یعنـــــــــــــــی :  «از من پرسيده يي زندگي چيست. مثل اينکه بپرسي هويج چيست؟ خب هويج، هويج است و همين است که هست.»اما آن‌قدر از جزییات می‌گوید و گیج‌مان می‌کند با آن‌ها که یک وقت می‌بینیم درگیر همه چیز شده‌ایم جز همان جزییات و در دل موقعیت و فضایی که او گام به گام برایمان ساخته، رسیده‌ایم به چیزهای کلی...

وبلاگ شخصی نویسنده کتاب : پیمان هوشمند زاده

 دانلود کتاب از سایت کتابناک

ها کردن در گود ریدز

( خبرگزاری ایپنا ) نگاهی به مجموعه داستان ها کردن

( روزنامه اعتماد ) نگاهی به مجموعه داستان ها کردن

مطلبی از مجله شهروند امروز

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 و ساعت 8:13 PM |

 

Our love Can last forever  If we both want it to.  I want to have a lasting relationship with you.  I know that this will mean that we both must work hard   to please each other    to help each other    to be fair and honest with each other     to accept each other as we really are.  We both must work hard   to keep our individuality   yet also become ane with each other   to remain strong and  supportive of each other  in adverse times as well as in good times    to be exciting and interesting    to ourselves and to each other.   We both must work hard   to always consider each other  the most important  person  in the word    to always consider love the most important emotion that we can fell to always consider our relationship  the most serious and significant union of two people.  Even thouth it may not always be easy to have a lasting realationship working  hard is very easy  when the results can be the beauty of a loving and lasting us . I love you…

Susan polis Schutz

 

_______________________________________________________

* ( More Loving Than Love ) / Susan polis Schutz/ translator: roya partoy / publication: sowgand / 3ed printing / 99 page / price: 6000 Rls

  

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 12:37 PM |

(( آنچه بر جهان حکومت می کند، پیشامد و احتمال است ؛ تصادف محض و تصادف هر روز مثل سایه ما را تعقیب می کند... )) (( هر چیز ممکن است اتفاق بیافتند ، هر طور که باشد ، همیشه اتفاق می افتد.))

بخشهایی از متن کتاب هیولا

هیولا ( لویاتان) / پل استر / ترجمه : خجسته کیهان / 335 صفحه / نشر افق/ چاپ سوم / 3800 تومان  

بنابر توصیه اکید  یک نفر و دونستن طرز فکرش برخلاف میلم "لویاتان" رو خوندم. کتاب به شدت معمولی بود که نه خوندنش رو توصیه می کنم و نه نخوندنش رو..... چون به نظرم ادبیات هم سلیقه ایست. و این ادبیات و این تم برای من یکی دوست داشتنی جلوه نمی کرد. انقدر حد وسط و معمولی بود که به نظرم چیز خاصی نداشت. جز یه سری روابط بی مزه و غیر قابل درک. شاید نویسنده با  نقطه آغاز خوبی  کتاب رو شروع کرده بود  و حتی  تا یه جاهایی جالب هم به نظر می اومد و خواننده رو به دنبال خودش می کشوند ، اما دیگه تعدد این روابط  بی منطق  اونها رو لوث می کرد و کسل کننده.  انگار که از دید نویسنده ، روابط آدمها با هم واقعا انقدر ساده و احمقانه بوجود می آد و تمام می شود!!!!!!!!!!!!!!  تاااااازه اضافه کنید مسائل سیاسی را به  اینهمه داستانهای  پیچ در پیچ فلسفی و خانوادگی. چه آش شعله قلم کاری می شود آن.  در کل ، چقدر برام جالبه بدونم چرا این نویسنده در ایران انقدر محبوب شده؟

 خلاصه کتاب به نقل از وبلاگ: کتابهایی که می خوانیم

 نقد کتاب هیولا

نقد کتاب هیولا

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 1:11 AM |

اگه قسمتون باشه ، هممون به موقع به هر کجا که باید می رسیم...

مادر مانده ( تالار چهارسو / ساعت 18 / مدت 90 دقیقه / تا 29 خرداد ماه )

نویسنده: حمیررضا آذرنگ ، کارگردان : نیما دهقان – حمیدرضا آذرنگ ، طراح صحنه و لباس: نرمین نظمی ، موسیقی : فرشاد فزونی ،  بازیگران : پونه عبدالکریم زاده – علیرضا محمدی ، آذر خوارزمی ، شبنم مقدمی ، رویا میر علمی ، شهرام حقیقت دوست ، حمید رضا آذرنگ

خلاصه : در پی وضعیت بوجود آمده و بظاهر قرار گرفتن فرزندان در فضای مرگ مادر و بجا ماندن ارثیه ای نسبتا قابل توجه شاهد برخوردها و افشا رازهایی از اعضای خانواده هستیم که در آخر....

گاهی اوقات بعضی اسمها می تونند یکی از انگیزه های انتخاب اجرایی برای تماشا باشند. بعداز جشنواره که به دلیل تداخل با یکی از اجراهای خارجی  موفق به دیدن این نمایش نشدم تا به شروع اجرای عموم این نمایش   برای دیدنش مشتاق بوم. شاید بزرگترین انگیزه  ( بنا به  سلیقه شخصیه من )  حضور فرشاد فزونی به عنوان آهنگساز اثربود.  چون کارهایی که اسم ایشون روی بروشور خورده خیال آدم رو حداقل از این جهت راحت می کنه که اگــــــــــــــــــــــه قراره کار خوبی رو شاهد نباشم ، حداقل وقتم رو هدر ندادم و از هنرنمایی اجرای موسیقی زنده فرشاد فزونی بهره بردم. اما اینبار نامهای دیگری هم بودند که هر کدوم به تنهایی ضمانت کیفیت اجرا رو داشتند. نیما دهقان به دور از تمام نوستالژی های دوست داشتنی و شخصی من از سمینار تئاتر و مخاطب سال 86 و علاقه من به سبک کاریشون تداعی خوبی از نمایش"کادانس" داشت.  حمید رضا آذرنگ  با "خیال روی خطوط موازی" توی همین سالن چهارسو  ذهنیت قشنگی برام بجا گذاشته بود.   رویا میرعلمی و شبنم مقدمی که همیشه با بازیهای خوبشون توجهم رو جلب کرده بودند....   و حالا  با هم بودن اینها و  نمایش " مادر مانده"....

نمایش با طراحی صحنه جالبی دقیقا متذکر این بود که در راستای تفکرات و کارهای قبلی کارگردان ، ما با  نیما دهقان روبرو هستیم و دنیای ایده ها و خلاقیتش.... فضایی سیال با محوریت مرگ.    شاید در نگاه اول و بدون باز شدن گره های داستان ، فضا کمی غیر متعارف و بی ربط با اجرا جلوه می کرد، اما  با پیشرفت داستان  طراحی پرده های سفیدی که مسئول حفظ فضای داستان در ذهن تماشاگر بود به شدت کاربردی بود.  خلاصه که هر چه قراربود در این رابطه بگم ، با دیدی بسیار فنی تر در پاراگرافی از نقد این نمایش در  ایران تئاتر نوشته بود. "" ایده استفاده از پرده‌ها برای تلفیق فضاهای واقعی و غیر واقعی مهمترین رویکرد اجرایی است که علاوه بر در اختیار گرفتن طراحی صحنه مطابق با مضمون، به بهترین ابزار روایت داستان تبدیل شده و اصلا عنصر سخت افزاری است که حتی می‌توان ادعا کرد که در جایگاه راوی غایب داستان قرار گرفته است. حرکت پرده‌ها در صحنه با کنار زدن پرده‌های ذهن، لایه‌های شخصیت را کنار می‌زند و آن‌ها را از بیرونی‌ترین وجه شخصیتی به سمت درونی‌ترین وجوه نزدیک می‌کند. حرکت پرده‌ها گویی با کنار زدن فرم‌های تصویری زیبا روایتی تاثیرگذار و متکی بر جنبه‌های جذاب دیداری را پدید می‌آورد که هر رویدادی را حقیقی‌تر از حقیقت آن در ذهن مخاطب به ثبت می رساند. بنابراین در ارزیابی همه عناصر‌"مادرمانده" بیشترین امتیاز را به همین شگرد اجرایی می‌دهم که حتی فراتر از جنبه‌های اجرایی و دیداری و ابزارهای صحنه به مولفه مهمی در روایت سیال فضاهای متنی تبدیل شده است.""

بازیها نسبتا روان و خوب بودند. نور هم  بدون در نظر گرفت چند صحنه کوتاه به نظر کاربردی بود.میزانسنها دقیق و دوست داشتنی بودند که با  توجه به خلاقیت نیما دهقان  در به کار گیری پرده ها بخوبی ذهن تماشاگر رو از فضای حال به گذشته و یا آینده سیال نگه می داشت. گریم ها هم به نظرم چیز خاصی نداشتند و هر گونه لغزشی از خط طبیعی و رئال آغاز نمایش ، پایان مهیج نمایش را لو می داد و همین دست گریمور را بسته نگه می داشت و همواره این ترس با کارگردان بود که مبادا گریم ، هیجان پایان نمایش را از بین ببرد.  به نظرم تنها دلیل نبودن اسم گریمور  روی بروشور نمایش همین می تونست باشه.   در کنار تمام اینها فرشاد فزونی باز هم مثل همیشه با ذهن خلاق خودش و موسیقی دقیقش کمک شایانی به فضا سازی داستان داشت. هر چند که به دور از جانبداری و حس خاصی که به کارهای ایشون دارم  ، به نظرم تمام آنچه که همیشه بود، نشان نمی داد.  یادمه  "ماکاندو" رو بخاطر حس صدای سیامک صفری در کنار هنر فزونی 3 بار دیدم.  یا کادنس رو فقط و فقط برای حس موسیقیش دو بار. هر چند اینبار هم خوب بود اما در کادنس بی نظیر بود....

و در آخر چشمگیر ترین نکته این نمایش ، شیوه روایت و تکنیک اجرای ساختار متقاطعش  بود که از موضوعی اینچنین پیش پا افتاده ، اثری جذاب و پراز تعمق ساخته بود. که در صحنه پایانی و درخشان نمایشش  تماشاگر  را به زیبایی هر چه تمامتر به فکر وا می داشت....

خلاصه اینروزها که دو قدم آنطرفتر ، درسالن مولوی   نمایش به شدت بی نظیری!!!!!!!! روی صحنه است که برای تا پایان دیدنش آستانه تحمل بسیار بالایی ، خیـــــــــــــــــلی بالاتر از تحمل شخص من!  لازم داره ، تماشای این نمایش خوب تالار چهارسو و گروه حرفه ای و کاربلدش به شدت می چسبه.....

نقد نمایش مادر مانده / ایران تئاتر /

نقد نمایش مادر مانده / خبرگزاری ایسکا نیوز /

 

* پی نوشتی در قالب یک توصیه کاملا دوستانه ( علی رغم تمام انتقادات و نظرات دوست خیلی خیلی خوبم -- که براشون یه دنیا احترام قائلم -- ، مبنی بر اینکه نظری قطعی و اینچنین تند  راجع به نمایشی ندهم ، چون بر پیکره تئاتر لطمه خواهد خورد ! ) :  توصیه می کنم اگه از بی تئاتری هم بال بال می زدید ، ساعت 8  شب به بعد کلاهتون هم سمت تالار مولوی افتاد برندارید ، چون تا مدتها از تئاتر و تماشای اون دلزده خواهید شد..............   ( اگر تئاتر چنین است ، لطمه بر چنین پیکره ای  شاید ساختنی  بس شگرف باشد )             البته بد نیست نگاهی به  نقد نمایش فوق  و  عکسهاش در سایت ایران تئاتر هم بندازید و خودتون راجع بهش تصمیم بگیرید!  ( البته لازمه اضافه کنم منتقدی که این نقد رو نوشتند بسیار بسیار خوش بینانه نوشتند و شاید  دلشون نیامده اشاره ای به بازیهای به شدت بد و گریم بی اصول و دفع کننده  این نمایش کنند) 

 

** پی نوشتی در قالب بخشی از رزومه  فعالیت فرشاد فزونی در تئاتر

( متولد 20 خرداد ماه 1360 )   آهنگسازی درنمایش های :  "از مریخ بسیار قرمز" به كارگردانی فرهاد فزونی، 1376 / "شازده كوچولو" به كارگردانی مصطفی قربان‌پور، 1377 / "پادشاه شهر پینك اسكای" به كارگردانی ایلا تهرانی، جزیره‌ی كیش، 1378 /  "لیلی ‌و مجنون" به كارگردانی شهرو خردمند1381/ "كافی‌شاپ، داخلی، شب" به كارگردانی علی اصغر دشتی1383/ "دن كیشوت" به كارگردانی علی‌اصغر دشتی، جشنواره‌ی فجر1384 (اسپانیا) جشنواره‌ی آسیایی،(2005) / "دو متر در دو متر جنگ" به كارگردانی نیما دهقان ، جشنواره‌ی تئاتر فجر؛ آلمان، جشنواره‌ی مارین باد (فرایبورگ)، 1385 / "پینوكیو" به كارگردانی نسیم احمد پور و علی‌اصغر دشتی ، جشنواره‌ی فجر، 1386/ "كادانس" به كارگردانی نیما دهقان، جشنواره‌ی فجر، 1387/ "ماكوندو" به كارگردانی آزاده انصاری، جشنواره‌ی عروسكی،1387 / آهنگسازی مجموعه‌های تلویزیونی: مقام بهار، 1382 و یك فنجان فیل، 1387

"من و دوست غولم"  عنوان آلبومیست در سبک موسیقی راک و فیوژن که  آهنگسازی و خوانندگی این اثر را " فرشاد فزونی" به عهده دارد و " رامین بهنا" و" بابک ریاحی پور" در تنظیم آن نقش داشته اند. این اثر با ارکستر 6 نفره نواخته شده و اشعارکتاب " من و دوست غولم "  شل سیلور استاین  به صورت کامل اجرا شده اند که شامل 10  قطعه با نامهای ( هیشکی - کی؟ - شراکت  - جایی که پیاده رو تموم می شه – پسر بچه و پیرمرد – صدا – دعوا در آسمان – درون – مه – زبان از یاد رفته ) است که توسط " آوا خورشید " در سال 1384  انتشار پیدا کرده است.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت 4:30 PM |

وب سایت مجموعه تئاتر شهر افتتاح شد. اینطور که فعــــــــلا از شواهد بر می آد سایت شسته رفته ومرتبیه. بدون هیچ پیش فرض منفی و در نظر نگرفتن کم کاری دیگر سایت های اینچنینی ، به شدت از این اتفاق خجسته استقبال می کنیم. باشد تا ببینیم این سوگلی خبر رسانی تئاترشهر قرار است چه گلی بر گوشه جمال تئاتر این مرز و بوم بیاراید....

www.teatreshahr.com

 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 26 اردیبهشت1388 و ساعت 4:45 PM |

 

روز پنج شنبه  بحث اصلی کلاسمون در رابطه با فیلم بنجامین باتن و جلوه های ویژه اش بود. از اونجاییکه فیلم رو دیده بودم ، توجهم جلب شد و همینطور که دنبال حس کنجکاوی خودم صفحات گوگل رو سرچ مي کردم ،  به اطلاعاتی راجع به اسپیشیال افکت این فیلم برخوردم که شاید خیلی ها می دونستند و شایدم هم  با توجه به اینکه در سایت های فارسی زبان مطالب خیلی خیلی خیلی کمی راجع بهش وجود داشت ( یا اصلا بهتر بگم  هیچی هیچی  نبود!!!!)  خیلی ها هم مثل من نمی دونستند. با توجه به اینکه قبلا (( اینجا  )) راجع به خود فیلم مطلب گذاشته بودم گفتتم شاید بد نباشه  پست امشب ، پی نوشتی  برای گزارش اون فیلم باشه.

اینطور که توی سایتهای معتبر خوندم  و تصاویری که سر کلاس دیدم ، به جرات می تونم بگم  شاید 90% از لحظات این فیلم کاملا کامپیوتری بود . به قول یکی از بچه های کلاس  ( همه چیزهایی که تو این فیلم دیدیم ، اصلا ندیدیم....!!! )   یعنی وجود خارجی نداشتند.....   و در واقع به وسیله تکنیک بسیار کاربردی  CGI* امکان بودن پیدا کرده بودند.  یعنی یا ماکتشون ساخته شده و یا بوسیله کامپیوتر طراحی صورت گرفته شده و در حین تدوین به فیلم اضافه شدند.   مثلا همون کشتی که برد پیت با اون سفر می کنه در مقیاس خیلی کوچکی  به شکل ماکت در اومده و بوسیله تکنیک کروماکی ( یا همون پرده آبی خودمون ) به فیلم اضافه شده.  و یا اصلا اون کشتی بزرگتری که سمت دیگر کشتی  در مه می بینیم  وجود خارجی نداشتند. مثل خیلی چیزهای دیگه از قبیل ساعت ، قطار توی اون ایستگاه ، نمای شهر پاریس و........  ضمن اینکه چیزهای دیگری هم بودند که  در سایت Matte World  بصورت کاملا دقیق  روی تصاویر توضیحات داده شده  که برای دیدنشون کافیه روی همون اسم سایت کلیک کنید. و اما اصلی ترین یا شاید بشه گفت  قابل رویت ترین تکنیک فیلم *  Motion capture.    تصویری که همون ابتدای فیلم از برد پیت میبینیم که در هیات  پیرمردی 80 ساله  کودکی خودش رو شروع می کنه به واسطه همین تکنیک ایجاد شده. یعنی ما ظاهرا بازیگری رو با این گریم می بینیم. در حالیکه چنین نیست!   بازیگری غیر از بازیگر اصلی یعنی (Peter Donald Badalamenti )  بازی را انجام می دهد و  کلاهی حاوی سنسورهای خاص به سر داره.  در آن سو ، براد پیت  یا همان بازیگراصلی  هم کلاه موشن کپچر به سر داره.  و بازی های فیزیکال بیان و صورت رو انجام می ده.  که تمام حرکاتش در کاپیوتر ثبت می شه.   حالا این دو یکطرف ؛  مجسمه به نظرم سیلیکونی ساخته شده از چهره مورد نظر با همان گریمی که ما در تصویر می بینیم  یکطرف .  از این مجسمه عکسهایی سه بعدی تهیه شده. از حرکات بازیگراصلی هم.  در آخر آن چهره  یا  دقیقا  سر کاملا کامپیوتری  با تطبیق های کاملا دقیق از حرکات چهره براد پیت ،  در کامپیوتر روی سربازیگر در حال بازی فیلم  قرار می گیرد. و حاصل کار می شود آنچه که ما در فیلم  می بینیم.....  در یکی ازسایتها خوندم که در 325 شات ( 52 دقیقه ) از فیلم که ما فکر می کنیم براد پیت حضور داره. هیچ رد پایی از وی وجود نداره و در واقع همان بازیگر مورد نظردر این شات ها بازی می کند.

مجسمه 80 سالگی

همان سکانس بالا ( حاصل کار یعداز استفاده از موشن کپچر )

نمای همزمان  بازی بازیگر جلوه های ویژه و اسکن حرکات براد پیت و نتیجه کار

که به ترتیب در سن های 80 – 70 – 60 سالگی همین روال با مجسمه هایی دیگر و بازیگرانی دیگر ادامه می یابد.    اما طبق روندفیلم ، جاییکه براد پیت دوباره جوان شده ( در ظاهر ) اما سنش بالا رفته یعنی دقیقا جاییکه با  دیزی ازدواج می کند، باز هم دیجیتال به کار آمده و با رتوش کاملا کامپیوتری ( و نه گریم )  چهره رو جوان کرده. تصویر قبل و بعد از رتوش براد پیت رو پیدا کردم و لی در مورد کیت بلانشت چیزی نبود. اما تصاویرش رو سر کلاس دیدم.  چال گونه کیت برداشته شده و با رتوش کلی  چروک های صورت از بین رفته و گونه برجسته تری  در کیت بلانشت ایجاد شده بود که قطعا پایین تر آوردن سن بازیگر مد نظر بوده.  

رتوش دیجیتالی تصویر

Department visual effects

Eric Barba
Steve Preeg
Burt Dalton
\
Craig Barron

خلاصه اینکه آخر همه این کنجکاوی ها درگیر حس بدی شدم. انگار خوشم نیومد که اینهمه مورد مصنوعی  رو واقعی تلقی کرده بودم.  با این حساب به نظرم  می شد از این فیلم به عنوان یک کارتون هم یاد کرد ، وقتی حتی آدمش هم آدم نیست.....!

 توضیحات بیشتر روی تصویر در رابطه با جلوه های ویژه فیلم

www.digitaldomain.com
www.benjaminbutton.com

لینک سایت Matte World برای نشان دادن فضاها و ماکتهای دیجیتالی

CGI * : به مفهوم تولید تصاویر کامپیوتری و کاربرد گرافیک در کامپیوتر به خصوص تصاویر 3 بعدی و جلوه های ویژه است. امروزه وجود CGI در عرصه رسانه های تصویری (سینما – تلوزیون ) تغییرات شگفت آوری را ایجاد کرده است . چرا که تصاویر تولید شده بیش از هر نوع تکنولووی دیگری که سابق بر این ساخته می شده است کیفیت بسیار بالا و شبه واقعی تری دارد.

*  Motion capture : تکنیکی برای ضبط دیجتالی حرکات واقعی است. در این تکنیک، حسگرهای (sensors) سیستم ذخیره کننده حرکات دیجیتالی، برروی نقاطی از بدن - که این نقاط مسیر حرکت بدن را مشخص می کنند - نصب می شوند و اسکنر با استفاده از این حسگرها مسیر حرکتی بدن را به داده های دیجیتالی تبدیل می کند تا بتوان این حرکات را در دنیای مجازی (دیجیتال) نزدیکتر به واقعیت شبیه سازی کرد

* coromakey ( پرده آبی ) :  پرده آبی یا سبز رنگی پشت سر سوژه قرار می گیرد.  در مرحله تدوین پرده حذف شده و تصور مورد نظر جایگزین آن می شود. ( توضیحات بیشتر )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 26 اردیبهشت1388 و ساعت 1:43 AM |

 

اینروزها  بازه زمانی 16 تا 26 اردیبهشت  زیاد و زیاد و زیاد  به گوشمون می خوره ،  انقدرکه دیگه این دوره زمانی رو مترادف با کلمه نمایشگاه می دونیم و ملکه ذهنمون شده که توی این تاریخ تنها کاری که می شه انجام داد رفتن به نمایشگاهه . آن هم از نوع کتابش.....    اونم در مصلی، تـــــــــــــــازه اگه بخوبی  مجهز به ماسک اکسیژن و تمام امکانات تنفسی شده  باشی و رسما قید یک روز آرامش و اعصاب و انرژیت رو هم زده باشی.   امــــــــــــــــا  توی این 10 روز  نمایشگاه دیگری هم برپاست که در هیاهوی آن دیگری گم شده. بوستان گفتگو اینبار میزبان طراوت و زیبایی انواع گلهاست....  دیروز تازه فهمیدم ، می شه توی این فاصله زمانی نمایشگاه هم رفت ، لذت هم برد و یه عالمه انرژی رنگارنگ گرفت....

 در عین بدجنسی و ضمن احترام به جامعه ادبی !  پیشنهاد می کنم در این دو روزه باقی مونده ،  لیست کتابهایی که لازم دارید رو تقدیم کنید به یه دوست خوب و مهربون و البته فداکار!  و بخاطر اینکه غم نرفتن و ندیدن نمایشگاه آزارتون نده، یواشـــــــــــــــــــــکی ( بدور از چشم همون دوست فداکار)  با پارک گفتگو و نمایشگاه گلش خلوت کنید و از طراوت  یه عالمه گل لذت ببرید.... تا ببینید یک ثانیه تماشای ارکیده های سفید و بنفش هلندی چه کارها که نمی کند....

 

پی نوشت:  جدا توصیه می کنم  اگه اونطرفها رفتید  فراموش نکنید دیدن  کاکتوس old man  را...

هفتمین نمایشگاه بین المللی گل و گیاه : تا ۲۶ اردیبهشت ماه ساعت ۹ تا ۱۷ واقع در پارک گفتگو( محل دائمی نمایشگاههای بین المللی شهرداری )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت 1:44 AM |

اینروزها وقتی به تالار مولوی می رویم ، بجای  قاب های همیشگی روی دیوارهای آن ، چشممان به تصاویر آشنایی می خورد که هر کدام خاطراتی نه شاید دور، را زنده می کنند.... پوسترهایی  دور تا دور دیوارهای این سالن را در حصار خود گرفته اند که هر کدام به تنهایی روزی در این سالن و شاید سالن هایی دیگر قدرت نمایی خیره کننده ای داشتند....   نتونستم از مقابلشون رد بشم و فقط نگاهی گذرا بهشون بندازم.  بی اراده مقابل بعضیهاشون می ایستادم و  درست مثل اون روزی که همینطور جلوشون ایستاده بودم تا ببینم این اجرای جدید چیست و بقول معروف کی توش بازی کرده! کار کیه؟  و غرق در اون روزی می شدم که به دیدن اون اجرارفته بودیم....   بعضی هاشون به شدت خاطره انگیز بودند و حس خوبی بهم می دادند.  با دیدن بعضی ها ، با عصبانیت از جلوشون می گذشتم ؛ انگار تمام خشمم از اتلاف وقتم برای دیدن اون اجرا رو سر این نماد یا پوسترش خالی می کردم. بین پوستر ها ، پوستر اولین کار حرفه ای خودمون هم بود....  شاید تمام نوشته های اون پوستر رو حفظ بودم ، اما باز هم برام تازگی داشت و پراز جذابیت.....  جالب اینجاست که این پوسترها فقط یک قطعه کاغذ هستند و همه آدمهایی که نگاهشون می کنند به ظاهر شاید یک چیز مشترک را ببیند ، اما مطمئنم در خیال وذهنشون چیزهای یکسانی جریان نداره....  خاطره بودن هایی که شاید حالا دیگه نیستند.....

شاید اکثر اونها ، قواعد و مشخصات یک پوستر خوب ، فنی و حرفه ای رو نداشتند اما حداقل  چه خوبه که  هر از گاهی جایی باشه که  به شکل یک قطعه کاغذ دوباره اجراها زنده بشند ، حتی شده در ذهن ما....  

 

خلاصه  اینروزها نمایشگاه 50 پوست تئاتر از 10 طراح  در تالار مولوی به نمایش گذاشته شده که به نوعی مراسم رونمایی کتابی به همین نام هم محسوب می شه.    در این کتاب و پیش از نمایش آثار طراح؛  بیوگرافی مختصری از هنرمند ذکر شده و سپس در صفحات بعدی تعدادی از آثاری که برای نمایش های گوناگون طراحی شده به چاپ رسیده است. فرزاد ادیبی، امیر اسمی، پیمان پور حسین، آرش تنهایی، مهدی فاتحی، علیرضا فانی، فرهاد فزونی، امیر علی قاسمی، مجید کاشانی و هومن مرتضوی طراحانی هستند که آثارشان در این کتاب به چاپ رسیده است.مجموعه ی حاضر توسط آرش تنهایی و مجید کاشانی گردآوری شده و در ابتدای آن سه مقدمه از قباد شیوا و رضا کیانیان و آرش تنهایی و مجید کاشانی (به صورت مشترک) به چاپ رسیده است.

رضا کیانیان در مقدمه ی این کتاب نوشته است:

مگر یک تئاتر می تواند پوستر و بروشور نداشته باشد.   له می تواند. چون جهان ما جهان امکان است، همه چیزی امکان دارد. همچنان که انسان می تواند عقل نداشته باشد، همچنان که می تواند شناسنامه نداشته باشد، پوستر و بروشور عقل تئاتر نیستند اما شناسنامه تئاتر که هستند. پوستر ما را به تئاتر دعوت می کند  و بروشور قبل از اجرا ، مشخصات تئاتر را به ما معرفی می کند. بعد ها هم که تئاتر دیگراجرا نمی شود  و مثل انسان می میرد. پوستر به نشانه سطح فرهنگی  و هنری تئاتر باقی می ماند  و بروشور مشخصات تئار را در خود حفظ می کند. تئاتر بی پوستر وبروشور ، نه تماشاگر را دعوت می کند ، نه به تماشاگر احترام می گذارد تا خودش را معرفی کند.پوستر نشانی هم می دهد  به تماشاگر می گوید به تماشای چه نوع تئاری خواهد رفت. یا در آینده می گوید میراث چه نوع تئاتری بوده.  یک تئاتر عامه پسند ، یک تئاتر روشنفکرانه ، یک تئاتر سیاسی ، یک تئاتر خنده آور ، یک تئاتر کلاسیک .... اینهمه نشانی را یک پوستر مناسب می تواند بدهد. یک پوستر مناسب ، پوستر یست که یک گرافیست خوب، با فهم درست از نوع اجرای یک تئاتر ، طراحی کرده باشد..............     من  فکر می کنم همانطور که آدمی به شناسنامه احتیاج دارد  ، هنر تئاتر هم به پوستر و بروشور محتاج است.  من فکر می کنم همانطور که یک نامه بدون نشانی به مقصد نمی رسد ، تئاتر بدون پوستر هم به تماشاگرانش نمی رسدو به بینندگان بی مهری می کندو خود را در گورستان گمنامی گم می کند. یادمان باشد تئاتر هنر مرگ است  و پوستر تنها یادگار این مرگ با شکوه.

 

پنجاه پوستر تئاتر از ده طراح گرافیک


گردآورنده: آرش تنهایی، مجید کاشانی
چاپ نخست: ۱۳۸۸
شمارگان: ۱۰۰۰
انتشارات: هونیا
ارزش: ۶۰۰۰۰ ریال
طراحی گرافیک: سمیرا رحیمی
لیتوگرافی و چاپ: فروغ فانوس هنر

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 4:6 PM |

لطفا با مرگ من موافقت کنید ( عکس از شهروز نباتی ) 

( لطفا با مرگ من موافقت کنید )     ساعت 19 تالار کوچک مولوی  مدت 60 دقیقه

نویسنده : شهرام کرمی / کارگردان : الهام خداوردی / طراح صحنه : محمد حسینی / آهنگساز : بهرنگ بقایی / طراح لباس : زهرا عظیمی نیا / طراح پوستر و بروشور : استودیو پاکدل / چهره پردازی : نازلی ایپکچی / بازیگران : مهرداد باقری ، فرانک کلانتر ، مژگان خالقی ، مهدی صباغی ، محمد الله دادی  .

خلاصه:  پسری جوان که دانشجوی سال سوم موسیقی است دچار بیماری لاعلاجی است که تدریجا وی را ویلچر نشین کرده و از شدت درد آرزوی مرگ خود را دارد .....

نمایشی کاملا یکنواخت و بی فراز و فرود که در تمام طول اجرا و آزار دهنده تراز هر وقت دیگری ؛ در فواصل پرده ها احساس می کنی  یک چیزی کم است..........  و بعقیده من تمام این مشکلات  از ضعف کارگردانیش می تونست باشه.   من یکی به خاطر جنس بازی مژگان خالقی که تازگیها پیگیر اجراهاشون هستم ، تا پایان کار رو تحمل کردم.   اما به نظرم ، ایشون هم مثل همیشه نبودند و بازی رو به متوسطی داشتند.   سکوت بی دلیل  فاصله عوض شدن پرده ها بسیار بی معنی بود. در حالیکه می شد با کمی خوش سلیقگی  این لحظات پر سکوت رو پر کرد. طراحی صحنه اش به هیچ عنوان برام قابل درک نبود. *طراح صحنه توقع داشت که تماشاگر دیواری را بین اتاق نشیمن و اتاق خواب (( تصور کند!!!!!!!!! ))  در صورتیکه شاید می شد به گونه ای دیگر این مشکل راحل کرد. من که مداوما حس می کردم اینها خودشون رو مسخره گرفتند یا تماشاگر را ؟ که مدام به  ( پشت سر ) ؛ سمت در نگاه می کنند که یعنی دارند با فرد داخل اون اتاق که  در دید تماشاگر همین بغل دست بازیگران است حرف می زنند.   خوب چه کاریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   من یکی که نتونستم اون دیوار رو باور کنم!  گریم خاصی هم نداشتند  غیراز چهره مریض بازیگر که اون هم نسبتا خوب بود...........

لطفا با مرگ من موافقت کنید ( عکس از شهروز نباتی )

* عکس بالا عکس خوبی نیست ، اما لازم دونستم برای تکمیل توضیحاتم راجع به ( طراحی صحنه ) نمایش ازش استفاده کنم. 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 3:18 PM |

 یک بار دوستی بهم گفت : توی زندگی نه قله ای برای فتح کردن وجودداره نهدلیلی برای شادمانی. اون روز شاد و خوشبخت بودم ، خیال می کردم دوستم زیادی بدبینه ، فکر می کردم قله های زیادی برای فتح کردن وجود داره و دلایل زیادی برای شادمانی.  امروز ، به این نتیجه رسیدم که دوستم درست می گفت....

متن روی بروشور نمایش راز

 نمایش  راز  ( عکی از شهروز نباتی )

( راز )          ساعت 18  تالار اصلی مولوی      مدت 50 دقیقه

نویسنده: داریوش ربیعی / کارگردان:  زری طالبی / آهنگساز :امید یوسفی / طراح صحنه و لباس: ساناز طایفه / طراح گریم: ماریا حاجیها – مجریان گریم: کامبیز معماری ، الناز صالحی / بازیگران : آتوسا گودرزی ، الناز حبیبی ، حسن بزرا ، گیتی قاسمی ، ساقی عقیلی ، مرجان امیر ارجمند ، حمید شریف زاده  ( کاری از گروه راشا )

خلاصه:  در خانواده ای مسیحی زوج خوشبختی علی رغم دخالت و آزارهای یکی از اعضای خانواده با نادیده گرفتن مشکل بچه دار نشدن به راحتی و در آرامش زندگی می کنند. تا اینکه روزی زن از خانه خارج شده و .....  

چه راحت می شه که یک روند نسبتا خوب نمایشی با یک جمله کاملا شعاری به یکباره از بین بره. و اگه تا اون لحظه به خیلی از نقاط منفی توجه نکرده بودی ، ناگهان همشون آگراندیسمان شوند و هزار برابر بزرگتر.... تا جاییکه وقتی نمایش تموم می شه، در کمال بی انصافی  و کاملا غیر ارادی  بگی واااااااااای این دیگه چی بود....      همه اینهایی که گفتم  تمام حسم لحظه ی بعد از دیدن نمایش "راز" بود.  نمایشی نسبتا خوب بود که با پایان بندی خیلی خیلی خیلی ضعیفش ( که به نظرم بخاطر اجرا در جشنواره تئاتر رضوی این مدلی کار شده بود ) تمام جملاتی که قرار بود راجع بهش بنویسم رو بهم ریخت.  لحظات زیادی از  زمان ابتدایی کار تماشاگر دچار پیچیدگی فرم و نحوه روایت داستان میشد و همین لذت بخشش می کرد تا از یکنواختی دور باشه. بازیها یکدست نبودند.  به فرض لحظه ای از نمایش بازیگری خیلی خیلی خوب بود و همان بازیگر بعد از گذشت زمان کوتاهی خیلی بد می شد یابالعکس....  گریم ها خیلی معمولی بودند. با توجه به استفاده همیشگی  خانم ماریا حاجیها از موهای مصنوعی  برای گریم خانم ها، می شد گفت  موها کمک شایانی به  صحنه مربوط به پیر شدن خواهر ها داشت. اما نمی دونم چرا موهای نسبتا سفیدی که برای بازیگر زن اصلی استفاده شده بود در فلاش بک هایی که از گذشته خورده می شد و دوره جوانی؛  باز هم روی سر بازیگر به چشم می خورد ( بقول عاطفه ، حتمادر اون لحظات  موهای سفید  قابلیت مش  پیدا می کردندو ما خبر نداشتیم )   طراحی صحنه اش رو علی رغم جایزهای که در جشنواره تئاتر رضوی گرفته بود دوست نداشتم.  قسمت انتهایی صحنه و فرم کلیسایی اون خیلی خوب بود ، اما از هم گسیختگی قسمت جلویی آزارم می داد. انگار همه چیز ول بود.... پخش و پلا....   طراحی لباسها هم خوب بودند. موسیقی هم دوست داشتنی بود و کاربردی...........     اما یک چیز هنوز هم فکرم رو مشغول کرده!!!!!  دلیل اینهمه اصرار برای استفاده از ویدئو پروجکشن رو درک نمی کنم که اینروزها در اغلب نمایشها به چشم می خوره..... در حالیکه در این نمایش  اگر نبود و به جای آن از افکت صدای قطار استفاده می شد خیلی خیلی باور پذیرتر بودو شاید حواس تماشاگر اینهمه از کار پرت نمی شد.....

 ضمن اینکه این نمایش برنده جایزه نفر دوم نمایشنامه نویسی / نفر دوم بازیگریزن / اول طراحی صحنه!!!  و اول کارگردانی  از جشنواره تئاتر رضوی سال ۸۷  بود.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 2:37 PM |

تالار اصلی   ساعت 19:30    (مدت 90 دقیقه)     پایان اجرا: ۱۳ خرداد ماه

"شعله در زمهریر"    نویسنده: یاسین حجازی / کارگردان : محمدرضا مداحیان

این نمایش به داستان جوانی می‌پردازد که برحسب تصادف کشته می‌شود و در برزخ، با دو تن از کسانی که در واقعه سوزاندن در منزل حضرت فاطمه(س) حضور داشته‌اند برخورد می‌کند و ...

 

کارگاه نمایش    ساعت 19:30   (مدت 30 دقیقه)      پایان اجرا: ۵ خرداد ماه 

"عجیب ولی واقعی"  نویسنده  و کارگردان: علی اصغری ، یاسر خاسب

این نمایش داستان برخورد دو پدیده را روایت می کند که می خواهند در شرایط خاص یکدیگر را تکمیل کنند.

 

تالار چهارسو    ساعت 18   ( مدت۹۰ دقیقه)   پایان اجرا: ۲۹ خرداد ماه

"مادر مانده "   نویسنده: حمیدرضا آذرنگ / کارگردان : نیما دهقان ، حمیدرضا آذرنگ / طراح لباس: نرمین نظمی / آهنگساز : فرشاد فزونی / بازیگران : حمید رضا آذرنگ ، شهرام حقیقت دوست ، آذر خوارزمی ، پونه عبدالکریم زاده ، علیرضا محمدی ، شبنم مقدمی ، رویا میرعلمی

 

تالار قشقایی   ساعت 18  (مدت ۹۰دقیقه)    پایان اجرا: ۱۲ خرداد ماه

"خرمشهر11"    نویسنده و کارگردان: اصغر خلیلی / موسیقی: سعید جوکار ، رامتین الله یاری / بازیگران: شیوا مکی نیان ، علیرضا زمانی نسب ، میثم جهانگیری ، بهار یداللهی ، حسین شفیعی ، مهدی حسینی ، احسان مهرعلی نجفی زاده، امین تقی پور ، حامد شفیع خواه ، مهدی تقی پور ، انیس مهمدی ، سعید مهدوی 

 

  تالار سایه   ساعت ۱۹    (مدت ۶۰ دقیقه)  پایان اجرا : ۱۲خردادماه

"ته  خط"       نویسنده و کارگردان : حمید ابراهیمی/ طراح صحنه: مریم نیک روش / انتخاب موسیقی : رهام مخدومی / بازیگران : خسرو احمدی ُ رامین راستاد ُ مرتضی آقا حسینی

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 1:30 AM |

 

( راز )  ساعت 18   تالار اصلی   مدت 50 دقیقه

نویسنده: داریوش ربیعی / کارگردان : زری طالبی / بازیگران : آتوسا گودرزی ، الناز حبیبی ، حسن بزرا ، گیتی قاسمی ، ساقی عقیلی ، مرجان امیر اجمند ، حمید شریف زاده  / طراح صحنه و لباس : ساناز طایفه / آهنگساز : امید یوسفی / طراح گریم : ماریا حاجیها – اجرای گریم : کامبیز معماری ، الناز صالحی

خلاصه: اين نمايش كه جزء آثار برگزيده ششمين جشنواره تئاتر رضوي است، درباره‌ خانواده‌اي مسيحي است كه در آرزوي داشتن فرزند هستند. زن خانواده تحت‌تاثير یک خواب قصد سفري معنوي مي‌كند و ...

 

(لطفا با مرگ من موافقت کنید)    ساعت 19 تالار کوچک  مدت 50 دقیقه

نویسنده : شهرام کرمی / کارگردان : الهام خداوردی / بازیگران : مهرداد باقری ، فرانک کلانتر ، مژگان خالقی ، مهدی صباغی ، محمد الله دادی

خلاصه : منتخب جشنواره تئاتر دانشجویی... داستان پسري است که دانشجوي موسيقي است و دچار بيماري لا علا ج شده که پس از اطلا ع از بيماري خود دچار يک کابوسي شده که در حال عذاب کشيدن است و در همين حال پدر رامين پس از سال ها به ايران بازگشته و براي ملا قات فرزند خود آمده و ...

 

(سیرک)  ساعت 20 تالار اصلی  مدت؟

نویسنده و کارگردان : محمد مفیدی / ازیگران : علی زرینی ، عارف لرستانی ، رضا یزدانی ، حامد شیخی ، شمسی صادقی ، شیرین نظری ، نیکا سلیمانی ، احمد همتی / طراح صحنه و لبااس: مهدي موسوي بوده

خلاصه: نمایش درباره خانواده‌ای است كه می‌خواهند دسته‌جمعی خودكشی كنند اما یك عامل برای تاخیر در خودكشی آنها وجود دارد...

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 21 اردیبهشت1388 و ساعت 0:31 AM |

 در ادامه اعتیاد دردناک من به سریال "گمشدگان"  باخبر شدم که کتاب این مجموعه به نمایشگاه راه یافته. اگه گذاشتند حداقل یه امسال رو نفس راحتی بکشم. ظاهرا قرار نیست برای یکبار هم که شده  من بر سر عهد و پیمان خودم بمونم و این نمایشگاه واقع شده در مصلی رو تحریم کنم.  اون از پارسال که نشر نیلا نذاشت  و این از امسال و این خبر با دوز بالای  انگیزه....!    ظاهرا اینطور که می گن کتاب خوبیه برای رمز گشایی و دانستن ارجاعات این سریال به عقیده من شگفت انگیز که وقتی dvd های جدیدش به بازار می آد از خواب و زندگی می افتم  و  به محض تموم شدن جیره دوست داشتنیم در انتظار  اپیزود اپیزود بعدی این سریال لحظه شماری می کنم....         از اونجاییکه می دونم من تنها دچار این بیماری عجیب نیستم ، توصیه می کنم تا اومدن اپیزوهای بعدیش مدتی سرتون رو با این کتاب گرم کند. من یکی که بزودی چادر چاقچور می کنم به سمت مصلا....

 

 حل معماهای یک سریال

کتاب گمشدگان / جیمز وود / مترجم : امیررضا نوری زاده / نشر حوض نقره / 190صفحه / قیمت 3500 تومان

 

" كتاب 190 صفحه‌اي‌ گمشدگان كه اميررضا نوري‌زاده آن را ترجمه كرده و انتشارات حوض نقره آن را در 2000 نسخه با قيمت 3500تومان در نمايشگاه كتاب عرضه مي‌كند، نخستين كتاب فارسي است كه درباره اين سريال در ايران منتشر مي‌شود. شايد انتظار مي‌رفت نخستين كتاب‌ها در اين‌باره، به نوعي كتاب‌سازي باشد و با جمع‌آوري خلاصه قصه‌ها با عكس و اخبار خاله‌زنكي راهي بازار آشفته كتاب شود، اما خوشبختانه نخستين  قدم، خوب برداشته شد و كتاب نسخه‌اي اوريژينال و جدي است كه با ترجمه روان و يكدستي عرضه شده است.

نوري‌زاده كه سال‌هاست كار ترجمه را به ويژه در حوزه مورد علاقه‌اش يعني سينما، پي مي‌گيرد از عهده متن تقريبا سنگين كار به خوبي برآمده و رواني اثر به گونه‌اي است كه گاهي فراموش مي‌شود با متني ترجمه‌شده سروكار داريم.

اما همين نخستين بودن كتاب، آفت‌هايي را نيز در پي داشته است. با وجود زمان زيادي كه ارشاد براي اعطاي مجوز چاپ مي‌گيرد، رساندن اين كتاب به نمايشگاه كتاب تهران سبب شده كار با اشكالاتي از قبيل غلط‌هاي ويرايشي و تايپي مواجه شود. همچنين صفحه‌بندي آن كاملا اين فضاي تعجيل را نشان مي‌دهد كه كتاب با وجود فصل‌بندي‌هاي مناسب، نتوانسته به درستي آنها را از هم تفكيك كند. از سوي ديگر نبودن مقدمه، يكي از مهم‌ترين اشكالاتي است كه كتاب با آن دست به گريبان است. از همه مهم‌تر فقدان پاورقي است كه در مورد اين كتاب كاملا ضروري به نظر مي‌رسد.

با تمام اين احوال، موضوع و جذابيت متن آنچنان است كه نمي‌توان از كنار اين كتاب به راحتي گذشت ولي بايد اميدوار بود كه چاپ‌هاي بعدي آن‌كه احتمالا به سرعت به رقم‌هاي آن افزوده مي‌شود با درنظر گرفتن اين مسائل، كتابي مرتب‌تر و موجه‌تر ارائه كند. "

همشهری آن لاین

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت 1:48 AM |
عکس از رضا موسوی

برگزيدگان مسابقه عكاسي تئاتر معرفي شدند

به گزارش خبرگزاري فارس، در اين مسابقه 50 عكاس شركت كردند كه از ميان 11 كانديداي جايزه برگزيده اين مسابقه، رضا موسوي، سميرا بختياري و فاطمه قنبري به عنوان نفرات برتر اين مسابقه انتخاب شدند و لوح تقدير، كتاب عكاسي و بن خريد لوازم عكاسي، دريافت كردند. همچنين ديپلم افتخار اين مسابقه نيز به كسري پرتوي اهدا شد.بر اساس اين گزارش، سميرا بختياري، آرزو وحيدي، رضا موسوي، مهدي فاضل، سيامك حاجي محمد، مهدي سنيحي، كسري پرتوي، موسي هاشم‌زاده، لادن شجاع، امير اميري و فاطمه قنبري 11 كانديداي دريافت جوايز برتر اين مسابقه بودند.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت 0:0 AM |

نمایش رادیویی همیشه با یجور حس کنجکاویه خاصی همراه بوده. ضمن اینکه  این امکان وجود داره تا با تخیل خود شنونده خیلی از بخش هاش از جمله طراحی صحنه ، لباس  یا حتی  گریمشون رو شکل داد و همین جالبش می کنه. جذابیتش برای من ، بعد از دیدن اجراهای بخش رادیو تئاتر  جشنواره تئاتردانشگاهی  دو چندان شد و طبیعتا پیگیر چگونگی زمان  پخششون از شبکه های مختلف رادیویی. با توجه به اینکه ندیدم جایی ( علی الخصوص در رسانه های وابسته به تئاتر!!!) حمایت یا تبلیغاتی ( حداقل  برای علاقمندانش ) از این بخش  دوست داشتنی بشه ، جدول پخششون در این یک هفته رو اینجا هم می ذارم.  

 

 رادیو تهران ( از شنبه تا پنج شنبه  ساعت 23 )

مجموعه " کمکم کن"  به کارگردانی صدرالدین شجره  و سردبیری ندا هنگامی / بازیگران : شمسی فضل اللهی ، شمسی صادقی ، سعیده فرضی ، مونا صفی و ...

داستان سه دانشجو که بعد از سالها  ، اتفاقی همدیگه رو می بینند و ...

 

رادیو سلامت  ( ساعت ؟ )

نمایش "زکریای رازینویسنده : داوود نقلانی / کارگردان: ژاله علو / سردبیر : مجید نظری نسب  

 

نمایش جوان از رادیو جوان ( از شنبه تا جمعه ساعت 23:30)

امروز شنبه  : قسمت دوم نمایش "نابینا"   کارگردان: ندا هنگامی / نویسنده: عباس شادروان / سردبیری: محمد امیر یار احمدی / بازیگران : ایوب آقاخانی ، مهدی نمینی

یکشنبه: نمایش تک قسمتی ( به خانه بازگرد )  و دوشنبه: نمایش تک قسمتی ( سفر عشق )

 

برنامه از رمان تا نمایش  شبکه فرهنگ  ( هرشب  ساعت 22)

نمایش 7 قسمتی  "حق السکوت" به کارگردانی : رضا عمرانی / سردبیری : نادربرهانی مرند / بازیگران: علی عمرانی ، فریبا متخصص و ...   

داستان کاراگاهی خصوصی به نام فیلیپ مارلو است که از سوی وکیلی استخدام می شود تا دختری به نام بتی میفیلد  را تعقیب کند . مارلو در می یابد که 2 نفر دیگر هم در تعقیب بتی هستند.

 

قصه شب رادیو ایران  ( از شنبه تا چهارشنبه ساعت 22)

نمایش  "هزار خورشید درخشان "  به کارگردانی : میکائیل شهرستانی / سردبیر: مهدی شرفی / نویسنده : خالد حسینی

لازم می دونم یادآور بشم که خالد حسینی نویسنده همان رمان مشهور بادبادک باز است که به مشکلات افغانها در جنگ با طالبان می پردازد.  به نظر شخصیه من که  رمان " هزار خورشید درخشان"  به مراتب لذتبخش تر از رمان قبلی این نویسنده است و مشتاقانه منتظر شنیدن این نمایشم... راستی بد نیست همینجا خوندن این  دو رمان رو هم به شددددددددددددت توصیه کنم.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 19 اردیبهشت1388 و ساعت 4:59 PM |

 

اکبر عبدی در ( اکبر آقا آکتور تئاتر )

بنابه گزارش خبرگزاری فارس و نه  سایت ایران تئاتر!  ( که احتمالا آنهم در پاییز سال 88 بالاخره مطلبی در این باره روی صفحات گل وبلبل جدیدش  قرار می هد) :   پرتماشاگرترین تئاتر دهه 80  که در مرداد و شهريور 1385  با ۱۲۷ اجرا ( هر شب 3 ساعت )  ۱۲۷ ميليون تومان فروش كرده  بود ، ظاهرا قرار است اینباردر تابستان با 150 اجرای دیگر در سالن اریکه ایرانیان  میزبان مخاطبان تئاتر باشد." اکبرآقا اکتور سینما"  نمایشی که بار قبل در تماشاخانه سنگلج اجرا رفته بود و با استقبال بینظیر تماشاگران روبرو شده بود.  ( لازم به ذکر است پيش از اين نمايش پنجره ها پرفروش ترين تئاتر دهه ۸۰ بود )

در نمايش اکبرآقا آکتور تياتر، اکبرعبدي،محمود راسخ فر،محسن افشار،هاشم روحاني، شقايق رهبر، علي اصغر شريفيان، شيرين امامي، مليحه موسوي، فرزانه نوشادي، دانيال عبدي و شهاب شهرياري به ايفاي نقش مي پرداختند. اين نمايش را " سيدعظيم موسوي" نوشته و" اکبر عبدي" آن را براي اجراي صحنه اي طراحي و کارگرداني کرده بود.

خلاصه داستان:
داستان اين نمايش حکايتي پند آموز اخلاقي و اجتماعي از مراودات انساني است که به شيوه نمايش هاي سنتي ايراني و در قالب طنزارائه شده است؛   در همسايگي خانواده دختري دم بخت (مريم)دو هنرپيشه تئاتر(اکبرآقاو رضا) زندگي مي کنند. رضا دلداده مريم است ، اما پدر دختر ( آقاي بيژني ،عصباني مزاج و بد اخم) که داغدار همسر از دست رفته اش است ، با اين وصلت مخالفت مي کند. اکبر به دنبال راه چاره مي گردد، تا اينکه دست بر قضا متوجه مي شود دوستش رضا عمه اي دارد که در خارج از کشور تنها زندگي مي کند و...

****

یادمه اون سال بنا به توصیه استاد گرانقدرمون  آقای حسن پارسایی به هر زحمتی بود بلیط اجرا رو گرفتیم و به اتفاق خانواده و  آشنایان  وارد بالکن تماشاخانه سنگلج شدیم و وقتی 3 ساعت بعد یعنی حدود 23:45 دقیقه ( با احتساب یکربع آنتراکت بین اجرا )  آمدیم بیرون ، اصلا متوجه گذر زمان نبودیم....  در آن زمان ، که انقدر سخت گیر نبودم  اجرای خوب و شادی بود. از اون سبک کارهایی که جدا خوشاینده که در کنار خانواده به تماشای اون بنشینی....      نه سبک و سیاق روشنفکرانه و فضاهای تئاتری رو داره که دوست داری تنها ببینی ، یا فوق فوقش در کنار یه پای ثابت تئاتریت.... نه اونقدرها لوده و مسخره  و بی حرف و تم خاص  مثل آخرین کاری که توی سنگلج دیدی.   با زمانی که گذشته ، طبیعتا چیز دقیقی خاطرم نیست که راجع به تک تک جزئیاتش بنویسم ( ضمن اینکه قاعدتا به راحتی هم نمی شه از کنار اسم عظیم موسوی گذشت ). شاید حالا اگر دوباره ببینمش  – بنا به سلیقه شخصی- هزار و یک ایراد بگیرم و اصلا به دلم هم نچسبه اما اون زمان  دوستش داشتم ، همینطور  شاد بودن و شادی آفرین بودنش را بیشتر....

با توجه به اینکه سایت محترم ایران تئاتر منفجر شدند ، عکس خوبی پیدا نکردم ( نه اینکه حالا اگر بود ، پیدا هم  می شد ؟؟؟!!!)   متعاقبا  نقد همون زمان روهم که جناب پارسایی برای ایران تئاتر نوشته بودند یافت نشد. در ادامه مطلب  نقدی از روزنامه آفرینش همون روزها رو می گذارم ( که فکر می کنم ، فــــــــکر می کنم تا اونجاییکه بعضی جمله ها و کلمه هاش در خاطرمه یا همین نقد بود یا یه چیزی شبیه این )  بد نیست برای داشتن پیش زمینه و اطلاعاتی  برای راحت تر انتخاب کردن نمایشی مطابق با سلیقه شخصی آن روزهایی که قرار است اجرا شود.....  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 2:41 AM |

تا دو روز دیگه نمایشگاه همیشه دوست داشتنی کتاب شروع می شه... نمایشگاهی که حتی پرسه زدن بین اونهــــــــــــمه کتاب هم می تونه لذتبخش باشه.اما بعضی نام های آشنا هستند که بین اونهمه غرفه و انتشارات برای اهالی تئاتر حال و هوای دیگری دارند. من یکی که تا پارسال پای ثابت انشارات نیلا و قطره و ققنوس بودم ، اصلا انگار ناخواسته کدی شده بودند تا بقیه غرفه ها رو از روی آدرس اونها پیدا کنم. بد نیست قبل از اینکه نقشه راهنما رو دستتون بگیرید نگاهی هم به این آثار چاپ شده نشرهای تئاتری بندازید ( که سایت ایران تئاتر مرحمت فرمودند و محض رضای خدا کاری رو قبل از اینکه موعدش بگذره انجام دادند ! ) ، شاید نمایشنامه هایی بوده باشند که در سال گذشته دوست داشتید چاپ می شدند....    

  

نشر بیدگل


"تئاتر قانون‌گذار" اثر اگوستو بوال با ترجمه علی ظفرقهرمانی‌نژاد  / کتاب"9 گفت‌وگو" از روبرتو چولی با ترجمه خسرو محمودی / "در انتظار گودو" نوشته ساموئل بکت با ترجمه علی‌اکبر علیزاد.

 

نشر افراز

"خدای کشتار" اثر یاسمینا رضا با ترجمه علیرضا کوشک‌جلالی / "اپرای پیاز" و"مستر موش" تالیف  محمود طیاری / "قهرمان تا نویسنده"  مجموعه مقالاتی از محمود طیاری از دهه 40 تا امروز / و چاپ سوم"جادوی صحنه، تئاتر ایران در گذر زمان(1) " نوشته اعظم کیان‌افراز (زندگی و آثار عزت‌الله انتظامی) / "جوانی از آتلانتا" اثر هورتون فوت ترجمه سکینه عرب‌نژاد / "آب حیات" نوشته اولیویه پی با ترجمه غلامحسین دولت‌آبادی و زهرا قربان‌خانلو / "آمادئوس" نوشته پیتر شفر با ترجمه منیژه محامدی / "مسافر بی‌توشه" و"زندگی یک هنرمند" از ژان آنوی با ترجمه منیژه محامدی /"درآمدی بر رقص و حرکت" نوشته آرزو افشار / "زیباترین گل‌های قالی" و"چهار بند مخالف" از امیر دژاکام / "بینش کارگردان" از ال کاترون با ترجمه منوچهر خاکسار هرسینی.

 

نشر سوره مهر (وابسته به حوزه هنری)

"هرمنوتیک و تئاتر"تالیف محمد صابری / نمایشنامه های ‌"کوفیان" اثر حسن باستانی / نمایشنامه "حدیث نفس" از عزت‌الله مهرآوران  / "حورا" نوشته بهار مومنی/ "دست هزار غریب" اثر سعید تشکری / "رهگذر عشق" از حسن فخاری / "قطار" نوشته قاسم غریفی / کتاب "نشانه‌شناسی متن و اجرای تئاتر" نوشته الن استن و جورج ساوانا با ترجمه داود زینلو / کتاب  "نمایش روحوضی زمینه و زمانه و عناصر خنده‌ساز" از محمدباقر انصاری.


نشر نیلا


"پاتوغ اسماعیل آغا" از حمید امجد / "چشم بد دور" از امیر امجد / "بازگشت از خانه" نوشته محمدرضا عرفانی / "اتاقی در هتل پلازا" و"پزشک نازنین" از نیل سایمون با ترجمه شهرام زرگر /  "بازرس" اثر آنتونی شفر ، ترجمه شهرام زرگر / نمایشنامه"دانوب" نوشته ماریا ایرنه فورنس با ترجمه حمید امجد /  "حمزه" نوشته لوئیجی پیراندللو ترجمه نسترن شیرازی / "ویولون‌هایتان را کوک کنید" از ویکتور هاینم با ترجمه اصغر نوری 

کتابهای جیبی : نمایشنامه"در میانه راه" اثر محمد رحمانیان /  وتیچلی" از ترنس مک‌نالی / "بیا بریم تو دل شب پر ستاره" از جان پاتریک شنلی  / "روز ناشنوا" اثر لزلی آیوازیان /  "استوای آمریکایی" نوشته ریچارد فورد  / "دندان‌ها" از تینا هاو  ( هر پنج اثر توسط بهرنگ رجبی ترجمه شده‌اند )  / نمایشنامه"دیوانه بر بام" اثر کیکوچی کان با ترجمه مهرداد درانی.

 

نشر نی


نشر نی 7 کتاب جدید نمایشی را در قالب مجموعه‌ای به نام"دورتادور دنیا" و زیر نظر تینوش نظم‌جو به نمایشگاه روانه خواهد کرد که از آن میان چهار اثر آن تالیفی و سه اثر دیگر ترجمه نمایشنامه‌های جهانی است.
محمد چرم‌شیر در قالب این مجموعه دو نمایشنامه تحت عنوان"روایت عاشقانه مرگ در اردیبهشت" و"رقص مادیان‌ها" را منتشر می‌کند که اولی نمایشنامه‌ای است براساس داستان رستم و رخش و دومی بازخوانی نمایشنامه"یرما" اثر فدریکو گارسیا لورکا است / همچنین نمایشنامه"اسب‌های آسمان خاکستر می‌بارند" اثر نغمه ثمینی به شکل دو زبانه(فارسی و فرانسوی) در همین مجموعه منتشر خواهد شد که تا حدودی داستان آن‌ها در هر کدام از دو زبان متفاوت است / دو نمایشنامه از محسن محبی نیز در قالب یک کتاب منتشر خواهد شد که عنوان نمایشنامه‌های آن"ساعت 25" و"اشخاص" است / نمایشنامه"در خلوت مزارع پنبه" اثر نویسنده فرانسوی برنار ماری کلتس با ترجمه تینوش نظم‌جو / نمایشنامه"ازدواج‌های مرده" از نویسنده کروات آریا تودورویچ و"آنتیگونه" اثر ژان آنوی هر دو با ترجمه احمد پرهیزی

قطره

انتشارات قطره که از ناشران پر کار حوزه تئاتر در چند سال گذشته بوده است، برخلاف سال‌های گذشته، هیچ عنوان جدیدی را به نمایشگاه امسال عرضه نخواهد کرد.

 

بیست‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب از 16 تا 26 اردیبهشت ماه در مصلای تهران برگزار خواهد شد.  

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 و ساعت 7:41 PM |

شنبه شب تالاربتهون  خانه هنرمندان تحت عنوان (( مراسم انجمن طراحان گریم و ماسک )) در مراسمی کاملا ابتدایی و در سبک جشنهای مدارس ویژه دهه فجر، میزبان چهره  پردازان  تئاتر ایران بود.  مراسمی که به شدت بی نظم و کاملا بصورت  بچه بازی اداره می شد.  من که جز تقدیر از بیزن محتشم ( که اون هم اگر نبود که دیگر.... ! ) اتفاق آنچنان خوب و خجسته ای در این مراسم ندیدم که قرار باشه در موردش صحبت کنم. فقط و فقط تاسف از چنین مراسم هایی.....

البته شاید در اونشب می شد دلخوش کرد به  نمایشگاه عکسهای  تئاتر تالار استاد ممیز که با 50 عکس  در خانه هنرمندان برپا بود..عکسهای خیلی خیلی خوبی که مایه تعجب بودند. چون در راستای سیاست گذاری های انجمن عکاسان یا هیئت انتخاب عکسها و یا هر چیز دیگری  مدتها بود که  اینهمه عکس خوب رو یکجا ندیده بودیم .  بعد از مدتها   دو سه عکس از عکسهای خانم تهمینه منزوی دیدم  که ظاهرا بعد از سایت مرکز عکس تئاتر برای دیدن عکسهاشون فقط باید به نمایشگاهها دلخوش کرد. یکی از بهترین  عکسهای نمایش شکارروباه  هم از آقای موسوی در راهروی ورودی سالن توجه رو بخودش جلب می کرد.  یک عکس هم از آقایی به نام میناوند دیدم که خیلی خیلی برام دوست داشتنی بود و در عجبم که چرا  درهیچ نشریه  یا سایتی اسمشون رو پای عکسی ندیده بودم.........

خلاصه شاید بعد از دیدن نمایشگاه عکس از گریم های افتضاح تئاتر  "تالار میرمیران"   و نمایشگاه ماسک های کاملا معمولی و یکی دوتا خوب  " تالار استاد نامی"  و اون مراسم...    لذت نمایشگاه عکس تئاتر  دوصدچندان بود...

 

- پی نوشت :  نمایشگاه عکس از گریم های تئاتر ( که منظور کیفیت و نشان دادن "عکس"   نبود و سوژه  صرفا  "گریم ها"  بودند )  باعث شد دچار دو حس بشدت متضاد بشیم....   خوشحال از اینکه چقدر تا بحال خودمون رو دست کم گرفته بودیم و فکر می کردیم گریم های  تئاتر شهر خیلی با کیفیت و خفن هستند و عمرا به پاشون برسیم. که با دیدن این نمایشگاه صد رحمت به بدترین و بی کیفیت ترین کارهای خودمون....    و افسوس و صد افسوس از اوضاع تئاتر کشور که هر کسی در هر رشته ای که کار بلد نباشه اما  فقط و فقط اصول رابطه بازی و پیدا کردن کانال مهم پارتی  رو بلد باشه به اندازه تمـــــــــــــــــــام کاری که بلد نیست موفقه !    (( البته خوب در ایران همه چیزمان به همه چیزمان باید بیاید دیگر....  ))

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 14 اردیبهشت1388 و ساعت 12:51 PM |

12 اردیبهشت 88  یا همون روز معلم ، شاید رفت یه جایی پیش 28 آذر 87. بقول یه آدم همیشه پررنگ :  بعد از یک تصمیم و انقلاب بزرگ ، هیچوقت دیگه نباید دوباره برگشت.... 

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 5:0 PM |
.

.

.

خسته ام ، خسته ، ری را
نه من سراغ شعر می روم
نه شعر از من ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به شادمانی می نگرم ری را
هرگز تا بدین پایه بیدار نبوده ام
از شب که گذشتیم
حرفی بزن سلام نوش لیموی گس
نه من سراغ شعر میروم
نه شعر از من ساده سراغی گرفته است
تنها در تو به حیرت می نگرم ری را ...


"علی صالحی"

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 1:14 AM |

Perfume

The Story of a Murderer

عطر: داستان يک قاتل

کارگردان: تام تيکوير /  فيلمنامه: اندرو بيرکين، برنارد آيشينگر ، بر اساس داستاني از پاتريک ساسکيند /  موسيقي: رينهولد هايل، جاني کليمک، تام تايگوير /  مدير فيلمبرداري: فرانک گرايبه /  تدوين: الکساندر برنر /  طراح صحنه: اولي هانيش/  بازيگران: بن وايشاو[ژان باتيست گرونويي]، داستين هافمن[جوزپه بالديني]، آلن ريکمن[ريشيس]، ريچل هرد-وود[لورا]، جان هرت[راوي] /  ١٤٧ دقيقه /  محصول ٢٠٠٦ آلمان، فرانسه، اسپانيا.

 نامزد پنج جايزه از آکادمي فيلم هاي علمي تخيلي-ترسناک و فانتزي / برنده جايزه بمبءي / برنده جايزه بهترين کارگرداني و بهترين طراحي صحنه از جشنواره باواريا /  نامزد جايزه بزرگ جشنواره فلاندر /  نامزد هشت جايزه از مراسم فيلم آلماني.

خلاصه فیلم :  ژان باتيست گرونويي که در ميان گنداب هاي پاريس قرن هيجدهم به دنيا آمده، شامه اي بسيار تيز و غير عادي دارد. او دنيا و هر چه در آن است را از طريق شامه خود مي شناسد. ژان با دختری زیبا ( که در واقع اولین تجربه   برخورد با جنس زن در زندگی وی محسوب می شود )  آشنا می شود. بر اثر اشتباه ژان دختر می‌میرد و ژان باقی عمرش را با فکر زنده کردن دوباره آن لحظه و آن رایحه  سپری می‌کند و همین امر  باعث مي شود تا او براي يادگيري فون حفظ بو خود را به عطرسازي مشهور به نام بالديني نزديک کند..... ژان باتيست که براي حفظ بوهاي مورد نظرش حاضر به انجام هر کاري، حتي جنايت است، پس از استخدام در کارگاه گلاب گيري راهي براي حفظ بوي خوش بدن زنان يافته و شروع به شکار زن ها و استخراج رايحه خوش تن آنان مي کند.  از طرف ديگر، ژان باتيست که دريافته دليل ناديده گرفتن وي از سوي همه مردم فقدان بو است، قصد دارد تا بعد از دوازدهمين و آخرين شکار خود، عطر ابداعي اش را وسيله دوست داشته شدن خود توسط ديگران کند...

یکی ازفیلمهایی که در تعطیلات عید دیدم ، فیلم perfume  بود. که در قرن18  پاریس می گذشت. طراحی صحنه و لباس در خلق اون دوره زمانی بنظر خیلی درخشان می رسید.حتی گریم به شدت در خدمت کارگردان برای بدنبال کشیدن مخاطب تا لحظه پایانی اثر بود. آنچنانکه  خشکی و تمام عقده های درونی شخصیت اصلی فیلم در ظاهرش مشهود بود.  حتی اینکه اون هیچ بویی نداشت و احساس موجودیتی نمی کرد رو می شد در ظاهرش حس کرد. اگر چه بازی درخشان خود بازیگر و  بازی نگاهش کمک خیلی خیلی بزرگی به گریمور کرده بود.

Makeup Department

Waldemar Pokromski

....

hair designer

Waldemar Pokromski

....

makeup designer

فیلم آنچنانی نبود ، اما شاید زاویه  دید من و آدمهایی که یجورایی انواع عطرها و برندهای اونها براشون از اهمیت ویژه ای برخورداره و جزو لاینفک زندگی محسوب می شه به نوعی متمایزتره  و از نقطه نگاه خودشون به فیلم نگاه می کنند. شاید هم  کمی تعدیل توی علاقه افراطیشون ایجاد کنه.  فیلم انقدرها هم مورد درگیر کننده ای نداشت و حتی گاهی با اکراه دنبال می شد. اما از اون روز به بعد  با حس خیلی خیلی خاصی  یک شیشه عطر دستم می گیرم.

به نظرم تنها حسی که می تونست بیینده رو تا به آخر همراه خود نگه داره حس کنجکاویه! بطوریکه تا لحظه آخر فیلم با تمام اکراهی که گریبانگیر بیننده است ، نمی تواند از ادامه اش صرفنظر کنه.  اما در کل برای یکبار دیدن بد نیست و دیدنش رو تقریبا توصیه می کنم. اما هنوز هم معتقدم که فیلم ضربه اصلیش رو از  سکانس از خود بیخود شدگی  دسته جمعی اهالی شهر می خوره.

اطلاعات کلی راجع به فیلم به نقل از  وبلاگ هنر هفتم   داستان ساسکيند که در دو دهه گذشته به اذعان اروپايي ها به رئاليسم جادويي آمريکاي لاتين لقب گرفته بود، پس از سال ها امتناع نويسنده از فروش حقوق سينمايي آن به قيمت ده ميليون يورو در سال ٢٠٠١ به برنارد آيشينگر واگذار شد. او نيز بعد از کنار گذاشته شدن ريدلي اسکات و تيم برتون، مارتين اسکورسيزي و ميشل فورمن از پروژه به فيلمساز با استعداد هموطنش پناه برد تا گران قيمت ترين فيلم تاريخ سينماي آلمان ساخته شود.

اما به گواه برخی منتقدان برجسته پس از تماشاي این برگردان ادبي منتقد و تماشاگر را به يک نتيجه واحد مي رساند که بوي اين اقتباس پريده است! شاید اين قضاوت عادلانه نباشد، چون بازيگري و طراحي صحنه فيلم و حتي روايت خالي از نقص است. اما به يک دليل ساده انتظار خواننده کتاب کاملاً برآورده نمي کند. بيهوده نبود که کوبريک اين داستان را غير قابل فيلم شدن مي دانست، چون دنياي خلق شده توسط ساسکيند به وسيله کلمات مغز خواننده را در آفرينش آن دنيا با خود همراه و شريک مي کرد، ولي تصاوير ثابت تبت شده توسط تيکوير وي را با دنيايي روبرو مي کند که چالشي فکري را براي او به ارمغان نمي آورد.

دنياي فاني بوها  :   واکنش منتقدان سينمايي، نسبت به «عطر؛ قصه يک قاتل»، در مقايسه با تماشاگران معمولي، واکنشي است متفاوت. منتقدان در دو سايت «متاکريتيک» و «راتن توميتوز»، فيلم به ترتيب از 100 و 10، امتياز هاي 56 و 1/6 را براي فيلم در نظر گرفته اند؛ در صورتي که در سايت «Imdb» که بيش تر مرجع سينمادوستان حرفه يي است ، براي فيلم امتياز 4/7 از 10 ثبت شده است. در (((( ادامه مطلب)))) خلاصه يي از واکنش هاي گوناگون منتقدان امريکايي و انگليسي را مي خوانيد.


سایت فیلم perfume

 صفحه در imdb

ویکیپدیا

پایگاه فرهنگی ادبی لوح

نقد فیلم perfume ( رضا کاظمی )

روزنامه اعتماد ( حامد صراف زاده )

نقد فیلم (فیلم نیوز)

 

رمان «عطر: قصه یک آدم‌کش» با دو ترجمه‌ در ایران منتشر شده است. 

رمان عطر

رمان عطر / نویسنده : پاتریک زوسکیند / ترجمه: رویا منجم / نشرعلم / 270 صفحه / 2450 تومان

البته جلد دیگری با ترجمه (( مهدی سمسار زاده )) هم در ایران مو.جود است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میخک سفید در جمعه 11 اردیبهشت1388 و ساعت 5:34 PM |

 برنامه ششمین روز  پنج شنبه  (10 اردیبهشت 88) جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

وب سایت دبیرخانه دائمی جشنواره تئاتر دانشگاهی

 

بخش بین الملل

پلاتو مرکزی داشکده سینما – تئاتر  ( ساعت 14و 16 ) : نمایش "نایت شات" نویسنده و کارگردان: جودیت نپ / هلند / 6 دقیقه برای هر تماشاگر ( ثبت نام لازم است ) 

 

بخش صحنه ای

تالار بوستان // مرکز تولید تئاتر//  ( 13:30 ، 17:30 ، 20 ):  نمایش " آواز بازگشته است" / نویسنده و کارگردان :   شمال امین / ایران – اتریش /  60 دقیقه

تالار گلستان // مرکز تولید تئاتر//  ( ساعت 14و 16) : نمایش " عصر معصومیت" /  نویسنده: محمد چرمشیر/ کارگردان : امیر رجبی/ 70 دقیقه

تالار استاد صمیمی مفخم // دانشگاه تهران//  ( ساعت 16 و 18) : نمایش : " داستان خرس هاي پاندا"  نویسنده: ماتئی ویسنی یک / کارگردان : سید مرتضی میرمنتظمی/  40 دقیقه

تالار استاد سمندریان  // دانشگاه تهران//  ( ساعت 16 و 18 ) : نمایش " مکبث"  نویسنده : ویلیام شکسپیر/ کارگردان: رضا ثروتی/ 60دقیقه

سالن کوچک تالار مولوی  ( ساعت 17:30 و 20 ) : نمایش " بیدرمن و آتش افروزان"  نویسنده: ماکس فریش/ کارگردان : مسعود حکیمی نژاد/ 75 دقیقه

تالار اصلی مولوی ( ساعت 16  و 19) :  نمایش " پلیس"    نویسنده : اسلاومیر مروژك / کارگردان : علی اکبر علیزاد / 70 دقیقه / یک اجرا ساعت 16

 

بخش نمایشنامه خوانی

تالار فارابی // دانشگاه هنر// (  ساعت 10) :  نمایش " گرفتار سکون در آنتی اکت"  نویسنده : مسعود هاشمی نژاد/ کارگردان : سعید حسنلو و مسعود هاشمی نژاد / 37  دقیقه

تالار فارابی // دانشگاه هنر// (  ساعت 14:30) :   نمایش " محکومین"   نویسنده : کوروش نیک پیام/ کارگردان: سامان خلیلیان/  مدت 30دقیقه

خانه کوچک نمایش  //دانشکده هنر و معماری//  (ساعت 12 ) :  نمایش " خاکستر بهشت"  نویسنده و کارگردان : آتوسا قاضی / مدت 35 دقیقه

 

رادیو ئاتر

خانه کوچک نمایش  //دانشکده هنر و معماری//  (ساعت 16 ) :  نمایش " سرآشپز پیشنهاد می کند"  نویسنده: محمد صالح شفیعیان/ کارگردان : شهاب الدین حسین پور/ مدت 70 دقیقه

 

نمایشگاه عکس ، پوستر ، ماکت     همه روزه در نگارخانه هنر: چهارراه ولی عصر، کوچه شهید بالاور، پلاك 2، طبقه همکف از ساعت 10 صبح تا 19  بر پاست

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 و ساعت 0:32 AM |

 برنامه پنجمین روز » چهارشنبه (9 اردیبهشت 88) جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

وب سایت دبیرخانه دائمی جشنواره تئاتر دانشگاهی

 

بخش بین الملل

پلاتو مرکزی داشکده سینما – تئاتر  ( ساعت 14و 16 ) : نمایش "ماه و مه" نویسنده: ایوب آقاخانی / کارگردان: مصطفی غفار زاده و کریم علیخواه / 50دقیقه  

 

بخش صحنه ای

تالار گلستان // مرکز تولید تئاتر//  ( ساعت 14و 16) : نمایش " پوست سیاه، صورتکهای سفید"  نویسنده:آزاده شاه میری / کارگردان : ایثار ابومحبوب  / 90 دقیقه

تالار استاد صمیمی مفخم // دانشگاه تهران//  ( ساعت 16 و 18) : نمایش : "من این شیر را برای سوزاندن لبهای تو ریخته ام"  نویسنده: مرجان یدالله زاده ، ندا اعتمادی کیا / کارگردان : ندا اعتمادی کیا /  70 دقیقه

تالار استاد سمندریان  // دانشگاه تهران//  ( ساعت 16 و 18 ) : نمایش "کافه فرانسه"  نویسنده : مهران رنجبر / کارگردان: مهرداد هنرمند ، مهران رنجبر / 70دقیقه

سالن کوچک تالار مولوی  ( ساعت 17:30 و 20 ) : نمایش " مده آ "  نویسنده: محسن رنجبر / کارگردان : محسن رنجبر  / 60 دقیقه

تالار اصلی مولوی ( ساعت 16  و 19) : نمایش "دژاوو"  نویسنده و کارگردان : مهران نائل و جولیان گرهارد/ ایران – آلمان  / 60 دقیقه

 

بخش نمایشنامه خوانی

تالار فارابی // دانشگاه هنر// (  ساعت 10) :  نمایش " از درون به برون "  نویسنده : محمود ناظری / کارگردان : حسین قهرمانی / مدت 80 دقیقه

تالار فارابی // دانشگاه هنر// (  ساعت 14:30) :   نمایش " قصیده شب نمناک"   نویسنده : علی سقفی / کارگردان: الهه مدنی ، یوسف کشتکار /  مدت 40 دقیقه

خانه کوچک نمایش  //دانشکده هنر و معماری//  (ساعت 12 ) :  نمایش " خیانت "  نویسنده : هارولد پینتر / کارگردان : امیر حسین طاهری  / مدت 60 دقیقه

 

رادیو تئاتر

خانه کوچک نمایش  //دانشکده هنر و معماری//  (ساعت 16 ) :  نمایش "کاپوچینوی ایرلندی "  نویسنده: ایوب آقاخانی / کارگردان : بهرام سروری نژاد / مدت 40 دقیقه

 

نمایشگاه عکس ، پوستر ، ماکت     همه روزه در نگارخانه هنر: چهارراه ولی عصر، کوچه شهید بالاور، پلاك 2، طبقه همکف از ساعت 10 صبح تا 19  بر پاست

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 و ساعت 0:41 AM |

سیامک صفری

1- شبنم مقدمی ( نمایش کوکوی کبوتران حرم )

هيات داوران انجمن بازيگران خانه تئاتر در مراسم جشن اين انجمن سيامک صفری بازيگر نمايش ”شکار روباه ” و شبنم مقدمی بازيگر نمايش ” کوکوی کبوتران حرم ” را به عنوان بهترين بازيگران تئاتر ايران در اسل ۸۷ انتخاب کردند .
به گزارش خبرنگار ايلنا ، در مراسم جشن بازيگر که عصر امروز ( سه شنبه ۸ ارديبهشت )در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر در چارچوب ششمين دوره بزرگداشت هفته تئاتر برگزار شد ، انجمن بازيگران خانه تئاتر بهترين های خود در سال ۸۷ را معرفی کرد . براين اساس رتبه اول تا سوم بازيگری مرد و زن تئاتر ايران در سال ۸۷ به این ترتیب انتخاب شدند :

1- سيامک صفری برای بازی در نمايش ” شکار روباه ”

2- امير جعفری برای بازی در نمايش ”کابوسهای پیرمرد بازنشسته خائن ترسو”

3- علی سرابی برای بازی در نمايش ”غلتشن ها ”  


1- شبنم مقدمی برای بازی در نمايش ”کوکوی کبوتران حرم ”

2- پانته آ بهرام برای بازی در نمايش ” رويای نيمه شب پاييز”

3- مرجان قمری برای بازی در نمايش ” پدرانه ”

2-امیرجعفری ( کابوسهای پیرمرد بازنشسته خائن ترسو )

2- پانته آ بهرام ( رویای نیمه شب پاییز )

3- علی سرابی ( غلتشن ها )

مرجان قمری با توجه به محدود بودن تعدادعکسهای نمایش پدرانه ( نمایش سایه در سایه )

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 11:40 PM |

سیامک صفری

سیامک صفری...

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 7:35 PM |

در حاشيه برگزاري دوازدهمين جشنواره بين المللي تئاتر دانشگاهي و مراسم نكوداشت فرهاد ناظر زاده كرماني ، 10 نمايشنامه تاليفي و ترجمه اي او در دانشگاه هاي تئاتري تهران خوانده مي‌شوند.

کلیه نمایشها در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر خوانش می شود  و ورود برای عموم آزاد است

 

جدول برنامه نمایشنامه خوانی آثار دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی

 دوشنبه  7 / 2 / 88   "مرگ آوا – دام"   ساعت 15:30 /  کارگردان :دلارانوشین / نویسنده:توفیق الحکیم

دوشنبه  7 / 2 / 88   "نی لبک و بهمن"  ساعت 18 / کارگردان: رها نومحمدی / نویسنده: دکتر ناظرزاده

سه شنبه  8 /2 /88   " پنجره ای بر بادها"    ساعت 15:30 / کارگردان: آیدین نهایتی / نویسنده: دکتر ناظرزاده کرمانی

سه شنبه  8 /2 /88   " میزبان"  ساعت  18  / کارگردان: عابس خلقی / نویسنده :  مولنار (ترجمه )

چهارشنبه  9 / 2/ 88  "مایه همه فتنه ها"  ساعت 15:30  / کارگردان : جعفر غلامپور / نویسنده: لئو تولستوی (ترجمه )

 چهارشنبه  9 / 2/ 88  "کنار شیر آتشنشانی"  ساعت 18 / کارگردان : حجت الله سید علیخانی / نویسنده : دکتر ناظرزاده کرمانی

پنج شنبه  10 / 2/ 88 " آخرین یاغی دسته لوری " ساعت 15:30 / کارگردان : حمید رحیمی / نویسنده : پل گرین (ترجمه )

پنج شنبه  10 / 2/ 88   " بی خانمان "  ساعت 18 /  کارگردان : پروین مقدم / نویسنده : دکتر ناظرزاده

جمعه 11 /2 / 88  "نقاشی" ساعت 15:30 / کارگردان : یوسف باپیری / نویسنده : یونسکو (ترجمه )

جمعه 11 / 2 / 88  " ازدواج بر برج ایفل" ساعت 18 / کارگردان : مسعود طیبی/ نویسنده : ژان کوکتو

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 4:11 PM |

 برنامه  چهارمین روز سه شنبه (8 اردیبهشت 88) جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

وب سایت دبیرخانه دائمی جشنواره تئاتر دانشگاهی

 

بخش بین الملل

پلاتو مرکزی داشکده سینما – تئاتر  ( ساعت 14و 16 ) : نمایش "سارا کین" نویسنده: سارا کین / کارگردان: شارل گنزالس / فرانســـه /  60 دقیقه   ((((  اجرای فوق لغو شد و در این تاریخ هیچ اجرایی در این پلاتو انجام نخواهد شد ))) 

 

بخش صحنه ای

تالار گلستان // مرکز تولید تئاتر//  ( ساعت 14و 16) : نمایش " خاطرات هنرپیشه نقش دوم"  نویسنده:بهرام بیضایی / کارگردان : مریم ماله میری ، افشین زمانی  / 70 دقیقه

تالار استاد صمیمی مفخم // دانشگاه تهران//  ( ساعت 16 و 18) : نمایش : "من این شیر را برای سوزاندن لبهای تو ریخته ام"  نویسنده: مرجان یدالله زاده ، ندا اعتمادی کیا / کارگردان : ندا اعتمادی کیا /  70 دقیقه

تالار استاد سمندریان  // دانشگاه تهران//  ( ساعت 16 و 18 ) : نمایش "مالون می میرد"  نویسنده : آرش وزیری / کارگردان: میلادنیک آبادی / 50دقیقه

سالن کوچک تالار مولوی  ( ساعت 17:30 و 20 ) : نمایش " سرآشپز پیشنهاد می کند"  نویسنده: محمد صالح شفیعیان / کارگردان : شهاب حسین پور ،  آمنه شیخ الاسلام ، محمد صالح شفیعیان / 70 دقیقه

تالار اصلی مولوی ( ساعت 16  و 19) :  نمایش "واژه های اسرار آمیز"    نویسنده و کارگردان : سارا منگانو و پیر مسیب / فرانســـــه / 60 دقیقه

 

بخش نمایشنامه خوانی

تالار فارابی // دانشگاه هنر// (  ساعت 10) :  نمایش " زیرزمین"  نویسنده : آرش عباسی پور / کارگردان :سعید معروف پور / مدت 40 دقیقه

تالار فارابی // دانشگاه هنر// (  ساعت 14:30) :   نمایش " تو همه چیز را خراب کردی"   نویسنده : کامران شهلابی / کارگردان: فرانک کلانتر /  مدت 40 دقیقه

خانه کوچک نمایش  //دانشکده هنر و معماری//  (ساعت 12 ) :  نمایش " تهران آخرین برف همین سالها "  نویسنده : امین طبابایی / کارگردان : مجید غلامعلی نژاد / مدت 40 دقیقه

 

رادیو ئاتر

خانه کوچک نمایش  //دانشکده هنر و معماری//  (ساعت 16 ) :  نمایش "برکه سرخ"  نویسنده: محمد حسینی / کارگردان : حمزه علی محمدی / مدت 40 دقیقه

 

نمایشگاه عکس ، پوستر ، ماکت     همه روزه در نگارخانه هنر: چهارراه ولی عصر، کوچه شهید بالاور، پلاك 2، طبقه همکف از ساعت 10 صبح تا 19  بر پاست

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 3:44 PM |

برنامه سومين رپرتوار راديو تئاتر در خانه هنرمندان

اين راديو تئاترها ساعت 18 در تالار استاد انتظامي خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود.

رپرتوار راديو تئاتر شيوه جديد نمايشي است كه تركيبي است از يك اثر نمايشي و يك اثر راديويي به گونه‌يي كه هم تئاتر است هم راديو و در تركيب نهايي نه تئاتر است نه راديو، در واقع اجراي نمايش‌هاي راديويي است روي صحنه تئاتر. اين به لحاظ دراماتيك جذابيت‌هايي دارد كه وقتي نمايش راديويي بر روي صحنه اجرا مي شود شما مي‌توانيد از نزديك ناظر شيوه اجراي بازيگران، فن بيان آن ها و حتي هدايت‌هاي كارگردان يا تهيه كننده باشيد كه اين امر جذابيت مضاعفي را ايجاد مي‌كند.

مدير جديد مركز هنرهاي نمايشي

 

«اعترافاتي براي زنان» سه‌شنبه (8 ارديبهشت‌):  كارگردان: فريدون محرابي/ نويسنده: ياراحمدي

«پلاك» چهارشنبه (9 ارديبهشت):  کارگردا: ندا هنگامي/ نویسنده: نسيم خراشادي

«عروسك كوكي» پنج‌شنبه (10 ارديبهشت‌): کارگردان: رضا عمراني / نویسنده: نسيم خراشادي

«پزشك نازنين» جمعه (11 ارديبهشت‌):  نويسنده و كارگردان:  ايوب آقاخاني

«قبل از آمدن شير» شنبه (12 ارديبهشت‌ماه): کارگردان :مجيد حمزه / نویسنده: نظري‌نسب

«مادام بواري» يكشنبه (13 ارديبهشت‌ماه): کارگردان: مهين‌فرد نوا / نویسنده: مرضيه رشيدبيگي

 

خبرگزاري (ايسنا)

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 2:41 PM |

گمان نکنم هیچگاه ، قهرمانی استقلال و تمام هیاهو و استرس نیمه دوم بازی پایانی جام هشتم فراموشم بشه. فراموشم بشه که کجا بودم... چی گفتم و چی شنیدم....  فراموشم بشه که چقدر اون ثانیه های حتی  تلخ ، از یاد نرفتنی بود.  حالا دیگه اون صدای اذان که همه جا پیچیده بود و تمام حس اون لحظه اش تا سالها توی گوشم می مونه.... حالا دیگه شاید تمام بازیهای استقلال و هیجانش من رو بیاد یک آدم خوب و همون یه جمله اش بندازه.

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

  وقتی رسیدیم که قطار رفته بود....

 

چقدر امشب هوا سنگینه.....!

راستی تو هم داری به صدای اذان امشب و اون لحظه فکر می کنی؟

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 و ساعت 1:39 AM |

 نمایش"علی بابا و چهل دزد بغداد" یکی از خاطره انگیز ترین اجراهایی بود که به لحاظ حسی در زمان تماشای اون داشتم. انقدر که بغل دستی فوق العاده دوست داشتنیم و مهمون کوچولوش ، تمام حواسم رو از اجرا گرفته بود و فارغ از اینکه بدونه من چقـدر دوســــــــتش دارم با همون لحن همیشگی خودش ، نقاط تاریک اجرا رو برای مهمونش توضیح می داد و این وسط منم کلی بهره می بردم ، به حدی که گمان نکنم هیچوقت این اجرا از خاطرم محو بشه....

نمایش عروسکی علی بابا و چهل دزد بغداد 

 ( کارگاه نمایش ، ساعت 18:30 ، مدت 60 دقیقه  تا  18/2/88 )

نویسنده وکارگردان : جواد ذوالفقاری / طراح صحنه و لباس: رویا افشار / ساخت صحنه: میثم کریم پور ، بهنود ذوالفقاری ، فاطمه کارکن آذری / طراح عروسک : علی پاکدست ، مریم اقبالی / موسیقی : فرزاد گودرزی / طراح نور: حسن آزادی /  گروه اجرایی: مرتضی سعیدیان ، هدیه حاج طاهری ، وحید نفر ، حسین زینالی ، مهدی نعمتی مقدم ، بهنود ذوالفقاری ، شراره طیار ، مینا شجاعیان ، حامد ذبیحی .

 

نمایشی به معنای واقعی کلمه فانتزی و رویایی. کاگردان این نمایش با ایده های بکر خود ، به یکی از معروفترین داستان از افسانه قدیمی هزار و یک شب روح و جان تازه ای بخشیده بود.با میزانسن های خوب ، ماهیت حضور عروسکها را برای مخاطب از بین می برد و آنها را به موجوداتی زنده تبدیل می کرد.موسیقی و نور و طراحی لباس عروسکها  خوب بودند. اما خوبتر و بهتر از همه این المان ها ، عروسکهای بسیاربسیار قوی این نمایش بودند.  تا اونجییکه به حوزه تخصصی من مربوط می شه ، تواما احساس این رو داشتم که عروسکهای این نمایش ، آدم کوتوله هایی هستند که همشون گریم شده اند. تازه ! نه گریمی ساده...! گریمی پر فکر و تحلیل شخصیت پردازانه.  تمامشون شخصیت پردازی شده بودند.  صورت گرد و پف زیر چشم و خطوط صورت  سردسته دزدهای بغداد بخوبی شخصیتش رو نمایش می داد ، مشخصا شخصیتش در صحنه دیدن "هاجر" و تقاضای ازدواج. "هاجر و علی بابا " هم به همین نسبت خیلی خوب بودند. تمام ناز و کرشمه هاجر در چهره  و با فرم ابرو  و رنگهای صورت مشخص بود.  اما از همه عروسکها بهتر " مادر علی بابا " بود که بینظیر بود. انقدر سایه های صورت بخوبی از کار دراومده بود که جدا انگار روی تمام خطوط برای پیر شدن کار شده بود.  دوست داشتنی ترین قسمت نمایش اونجایی بود که  دزدای بغداد ، چند نفر رو فرستاده بودند تا  بفهمند سلیم خان مرده یا نه...!   تعدادی از بازی دهندگان عروسک ، دیگر در اینجا به هیئت اهالی محل درآمده بودند و مثلث های نورانی که در طول نمایش کاربردهای متعددی داشت ، پنجره خونشون بود.  پروسه سوال جوابهای دزدها از اهالی یکی از جذابترین بخش ها بود. مخصوصا اون پیرزنه....     و از همه با مزه تر پایان بندی نمایش بود که به کمک تماشاگران حاضر در سالن انجام می شد. و از حق نگذریم  انصافا ، در اون شبی که ما شاهد اجرابودیم تماشاگران هم کاملا حرفه ای عمل کردند و با صدا سازی های کاملا بداهه ای  موجبات خنده دیگر تماشاگران حاضر در سالن رو فراهم آورند.

تمام نمایش یک طرف، صدای خنده کودکانی که در سالن حضور داشتند و سوالهای گاه و بیگاه با صدای بلندشون در حین اجرا یک طرف....  واقعا دیدن اجراهای اینچنیی با بچه ها یه صفای دیگه داره.... دنیاشون انقدر  معصومانه ، شاد و دوست داشتنیست که آدم غرق زیباییش می شه. در یک آن چقدر حس کردم دلم برای تالار هنر و دیدن اجراهای اونجا تنگ شده.

تماشای این نمایش رو به شدت توصیه می کنم. حداقل برای یکساعت غرق شدن توی دنیای جذاب ذهن کوچولوها....

نقد نمایش علی بابا وچهل دزد بغداد

 

 

راستی با توجه به اینکه ممکنه موفق به دیدن  نمایش " رویای خلیج فارس " نشم و اینجا چیزی راجع بهش ننویسم. بد ندیدم یکی از نقدهای کارشون رو برای علاقمندان و همچنین پیگیری اطلاعات راجع به چگونگی اجراهای این فصل اینجا هم لینک کنم.

نقد نمایش رویای خلیج فارس

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 2:58 AM |
برنامه دومین روز ( 6اردیبهشت ۸۸ ) جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

( وب سایت دبیرخانه جشنواره تئاتر دانشگاهی ) 

 

بخش صحنه ای

( تالار اصلی مولوی : ساعت 16 و 19)  نمایش "سیدروماک" به کارگردانی محمودرضا رحیمی و (سالن کوچک مولوی: ساعت 17:30و 20) نمایش "بازمانده شب عید" نوشته افق ایرجی و کار سارا یگانه‌پرست

( سالن گلستان مرکز تولید تئاتر: ساعت 14 و 16) نمایش "تندوس بی خورشید"  کار میلاد حسینی

( تالار صمیمی مفخم دانشگاه تهران: ساعت 16 و 18) نمایش "مهمانی آخرین روز گرم تابستانی" نوشته مهدی افشار قهرمانی و کار مهسا ایرج‌پور

(سالن‌های سمندریان دانشگاه تهران : ساعت 16 و 18) نمایش‌های "ترحیم زنی که نمی‌خواهد بمیرد" نوشته مهدی کوشکی و کار فرانک کلانتر

 

بخش بین الملل

(پلاتوی مرکزی دانشکده سینما تئاتر : ساعت 14 و 16) نمایش "مدیوم" نوشته جیان کارلو منوتی و کار نادین هلریگل از آلمان

 

بخش نمایشنامه خوانی

نمایش‌های "زندگی من" مرتضی میرمنتظمی، "مثل خاری در انگشت" مهیار جوادی و پیروز کرمی و "کلمه - عشق - طاعون" هدیه رضایی نیز در بخش نمایشنامه‌خوانی جشنواره و در تالار فارابی و خانه کوچک نمایش دانشکده هنر و معماری روی صحنه می‌رود

 

بخش رادیو تئاتر

(خانه کوچک نمایش دانشکده هنر و معماری: ساعت 16) نمایش "شنل" مازیار ملکی

******

ضمن اینکه .... نمایشگاه پوستر، عكس و ماكت یازدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران یك‌شنبه ۸ اردیبهشت افتتاح می‌شود.این نمایشگاه كه در محل گالری هنر واقع در چهارراه ولی عصر، خیابان بالاور برپا شده است. بیش از ۱۵۰ عكس و پوستر و در حدود ۳۰ ماكت راه یافته به بخش‌های مسابقه عكاسی، طراحی پوستر و ماكت صحنه تئاتر به نمایش درآمده است.  علاقه‌مندان می‌توانند در ایام جشنواره از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۹ عصر از این نمایشگاه بازدید كنند.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 2:13 AM |

طبق اخباری که فعلا روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفته ؛ ششمین جشن بازیگر ساعت 17:30 روز سه‌شنبه هشتم اردیبهشت‌ماه در تالار اصلی تئاتر‌شهر برگزار می‌شود.

اسامی نامزدهای جشن بازیگر به شرح زیر است:

بازیگری زن: پانته آبهرام «رویای نیمه‌شب پاییز»، سیما تیرانداز «مانیفست‌چو»، ریما رامین‌فر «کابوس‌های یک‌ پیرمرد بازنشسته خائن ترسو»، آزاده صمدی «بیداری خانه نسوان»، پونه عبدالکریم‌زاده «بیداری خانه نسوان»، مرجان قمری «پدرانه»، افسانه ماهیان «ماکاندو»، ناهید مسلمی «کوکوی کبوتران حرم»، شبنم مقدمی «کوکوی کبوتران حرم»، شیوا مکی‌نیان «موهای بلوند»، رویا میر‌علمی «بیداری خانه نسوان».

بازیگری مرد: هومن برق‌نورد «شکار روباه»، بهنام تشکر «خدای کشتار»، امیر جعفری «رویای نیمه‌شب پاییز»، شهاب حسینی «کرگدن»، شهرام حقیقت‌دوست «بیداری خانه نسوان»، اشکان خطیبی «مانیفست‌چو»، علی سرابی «غلتشن‌ها»، سیامک صفری «شکار روباه و پسر طلاها»، ناصر عاشوری «یادگار زریران»، حسین محب‌اهری «مرغ دریایی»، فرزین محدث «ماکوندو»، هدایت هاشمی «غلتشن‌ها». 

به هر کدوم که فکر می کنم ، حتی با اینکه بازیهای درخشان هر کدوم  از خاطرم می گذره ؛ بیشتر و بیشتر دلم می خواد سیامک انتخاب بشه.  علی رغم اینکه بازیهای هومن برق نورد ، هدایت هاشمی و اشکان خطیبی  و تا حدودی بهنام تشکر هم برام به شدت دوست داشتنی بوده....  به نظرم سیامک یه سر و گردن !  که چه عرض کنم  خیلی خیلی بیشتر از این حرفها  با بقیه فرق می کنه. یجورایی عین یک نابغه هنر نمایی می کنه. شاید به جرات بشه گفت شبیهش در تئاتر ما وجود نداره. در بین خانمها هم که به نظرم  پانته آ شانس فوق العاده بیشتری داره ، اما  رویا میرعلمی و تا حدودی افسانه ماهیان  می تونند رقیب هایی فوق العاده جدی به شماربیان.

من که بی صبرانه منتظر اعلام نتایج برگزیدگان هستم. امیدوارم سه شنبه اتفاق عجیب غریبی نیفته.....

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 5:47 PM |

 

نمایش بخوان ( عاطفه تهرانی )  عکس: رضا موسوی

بخوان  (تالار سایه ، ساعت 18:30 ، مدت 70 دقیقه ، تمدید شده تا تاریخ 17/2/88 )

گروه تئار "ایندرا"   www.indratheatre.com

طراح حرکت و کارگردان : عاطفه تهرانی / طراح صحنه و لباس: عاطفه تهرانی / طراح نور: حسن آزادی / انتخاب موسیقی: عاطفه تهرانی / طراح چهره پردازی : فرناز مرتضوی / بازیگران : سحر افتخار زاده ، اشکان افشاریان ، مینا حسین آبادی ، مصطفی شب خوان ، شیرین فرشباف ، کاوه قائمی ، ئه ستیره مرتضایی ، علیرضا میر محمدی

نمایشی سرشار از انرژی و هیجان نیروهای مثبت و منفی، به همراه بکراندی از تصاویری ساده اما خلاقانه که معانی مختلفی را نشان می داد و حس‌های متفاوتی القا می‌کرد + انتخاب موسیقی درست  و بجا  و همخوان بافضای نمایش  تمام طول اجرا را تا به پایان  با حرکات فرمیک و بدون دیالوگ می گذراند و تجربه ای نو رو به معرض تماشا قرار داده بودند. به نظرم واقعا نمایش با ریتمی مناسب ، پرکشش و حتی کنجکاوی برانگیز آغاز می شود اما این کنجکاوی تا به پایان دوام نمی آورد  ( شاید این  موضوع متاثر از زمان نمایش که به عقیده من برای این نوع اجراهای تفکر برانگیز و خاص زیاد می نماید باشد ) . گاهی خشونتی که در اجرابود و میزانسن های زیاد و شلوغ نمایش ، عدم برقراری ارتباطم با کار و پیدا نکردن رابطه بین تصاویر  عصبیم می کرد. به نظر من هیچ چیزش رو به راحتی نمی شد پیدا کرد و نیاز به تامل فراوان داشت که کارگردان به قیمت نیافتادن ریتم این اجازه رو از تماشاگر می گرفت  و ارتباط مداومش رو از کار دچار اشکال می کرد. قاب تصویرهای شگرف ودوست داشتنی نمایش به حدی بودند که گاها غالب بر فضای کلی نمایش می شدند. موسیقی ها فوق العاده خوب و تاثیر گذار بودند که گاهی کنترل فکر و ایده برای پیدا کردن رابطه بین نماها رو به راحتی به دست می گرفتند. چهره پردازی خیلی خوب و خلاقانه جلوه کرده بود که با همکاری نورپردازی خاص نمایش ،فضاهای جذاب و پر از تنشی ایجاد کرده بود.   اما با تمام این نقاط مثبتی که اثر داشت  ، برای من دوست داشتنی جلوه نکرد. قطعا عدم ارتباطم با این نمایش خوب ناشی از  کج سلیقگی من بوده .

 نقد نمایش سایت ایران تئاتر (به قلم علی فرهاد پور )

نقد نمایش بخوان ( خبرگذاری ایسکا نیوز)

 

«عاطفه تهراني» با تکنيک‌هاي تئاتر حرکت در جشنواره

اين کارگردان جوان تئاتر در خصوص نما یشش در بخش تجربه های نو  جشنواره تئاتر فجر  ، به سايت ايران تئاتر گفت: «ايده اوليه اين نمايش از مجموعه تصاوير پراکنده‌اي شکل گرفت. من و سحر افتخارزاده آن ايده و تصاوير را دراماتورژي کرديم و به داستاني رسيديم که با استفاده از تکنيک‌هاي حرکت مدرن در تئاتر آن را بيان کرده‌ايم». وي درباره داستان ‌نمايش گفت: «‌‌داستان قومي را نمايش مي‌دهيم که مورد امتحان قرار مي‌گيرند. اين قوم که امکان لغزش ندارند با موجودي مواجه مي‌شوند و هر يک به نوعي به خواست اين موجود تن مي‌دهند که همين اين امتحان آنهاست». وي در خصوص تئاتر حرکت و شيوه اجرايي اين نمايش توضيح داد: «در اين شيوه بدن بازيگر نقش اصلي را بازي مي‌کند که بايد جاي ديالوگ‌ها را بگيرد. همين امر هم آمادگي کامل بازيگران را نياز دارد که در مدت زمان طولاني تمرين به دست مي‌آيد».تهراني افزود: «براي‌ آماده شدن اين نمايش 11 ماه تمرين را پشت سر گذاشته‌ايم. سال گذشته کارگاه آموزشي در دانشگاه تهران داشتم که 4 تن از بازيگرانم را در آن کارگاه يافتم. بعد از کارگاه آموزشي که در سينما ـ تئاتر داشتم هم 4 تن ديگر را انتخاب کردم. بنابراين گروه بيش از 5 ماه آموزش ديدند و روي انواع تکنيک‌هاي تئاتر حرکت از انواع تئاتر شرقي گرفته تا حرکت معاصر را تجربه کردند. پس از آن هم که به طور پيوسته بيش از 7 ماه است که با هم کار مي‌کنيم». وي يکي از دشواري‌هاي کار در اين شيوه را زبان بدن و ارتباط آن با مخاطب عنوان کرد و توضيح داد: «در يک اثر تئاتري عادي و در هر شيوه اجرايي ديگر، ديالوگ‌ها، بخش عمده داستان را تشکيل مي‌دهند، اما وقتي شما بخواهيد تنها از يکي از عناصر زبان نمايشي يعني بدن بازيگر استفاده کنيد و داستان نيز براي عموم مخاطبان قابل درک باشد کار بسيار سختي را پيش رو خواهيد داشت».عاطفه تهراني ديدن نمايشش را با گوش دادن به يک شعر تصويري مقايسه کرده و تاکيد کرد که نبايد تئاتر حرکت را با پانتوميم اشتباه کرد چون پانتوميم تکنيک‌هاي مشخص و شناخته شده‌اي دارد و سرانجام در نقطه‌اي تکميل مي‌شود اما تئاتر حرکت دريايي است که هر چه در آن فرو مي‌رويد پاياني براي آن نيست».

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 5:0 PM |

 

نمایش رویای خلیج فارس ( عکس : رضا موسوی )

این هفته سرشار بود از روزهای خوب و ماندگار....   گاهی دیدن حتی کادر کوچکی از یک اثر هنری می تونه انقدر دوست داشتنی و پر از انرژی های مثبت باشه که حس خوبی به آدم دست بده. حتی اگر آن کادر کوچک به اندازه فقط لحظه ای ، درست به اندازه یک فریم از یک نمایش باشد..... سالن اصلی تئاتر شهر اینروزها میزبان نمایش " رویای خلیج فارس" است که ذهنیت قبلی از کارهای کارگردان آن انگیزه ای برای تماشای نمایشش باقی نمی گذارد. کمی آنطرفتر ، در لابی این سالن   تصاویری خاص و منحصربه فرد از همین نمایش بر روی دیوارها  نگاهها را به سمت خود جلب می کنند. عکسهایی با کادربندی های دقیق و حرفه ای که فضایی کاملا رویایی از نمایش به تصویر می کشند. این تصاویر به قدری "خاص" هستند ( روی واژه " خاص " به شدت تاکید دارم) چنانکه قابها در ذهن انسان ماندگار می شوند.چنانکه شبیه این زاویه نگاه    اگرچه هرگز، اما کمتر دیده می شوند.  اینروزها وقتی  تعدادی عکس از "یک نمایش" که توسط چند عکاس گرفته شده را ورق می زنیم. امکان اینکه اکثریتشون در یک  لحظه ( لحظه های طلایی اثر )  دکمه شاتر را فشار داده باشند ، بسیار است و  لحظه های ثبت شده  ، شبیه هم. اما اینبار....

نمایش رویای خلیج فارس ( عکس:رضا موسوی )

نمایشگاه عکسهای "رضا موسوی" که شامل 13 قطعه عکس در قطع 70* 100 است از نمایش "رویای خلیج فارس" به کارگردانی امیر دژاکام در لابی سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر برپاست. چنانکه اواخر سال گذشته همزمان با اجرای نمایش "شکار روباه"  نمایشگاهی هم از این عکاس در تالار وحدت میزبان علاقمندان عکسهای تئاتری بود.  هر چند عکسهای اون نمایشگاه هم  خوب بودند، اما به عقیده من ، شبیهشون زیاد بود و کادرها –اگرچه خوب- اما پیش پا افتاده بودند. از بین تعداد زیاد اون عکسها یکی دوتا توجهم رو خیلی خیلی جلب کرد ، اما اینبار از بین تعداد محدود آن (13 عکس) به جرات بشه می تونم بگم  5-6 تاشون فــــــوق العاده بودند و بقیه خوب. شاید اگر این اختلاف سلیقه من با عکاس هم نبود، می تونست یکی دیگر از این عکسها ( عکس شماره ۷ ) از دید من جذاب ترین عکس این نمایشگاه باشه.

کمترین وجه بارز  عکسهای این عکاس ، می توان از زاویه دید خوب ، انتخاب کادرهایی فوق العاده درخشان و همچنین ملموس بودن سوژها یاد کرد که حالا دیگر به نوعی این خصوصیات امضایی برای عکسهای ایشون محسوب می شود.

توصیه می کنم اگر علاقمند به فریم های ثبت شده تئاتر هستید، تماشای این نمایشگاه رو از دست ندید... حتی اگر به قیمت دیدن رویای خلیج فارس باشد. من شخصا که با دیدن عکسها  ترغیب به تماشای نمایش شدم..... ضمن اینکه ظاهرا این نمایشگاه فقط تا تاریخ 11 اردیبهشت برپاست.

البته تعدادی ازاین عکسها رو می تونید در فتوبلاگ ایشون هم ببینید.

 ( فتوبلاگ رضا موسوی )

 

 

 

راستی اینروزها من که موفق نشدم یه سر به خیابان دروس و  گالری گلستان بزنم ، بناراین نمایشگاه عکس کیارستمی رو از دست دادم. اما اینطور که در خبرها خوندم اين هنرمند عكاس و كارگردان ،  براي برپايي اين نمايشگاه از 140 قطع عكسي كه در چهار سال گذشته عكاسي كرده است، 12 قطعه را انتخاب كرده بود.  عکس زیر  یکی از این عکسهاییه ، که در نمایشگاه قبلی عکسهای هنرمندان هم بود ، دیده بودمش و خیلی هم دوستش داشتم. 

عکس از عباس کیارستمی

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 4:35 AM |

 دوازدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی در اولین روز ( شنبه 5 اردیبهشت 88) با اجرای 10 نمایش صحنه ای ، رادیویی ، نمایشنامه خوانی و 7 نمایش خیابانی از شنبه 5 اردیبهشت کار خود را آغاز می کند. وب سایت دبیرخانه جشنواره تئاتر دانشگاهی

بخش صحنه ای

( پلاتو مرکزی دانشگده سینما تئاتر : در ساعت های 14 و 16 )  نمایش " از اطراف میلاد" نوشته و کارگردانی حمید دهقانی

( تالار گلستان : در ساعت های 14 و 16 ) نمایش "گل های شمعدانی" نوشته محمد یعقوبی با کارگردانی جهانگیر و سیاوش طیب طاهر  

( سالن استاد صمیمی مفخم دانشگده هنرهای زیبا :  در ساعت های 16 و 18 )  نمایش "در اکتبر 1815 آزاد شد..." کار نصیر ملکی جو به عنوان نمایش برگزیده دوره قبل

( سالن استاد سمندریان : در ساعت های 16 و 18 )  نمایش "باغ آلبالو" به کارگردانی غلامحسین دولت آبادی و محمد ایمانی فولادی

( سالن کوچک مولوی : در نوبت های 17:30 و 20 )  نمایش "ماراساد" با کارگردانی یوسف باپیری (سالن اصلی مولوی : در نوبت 16و 19 ) به اجرای نمایش "بیچاره مکبث" به کارگردانی پیام عزیزی

 

بخش نمایشنامه خوانی

( تالار فارابی دانشگاه هنر )  دو نمایشنامه  "گزارش خواب" به کارگردانی نوید به تویی و "هنر پیشه و بازیگر" نوشته و کار رضا پهلوان  به ترتیب در نوبت های 10 و 14:30 خوانده می شوند.

( خانه کوچک نمایش ) "سوزنشینان مقیم گریز از مرکز"  نمایشنامه ای از آرش میرطالبی است که با کارگردانی ابوذر ساعدی در ساعت 12 خانه کوچک نمایش خوانده می شود.

 

 اثررادیویی

( خانه کوچک نمایش دانشکده هنر و معماری در هر روز میزبان یک نمایش رادیویی است که در ساعت 16 آغاز می شود. ) در نخستین روزجشنواره ، رادیو تئاتر "بازی، عشق و مرگ" نوشته و کار عباس رزیجی به اجرا در خواهد آمد.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 3:2 AM |

" از دیدن چند قطعه عکس خوب ، پــــــــرم از انرژی های خوب....."

اگه این یک جمله رو هم نمی نوشتم منفجر می شدم. حالا صاحب عکسها می خواد بذاره به حساب تعارف ، اغراق و یا هر چیز دیگری....  امشب فرصت ندارم. تا فردا و پست بجا مانده از امروز.....

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 11:54 PM |

دنبال مطلبی بودم که کاملا اتفاقی چشمم به لینک زندگینامه "زویا پیرزاد" افتاد. از اونجاییکه سبک نوشتاریش رو خیلی دوست داشتم ، مشتاقانه خوندم و طبیعتا دوباره دلم هوای داستانهاش رو کرد. به نظرم اومد با توجه به اینکه مدتهاست معرفی کتاب نداشتیم ، بد نیست این لینک ها رو در آرشیو موضوعی  اینجا در بخش کتاب هم قرار بدم. هر چند که در پستهای مربوط به بخش کتاب حدود 2 سال پیش ( »» اینجا ، دراین پست «««)  راجع به این کتاب نوشته بودم.

عادت می کنیم / زویا پیرزاد/ نشر مرکز/ چاپ شانزدهم / 3900 تومان / 266 صفحه

عادت می کنیم ؛ یکی دیگر از کتابهای پر فروش زویا پیرزاد است. نه به اشتهار ( چراغها را من خاموش می کنم ). اما کتابیست با همان سبک و امضای نگارش پیرزاد. گویی شخصیتها از صفحات کاغذ جدا شده و به شکل شخصیتهایی کاملا ملموس و زنده پیش روی ما قرار گرفته اند. اين رمان زندگی آرزو صارمی زن مطلقه و بچه‌داری است که دلش می‌خواهد بعضی وقت‌ها خودش را دوست بدارد و کاری که مطابق میل خودش است انجام دهد نه هر کاری که دختر و مادرش می‌خواهند.

رمان "عادت می ‌کنیم" پرداخت ماهرانه‌ای از شخصیت ‌هایی است که هر روزه نمونه‌هایشان را در نزدیکمان می‌بینیم. توصیف جزئیات و دقیق شدن در رفتار و موقعیت‌‌ها وحتی مکان‌ها عاملی است که بیش از هر چیز در این داستان به چشم می‌خورد وشاید همین توصیفات دقیق از جزئیات حوادث و پدیده ‌هاست که خواننده را در گیر خود می‌کند و صورتی ملموس به داستان می‌بخشد ، به طوری که خواننده احساس می‌کند از نزدیک شاهد حوادث یک زندگی عادی است. ( همشهری آن لاین)

برای من دوست داشتنی بود. هر چند نه به اندازه کتاب اولش. اما توصیه می کنم به سادگی از کنارش نگذرید....

  نگاهی به رمان عادت می کنیم

زندگینامه زویا پیرزاد

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 2:0 AM |

در یک روز ( بقول دوستان ) به شدت فرهنگی  برای بار دوم به تماشای "وقتی همه خوابیم" نشستم و بیشتر از بار اول لذت بردم و طبیعتا لزوم اضافه نمودن پی نوشتی به پست مربوط به فیلم رو واجب می دونم.

  (( پی نوشت ))

 

نویسنده ، طراح و کارگردان : سارا فرزادفرد / بازیگران : معصومه رحمانی ، مینو ملکی ، پرنیان گودرزی و امیر سلطان احمدی / کاری از گروه سامز

برنده جوائز : اول نمایشنامه نویسی / اول طراحی صحنه / اول بازیگری زن / سوم بازیگری مرد و سوم کارگردانی از یازدهمین جشنواره بین المللی تئار دانشگاهی

 

روزهای پایانی اجرای نمایشهای تالار مولوی انگیزه ای شد تا فرصت باقیست  به اونجا هم سری بزنیم و شاهد استقبال در نوع خود جالب توجهی از نمایش 30 باشیم. با توجه به اینکه نمایش قبلا در جشنواره تئاتر دانشگاهی اجرا شده بود ، قبلا دیده بودم . اجرای بدی نبود. ضمن اینکه به نظر شخصی من ، خلاقیت بکار رفته در این نمایش ستودنی بود. و جایزه ای که برای طراحی صحنه گرفته بود بحق شایسته اش بود.  سارا فرزاد فر و گروهش در این نمایش کمدی قصد نشان دادن معضل بالا رفتن سن ازدواج و به همان نسبت ملاکها و معیارهای دختران را با لحن و لوازمی کامــلا فانتزی داشت که به نوعی به نسبت خودش موفق هم عمل کرده بود.  با طراحی صحنه و اکسسوار کاملا ساده و ابتدایی  اما  خلاقانه ای توجه مخاطب رو به نمایشش جلب می کرد و بوسیله اونها هر لحظه سعی در بیشتر به رخ کشیدن فضای فانتزی داستان داشت. بازیها هم به نسبت همان فضا و دکور  انتزاعی بودند. من به شخصه بازی " معصومه رحمانی" رو دوست داشتم. موسیقی با توجه به انتخابی بودن و نور   و گریم هم به نظرم نقش چندانی در نمایش نداشتند.  در  هر حال این نمایش هم مثل دیگر آثار بر روی صحنه تالار مولوی هر روز  تا 4 اردیبهشت ماه به مدت 75 دقیقه پذیرای علاقمندان است.

 

باید یک کاری بکنم که قبلا نکرده باشم. یک کار بی سابقه ای که خوب و عالی باشه. باید نفس این دنیا رو بند بیاره و فریاد منو به عرش برسونه . باید طوفانی باشه که هیچکس ازش سر در نیاره . باید یک رنگی داشته باشه که همه یادشون رفته . همه چیز باید از نو متولد بشه . باد صداش مثل اولین آهنگ باشه ، مثل یک آوا . باید به من شبیه باشه....

نویسنده : پیتر تورینی / مترجم: علی امینی / طراح و کارگردان : شهره رعایتی/ آهنگساز : میتا ملکی / طراح لباس : سریه شمسی زاده / طراح نور: سعید حسنلو / طراح و اجرای گریم : صنم امامی / بازیگر : مژگان خالقی

نمایشی که با فاصله ای کمتر از 15 دقیقه  بعد از نمایش "30"  در سالن کوچک مولوی اجرا می شود  " بچه کشی"  است. تماشاگر شاهد 45 دقیقه طوفانی مونولوگ گویی تک بازیگر این کار است.  هر چند که بخاطر در نظر گرفتن مناسبات اخلاقی و عرفی جامعه ما ، قسمتهایی از نمایشنامه  دستخوش حذف و تغییراتی شده بود که تماشاگر را در هضم مونولوگها و پیدا کردن قطعات پازل و جزئیات داستان دچار مشکل می کرد  ، اما همه نقائص  تحت تاثیر اجرای مسلط و محکم بازیگر به فراموشی سپرده می شد. بطوریکه با این 45 دقیقه اجرا ، انرژی مضاعف خودش رو به رخ صندلی های روبرو می کشید و توازن خوبی بین صحنه خلوت و  محل تماشاگران ایجاد کرده بود،  هر چند که  میزانسن های نمایش رو دوست نداشتم.  صحنه دکور خاصی نداشت . اما همان شی قرمز رنگ هم بخوبی پاسخگویی تمام المان های لازم در صحنه بود. گریم در کنار طراحی لباس  خیلی خوب بود . به واسطه رنگ مو و ابرو  و آرایش چشم دست به شخصیت پردازی خوبی زده بود. بطوریکه نجابت رنگ سفید لباس و این گریم ، با هم پارادوکسی رو رقم زده بودند که باعث می شد زن ( علی رغم کشتن بچه 10 روزه خودش ) شخصیتی مطلقا سیاه  در ذهن بیننده ایجاد نکنه.

راجع به این نمایش جایی نظری خوندم که به نظرم خیلی درست بود. " بچه کشی" ، روایت نسبتا ساده ای بود از ذهن مغشوش زنی که در تمام زندگی خود را همرنگ خواست های مداوم اطرافیانش کرده و هنوز از زیر سایه سنگین پدر بیرون نیامده در پس شخصیت {{ در اینجا! }} شوهرش گم شده است. کسی که هیچ گاه نتوانسته «برای خودش زندگی کند» و حتی نتوانسته مفهوم خوشبختی را برای خودش تعریف کند، دست آخر تصمیمی می گیرد که تنها به خودش مربوط است؛ تصمیمی بدون مشورت و یا دخالت دنیای «دیگرانی» که مدام سعی در تقلید آنها داشته است.

گفتني است این  نمايش که با بازی مژگان خالقی داستان زنی است که بچه 10 روزه خود را در وان حمام خفه می کند......" برنده جایزه ( بهترين نمايش، بهترين متن و بهترين بازيگر نقش اول زن ) از  جشنواره منطقه اي سال گذشته که در آذربايجان شرقي برگزار شد نیز بود.

با در نظر گرفتن نزدیک شدن به روزهای آخر اجرا و  حذفیات متن ، به نظرم بد نیست که (بعد) از دیدن نمایش ، نگاهی هم به لینک پایین بیاندازید. من یکی که وقتی خوندم خیلی از نقاط تاریکش برام روشن شد.   ولی توصیه می کنم بجای تماشای اثر فقط  به خوندنش اکتفا نکنید چون ، بازی خوب خانم خالقی رو از دستتون می دید....  ضمن اینکه این نمایش ، برای افرادی مثل من که عاشق نمایشهای مونولوگ هستند خیلی می تونه جالب باشه.

متن کامل نمایشنامه "بچه بازی" نوشته پیتر تورینی" با ترجمه : علی امینی  

 

 

ظاهرا نمایش عروسکی ماهرخ هم درست بعد از این اجرا  ، ساعت 20 به مدت 45 دقیقه در سالن اصلی تالار مولوی اجرا می ره. موفق به دیدن این اجرا نشدم  اما بد ندیدم مشخصات روی بروشورش رو اینجا هم قرار بدم. 

( ماهرخ )

نویسنده : شادی پور مهدی / کارگردان : مریم اقبالی ، علی پاکدست / طراحی و ساخت عروسک : علی پاکدست ، مریم اقبالی / طراحی صحنه و لباس: سینا ییلاق بیگی / بازی دهندگان : مریم اقبالی ، علی ابوالخیریان ، غزاله مرادیان ، مونا کیانی فر ، مجتبی معاف ، علی ابوالخیریان ، نگار میرفخرایی / انتخاب موسیقی : علی پاکدست ، مریم اقبالی / طراح نور: امیر محمدی / عکاس: زهرا صبری.

 

***************  

با توجه به منفجر شدن سایت ایران تئاتر !   و راه اندازی این سایت نصفه نیمه ای که بقول مسئولان فعـــــــــــلا جایگزینش شده ، نه نقدی در رابطه با نمایشها جایی دیدم نه عکس بدردبخوری.... که البته همین  دو تاعکسی هم که از این دو نمایش گذاشتم  بدون هیچ نشانی از نام عکاسش اونجا پیدا کردم. که البته  با توجه به فرم و فضا و کیفیت بد عکسها تا حدودی می شه حدس زد عکاس محترمشون کی هستند. خلاصه پیشاپیش معذرت از عکاس محترم این عکسها  بدلیل استفاده بی نام ونشون از عکسهاشون.

 

+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 7:33 PM |