اگه قسمتون باشه ، هممون به موقع به هر کجا که باید می رسیم...

مادر مانده ( تالار چهارسو / ساعت 18 / مدت 90 دقیقه / تا 29 خرداد ماه )
نویسنده: حمیررضا آذرنگ ، کارگردان : نیما دهقان – حمیدرضا آذرنگ ، طراح صحنه و لباس: نرمین نظمی ، موسیقی : فرشاد فزونی ، بازیگران : پونه عبدالکریم زاده – علیرضا محمدی ، آذر خوارزمی ، شبنم مقدمی ، رویا میر علمی ، شهرام حقیقت دوست ، حمید رضا آذرنگ
خلاصه : در پی وضعیت بوجود آمده و بظاهر قرار گرفتن فرزندان در فضای مرگ مادر و بجا ماندن ارثیه ای نسبتا قابل توجه شاهد برخوردها و افشا رازهایی از اعضای خانواده هستیم که در آخر....
گاهی اوقات بعضی اسمها می تونند یکی از انگیزه های انتخاب اجرایی برای تماشا باشند. بعداز جشنواره که به دلیل تداخل با یکی از اجراهای خارجی موفق به دیدن این نمایش نشدم تا به شروع اجرای عموم این نمایش برای دیدنش مشتاق بوم. شاید بزرگترین انگیزه ( بنا به سلیقه شخصیه من ) حضور فرشاد فزونی به عنوان آهنگساز اثربود. چون کارهایی که اسم ایشون روی بروشور خورده خیال آدم رو حداقل از این جهت راحت می کنه که اگــــــــــــــــــــــه قراره کار خوبی رو شاهد نباشم ، حداقل وقتم رو هدر ندادم و از هنرنمایی اجرای موسیقی زنده فرشاد فزونی بهره بردم. اما اینبار نامهای دیگری هم بودند که هر کدوم به تنهایی ضمانت کیفیت اجرا رو داشتند. نیما دهقان به دور از تمام نوستالژی های دوست داشتنی و شخصی من از سمینار تئاتر و مخاطب سال 86 و علاقه من به سبک کاریشون تداعی خوبی از نمایش"کادانس" داشت. حمید رضا آذرنگ با "خیال روی خطوط موازی" توی همین سالن چهارسو ذهنیت قشنگی برام بجا گذاشته بود. رویا میرعلمی و شبنم مقدمی که همیشه با بازیهای خوبشون توجهم رو جلب کرده بودند.... و حالا با هم بودن اینها و نمایش " مادر مانده"....
نمایش با طراحی صحنه جالبی دقیقا متذکر این بود که در راستای تفکرات و کارهای قبلی کارگردان ، ما با نیما دهقان روبرو هستیم و دنیای ایده ها و خلاقیتش.... فضایی سیال با محوریت مرگ. شاید در نگاه اول و بدون باز شدن گره های داستان ، فضا کمی غیر متعارف و بی ربط با اجرا جلوه می کرد، اما با پیشرفت داستان طراحی پرده های سفیدی که مسئول حفظ فضای داستان در ذهن تماشاگر بود به شدت کاربردی بود. خلاصه که هر چه قراربود در این رابطه بگم ، با دیدی بسیار فنی تر در پاراگرافی از نقد این نمایش در ایران تئاتر نوشته بود. "" ایده استفاده از پردهها برای تلفیق فضاهای واقعی و غیر واقعی مهمترین رویکرد اجرایی است که علاوه بر در اختیار گرفتن طراحی صحنه مطابق با مضمون، به بهترین ابزار روایت داستان تبدیل شده و اصلا عنصر سخت افزاری است که حتی میتوان ادعا کرد که در جایگاه راوی غایب داستان قرار گرفته است. حرکت پردهها در صحنه با کنار زدن پردههای ذهن، لایههای شخصیت را کنار میزند و آنها را از بیرونیترین وجه شخصیتی به سمت درونیترین وجوه نزدیک میکند. حرکت پردهها گویی با کنار زدن فرمهای تصویری زیبا روایتی تاثیرگذار و متکی بر جنبههای جذاب دیداری را پدید میآورد که هر رویدادی را حقیقیتر از حقیقت آن در ذهن مخاطب به ثبت می رساند. بنابراین در ارزیابی همه عناصر"مادرمانده" بیشترین امتیاز را به همین شگرد اجرایی میدهم که حتی فراتر از جنبههای اجرایی و دیداری و ابزارهای صحنه به مولفه مهمی در روایت سیال فضاهای متنی تبدیل شده است.""
بازیها نسبتا روان و خوب بودند. نور هم بدون در نظر گرفت چند صحنه کوتاه به نظر کاربردی بود.میزانسنها دقیق و دوست داشتنی بودند که با توجه به خلاقیت نیما دهقان در به کار گیری پرده ها بخوبی ذهن تماشاگر رو از فضای حال به گذشته و یا آینده سیال نگه می داشت. گریم ها هم به نظرم چیز خاصی نداشتند و هر گونه لغزشی از خط طبیعی و رئال آغاز نمایش ، پایان مهیج نمایش را لو می داد و همین دست گریمور را بسته نگه می داشت و همواره این ترس با کارگردان بود که مبادا گریم ، هیجان پایان نمایش را از بین ببرد. به نظرم تنها دلیل نبودن اسم گریمور روی بروشور نمایش همین می تونست باشه. در کنار تمام اینها فرشاد فزونی باز هم مثل همیشه با ذهن خلاق خودش و موسیقی دقیقش کمک شایانی به فضا سازی داستان داشت. هر چند که به دور از جانبداری و حس خاصی که به کارهای ایشون دارم ، به نظرم تمام آنچه که همیشه بود، نشان نمی داد. یادمه "ماکاندو" رو بخاطر حس صدای سیامک صفری در کنار هنر فزونی 3 بار دیدم. یا کادنس رو فقط و فقط برای حس موسیقیش دو بار. هر چند اینبار هم خوب بود اما در کادنس بی نظیر بود....
و در آخر چشمگیر ترین نکته این نمایش ، شیوه روایت و تکنیک اجرای ساختار متقاطعش بود که از موضوعی اینچنین پیش پا افتاده ، اثری جذاب و پراز تعمق ساخته بود. که در صحنه پایانی و درخشان نمایشش تماشاگر را به زیبایی هر چه تمامتر به فکر وا می داشت....
خلاصه اینروزها که دو قدم آنطرفتر ، درسالن مولوی نمایش به شدت بی نظیری!!!!!!!! روی صحنه است که برای تا پایان دیدنش آستانه تحمل بسیار بالایی ، خیـــــــــــــــــلی بالاتر از تحمل شخص من! لازم داره ، تماشای این نمایش خوب تالار چهارسو و گروه حرفه ای و کاربلدش به شدت می چسبه.....
نقد نمایش مادر مانده / ایران تئاتر /
نقد نمایش مادر مانده / خبرگزاری ایسکا نیوز /
* پی نوشتی در قالب یک توصیه کاملا دوستانه ( علی رغم تمام انتقادات و نظرات دوست خیلی خیلی خوبم -- که براشون یه دنیا احترام قائلم -- ، مبنی بر اینکه نظری قطعی و اینچنین تند راجع به نمایشی ندهم ، چون بر پیکره تئاتر لطمه خواهد خورد ! ) : توصیه می کنم اگه از بی تئاتری هم بال بال می زدید ، ساعت 8 شب به بعد کلاهتون هم سمت تالار مولوی افتاد برندارید ، چون تا مدتها از تئاتر و تماشای اون دلزده خواهید شد.............. ( اگر تئاتر چنین است ، لطمه بر چنین پیکره ای شاید ساختنی بس شگرف باشد ) البته بد نیست نگاهی به نقد نمایش فوق و عکسهاش در سایت ایران تئاتر هم بندازید و خودتون راجع بهش تصمیم بگیرید! ( البته لازمه اضافه کنم منتقدی که این نقد رو نوشتند بسیار بسیار خوش بینانه نوشتند و شاید دلشون نیامده اشاره ای به بازیهای به شدت بد و گریم بی اصول و دفع کننده این نمایش کنند)
** پی نوشتی در قالب بخشی از رزومه فعالیت فرشاد فزونی در تئاتر
( متولد 20 خرداد ماه 1360 ) آهنگسازی درنمایش های : "از مریخ بسیار قرمز" به كارگردانی فرهاد فزونی، 1376 / "شازده كوچولو" به كارگردانی مصطفی قربانپور، 1377 / "پادشاه شهر پینك اسكای" به كارگردانی ایلا تهرانی، جزیرهی كیش، 1378 / "لیلی و مجنون" به كارگردانی شهرو خردمند1381/ "كافیشاپ، داخلی، شب" به كارگردانی علی اصغر دشتی1383/ "دن كیشوت" به كارگردانی علیاصغر دشتی، جشنوارهی فجر1384 (اسپانیا) جشنوارهی آسیایی،(2005) / "دو متر در دو متر جنگ" به كارگردانی نیما دهقان ، جشنوارهی تئاتر فجر؛ آلمان، جشنوارهی مارین باد (فرایبورگ)، 1385 / "پینوكیو" به كارگردانی نسیم احمد پور و علیاصغر دشتی ، جشنوارهی فجر، 1386/ "كادانس" به كارگردانی نیما دهقان، جشنوارهی فجر، 1387/ "ماكوندو" به كارگردانی آزاده انصاری، جشنوارهی عروسكی،1387 / آهنگسازی مجموعههای تلویزیونی: مقام بهار، 1382 و یك فنجان فیل، 1387

"من و دوست غولم" عنوان آلبومیست در سبک موسیقی راک و فیوژن که آهنگسازی و خوانندگی این اثر را " فرشاد فزونی" به عهده دارد و " رامین بهنا" و" بابک ریاحی پور" در تنظیم آن نقش داشته اند. این اثر با ارکستر 6 نفره نواخته شده و اشعارکتاب " من و دوست غولم " شل سیلور استاین به صورت کامل اجرا شده اند که شامل 10 قطعه با نامهای ( هیشکی - کی؟ - شراکت - جایی که پیاده رو تموم می شه – پسر بچه و پیرمرد – صدا – دعوا در آسمان – درون – مه – زبان از یاد رفته ) است که توسط " آوا خورشید " در سال 1384 انتشار پیدا کرده است.
+ نوشته شده توسط میخک سفید در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت
4:30 PM |