دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم
صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل تر شود
صبوری می کنم تا طلوع تبسم ، تا سهم سایه ، تا سراغ همسایه ...
صبوری می کنم تامدار ، مُدارا ، مرگ ...
تا مرگ ، خسته از دق الباب نوبت ام
آهسته زیر لب ...چیزی ، حرفی ، سخنی بگوید
مثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت ! هه! مرا نمی شناسد مرگ
یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکت اند !
حالا برو ای مرگ ، برادر ، ای بیم ساده ی آشنا
تا تو دوباره باز آییی
من هم دوباره عاشق خواهم شد...
"سید علی صالحی "
امشب بعد از کلی سر و کله زدن بین موندن ورفتن ، بودن و نبودن ! اومدم که نتیجه یک روز تمام تمام فکر کردن روی پیشنهاد یکی از دوستان درباره این کلبه بارونی تقریبا 4 ساله ، رو اینجا هم ابلاغ کنم. هر چند که به محض ورودم دیدن اون شمارشگر آبی رنگ پایین صفحه ، که یجورایی دلگرمی من برای نوشتن توی این کلبه محسوب می شه ، دوباره داشت دچار تردیدم می کرد. اما ترجیح می دم حداقل این تصمیمم رو برای مدتی هم که شده به آزمایش بذارم! در راستای کشفیات تازه بعضی دوستان و پیدا شدن اینجا ، از بین رفتن حس مجازی بودنش ، و طبیعتا به همون نسبت راحت نبودن توی نوشته هام وووووووووووو هزارتا حس بد دیگه + انتقاد یکی از دوستان صاحب نظرم قرار بر این شد ؛ رویکرد نوشتاری این کلبه دچار تغییراتی بشه و از این به بعد در اینجا فقط و فقط از اتفاقات جدی و رسمی از قبیل خوندن کتاب ، تماشای فیلم و تئاتر و عکس حرف بزنیم و حرف بشنویم.....و به همین ترتیب بخش دل نوشته های بارونی رو حذف کنیم ، تا ببینیم چه خواهد شد. چه جالب که توی روزی این تصمیم عملی می شه که رکورد بازدید در یک روز معمولی با 79 باز بارگذاری صفحه، توی این کلبه بارونی شکسته شد.
خوشحال می شم در این باره نظرات اونهایی که می اومدند و بدون رد پایی می گذشتند و دیگر دوستان همیشگی این کلبه رو هم بخونم..........................







.jpg)

